دهه شصت باغ مشهد به جنگل معروف بود
برای شناخت برخی محلات، حتی در کتابخانه و اسناد قدیمی هم چیزی به چشم نمیخورد؛ اما کافی است با یکی از اهالی قدیمی محله همقدم شوید تا تاریخ شفاهی آن مکان را از زبان او بشنوید. اینبار در محلهگردی بهسراغ شهریار رنگینکمان سیونهساله از محله کوی پلیس رفتهایم.
او از کودکی تاکنون در همین محله زندگی کرده است و در هر کوچه پسکوچه محلهاش خاطرههای بسیاری دارد. برای او قدم زدن در محلهاش فقط تماشای خانهها و مغازهها نیست؛ بلکه دری به گذشتهاش است که هنوز خاطرهها در آن زنده است.
تا قبل از اینکه باغ گیاهشناسی به شکل فعلی ساخته شود، اینجا مکانی برای بازی ما بود. آن زمان اهالی، این مکان را به اسم «جنگل» میشناختند. چشمهای هم داشت که اسمش را گذاشته بودیم «قُلقُلی». از پوست درختان کاج، قایق درست میکردیم و در آب میانداختیم. قایقها در این چشمه مسابقه میدادند.

کنار باغ گیاهشناسی، زمین خاکی بزرگی بود که محل فوتبالبازیکردن ما بود. تابستانها جام فوتبال برگزار میکردیم. در آن روزها رضا عنایتی و برادرانش که هنوز معروف نبودند، برای بازی به این زمین میآمدند. برخی مربیها هم برای انتخاب بازیکن اینجا میآمدند. در حال حاضر، این زمین به پارکینگ باغ گیاهشناسی تبدیل شده است.

از دوران کودکی همراه پدر و مادرم برای نماز و مراسم گوناگون به مسجد ارض اقدس نبش شهیدخسروی۳ میرفتیم. درکنار بزرگترها در هیئت انصارالحسین (ع) هرکاری از دستم برمیآمد، انجام میدادم، از پاککردن سبزی و برنج گرفته تا شستن ظرفها و استکانها. بزرگتر که شدم، کمکآشپز هیئت بودم.

بعداز فوتبال، در ابتدای پروین اعتصامی۲۴ دور هم جمع میشدیم. یک نانوایی آنجا بود که صاحبش را «حاجینانوا» صدا میزدیم. چهرهاش را خوب به خاطر دارم. پیرمردی دوستداشتنی بود. تابستانها یخ هم میفروخت. هر زمان که حاجی نمیآمد و مشتری داشت، بساطش را من راه میانداختم.

یک سوپرمارکت بین پروین اعتصامی۲۱ و ۲۳ بود که اقلام متنوعی داشت، از شیر مرغ تا جان آدمیزاد. یادم میآید احمدآقا یک قایق موتوری اسباببازی آورده بود که با شمع حرکت میکرد. آنقدر با آبوتاب از آن در خانه حرف زدم که چندروز بعد، مرحوم پدرم، قایق شمعی برایم خرید.

پدرم از اولین کسبه راسته خیابان پروین اعتصامی ۳ بود. در صنف طلافروشان، بسیاری از قدیمیها او را میشناسند. من هم هنگامیکه کودک بودم، به مغازه میرفتم. هنوز هم از وسایلی مثل گاوصندوق، سنگ محک و ترازوی پدرم استفاده میکنم. حالا ۱۰ سال است که به این مغازه آمدهام و بهعنوان نماینده کسبه در شورای اجتماعی محله کوی پلیس فعالیت میکنم.
* این گزارش سهشنبه ۱۶ تیرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۶ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.