حضور در اجتماعات شبانه سبک زندگی خانواده وکیلی شده است
شب که میشود، بیشتر خانوادهها کمکم خودشان را برای پایان یک روز شلوغ آماده میکنند؛ بچهها به فکر خواب و فردا هستند و خانه آرامآرام رنگ شب میگیرد. اما خانواده وکیلی تازه راهی اجتماعات شبانه میشوند. این خانواده پنجنفره حضور فعالی در این اجتماعات دارند؛ برای همین بچهها باید تکالیفشان را انجام داده باشند و کارهای خانه تاجاییکه میشود سروسامان گرفته باشد.
آقاحامد باید خودش را به برنامههای اجرایی برساند و فاطمهخانم هم حواسش به غرفههای کودک و نوجوان باشد. خانواده وکیلی از همان نخستین شب شکلگیری اجتماعات پای کار آمدهاند؛ شبی که شاید هیچکدام تصور نمیکردند این حضور قرار است بیشاز شش ماه ادامه پیدا کند. حامد و فاطمه و سه فرزند یازده، هشت و چهارسالهشان حالا بخشی از زندگی خود را با این شبها تنظیم کردهاند.
از پیادهروی شبانه تا پاتوق اجتماعی محله
قرار گفتوگوی ما پنجراه سناباد است. آقای وکیلی، مجری برنامه، روی سن ایستاده و مشغول اجرای برنامه است. منتظر میمانیم تا کارش تمام شود و از روی سن پایین بیاید؛ چنددقیقه بعد، گفتوگوی ما درباره ۲۱۵شب حضور (تا زمان تهیه گزارش) در اجتماعات شبانه آغاز میشود.
حامد وکیلی از همان روزهای نخست در اجتماعات حضور داشت. به گفته او آن روزها خبری از ایستگاه و سن در پنجراه سناباد نبود. حضور نمازگزاران مسجد حضرترقیه (س) در محله سعدآباد بیشتر بهشکل پیادهروی انجام میشد تا اینکه کمکم ایده تجمع در یک مکان ثابت شکل گرفت و حالا این جمع در پنجراه سناباد گرد هم جمع میشوند.
آقاحامد میگوید: از دهم اسفند تا اواخر فروردین گاهی پیاده و گاهی سواره در کوچهپسکوچههای محله حرکت میکردیم. اما کمکم به این نتیجه رسیدیم بهتر است در مکانی ثابت باشیم تا اگر کسی از هممحلهایها یا نمازگزاران مسجد دیرتر آمد، محل اجتماع را پیدا کند. بهدنبال این بودیم جایی را انتخاب کنیم که رفتوآمدها برای اهالی مزاحمتی ایجاد نکند. بالاخره در پنجراه سناباد مستقر شدیم.
طبق گفته آقاحامد، با استقرار در یک مکان ثابت، جنس برنامهها کمکم تغییر کرد. دیگر قرار نبود فقط گروهی از نمازگزاران دور هم جمع شوند و پیادهروی کنند؛ برنامهها شکل منسجمتری گرفت و بخشهای مختلفی به آن اضافه شد. همین موضوع باعث شد آقاحامد بیشتر درگیر بخش اجرایی شود؛ از هماهنگی برنامهها و دعوت از مهمانان و سخنرانان گرفته تا رسیدگی به جزئیاتی که شاید مخاطب در یک شب عادی کمتر ببیند.
حضور در اجتماع هم بخشی از زندگی ماست
۲۱۵شب حضور ثابت در اجتماعات، عدد کمی نیست، آن هم برای خانوادهای با سه فرزند که درکنار این حضور، زندگی معمول خودشان را هم دارند. آقاحامد کارمند است و به قول خودش زندگی این روزهایش را به سه بخش انجام امور خانه، محل کار و اجتماعات تقسیم کرده است.
او با گفتن این جمله لبخندی میزند و میگوید: سه حوزه را باید همزمان داشته باشم؛ کار، خانه و مهمتر از همه اجتماعات. الان بهخاطر بازگشایی مدارس و آسایش خانوادهها، اجتماعات ما از ساعت۹ تا ۱۰:۳۰شب است. باوجوداین تا برسیم خانه و بخواهیم بخوابیم، زودتر از یک شب نمیشود.
وکیلی ادامه میدهد: صبح زود اول باید بچهها را به مدرسه ببرم. سر کار هم وظایفی دارم و باید بهدرستی آن را انجام دهم. برای انجام تمام این امور خیلی وقتها از استراحت خودم میزنم.
حامد از روزهایی میگوید که مهمانیها و دورهمیهای خانوادگی طولانیتر بود، اما حالا زمان بیشتری از زندگی شبانه به اجتماع اختصاص پیدا کرده است. تعریف میکند: قبلا مهمانیهای طولانی و تفریحاتی با زمان بیشتر داشتیم؛ الان همان میهمانیها هست، اما با زمانی کوتاهتر. حتی گاهی در مهمانی هستیم و میخواهیم برویم، میگویند دوست داریم بیشتر در جمع ما باشید، اما همیشه میگوییم باشد در دیدارهای بعدی.

برنامهریزی، اصل مهم زندگی
در سوی دیگر این ماجرا، فاطمه وکیلی ایستاده است؛ مادر سهفرزند و کسی که بخش کودک و نوجوان اجتماعات پنجراه سناباد را اداره میکند. برای او، حضور شبانه در این برنامهها فقط پوشیدن لباس و بیرونآمدن از خانه بههمراه همسر و فرزندانش نیست. پشت این حضور، برنامهریزی برای سه کودک، رسیدگی به مدرسه و تکالیفشان و هماهنگکردن کارهای خانه است.
فاطمهخانم میگوید: من سه فرزند یازده، هشت و چهارساله دارم. گاهی بچهها خسته هستند، گاهی بیماری دارند. مدارس هم که شروع شده و کار زیاد است. همه اینها را با هم هماهنگ میکنیم تا بتوانیم شبها در اجتماعات حضور داشته باشیم.
او برای حضور در این برنامه با همه چالشهایی که ممکن است در طول روز با آن مواجه شود یک اصل ساده دارد؛ «اگر کاری برایمان مهم باشد، برای انجامش برنامهریزی میکنیم.»
وکیلی ادامه میدهد: حضور در اجتماع از نگاه من و همسرم خیلی مهم است و برای همین برنامهریزی میکنیم که رأس ساعت ۸ شب آماده باشیم و به اینجا بیاییم. این برنامهریزی حتی به ساعت خواب بچهها هم رسیده است. از آغاز سال تحصیلی جدید، ابتدا تکالیفشان را انجام میدهند، بعد کمی استراحت میکنند تا بتوانند شب همراه ما باشند.
بچهها هم سهمی از این شبها دارند
اگر حامد در صحنههای اجرایی دیده میشود، فاطمه شبها بیشتر بین بچههاست. غرفههای کودک و نوجوان، قصهگویی، بازی، ساخت سازه و حلقههای گفتوگو برای دختران نوجوان، بخشی از برنامههایی است که با حضور او دنبال میشود.
برای خانوادههایی که شببهشب یکدیگر را دیدهاند، اجتماع فقط یک برنامه چندساعته نیست؛ بخشی از روابط اجتماعی محله شده
برایش مهم است که فضای اجتماع برای کودکان خشک و رسمی نباشد؛ بچهها باید سهمی در آن داشته باشند، بازی کنند، دوست پیدا کنند و خاطره بسازند. فاطمهخانم میگوید: درکنار این اجتماع، بچهها تفریح و حتی در پذیرایی کمک میکنند. برای دختران نوجوان هم حلقههای گفتوگومحور و دورهمی داریم.
دوستیهایی که در ۲۰۰ شب شکل گرفت
فاطمه از چیزی میگوید که شاید در نگاه اول دیده نشود؛ آدمهایی که در این دویست و چند شب، کمکم برای هم آشنا و بعد دوست شدهاند. او تعریف میکند: مردم بیشتر از دویستشب است که با هم هستند. در طول این شبها دوستیهایی شکل گرفته است. خیلیها هممحلهای هستند و حالا در فضای مجازی با هم ارتباط دارند. برای خانوادههایی که شببهشب یکدیگر را دیدهاند، اجتماع فقط یک برنامه چندساعته نیست؛ بخشی از روابط اجتماعی محله شده است.
فاطمهخانم خاطرات مختلفی از این شبها دارد. او تعریف میکند: یکی از خانمهایی که به این اجتماعات میآمد، باردار بود. پس از مدتی غیبت، حالا با نوزادشان به جمع ما میآید. علاوهبرآن یک کودک یکونیمساله بود که با خانوادهاش به اینجا میآمد و چندی پیش تولد دوسالگی او را جشن گرفتند.

پشت صحنه این شبهای پرهیاهو
در اجتماعات شبانه، آنچه مردم میبینند، برنامهای است که روی سن اجرا میشود؛ بچههایی که بازی میکنند، خانوادههایی که کنار هم نشستهاند و جمعی که شب را درکنار یکدیگر سپری میکنند. اما پشت این تصویر، گاهی اتفاقهایی رخ میدهد که فقط عوامل اجرایی از آن خبر دارند.
آقاحامد تعریف میکند: یک شب هنگام اجرا، یکی از بلندگوها به زمین خورد و درمیانه شور و حرارت برنامه، صدا قطع شد. خسارتی حدود ۳۰میلیون تومان به جا ماند.
آقاحامد با یادآوری این خاطرات، دوباره لبخندی میزند و میگوید: پشت صحنه این کارها فشار زیادی دارد که سعی میکنیم مردم آن را نبینند. گاهی اتفاق افتاده است که مهمانی را برای برنامه دعوت میکردیم و درست همان شب خبر میداد امکان حضور ندارد. این فشارها باعث شده تجربههای بسیاری کسب کنیم و طی این مدت، برنامهها بهتر و آسانتر پیش برود.
* این گزارش شنبه ۱۸ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۷ شهرآرامحله منطقه ۱ و ۲ چاپ شده است.