بازخوانی ازدحام انقلابیها برای شنیدن سخنرانی رهبر شهید
حسین مرادیان را با دوربین عکاسیاش میشناسند. جزو عکاسان زمان انقلاب است و صدها عکس از او در مراکز مختلفی همچون بنیاد شهید و آرشیو بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاعمقدس نگهداری میشود.
این شهروند محله لشکر بهواسطه حضورش در راهپیماییها و میدان جنگ دوران دفاعمقدس خاطرات مختلفی دارد. یکی از خاطراتی که این روزها از آن یاد و عکسش را نظاره میکند، مربوط به سخنرانی رهبر شهید در دوران ریاستجمهوریشان در حرم رضوی است.
کابین سخنرانان در حرم رضوی
مرادیان در آلبومش عکسی دارد که با چهرهای خندان کنار رهبر شهید نشسته است. این عکس از درون کابین یک تریلی است که در صحن موزه حرم قرار داشته و رهبر شهید در آن سخنرانی کردهاند.
او بهعنوان عکاس آنجا حضور داشته و، چون سپاهی بوده، به گفته خودش جزو اندکافرادی بوده که مجوز عکاسی از چنین مراسمی را داشته است. حسینآقا تعریف میکند: پس از انقلاب خیلی پیش میآمد که به مناسبتهای مختلف و بعد از هر راهپیمایی، مردم به سمت حرم رضوی میآمدند و آنجا بهطور معمول، یک یا چند نفر سخنرانیهایی برای مردم انجام میدادند.
به گفته او، آن زمان کابین مربوط به بار یک تریلی را به حرم رضوی میآوردند و روی آن را با پرچم، عکس شهدا، شعارهای مختلف و... تزیین میکردند. امکانات سخنرانی همچون میکروفون و صندلی و... درون همین کابین قرار داشته است.

در تلاطم عشق و جمعیت
او میگوید: این کابین را داخل صحن موزه آن زمان قرار میدادند، اما در مواقع سخنرانی افرادی همچون رهبر شهید، جمعیت آنقدر زیاد بود که تا مسافت زیادی در خیابان تهران و حتی روی دیوارها و پشتبامها حضور داشتند.
این عکاس، فیلمبردار و مستندساز دوران انقلاب و دفاعمقدس تعریف میکند: در اوایل ریاستجمهوری رهبر شهید، یک روز که قرار بود ایشان در حرم رضوی سخنرانی کنند، سیل جمعیت آنقدر زیاد بود که ماشین ایشان نمیتوانست نزدیک بیاید.
آن روز که قرار بود آقای خامنهای(ره) سخنرانی کنند، آنقدر جمعیت زیاد بود که ماشین حدود پنجاه متر دورتر از پلههای کابین نگه داشت
به گفته او، برای دیگرسخنرانان ماشین تا نزدیکی کابین میآمده و سخنران از پلههای چوبی کابین بالا میرفته و پس از کمی استراحت و پذیراییای که داخل کابین انجام میشده، پای میکروفون میرفته و صحبت میکرده است.
او ادامه میدهد: آن روز که قرار بود آقای خامنهای (ره) سخنرانی کنند، آنقدر جمعیت زیاد بود که ماشین حدود پنجاه متر دورتر از پلههای کابین نگه داشت. آقای خامنهای پیاده شدند، اما سیل جمعیت نمیگذاشت ایشان به محل سخنرانی برسند.
دست در دست رهبر شهید
او آن روز و رهبر شهید را به گلی روی موج آب تشبیه میکند و میگوید: همانطور که موج آب دریا یک شاخه گل را حرکت میدهد، حضرت آقا هم در سیل جمعیت همینطور به این طرف و آن طرف میرفتند.
مرادیان آنجا بالای پله میرود تا دست حضرت آقا را بگیرد و ایشان را بالا بکشد. او تعریف میکند: چندبار حضرت آقا تا نزدیک پله رسیدند، اما سیل جمعیت ایشان را دور کرد. بار دیگر که نزدیک شدند، دودستی ایشان را گرفتم و کشیدم بالای کابین.
او صحبتهای آن روز ایشان را در خاطر ندارد، اما میگوید: رهبر شهید همیشه مورد استقبال مردم قرار میگرفتند و این استقبال آنقدر زیاد بود که جز عشق، تعبیر دیگری نمیتوان برایش به کار گرفت.
به نظر او، جمعیتی که برای مراسم تشییع ایشان آمده بودند و این جماعتی که بیش از ۱۵۰ شب است جبهه خیابان را رها نکردهاند، ریشه در همان عشق دارند.
* این گزارش چهارشنبه ۱۴ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۱ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.