غلامحسین رضایی ۱۰۰ بار بدون مکث دور پارک ملت دویده است
چند روز به تحویل سال مانده بود که غرور نوجوانیاش او را به گود کشتی کشاند. آن زمانها رسم بود که در عروسیها کشتی میگرفتند، اما این کشتی از روی کینه مرد جوانی بود که یک بار غلامحسین او را زمین زده بود.
ضعیفتر و ریزه نقشتر از جوان غول پیکری که مقابلش ایستاده بود. غلامحسین ۱۶ساله بیخبر از سرنوشتی که برایش رقم میخورد زیر پیچ و تابهای پیدرپی جوان ماند و دستش شکست. اما آن یک شکستگی معمولی نبود. پسر نوجوان را به بیمارستان بردند. اما...
۱۳فروردین سال۱۳۵۰ بود که غلامحسین با دست قطع شده از بیمارستان امدادی مشهد خارج شد. در را که میگشاید قبل از هرچیز آستین بدون دستش نگاهم را متحیر میکند. اما غلامحسین رضایی استاد در پاسخ میخندند.
وارد خانه میشوم. هرچند آهسته و آرام ولی همه چیز را میگوید؛ از زمانی که از کارخانه نخریسی بازنشسته شد و به عشق دوران نوجوانی خود یعنی ورزش بازگشت؛ او دیگر به آن شب شوم و نداشتن دستش نیز فکر نمیکرد. باید باز هم شروع میکرد، اما این بار از روی پختگی و میانسالی. حالا ۱۹سال است که رضایی پیادهروی و کوهنوردی میکند و رکوردهایی از خود بر جای گذاشته است.
محل زندگیام باعث شد کوهنوردی کنم
غلامحسین رضایی میگوید: وقتی بازنشسته شدم تصمیم گرفتم کوهنوردی کنم؛ بنابراین هر روز راه میافتادم و سراغ کوهها میرفتم. کوههای آبوبرق در محله آب و برق مشهد اولین مکانهایی بود که آنها را یکی پس از دیگری فتح میکردم. رضایی میگوید: یکی از مهمترین دلایلی که به کوهنوردی روی آوردم، محل زندگیام در حوالی آبوبرق بود. او ادامه میدهد: در روزها و ماههای اول نیم ساعت و یا حتی کمتر به ورزش میپرداختم، اما رفتهرفته بیشتر و بیشتر میشد تا جایی کهگاه ساعت های طولانی به کوهنودی مشغول میشدم.
همه خیابانهای مشهد را پیادهروی کردهام
رضایی از همان موقعها که به کوه علاقمند شد، پیادهروی هم میکرد. پیاده از خانه تا پارک، پارک تا خانه؛ خلاصه پیاده به هر جای شهر که میخواست، میرفت. او در حالیکه همچنان لبخندش را بر لب حفظ کرده، میگوید: همه خیابانهای مشهد را پیادهروی کردهام. اما کمکم از کوههای اطراف و خیابانها فراتر رفته و پا به جاده گذاشتم.
پیاده تا نیشابور، بجنورد، تربت حیدریه و...
امروز رضایی برای هر یک از مسیرهای خود که شهرهای خراسان را تشکیل میدهد، رکوردی زده است. او در حالیکه مسیر مشهد-نیشابور را در عرض ۳۴ساعت طی میکرده، در آخرین بار ۱۰ساعت رکورد خود را شکسته و در ۲۴ساعت این مسیر را طی کرده است. همچنین مسیر مشهد-تربتحیدریه را در ۳۳ و مشهد-قوچان را در ۲۷ساعت طی کرده است.
رضایی مسیر مشهد به نیشابور را در عرض ۲۴ساعت، مسیر مشهد به تربتحیدریه را در ۳۳ ساعت طی کرده است
۱۰۰بار دور پارک ملت در ۵۴ ساعت
از آنجا که این ورزشکار خیابان شهید صیاد شیرازی همواره پیادهرویها و کوهنودیهایش را تنهایی طی انجام میداده، کسی از این فعالیت ورزشی منحصربهفرد او آگاهی نداشته است. این در حالی است که او با یک حرکت نمادین در سوم خرداد ماه سال۱۳۹۰ پارک ملت مشهد که ۳۱۸کیلومتر مسافت دارد را ۱۰۰بار بدون استراحت دور زد.
رضایی در این رابطه میگوید: از سال ۱۳۸۷ تصمیم داشتم دور پارک را ۷۰ دور بزنم آن زمان این کار رادر ۵۴ ساعت انجام دادم بدون اینکه کسی مطلع شود. سال ۸۸ میخواستم ۱۰دور به رکوردم اضافه کنم، اما بنا به دلایلی این اتفاق نیفتاد تا اینکه سال ۹۰ با حمایت گروه کوهیاران آب و برق که به لحاظ حضور فیزیکی در کنارم بودند این کار را انجام دادم.
رضایی درحالی که به این نکته اشاره میکند که سوم خرداد را به خاطر مناسبتهای مهمش انتخاب کرده، ادامه میدهد: آن گروه به لحاظ روحی خیلی به من کمک کردند به طوری که هر کدام از بچهها چند دوری با من همراه بودند البته آن زمان هم قرار بود ۸۰ دور بزنم، اما به علت اینکه مردم قرار بود در زمان اختتامیه حضور داشته باشند و من نیز ۸۰ دورم نیمه شب به پایان میرسید تصمیم گرفتم تا صبح ۲۰دور دیگر زده و حالا خیلی خوشحالم با کمک خدا توانستم رکوردم را به ۱۰۰ دور بزنم. رضایی تاکید میکند: این ۱۰۰دور بدون وقفه بود و تنها به خاطر نماز و غذا متوقف میشد.
رکوردی که درگینس ثبت نشد
بعد از اینکه خبر رکورد رضایی بر خروجی برخی رسانهها قرار گرفت خبرهایی مبنی بر عدم ثبت این رکورد در کتاب گینس نیز منتشر شد. رضایی اضافه میکند: نمیدانم چرا هیچ اقدامی جهت ثبت این رکورد نشد. او ادامه میدهد: از این حرکت ورزشی تنها فیلمی تهیه شده که آن هم به واسطه همسایه فیلمسازمان که توانست مجوز فیلم مستندی را دراین رابطه بگیرد.
دراوج آمادگی هستم
این ورزشکار در ادامه صحبتهایش میگوید: وقتی پا به کوه و جاده گذاشتم معلولیت را بیشتر احساس کردم، اما خداوند به من نیرو و توکلی داد که مشکل جسمیام را تسلیم خود کنم. رضایی در حالی که عنوان میکند توان زدن رکوردهای بیشتری دارد، ادامه میدهد: خوشحالم بگویم در یک سال مانده به ۶۰ سالگیام در اوج توانمندی به سر میبرم و به هیچ وجه احساس صعف و ناتوانی ندارم.
مسئولان یاری کنند
این ورزشکار گله و شکایتی هم از مسئولان داشته و میگوید: من دراوج آمادگی هستم وهنوز کارهای زیادی میتوانم انجام دهم، اما مسئولان بیتوجه به این موضوع هستند. من میخواهم با مسئولان مربوطه تعامل داشته و با هم حرف بزنیم چرا که در این صورت کارهای مفید و سازندهای میتوانیم انجام دهیم. من هیچ توقعی جز گسترش فرهنگ ورزش و خدمت رسانی به مردم ندارم و میخواهم مسئولان مرا یاری کند.
*این گزارش دی ماه سال ۹۰ در شماره ۵ شهرآرامحله منطقه ۹ چاپ شده است.

