غُصه سینما شهر قِصه
سال ۱۳۷۴ نخستین سینمای پس از انقلاب با ظرفیت ۲۰۰ صندلی با عنوان «شهر قصه» در منطقۀ گلشهر مشهد به بهرهبرداری رسید، اما چند سال بعد مؤسسۀ انجمن سینمای جوان فروخته شد و پس از آن در مزایدهای به مالک خصوصی واگذار شد و از آن زمان تا چند هفته پیش این سینما تعطیل و با گذر زمان به مخروبه تبدیل شده بود تا نهایتاً منجر به تخریب شد.
اگر روزگاری بسیاری از سینماهای این شهر در مناطق مرکزی و کمبرخوردار شهر متمرکز بود (شهرقصه، بهمن، مهران، رسالت و...)، اما امروز در این مناطق که اتفاقاً دارای تراکم جمعیت بیشتر جوانان و نوجوان است؛ سینمایی فعال نیست.
مگر گلشهر سینما هم دارد؟
هیچ وقت خاطرۀ اولین سینمارفتن زندگیام را فراموش نمیکنم، آن روزها کلاس اول ابتدایی دبستان فلق در ناحیۀ یک مشهد بودم. قرار شده بود من و دیگر بچههای مدرسه را ببرند فیلم کلاه قرمزی را ببینیم. شبش خوابم نبرد، چون قرار بود به یکی از آرزوهای زندگیام برسم و روبهروی یک پردۀ نقرهای بزرگ بنشینم و فیلم ببینم.
آن روزها خانۀ ما بولوار دوم طبرسی بود، اگر مدرسه ما را سینما نمیبرد، معلوم نبود که چه زمانی میتوانستم سینما بروم، چون در آن منطقه خانوادهها به سینما نگاه خوبی نداشتند، علاوه بر این درآمدها طوری بود که پولی برای سینما نمیماند.
ما به سینما قدس رفتیم و تا امروز هر وقت یاد بوی نفتالین لابی سینما، دیدن تماشاچیان از طبقۀ بالا، طعم کیکی که به عنوان تغذیه به ما دادند و از همه مهمتر سکانسهای فیلم کلاه قرمزی میافتم؛ خاطرۀ آن روز خوش برایم زنده میشود.
پدرم همیشه وقتی میخواست برای خانه خرید کند به گلشهر میرفت، میگفت آنجا یک کوچهای است به نام «میلانِ سینما» که خواروبارفروشی زیاد دارد؛ همیشه دوست داشتم بدانم چرا به آن کوچه «میلانِ سینما» میگویند؟ مگر میشود در گلشهر سینما باشد؟ اگر سینماست چرا دور تا دورش خواروبارفروشی است؟
بزرگتر که شدم یک روز از خانه به مقصد گلشهر و میلانِ سینما راه افتادم، از چهارراه مقدمطبرسی سوار اتوبوس خط۵۷ شدم تا به گلشهر بروم. در اتوبوس از بغلدستیام سؤال کردم که برای رفتن به میلانِ سینما کجا پیاده شوم؟ او من را راهنمایی کرد.

تیغۀ آجری
به میلانِ سینما رسیدم؛ همۀ تصوراتی که تا آن روز در رابطه با این جغرافیا داشتم بهم ریخت، اصلا طوری نبود که فکر میکردم، منتظر بودم که با یک معماری متفاوت روبهرو شوم، یک ساختمان ببینم که عقبنشینی دارد و چراغهایی روشن که بشود باجۀ بلیت سینما و ازین حرفا.
همینطور با کنجکاوی به دل کوچه زدم. کمی که جلوتر رفتم، دیدم سمت راستم جلوی یک شیشهسکوریت یک تیغه آجر را تا نصفه بالا رفتهاند، روی سکوریت با شبرنگ نوشتهاند، «سینما شهر قصه».
بعد از اینکه کمی پرسوجو کردم، متوجه شدم که این تیغۀ آجری سالهاست که جلوی در سینما شهر قصه اکران شده است، امروز هم به گلشهر و میلانِ سینما رفتم تا ببینم داستان از چه قرار است.
شرکا همیشه اختلاف داشتند
متأسفانه وقتی روبهروی سینما شهر قصه ایستادم، دیدم هیچ اثری از ساختمان سینما باقی نمانده، وقتی از مغازههای اطراف سؤال کردم، گفتند چند هفته قبل سینما را کاملا تخریب کردند و احتمالا اینجا تبدیل به رستوران شود.
من همیشه وقتی میبینم که یک خانۀ قدیمی درحال تخریب است، خیلی ناراحت میشوم، اصلا هرجایی که برای مردم خاطره دارد، تخریبش تلخ است، حالا سینما شهر قصه با تمام خاطراتش تخریب شده بود و یک زمین بایر از آن برجای مانده بود.
از مغازههای اطراف سینما شهر قصه جویای دلایل تخریب و زمان آن شدم، عباس آقا که سالهاست در حوالی سینما شهر قصه کاسبی میکرده و حالا در نزدیکی آن آرایشگاه مردانه دارد، به خاطراتش از سینما قصه رجوع میکند؛ «اختلاف شرکا از زمان تأسیس مهمترین دلیل تعطیلی این سینما بوده است. آن سالها که سینما باز بود، این کوچه حال و هوای خوبی داشت و به نظر من بودن سینما در این منطقه بهتر از نبودن آن است.».
آقای اکبری با اشاره به شایعاتی که همیشه در رابطه با فیلمهای سینما شهر قصه وجود داشت، افزود: «من از نزدیک با کارمندان و رئیس این سینما آشنا بودم، آنها به خاطر اینکه بتوانند بازار خود را حفظ کنند، فیلم رزمی اکران میکردند و هیچگاه فیلمهای این سینما خارج از عرف نبود.».
با هدف احیا سینما را خریدم
یکی از مغازهداران شماره تلفن همراه آقای حسین پاسبان مالک خصوصی سینما شهر قصه را به من داد، به آقای پاسبان زنگ زدم، او گفت من با رسانههای زیادی در رابطه با این سینما صحبت کردهام و میتوانید از اطلاعاتی که در اینترنت وجود دارد، به نقل من استفاده کنید.
وی در گفتگو با رسانهها در رابطه با تلاشهایش برای احیای سینما شهر قصه گفته است: «دو سال پیش با این هدف که امکان خرید و احیای این سینما وجود دارد آن را خریدم، قول دادند تسهیلات میدهند تا این مجموعۀ فرهنگی را بازگشایی کنم، اما حمایتی از من نشد. حتی نقشۀ اجرایی طرح هم آماده شد، اما شهرداری اعلام کرد به دلیل کمبودن عرصۀ ملک و عدم امکان تأمین پارکینگ، احداث پروژۀ سینمایی امکانپذیر نیست.».
مالک سینما شهر قصه تصریح کرد: «مجدد با ادارۀ فرهنگ و ارشاد اسلامی مکاتبه کردم، اما آنها هم اعلام کردهاند به دلیل محدودیت عرصۀ این ملک، قابلیت تبدیل آن به سینما وجود ندارد.».
حسین پاسبان با اشاره به اینکه حاضر هستم سرمایهام را پس بگیرم و از مالکیت انصراف دهم، گفت: «دو سال من را از این اداره به آن اداره پاس دادند و نتیجهای نداشت، در حال حاضر هم مجوز احداث واحد مسکونی را گرفتهام، اما اگر مسئولان حمایت کنند، هنوز هم حاضرم پروژۀ سینما شهرقصه را اجرا و آن را بازگشایی کنم.».
حالا دیگر سینما شهر قصه تخریب شده و تلاش برای احیای آن هیچ فایدهای ندارد، در واقع اتفاقی که نباید میافتاد، افتاده است.

مردم خانوادگی به سینما میآمدند
نقی موسوی فوقلیسانس علوم اجتماعی از دانشگاه تهران دارد؛ او ساکن گلشهر است، وقتی از او میپرسم که آیا خاطرهای از سینما شهر قصه داری؟ میگوید: من همۀ فیلمهایی که در این سینما اکران شد را به خاطر دارم و بسیاری از آنها را دیدهام.
وی با اشاره به اینکه اوایل بلیت این سینما ۲۰ تومان بود، اما بعدها ۲۴ تومان و ۵۰ تومان شد و همینطور افزایش یافت، گفت: «آن روزها در مشهد کلا دوتا سینمای ارزانقیمت وجود داشت، که هردوی آنها در مناطق محروم شهر بودند، سینمارسالت که قبل از سینماگلشهر ساخته شده بود و بعد هم سینما شهر قصه.».
موسوی افزود: «سینما گلشهر اول فیلمهای ایرانی اکران میکرد، سینما رسالت فیلمهای رزمی و خارجی. آن اوایل یادم میآید، همیشه جلوی بلیتفروشی سینما شهر قصه صف بود، مخصوصاً برای دو تا فیلم، کلاهقرمزی و یک فیلم چینی به نام سایه شوگان. آن روزها میلانِ سینما خیلی شلوغ بود بخصوص برای فیلمهای جمشید هاشمپور.».
این ساکن محلۀ گلشهر ادامه داد: «فضای سینما گلشهر از سینما رسالت خیلی بهتر بود، فرهنگیتر و تمیزتر به نظر میرسید به همین خاطر در اوایل کار مردم خانوادگی هم به این سینما میآمدند. کم کم بلیت سینما گران شد، استقبال مردم کم شد، به همین خاطر مدیر سینما فیلمهای هندی را اکران میکرد، فیلم رزمی میآورد، آن روزها یادم میآید که جو فیلم خارجی توی گلشهر بیشتر بود.».
موسوی افزود: «فیلمها با کمترین سانسور پخش میشدند، اواخر شایعه شده بود که آخر شب فیلمهای بدون سانسور پخش میشود، روزهای قبل از تعطیلی هم در هر سیانس یک فیلم پخش میشد، یک روز دیدم در سینما بسته شده است، شایعه شده بود که به خاطر فیلمهای غیرمجاز تعطیل شده است، اما صحت و سقمش معلوم نشد.».
نبودن سینما شهرقصه برای گلشهر یک خلا ایجاد کرد
وی ادامه داد: «روی سن سینما یادم است چند بار نمایش اجرا شد، از این نمایشهای طنز بود، روزهای آخر قبل از تعطیلی خانوادهها اصلا سینما نمیآمدند، یکی از فیلمهایی که از آن خاطرۀ زیادی دارم، و برای من خیلی جذاب بود، فیلم کلاه قرمزی بود.».
اگر من بخواهم به عنوان یک جامعهشناس در رابطه با تأثیرات وجود یک سینما در منطقهای مثل گلشهر سخن بگویم، قطعا بودن چنین فضایی اگر درست مدیریت شود، در افزایش ذائقۀ فرهنگی مردم طبقۀ پایین تأثیرگذار خواهد بود و سطح فرهنگی آن منطقه را افزایش میدهد؛ چون سینما رفتن بهعنوان عملی فرهنگی سبب ارتقای یک جامعه میشود.
اما نبودنش برای گلشهر یک خلا ایجاد کرد و خاطراتی نوستالوژیک برای جوانان آن دوره برجای گذاشت، سینما گلشهر از ضعف مدیریت رنج میبرد، تا جایی که من به خاطر دارم مردم استقبال خوبی از سینما شهر قصه داشتند.».
موسوی ادامه داد: «همین که یک کوچه همچنان به نام میلانِ سینما در گلشهر هست، نشان از خاطرۀ ماندگار آن در ذهن مردم این محله است. بعدها سینما رسالت هم تعطیل شد.».
این گزارش دوشنبه ۱ خرداد ۹۶ در شماره ۲۴۶ شهرآرامحله منطقه ۵ چاپ شده است.