کد خبر: ۱۴۹۷۶
۱۱ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
مسجد توت

مسجد حجتیه هنوز به نام درخت توت شناخته می‌شود

هنوز مسجد قدیمی ته‌پل‌ محله نشانه‌هایی از گذشته را حفظ کرده است. یکی از همین نشانه‌ها، نام «درخت توت» است که در کنار اسم رسمی مسجد، حفظ شده است. هرچند از آن درخت قدیمی دیگر اثری نیست.

ماه محرم است و کتیبه‌های مشکی، حال و هوای مسجد حجتیه معروف به «مسجد درخت توت» را برای عزای دوماهه سیدالشهدا (ع) مهیا کرده است. صدای اذان مغرب در فضای مسجد می‌پیچد و چند نمازگزار آرام‌آرام وارد شبستان می‌شوند.

هنوز مسجد قدیمی ته‌پل‌ در بالاخیابان، لابه‌لای هتل‌ها و ساختمان‌های نوساز، نشانه‌هایی از گذشته را در خود حفظ کرده است. یکی از همین نشانه‌ها، نام «درخت توت» است که در کنار اسم رسمی مسجد، حفظ شده است. هرچند از آن درخت قدیمی دیگر اثری نیست، روایت نسل‌های ساکن محله نشان می‌دهد که این مکان بیش‌از یک قرن مأمن نمازگزاران بوده است.

 

بخشی از زمین‌های مرحوم خسروی

هنوز هم اگر پای صحبت قدیمی‌های محله بنشینی، نام مسجد درخت توت را با احترام و دل‌بستگی بر زبان می‌آورند. مسجدی که نام حجتیه هم بر کتیبه هویتی آن ثبت شده است، اما برای اهالی قدیم ته‌پل‌محله بیشتر خاطره آن درخت کهن‌سال توت، زنده است.

علی‌اکبر طبرستانی، از قدیمی‌های محله، درباره آن درخت می‌گوید: در حیاط مسجد، نزدیک محراب فعلی، درخت توت بزرگی بود که برای بچه‌ها جذابیت داشت. خودم بار‌ها از آن درخت بالا رفتم و برای مرحوم مادرم، توت، دست‌چین کردم.

هرچند جزئیات دقیق شکل‌گیری مسجد در گذر زمان کم‌رنگ شده است، قدیمی‌ها از حاج‌رضا بناء‌خسروی به عنوان خیّر اثرگذار این مکان مذهبی یاد می‌کنند.

طبرستانی از او که بخشی از املاک خود را وقف مسجد کرده بود، یاد و بیان می‌کند: مرحوم خسروی مَلاک بود و مسجد هم جزو زمین‌هایش. یکی از ملک‌هایش پشت همین مسجد دست ما، اجاره بود که کرایه‌اش را به آقای خسروی می‌دادیم. علاوه‌بر ساختمان اصلی شبستان، یک حیاط و خانه و چند‌مغازه موقوفه دیگر هم برای مسجد در‌نظر گرفته بود که درآمد آنها صرف روشنایی، برگزاری مراسم مذهبی و اداره امور مسجد می‌شد.

علی‌اصغر کریمیان، عضو هیئت‌امنا، درباره مسجدی که ابتدا خیلی کوچک‌تر از امروزش بوده است، می‌گوید: نمی‌دانیم چطور ملک مرحوم خسروی، مسجد شد. همه‌مان این‌طور شنیدیم که مسجد درخت توت، پیش از مرحوم عسکری پور صمدی که به نوعی تولیت مسجد بود، تولیت دیگری هم داشته است که نشانی از او نیست.

 

سردار و آبگوشت‌هایش

بنر بزرگی بالای درِ شبستان مسجد از شادروان مرتضی عسکری‌پور‌صمدی نصب شده است. مرحوم، سرپرست هیئت امام‌حسن‌مجتبی (ع) در همین مسجد بوده است. مرد مسنی که کریمیان از او با عنوان تولیت مسجد یاد می‌کند، پدر مرحوم عسکری معروف به «دایی‌سردار» است که یادش بیش‌از همه در خاطره اهالی مانده است.

طبرستانی در‌این‌باره می‌گوید: دایی‌سردار و ابراهیم خالو و جیگی‌جیگی با هم دوست بودند. سردار سعی می‌کرد مسجد را احیا کند که مردم به راه‌های خوب هدایت شوند. او هیئت‌دار بود. بچه‌های محل را دور خود جمع می‌کرد و شب‌ها برایشان آبگوشت می‌پخت. نوجوانان محل وقتی گشت‌وگذارشان در بازار و اطراف حرم تمام می‌شد، به مسجد برمی‌گشتند و دور سفره آبگوشت او می‌نشستند.

 

مسجد توت

 

یک درخت، هویت مسجد

طبرستانی، بخش دیگری از تاریخ شفاهی این مسجد را روایت می‌کند و می‌گوید: در یکی از بازسازی‌ها، شبستان مسجد تا حیاط پیشروی کرد. موقعی که می‌خواستند «خانه مسجد» را به این طرف منتقل کنند، اتاقی در کنار حیاط قرار داشت به عرض «شش‌درِ حیاط» و نمازگزاران در آن به اقامه نماز می‌پرداختند و باقی فضا، حیاط مسجد بود.

در کنار همین حیاط – جایی که امروز به‌عنوان آبدارخانه استفاده می‌شود – درخت توتی قرار داشت. او با یادآوری خاطرات قدیم توضیح می‌دهد: در گذشته، مردم توت را از باغ‌های «نکاح» (محدوده فعلی بیمارستان حجازی) می‌چیدند، روی طبق‌ها می‌گذاشتند و برای فروش به ته‌پل‌محله می‌آوردند. اما چون در محدوده ته‌پل‌محله، درخت توت کم بود، ساکنان محل و رهگذران از توت‌های درخت مسجد به رایگان استفاده می‌کردند و انصافا درخت توت بزرگی بود.

همین استفاده عمومی و جایگاه ویژه این درخت در زندگی روزمره مردم باعث شد مسجد به‌تدریج بین اهالی با نام «مسجد درخت توت» شناخته شود. طبرستانی می‌افزاید که حدود سال‌۱۳۳۸خورشیدی، زمانی‌که او ده‌دوازده‌ساله بوده، این درخت قطع شده است. با‌این‌حال، خاطره و نام آن همچنان در ذهن قدیمی‌های محل زنده مانده است.

سردار سعی می‌کرد مسجد را احیا کند. او هیئت‌دار بود. بچه‌های محل را دور خود جمع می‌کرد و شب‌ها برایشان آبگوشت می‌پخت

طبرستانی همچنین به فردی به نام «سرگرد لطفی» همسایه مسجد اشاره می‌کند که پدرش در بازار سنگ‌تراش‌ها قهوه‌خانه داشته است. او توضیح می‌دهد: زمانی‌که تابلو مسجد نصب شد، نام رسمی مسجد را «حجتیه» نوشتند، در‌حالی‌که سال‌ها پیش از آن، میان مردم با نام «مسجد درخت توت» معروف بود. سال درج‌شده روی کتیبه مسجد ۱۳۴۸ قمری مصادف با ۱۳۰۸ خورشیدی، به همین دوره نصب تابلو و رسمی‌شدن نام «حجتیه» برمی‌گردد.

 

اعلام وقت اذان از قیف حلبی

جواد عسکری‌پور، پسر آخر مرحوم عسکری‌پور، می‌گوید: پنج‌سالم بود که کلید را از پدرم می‌گرفتم و می‌آمدم درِ مسجد را باز می‌کردم. آن موقع، هنوز حیاط مسجد در نزدیکی محراب فعلی وجود داشت. نزدیک محراب یک بخاری کُنده‌ای بود. من آن‌قدر فضای مسجد را دوست داشتم که قبل از نماز می‌آمدم چوب‌ها را برای بخاری آماده می‌کردم تا وقتی نمازگزاران می‌آیند، محیط گرم باشد.

او با بیان اینکه قدمت این مسجد به ۱۵۰‌سال پیش برمی‌گردد، اضافه می‌کند: در گذشته، نمازخانه بانوان طبقه بالا بود، ولی پدرم به کمک یکی دیگر از قدیمی‌ها، برای راحتی خانم‌ها آنجا را تخریب کردند و فضایی برای بانوان در‌نظر گرفتند که هم‌سطح با مسجد باشد.

طبرستانی می‌گوید: یادم می‌آید مسجد نه بلندگو داشت و نه تجهیزات امروزی. یک چرخ چاه داشت (نزدیک ورودی بانوان در مسجد امروزی) که در انتهای مسیر آب، با کمک قیف حلبی بزرگ، آب را با آن جمع می‌کردند. از همان قیف حلبی برای اعلام وقت نماز استفاده می‌شد و دایی‌سردار از بیرون مسجد با صدایی بلند «قد قامت الصلاه» می‌گفت.

 

مسجد توت

 

خادمی ۲۵‌ساله «تهرانی» در مسجد نوغان

خادم مسجد، علی رزقی تهرانی است که ۲۵‌سال پیش، از پایتخت به مشهد آمده و کلید مسجد بیش‌از دو دهه در جیب اوست؛ گرچه هیچ وقت برای خادمی مسجد دستمزدی نگرفته و فقط به عشق این مکان، تمام وقت و انرژی‌اش را خرج اینجا می‌کند.

تهرانی که اطلاعات تاریخی زیادی دارد، می‌گوید: از روز‌های اول حضورم در مشهد، برای خواندن نماز به این مسجد می‌آمدم. وقتی اعضای هیئت‌امنا متوجه حضور مستمر من شدند، خواستند مسئولیت امور مسجد را به عهده بگیرم.

تهرانی توضیح می‌دهد: بسیاری از خانواده‌هایی که سال‌ها پیش از این محله رفتند، هنوز در ایام محرم و صفر به مسجد می‌آیند. بعضی از آنها حتی بخشی از اموالشان را وقف هزینه برگزاری مراسم عزاداری کردند و بازماندگانشان هم در شصت‌روز محرم و صفر هر‌سال آن مبلغ را در این مسجد خرج می‌کنند.

او بر این باور است سال‌ها عبادت، دعا و عزاداری در این مسجد، فضایی متفاوت به آن بخشیده است و می‌گوید: بار‌ها زائران شهر‌های مختلف پس‌از نماز، پیش من آمدند و از آرامشی گفتند که در این مسجد تجربه کردند.

رزقی از چای معروف مسجد هم می‌گوید: چای که پس‌از نماز بین حاضران توزیع می‌شود، به گفته خیلی‌ها مزه متفاوتی دارد. بعضی از زائرانی که از یزد و کرمان با این مسجد آشنا هستند، هربار که به مشهد می‌آیند، سری هم به مسجد می‌زنند تا دوباره در این فضا، چای بنوشند.

 

سندی در دست نیست

این‌طور‌که خادم مسجد به ما می‌گوید، کتیبه سردر مسجد اهمیت زیادی دارد. به غیر از آن، یک علم (اهداکننده مرحوم محمدرضا نیرومند ساعدی)، چند کتیبه پارچه‌ای و یک قرآن چاپ سنگی که قید شده صیغه وقف بر آن خوانده شده است و تعدادی گلاب‌پاش قدیمی هم در مسجد وجود دارد. با‌این‌حال، پیگیری‌های شهرآرامحله از مرکز رسیدگی به امور مساجد استان و اداره اوقاف نشان می‌دهد از این مسجد قدیمی، سندی در دست نیست.

 

* این گزارش پنج‌شنبه ۱۱ تیرماه ۶۳۹ شهرآرامحله منطقه ثامن چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام