مادر و دختران کاراتهکار محله سعدآباد حریف و رفیق یکدیگرند
ثنای یازدهساله اولین نفر از جمع خانواده آتشفراز بود که کاراته را شروع کرد. بعد، زهرا به خواهرش پیوست. مادر که هربار بچهها را به کلاس میرساند و بیرون منتظرشان میماند، یک روز با خودش گفت چرا فقط تماشاگر باشد. خودش هم لباس کاراته پوشید و وارد زمین شد. چندی بعد، نورا، کوچکترین عضو خانواده، با مادر و خواهرهایش در مسیر ورزش همراه شد.
حالا در خانواده آنها، چهارنفر با چهار کمربند متفاوت، یک ورزش مشترک را دنبال میکنند؛ ورزشی که از کلاس و مسابقه گذشته و حالا به بخشی از زندگی خانوادگیشان تبدیل شده است. تمرینهای کاراته گاهی از سالن به خانه میآید؛ ثنا که سابقه بیشتری دارد، روبهروی مادر میایستد، حرکاتش را نگاه میکند و اشکالاتش را میگوید. هروقت زهرا و نورا مبارزه تمرینی داشته باشند، ثنا نقش داور را بازی میکند و حواسش به آنهاست.
در این خانواده، کاراته فقط ورزشی برای مسابقه و کسب مدال نیست؛ بهانهای است برای باهمبودن، تمرین، سفررفتن و حتی بیشترشدن صمیمیت مادر و سه دخترش.
همهچیز از دختر پرانرژی خانواده شروع شد
علاقه به کاراته در خانواده آتشفرازها از سال۱۴۰۰ شروع شد، زمانی که ثنا، دختر بزرگ خانواده، کلاس اول ابتدایی بود. البته ورزش برای او موضوع تازهای نبود. از سهسالگی ژیمناستیک کار میکرد و حتی در مسابقات استانی چند مدال طلا گرفته بود، اما تماشای کاراته در تلویزیون مسیر ورزشی او را تغییر داد.
ثنا از کودکی پر انرژی بود. خودش میگوید: حرکات کاراته، پریدن و حتی فریادهایی که در مسابقات میشنیدم، برایم جذاب بود. همین شد که از پدرم خواستم من را در کلاس کاراته نزدیک خانه ثبتنام کند.
حالا پنجسال از آن روزها گذشته و آن دختر پرانرژی، آرام و صبور شده است. حتی در گفتوگوی ما وقتی خواهرهای کوچکترش بیقرار میشوند، با حوصله از آنها میخواهد کمی آرامتر بنشینند تا گفتوگوی ما تمام شود.
او در سبک سنتی کاراته تمرین میکند؛ سبکی که در آن تمرینها بدون برخورد مستقیم و ضربه انجام میشود. ثنا در این سالها در بخشهای مختلف مسابقات شرکت کرده و پانزدهمدال به دست آورده است. روی دیوار خانه هم بخشی از خاطرات ورزشی خانواده جا گرفته است، جایی که مجموع مدالهای چهارنفر به ۳۵مدال میرسد.
ثنا چهاربار در مسابقات کشوری شرکت کرده است. او تعریف میکند: نخستین مسابقه کشوری که در آن شرکت کردم در تهران برگزار شد. ابتدا استرس داشت، اما کمکم توانستم بر ترس و استرسم غلبه کنم.
اولین مسابقهاش که چندماه بعداز شروع کاراته در آن شرکت کرد، اما خاطره دیگری دارد؛ حریفش همقد خودش بود، اما جثه بزرگتری داشت و همین موضوع باعث شده بود ثنا کمی نگران شود. حریف امتیاز اول را گرفت، اما با راهنمایی مربی، شرایط مسابقه تغییر کرد و ثنا توانست پیروز شود و مدال نقره استانی را بگیرد.
حالا خودش میگوید هرمسابقه، بخشی از ترسش را کم کرده است، آنقدر که دیگر حضور در مسابقات برایش استرسزا نیست و بیشتر فرصتی برای تجربهکردن است.
ثنا در کنار کاراته، نقاشی و خوشنویسی هم کار میکند و در مسابقات ورزشی مدرسه هم حضور دارد. شنا را هم بهصورت حرفهای دنبال میکند. آرزویش این است که در آینده مربی ورزش شود و در رشته تربیتبدنی ادامه تحصیل دهد.

اعتماد به نفس نتیجه کلاس کاراته برای زهرا
سال۱۴۰۲، وقتی زهرا دختر دوم خانواده، سهسال داشت، همراه ثنا به کلاس کاراته رفت. زهرا ابتدا دختری خجالتی بود و وابستگی زیادی به مادر داشت، اما حضور در کلاس و ارتباط با بچههای دیگر، کمکم او را اجتماعی کرد. حالا هفتساله است، کمربند آبی دارد و دوستان زیادی در محیط ورزشی پیدا کرده است.
وحیدهخانم میگوید: کاراته برای زهرا فقط یک فعالیت ورزشی نبود؛ به او کمک کرد ارتباط بیشتری با دیگران برقرار و اعتمادبهنفس بیشتری برای حضور در جمع پیدا کند.
زهرا حالا تجربه مسابقات کشوری را هم دارد. نخستین مسابقهاش در مشهد برگزار شد و با وجود استرس، توانست مقام سوم را به دست آورد. در دومین مسابقه کشوری که در تهران برگزار شد نیز مدال نقره گرفت.
از زهرا که میپرسیم چرا میخواهد کاراته را ادامه دهد، با همان زبان کودکیاش به سادگی جوابمان را میدهد و میگوید: کاراته را دوست دارم و از مسابقات و برندهشدن لذت میبرم.

وقتی مادر به جمع دخترانش پیوست
تا اینجا دو دختر خانواده کاراتهکار شده بودند، اما هنوز خبری از مادر نبود. وحیده مهدیپور، متولد۱۳۶۶، ایروبیک و بدنسازی تمرین میکرد. مشکل این بود که ساعت کلاسهای خودش با بچهها هماهنگ نبود. همیشه بهخاطر بچهها خیلی زود از کلاس به خانه برمیگشت و هربار هم که دخترانش را به کلاس میبرد خودش پشت در منتظر آنها مینشست. اما کمکم ایدهای به ذهنش رسید؛ چرا زمانی که بچهها تمرین میکنند، خودش هم در کنار آنها ورزش نکند؟
کاراته برای زهرا فقط یک فعالیت ورزشی نبود؛ به او کمک کرد ارتباط بیشتری با دیگران برقرار کند
وحیدهخانم سال۱۴۰۴ وارد کلاس کاراته شد و اکنون کمربند سبز میبندد. نورا، دختر کوچکتر خانواده که سه سال دارد، در این رفتوآمدها همراه مادر بود و حالا درکنار آنها ورزش میکند و کمربند زرد دارد.
وحیده خانم میگوید: من بیشتر برای ورزش و اینکه کنار بچهها باشم وارد کلاس کاراته شدم. بهدنبال کسب مدال و قهرمانی نبودم.
بااینحال، تمرینها او را هم به مسابقه رساند. مادر در چهار مسابقه شرکت کرده و دو مدال نقره کشوری و یک مدال برنز استانی به دست آورده است.
برای او، حضور در مسابقه کنار دخترهایش تجربه متفاوتی است. میگوید وقتی مادر و فرزند درکنار هم ورزش میکنند، بچهها هم حس خوبی پیدا میکنند؛ بهخصوص زمانی که قرار است روی تشک مسابقه بروند و میدانند مادر نزدیکشان است.
تشویق، حتی وقتی مدالی در کار نیست
برای مادر، مسابقه فقط لحظه اعلام نتیجه نیست. نگاهش بیشتر به بچههاست؛ به تلاششان و حوادثی که ممکن است حین مسابقه اتفاق بیفتد. وحیدهخانم میگوید: اگر دخترانم در مسابقه ببازند، آنها را در آغوش میگیرم و تأکید میکنم شکست هم بخشی از مسابقه است، نباید ناامید باشند؛ دفعه بعد بیشتر تلاش کنند.
برای او این جمله فقط مخصوص کاراته نیست. دوست دارد دخترهایش همین روحیه را در هر مسیری که در آینده انتخاب میکنند، با خودشان همراه داشته باشند؛ اینکه اگر جایی موفق نشدند، دوباره تلاش کنند و زود کنار نکشند.

ثنا، مربی کوچک خانه
کاراته حالا از سالن به خانه خانواده آتشفراز رسیده است. ثنا که در این زمینه از همه باتجربهتر است، گاهی نقش مربی کوچک خانواده را بازی میکند. اگر مادر در اجرای کاتا حرکتی را اشتباه انجام دهد، به مادر میگوید تا اصلاحش میکنند.
گاهی هم نوبت زهرا و نوراست که تمرین کنند و ثنا نقش داور را برعهده بگیرد. خودش میگوید: این کار فقط کمک به خواهرهایم نیست؛ برای خودم هم نوعی مرور تمرینهاست.
بااینحال، وقتی یکی از خواهرها مسابقه دارد، ثنا دیگر فقط یک داور یا مربی کوچک نیست؛ یک خواهر نگران و هیجانزده است. حتی اگر کمی دورتر از تشک نشسته باشد، حواسش به مسابقه زهراست و با هر حرکت او، هیجانش بیشتر میشود. حتی با صدای بلند او را هدایت میکند.
وقتی این خاطرات را میگوید؛ میخندد و ادامه میدهد: از همان دور سعی میکنم به زهرا کمک کنم. هرچند مربی در کنار تشک حضور دارد، حس خواهرانهام باعث میشود من هم کنارش باشم.
ما تلاش میکنیم سبک زندگی و تربیت فرزندانمان را براساس باورهای خانوادگی و آموزههای قرآنی پیش ببریم
برد خواهرهایش را موفقیت خودش هم میداند و از اینکه اعضای خانواده مدال میگیرند، خوشحال میشود.
نورا، شبیه خواهرانش
درمیان این سه خواهر، نورا تازهواردترین عضو دنیای کاراته است. سهساله است و کمربند زرد دارد. او از همان ابتدا که کنار مادر و خواهرهایش در کلاس حاضر میشد، دوست داشت مثل آنهاتمرین کند.
برای نورا، هنوز خبری از برنامهریزی برای مسابقات و تعداد مدالها نیست. بیشتر از اینکه کاراته را یک ورزش جدی بداند، آن را راهی برای شبیهشدن به خواهرهای بزرگترش میبیند.
حریف تمرینی او در خانه زهراست و ثنا همیشه حواسش به آنهاست.

جمع صمیمی و متفاوت
با همبودنهای خانواده آتشفراز فقط به ورزش محدود نشده است. گاهی مادر برای دخترها کتاب میخواند و گاهی ثنا کتاب را دست میگیرد و برای خواهرهای کوچکترش میخواند. جمعشان صمیمی و متفاوت است. آنها یادگرفتهاند حامی یکدیگر باید باشند.
مادر میگوید: کارهای خانه فقط برعهده من نیست. اگر مهمان داشته باشیم، بچهها کمک میکنند. زهرا در کارهای خانه همراه من است و ثنا هم بهمعنای واقعی مشاور و وزیر دست راست من و همسرم هست. نورا هنوز کوچکتر از آن است که سهم زیادی در کارهای خانه داشته باشد، اما حضورش خانه را سرزنده میکند.
وحیدهخانم میگوید: درکنار کاراته هر سه دخترم شنا را بهصورت حرفهای یادگرفتهاند. زهرا و نورا به کلاس اسکیت میروند و ثنا هم کلاسهای نقاشی و خوشنویسی را میگذراند.
پدر، رفیق خانواده
میثم آتشفراز، پدر خانواده هم در این مسیر همراه آنهاست. او با همسر و فرزندانش رفیق است و گرچه خودش به صورت حرفهای ورزش نمیکند، همراه خانواده است و شرایط پیشرفت فرزندانش را فراهم کرده است. به گفته مادر، هزینه کلاسها، لوازم ورزشی و هزینه رفتوآمد و سفر به مسابقات شهرهای دیگر را پدر با جان و دل تأمین میکند. وقتی یکی از دخترها در شهر دیگری مسابقه دارد، معمولا سفر خانواده شکل یک برنامه خانوادگی به خود میگیرد؛ همه با هم میروند و بچهها درکنار مادر احساس آرامش بیشتری دارند.
وحیدهخانم توضیح میدهد: درکنار همه اینها، ما تلاش میکنیم سبک زندگی و تربیت فرزندانمان را براساس باورهای خانوادگی و آموزههای قرآنی پیش ببریم. برایمان مهم است که دخترها هم در ورزش رشد کنند و هم در خانه رابطهای نزدیک با پدر و مادر داشته باشند. تلاش ما این است درکنار وظایفمان دوست و رفیق آنها هم باشیم.
* این گزارش شنبه ۱۱ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۶ شهرآرامحله منطقه ۱ و ۲ چاپ کرده است.