کد خبر: ۱۵۴۱۰
۲۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۰
آب انبار110 ساله ای که گود پهلوانان شد

آب انبار ۱۱۰ ساله قلعه وکیل‌آباد گود پهلوانان شد

سال ۶۱ بود و از بانیان ساخت آب انبار دیگر هیچ کسی نمانده بود. علی‌اصغر ملکی‌نژاد معروف به حاجی بندار از پدرش که سرپرست آب انبار حسین آقای ملک بود، آن‌جا را به ارث برد و تبدیل به زورخانه کرد.

داستان برمی‌گردد به سال ۱۲۸۰ و زمانیکه هنوز آب لوله‌کشی به حوالی قلعه وکیل‌آباد راه پیدا نکرده بود. حاج حسین آقای ملک، صاحب قلعه وکیل آباد و خیلی از اراضی اطرافش برای آبادانی محله وکیل‌آباد مشهد بسیار تلاش می‌کرد و کم‌کم عده‌ای را جمع کرد تا علاوه بر زندگی و بهره‌مندی از سر سبزی این قلعه، آن را با دستان خود، آباد کنند و به کشت و زرع در آن مشغول شوند.

دست اندرکاران ساخت بنا

آن زمان‌ها برای تهیه آب ساکنان قلعه، باید فرسنگ‌ها راه را پیاده می‌رفتند تا به آب برسند. برای همین هم حاج حسین‌آقا به داروغه زمان خودش، حاجی غلامرضا بندار ملکی‌نژاد، سرمایه‌ای داد تا بتواند محلی برای انبار کردن آب در قلعه بسازد. بندار چند کوره آجر‌پزی داشت و با آجر‌های تولید شده کوره‌های زیرزمینی‌اش، آجر‌های ساخت آب‌انبار را تهیه کرد. داروغه آجر‌ها را به استاد رحمت‌ا... یزدی و یک بنای دیگر که ۱۳۰ ساله بود و حاج رضا نام داشت سپرد و آنها آجر‌ها را با ملات ساروج به هم چسباندند و آب انبار را تا آجر آخر سقف گنبدی شکل‌اش، ساختند.

 

مشکل آب اهالی حل شد

مشکل کمبود آب قلعه با ساخت این آب‌انبار حل شد. اهالی، تابستان‌ها در آن، آب انبار و زمستان‌ها از آن استفاده می‌کردند. ورودی آب‌انبار ۲۴ پله می‌خورد که اهالی از آن پایین می‌رفتند و از شیر آبی که در سمت راست پله‌ها از دیوار بیرون آمده بود، آب برداشت می‌کردند. البته پر کردن آب انبار هم از طریق محفظه پنجره مانندی بود که در بالا‌ترین نقطه دیواره‌ها استقرار یافته بود.

آب انبار که راه افتاد، خیلی از اهالی راضی و خشنود بودند و، چون محله آباد‌تر شد، کم کم آدم‌های بیشتری برای سکونت، قلعه حاج حسین آقا را انتخاب کردند و همه قدر این آب را می‌دانستند و فقط به عنوان آب آشامیدنی از آن بهره‌می‌بردند تا آب تا انتهای تابستان به همه اهالی برسد.

 

تعطیلی آب‌انبار

سال‌ها بعد که آب لوله کشی به قلعه آمد، به خاطرغیر بهداشتی بودن آب انبار، اداره بهداشت به اهالی گفت که نباید دیگر از این آب استفاده کنند؛ اما خیلی‌ها با این آب انبار انس گرفته بودند و برای اینکه سال‌ها آب خوردن‌شان را تامین می‌کرد و از طرفی، گرد کهنگی زمان بر آن نشسته بود و بنای آن ارزشمند شده بود، دلشان نمی‌خواست در آب انبار برای همیشه بسته بماند. وقتی حاج حسین َملک فوت کرد و املاک او بی صاحب مانده بود، خیلی‌ها به فکر افتتاح یک زورخانه در محله افتادند.

به خاطرغیر بهداشتی بودن آب انبار، اداره بهداشت به اهالی گفت که نباید دیگر از این آب استفاده کنند

 

تبدیل آب انبار به زورخانه

سال ۶۱ بود و از بانیان ساخت آب انبار دیگر هیچ کسی نمانده بود. علی‌اصغر ملکی‌نژاد معروف به حاجی بندار از پدرش که سرپرست آب انبار حسین آقای ملک بود، آن‌جا را به ارث برد. همان زمان، آوازه شخصی به نام علی اکبر قاسمی معروف به پهلوان رستم به گوش او رسیده و متوجه شده بود که تبحر خاص مرشدی و پهلوانی دارد.

حاجی بندار با آن پهلوان رستم که آن زمان در کار حمل گوشت بود و در کنارش در زورخانه‌ای که پدرش مرشد آن بود، مرشدی می‌آموخت، صحبت کرد و راهنمایی خواست تا زورخانه‌ای راه بیندازند و او مرشدی‌اش را بپذیرد و افتتاح این زورخانه را به عهده بگیرد. این شد که این زورخانه توسط بزرگان تربیت بدنی آن زمان مشهد مانند حاج آقای رضوی، حاجی فخار، عبد‌الکریم محمدیان و چند تن از بزرگان دیگر و پهلوان رستم راه افتاد.

 

اولین قدم برای تبدیل بنا به زورخانه

قدم آغازین اهالی محله برای تبدیل بنا به زورخانه بازکردن قسمتی بود که آب از آن خارج می‌شد. چند پهلوان از جمله حاجی بندار و پهلوان رستم وچند تن دیگر دست به کار شدند تا پس از یک ماه توانستند در محل شیر

آب انبار، دری برای زور‌خانه باز کنند. در که باز شد، فن بسیار قوی در آب انبار گذاشته شد و تا دو سال آن را خشک می‌کرد و نم آب‌انبار را می‌گرفت. پس از آن که نم دیواره‌ها خشک شد، اوایل به دلیل عمق زیاد زورخانه، صدا‌ها انعکاس وحشتناکی داشت و خیلی‌ها به همین دلیل از زور‌خانه استقبال نمی‌کردند، اما کمی پس از آن با بالا آوردن سطح کف آب انبار، انعکاس صدا‌ها کمتر شد و پهلوان رستم و حاجی بندار، پیشکسوت شدند تا بقیه هم از ورزش زورخانه‌ای استقبال کردند و کم‌کم گود شلوغ شد.

 

آب انبار110 ساله ای که گود پهلوانان شد

 

آنها که تعلیم پهلوانی دیدند

مرشد‌های بسیاری از نقاط مختلف کشور به این زورخانه می‌آمدند، مانند مرشد مرادی و پا در رکاب آنها محمد حسینی و رسول خادم بودند. در این گود، بزرگانی همچون حاج احمد وفادار، مرحوم پهلوان سخدری، برادران توابی که معمار ساختمان هستند ونیز مرام پهلوانی را آموزش دیدند.

مرشد‌های بسیاری از نقاط مختلف کشور به این زورخانه می‌آمدند

 

پلنگ خانه جمع شد

با فعال شدن زور‌خانه، خیلی از اتفاقات بدی که در محله می‌افتاد، ریشه‌کن شد. امنیت محله که بسیار وضعیت بدی داشت و هر چند وقت یک‌بار جسدی از داخل کال در می‌آوردند بالاخره تضمین شد. دیگر کسی جرأت نمی‌کرد در این محله، پایش را کج بگذارد یا به ولگردی و کار‌های ناشایست دیگر بپردازد. ِمهر پهلوان رستم مرشد کهنه سوار محله هم در دل همه نشست و بیشتر اهالی محله، وارد زور‌خانه شدند.

 

*این گزارش بهمن سال ۹۰ در شماره شش شهرآرامحله منطقه ۱۲ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام