صفر تا صد مسئولیتها در موکبالحسن(ع)، با نوجوانان است
بیــن فکـــوری ۳۴ و ۳۶ در محله نیروهوایی مشهد سفره ساده افطارشان گشوده است تا بهاذاننرسیدهها، روزه شان را باز کنند. هیئت نوجوانان موکبالحسن (ع) این روزها در ثواب روزههای بسیاری شریک میشوند؛ چای را تا اذان میرسانند و در کنارش عدسی یا سوپی برای رهگذران تهیه میکنند. آنها حتی به تشنگی بعد از اذان روزهداران هم فکر میکنند و تا نیمهشب چایشان دم است و مهربانیشان به راه.
این روزهای مهمانی خدا ایستگاه صلواتیشان شلوغ است و همین به آنها انرژی مضاعفی میدهد تا مدت بیشتری پرده خیمهشان بالا باشد. آنها گله دارند از اینکه نوجواناند و جدی گرفته نمیشوند و برای دریافت مجوز برپایی خیمه هر سال سنگ جلوی پایشان میاندازند. علیرضا فخرآبادی که حلقه اولیه این خیمه است برایمان از عهدی که چند سال پیش با امام حسن مجتبی (ع) بسته و این هیئت را به راه انداخته است و فعالیتهای دیگر این هیئت میگوید.
نوجوانان خدمتگزار
یکی از ویژگیهای مهم موکبالحسن (ع) این است که از صفر تا صد مسئولیتش را نوجوانان دست گرفتهاند. هر کسی از مقابل ایستگاه صلواتیشان رد میشود توجهش به این جثههای کوچک و قامتهای کوتاه جلب میشود؛ آخر دوام این خیمه به کار همین افراد است که شاید در نگاه اول از آنها انتظاری نباشد. بعضی مردم وقتی از مقابل خیمه نوجوانان رد میشوند، فکر میکنند این نتیجه کار بزرگترهاست ولی وقتی چند دقیقهای میایستند و فقط تعدادی نوجوان میبینند، از این نظم ظاهری و شور نوجوانی به شعف میآیند. گاه بارها سراغ خیمه میروند تا این شوق را با آنها شریک شوند و از اینکه آنها با این کوچکی اینقدر فعالاند، قدردانی کنند.
رسم هیئت سختکوشی است. نمیخواهند، چون نوجواناند کارشان متوسط باشد. به جزئیات توجه میکنند. ظاهر خیمه و بچهها بهعنوان نمای کارشان مرتب است. ماه رمضان هر سال برنامهشان همین است. حتی لیوان یکبار مصرف را از پذیراییشان حذف کردهاند. سعی میکنند روز به روز بهتر شوند و طرح و ایدههای جدید داشته باشند.
موکب اربعین
این نوجوانان بزرگشده مسجد امام حسن مجتبی (ع) هستند و انتخاب نام هیئتشان ابراز ارادتی به ساحت کریم اهل بیت (ع) است. میخواهند تا میشود حال و هوای خیمهشان را اربعینی کنند. چند قدم مانده به خیمه صدای نوحههای آشنای راه اربعین به گوش میرسد. روی این فکر کردهاند که خیمهشان با نام حضرت فاطمه (س) و نواهای عربی، رهگذران را به یاد روزهای پرشور و اشتیاق اربعین بیندازد. این اتفاقی است که در آن موفق بودهاند. بارها رهگذرانی که از جلوی خیمهشان عبور کردهاند، لحظهای ایستادهاند و شاید نم اشکی بر دیدگانشان نشسته است.
این نوجوانان بزرگشده مسجد امام حسن مجتبی (ع) هستند و انتخاب نام هیئتشان ابراز ارادتی به ساحت کریم اهل بیت (ع) است
بارها به اهالی این خیمه ابراز ارادت کردهاند و برایشان دعا کردهاند که حال و هوای جادههای رهسپار کربلا را برایشان زنده کردهاند. شده حتی بیایند و بگویند احساس میکنم در مسیر نجف -کربلا هستم. نوجوانان حمایل به دوش، نوحه حزین عربی، نام موکبالحسن (ع) که بر سینه خیمه میدرخشد، همه دست به دست هم میدهند تا دلهای گرفته عابران باصفاتر شود. حالا آرزویشان این است که در مسیر پیادهروی اربعین موکب داشته باشند تا آنجا هم به مردم خدمت کنند.
اهل مسجدیم
شاید بهخاطر نام امام حسن (ع) است که هر کسی میآید پابند میشود. قدیمیهای خیمه هنوز هم هستند و کوچکترها به این جمع اضافه شدهاند. نیروهای قدیم و جدید در کنار هم کار میکنند و در مسجد هم فعالیت دارند. موقع نماز در خدمت مسجد ند و از ظرفیت مسجد غافل نیستند. جشن غدیر و اعتکاف و برنامههایی از این دست به همت نوجوانان موکبالحسن (ع) پا میگیرد. شاکله اصلی خیمه هم از همین مسجد جان گرفته است، اما هر جا که بتوانند و از آنها کمک بخواهند، دریغ ندارند. امسال میخواهند اندکی متفاوت باشند.
چهار نوع نوشیدنی گرم دارند. دلشان میخواهد میزبان خوبی برای روزهداران باشند. میخواهند فرهنگ تغذیه سالم را هم رواج بدهند. بهسراغ دمنوشها رفتهاند و هر بار سعی میکنند سهم ایستگاهشان از این نوشیدنیهای گیاهی بیشتر شود. برنامه بر این منوال است که به جای چای، دمنوشها را جایگزین کنند. حالا هم تعداد دمنوشها را بیشتر کردهاند.
رزق معنوی
هر سال پیش از رمضان برنامهها را چیدهاند و منتظرند تا ماه خدا از راه برسد. چند روز هم در این ماه برنامه ویژه دارند. پارچهنویسیهایی که لازم است، خودشان مینویسند. بچهها خیمهها را برپا میکنند. حتی جوشکاری و لولهکشیهای ایستگاه به عهده خودشان است. سوپ و عدسی افطار را هم خودشان میپزند. با اینکه سنشان کم است ولی متکی به کسی نیستند و در آماده سازی خیمه از تزیینات تا تجهیزات و هر کاری که از دستشان بر بیاید، دریغ ندارند. حتی لباس فرمها را خودشان تهیه میکنند.
پارچه میخرند و به مادر یکی از بچهها که خیاطی میکند، میسپارند. هر زمان که موقعش بشود خود خیاط زنگ میزند و میگوید: «از روزی ما فراموش نکن». خانم خیاط اعتقاد دارد که کار برای خیمه امام حسن (ع) روزیِ گرانبهایی است که نباید به این راحتی از آن گذشت؛ روزیای که از برکت خیمه پای چرخ خیاطیاش به دستش میرسد. در این سفرهای که از کرم اهل بیت (ع) پهن شده است هر کس رزق معلومی دارد. رزق معنوی که یا با کار است یا با پول. میگویند: ما هیچکارهایم. دست خودشان است. جفتوجور کارها به دست (س) فاطمه است. کار را او میکند.
اولین بارقههای موکبالحسن (ع)
علیرضا فخرآبادی، برادرش کاظم و چند نفر از رفقایشان با هم اینکار را شروع کردهاند. سال ۹۰ ایستگاه شربت برای مسجد امام حسن مجتبی (ع) بر پا میکنند. با امام جماعت مسجد، حاج آقا تشکری، هماهنگ میکنند تا خیمهشان تا ماه رمضان بماند. ماه رمضان چای میدهند. اولین بارقههای موکب الحسن (ع) زده میشود. از همه اقشار مردم استقبال میکنند و به آن نوجوانهای ۱۴، ۱۵ ساله انگیزه میدهند تا عزمشان را جزم کنند و از آن سال ماه رمضان بعد از افطار کارشان همین باشد.
خیمهشان کمکم گستردهتر میشود و تعداد نوجوانانی که در آن مشغول خدمت هستند، بیشتر شده است. وقتی حاجت میخواهند هم باور دارند: من فقط یک نوکرم کار خودم را میکنم. او خودش هر وقت لازم شد به نوکر میرسد. با همین اعتقاد است که رونق خیمهشان هر سال بیشتر میشود و از چند نفری که سال ۹۲ شروع به کار کردهاند تا همین الان ۳۰ نفر در ایستگاه صلواتیشان مشغول است. بعد از ماه رمضان غربت ایام فاطمیه و اهمیت دهه اول محرم آنها را وادار کرد تا چادرشان را آن موقع هم علم کنند.
به اندازه وُسع
برایشان سخت است که بخواهند هزینههای خیمه را فراهم کنند. حتی به آنها میگویند شما در این خیمهزدن چه دیدهاید که هر سال پرشورتر آن را برقرار میکنید. روز اولی که داربست را بر پا میکنند تا رویش چادر بکشند، جیبشان خالی است. اما به قول فخرآبادی معجزه است که تمام هزینههای چادر و چای در روزهای برپایی خیمه تأمین میشود. بخش زیادی از مایحتاج ایستگاه را نوجوانها و خانوادههایشان میخرند. هرکس نخود نذرش را توی این دیگ آش میاندازد تا اجرش را از صاحبش بگیرد.
آنها غرور نوجوانیشان را زیر پا میگذارند و دست همکاریشان را بهسمت مردم دراز میکنند و نیت میکنند که امام حسن (ع) کمکشان کند تا در زندگیشان دست نیاز بهسوی کسی دراز نکنند. هر کس به قدر وسعش کمک میکند تا این خیمه که خالصانه برپا شده است، رونق بگیرد. حتی کسبه نذر میکنند تا قند و چای و نبات ایستگاه را فراهم کنند. با این شرایط با همت نوجوانهایی که گاهی حمایلها به اندازه قد و قوارهشان نیست، این خیمه استوار میشود و رونق میگیرد.
همسایهداری خیمه
اهالی محل بارها خودشان گفتهاند که سحری بچهها پای ما باشد. نانوایی محل هر روز تعدادی نان به خیمه میدهد. نمازگزاران مسجد از حال خوب خیمه سپاسگزارند. آدمهای مختلفی مراجعه میکنند که به جای بولوار وکیلآباد از فکوری میآیند تا در مسیر خیمه قرار بگیرند و روزیشان را از امامحسن (ع) طلب کنند. مشتریهای ثابتی دارند که میدانند ماه رمضان میتوانند از چایخانه موکب الحسن (ع) چای بگیرند. آنها هم سعی میکنند رعایت حال همسایه را داشته باشند.
حواسشان به حقالناس است تا نکند همسایهای ناراضی باشد. اگر کسی میگوید صدای نوحه زیاد است کمش میکنند
حواسشان به حقالناس است تا نکند همسایهای ناراضی باشد. اگر کسی میگوید صدای نوحه زیاد است کمش میکنند. صوتشان یک باند با صدای کم است تا هم حالوهوای خیمهشان را عاشورایی کنند و هم برای دیگران مزاحمت نداشته باشند. لیوانهای چایشان قابل شستو شو است تا دوروبر خیمهشان از گزند لیوانهای یکبار مصرف در امان بماند.
شیرینِ شیرین
در این مسیر خاطرات خوب زیادی داشتهاند که کامشان را برای ادامه راه شیرین نگه داشته است؛ از آن نصّاب ماهواره که ماشینش نزدیک خیمه جوش میآورد و پناهش خیمه میشود و وقتی چشمش به پرچم فاطمهالزهرا (س) خیمه میافتد، تصمیم میگیرد تا پایان ایام فاطمیه و حتی برای همیشه شغلش را تغییر دهد تا شبی که برخلاف دیگر شبها تا ساعت یک شب خبری از شامی که هیئتها هر شب میآورند، نمیشود و پولی هم ته جیبها برای خرید شام نیست، به پرچم منقش به نام امام حسن (ع) نگاهی میاندازند و میخواهند که کارشان را
راه بیندازد و همان شب از چند طریق برایشان رزق میرسد تا بچهها گرسنه کار نکنند. در همین ماجراهاست که به کارشان ایمان میآورند و قدرت پیدا میکنند که با جیب خالی، علم خیمه را استوار نگهدارند.
*این گزارش چهارشنبه، ۲ خرداد ۹۷ در شماره ۲۹۱ شهرآرامحله منطقه ۹ چاپ شده است.

