اهالی ملکالشعرای بهار جای مشروب فروشی محله، مسجد ساختند
مساجد در شکلگیری حرکتهای انقلابی نقش فراموشنشدنی داشتند و این نکتهای است که هر فردی که در تاریخ انقلاب تحقیق کند، به آن خواهد رسید. در این میان نقش بعضی مساجد پررنگتر بود، طوری که هر بار حرف خاطرات دهه دوم هفتاد میافتد وسط یک مجلس و آدمهای کهنهکار و قدیمی، حتما اسم چندتایی از مساجد مطرح شهرمان هم به میان میآید.
یکی از این مساجد، «مسجدالرضا (ع)» در خیابان ملکالشعرای بهار در محله جنت مشهد است. حجتالاسلام و المسلمین موسوی خراسانی یکی از افرادی است که از همان ابتدای تاسیس این مسجد تا به امروز شاهد فراز و نشیبهای این مرکز فرهنگی-مذهبی بوده است. او خاطراتی جالب از روزهایی که خیابانهای مشهد بوی خون میداد، دارد:
اینبار «نه» نگفت!
وی میگوید: تاسیس این مسجد خود حکایتی در خور توجه دارد. قبل از انقلاب سالهای ۴۷ و ۴۸ در مکانی که مسجد فعلی بنا شده است، مردی به نام «هوشنگ» مغازهی تابلوفروشی داشت که سر در مغازهاش عکس شاه را نصب کرده و ضمن اینکه داخل مغازه را به خرید و فروش مشروبات الکلی اختصاص داده بود، پشت دکانش هم خانهای داشت که به عنوان مرکز فساد و فحشا در بین اهالی شناخته میشد. مردم محله از این موضوع بسیار ناراحت بودند و بارها به هوشنگ پیشنهاد خرید مغازه و خانهاش را داده بودند، اما او قبول نمیکرد.
سرانجام وقتی در سال ۴۸ مردم به او پیشنهاد کردند که میخواهیم مسجدی در این مکان بنا کنیم و تو مغازه و خانهات را به ما بفروش، جالب بود که اینبار هوشنگ «نه» به میان نیاورد و مغازهاش را واگذار کرد.
بعد ازآن مردم محله با حجتالاسلام میردامادی که پیشنماز مسجد گوهرشاد بود، تماس گرفتند و از وی برای ساختن این مسجد و پیشنمازی در آن دعوت کردند. وی نیز به دلیل مشغله فراوان این امر را به من محول کرد و از آن تاریخ تاکنون در این مسجد فعالیت میکنم.
قسم خورد، اما دست و پا شکست
حجتالاسلام و المسلمین موسویخراسانی ادامه میدهد: در جریان حرکتهای انقلابی این مسجد نوپا فعالیتهای فرهنگی زیاد داشت، از جمله آن، برنامهریزی و هدایت تظاهرات کنندگان. در آن روزها جوانان و نوجوانان با شور و شوق فراوانی به مسجد میآمدند و در کارها مشارکت میکردند.
بعد از بنا کردن مسجد هر شب تفسیر قرآن داشتم و جمعیت فراوانی برای گوش کردن این مسائل به مسجد میآمدند، خاطرم هست در یکی از شبها بعد از جلسه تفسیر، مردمی که در حال ترک مسجد بودند، ناگهان با شتاب به داخل برگشتند، هنگامی که از آنها علت را سئوال کردم، گفتند: دژخیمهای رژیم در دو طرف خیابان صف کشیدهاند و افرادی که از مسجد خارج میشوند را کتک میزنند، هنگامی که با رئیس پلیس صحبت کردم، او گفت: اگر خارج شوید کاری نداریم. او هر چه قسم خورد، قبول نکردم تا اینکه به رسولا... قسم یاد کرد، اما به قسمش وفا نکرد و عده زیادی سر، دست و پا شکسته راهی خانهشان شدند.
مدیر مکتب اسلامشناسی، خانم مقدسی بود که کلاسهای خود را در مسجدالرضا (ع) برگزار میکرد
اولین تظاهرات از این مسجد رقم خورد
وی میافزاید: هنگامی که زنان به صحنه انقلاب آمدند و در راهپیماییها شرکت کردند، انگیزه مردان برای حضور فعالتر تقویت شد. بسیاری از تظاهراتها و راهپیماییها از این مسجد پایهگذاری شدند، از جمله اولین تظاهرات زنان مشهد. در آن سالها مدیر مکتب اسلامشناسی، خانم مقدسی بود که کلاسهای خود را در همین مسجدالرضا (ع) برگزار میکرد، آنها با گذاشتن قرآن روی سر راهپیمایی آرامی را شروع کردند، اما بعد از طی مسافتی، دژخیمهای رژیم آنان را دستگیر کردند. هنگامی که بزرگان و علمای شهر این خبر را شنیدند، به برای آزادی این افراد تحصن کردند تا آنان آزاد شوند.
البته نباید فراموش کرد که این مسجد در زمان جنگ نیز فعالیتها زیادی داشته و شهیدان زیادی از این مسجد برای نبرد در جبهههای حق علیه باطل ثبتنام کردند. حجتالاسلام موسوی میگوید: فعالیتهای مسجد متناسب با وضعیت جامعه تغییر میکند و امروز هر چند دیگر از گلوله و خمپاره خبری نیست، اما جنگ نرم را در پیش داریم که کم از جنگیدن پشت خاکریز نیست و باید برای این امر جوانان خود را آماده کنیم و این مهم به عهده مسئولان فرهنگی و مساجد هر محله میباشد.
*این گزارش بهمن سال ۹۰ در شماره شش شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.
