حکایت ۱۳ سال خدمت خانوادگی رحمتیها در حرم رضوی
دهه آخر صفر که میشد، قید درآمد را میزد و مغازهاش را میبست. میرفت موکب کنار جاده تا ماشینهای زائران را رایگان تعمیر کند. همین خدمتش اسباب ورود او به حرم رضوی بهعنوان خادم افتخاری را فراهم کرد.
حالا ۱۳ سال است که آقارضای رحمتی به قول خودش، توفیق خدمت در حرم رضوی را دارد. عشق او به خادمی ثامنالحجج (ع) چنان پرشور بود که باقی اعضای خانوادهاش را هم دربرگرفت. چندی بعد، همسرش برای خادمی حرم اقدام کرد. چندسالی هم هست که فرزندانش در حرم رضوی اجرا میکنند؛ دخترش مجری و پسرش قاری این بارگاه مقدس هستند. خواندن روایتهای این خانواده رضوی خالی از لطف نیست.
عشق خانوادگی به امام رضا(ع)
همه اعضای خانواده آقا رضا رحمتی در محله خاتمالانبیاء(ص) سالهاست که بخشی از زمان خود را وقف امام مهربانیها کردهاند. سرچشمه این عشق خانوادگی، مثل خیلی مسائل دیگر از پدر و مادر شروع شده است.
آنها حدود ۵۰سال است که در این محل سکونت دارند. آقارضای رحمتی که پدر خانواده است، ۳۰سال است که به حرفه مکانیکی در این محل مشغول است و جزو افراد خوشنام در این عرصه محسوب میشود. پارک سه خودرو در حیاط خانهاش بهرغم اینکه آقارضا گفته بوده با ما قرار دارد و نمیتواند ماشین قبول کند، حکایت از محبوبیت او بین مشتریهایش دارد. همانجا در حیاط خانه، زیر باران رگباری بهاری ایستادهاند. حاضر نیستند ماشینشان را جای دیگری ببرند. منتظرند وقت آقارضا آزاد شود و تعمیر ماشینشان را در دست بگیرد.
تعمیر رایگان ماشین زوار
آقارضا تعریف میکند: دوستی داشتم که دهه آخر صفر در جاده موکب میزد. من هم چند روز آخر میرفتم آنجا و ماشینهای زائران را رایگان تعمیر میکردم. بعد از دوسهسال همین دوستم پیشنهاد کرد که خادم افتخاری حرم شوم. رفتم ثبت نام کردم و به لطف خود آقا امامرضا (ع)، برگه نوکریام امضا شد.
او بهعنوان مکانیک بین خدام پذیرفته شده، اما از آنجاییکه دست به آچارش خوب است، خیلی زود کارهای متعدد دیگری ازجمله باز و بستهکردن سازههای نمایشگاهی، تراشکاری، جوشکاری و... به او ارجاع داده شد. حالا ۱۳سال است که این مکانیک پنجاهوچهارساله محله خاتمالانبیا(ص) حداقل هفتهای یک روز برای امامرضا (ع) دست به آچار میشود.
میرفت موکب کنار جاده تا ماشینهای زائران را رایگان تعمیر کند. همین خدمتش باعث شد خادم افتخاری حرم شود
این حرفه باعث شده است او بتواند در همه قسمتهای حرم رفتوآمد داشته باشد. آقارضا حدود سهبار بالای گنبد طلا، پنجششبار به نقارهخانه و بارها به روضه منوره رفته است.
دردی که لطف و برکت است
او در تلفن همراهش، عکسهای مختلف از سازههای حرم را نشان میدهد و میگوید: سازههای صحن پیامبر اعظم (ص) که عکس آیتالله سیدمجتبی خامنهای و شهدای میناب نصب شده، کار تیم من است. سازههای دور قبر مرحوم رئیسی را ما نصب کردیم. بالغبر ۹۰ درصد مواقعی که قرار است روضه منوره تعمیر یا غبارروبی شود، من برای برپایی سازهها و سایر کارهای جانبی حضور دارم.
او هربار که وارد حرم رضوی میشود، برای پدر و مادرش فاتحهای میخواند و ثواب همه خدماتش را هدیه به روح آنها میکند.
آقارضا عمل قلب باز انجام داده است و بهشدت پادرد دارد؛ باوجوداین حتی روزهایی که دردهای جسمیاش زیاد است، حاضر نیست شیفت حرمش را مرخصی بگیرد. آقارضا میگوید: دردی که در راه امام رضا (ع) باشد، لطف و برکت است.
بغض گلوی او را میگیرد و با صدایی لرزان میگوید: دعا کنید تا زندهایم، لیاقت این خدمت را از ما نگیرند.
حس خوب خوشامدگویی به زائر
فاطمه نورپور یک لیوان چای برای همسرش میآورد تا گلویی تازه کند. او که خودش نیز خادم حرم رضوی است، تعریف میکند: آقارضا که خادم حرم شد، همیشه حسرتش را میخوردم. بعداز مدتی خودم درخواست خادمی را دادم و خداراشکر قبول شدم.
او ابتدا حدود چهارسال در مهمانسرا مشغول فعالیت بوده و اکنون حدود پنجسال است که در کفشداری خدمت میکند. فاطمهخانم سروکارداشتن با غبار کفش زائر امام رضا (ع) را افتخار میداند و میگوید: در هر پاس خدمتم، وقتی کفشها را در سلولهای کفشداری میگذارم، ذکر اللهم عجل لولیک الفرج را میگویم.
او به حس خوب خوشامدگویی به زائر اشاره میکند و میگوید: گمانم هیچ لذتی بالاتر از لذت پذیرایی و خوشامد گفتن به زائر امامرضا (ع) نیست.
به گفته خودش هر بار وارد حرم و از آن خارج میشود، از امامرضا (ع) میخواهد بعد از فوتش وقتی پیکرش را به حرم آوردند، امامرضا (ع) به استقبالش بیاید و ثواب خدماتش در حرم، ذخیرهای برای شب اول قبرش باشد. این دو خواسته فاطمه خانم است.

هدیه امام رضا (ع)
سجاد، پسر بیستوششساله خانواده، میگوید: همه برنامههای زندگی ما براساس شیفتهای حرم رضوی، اجراها و تلاوتهایی که آنجا داریم بسته میشود. هر کاری که با شیفتهای حرم تداخل داشته باشد لغو میشود. حتی وقتی مسافرت میرویم پدر و مادرم نهایت یک شیفت مرخصی میگیرند و بیشتر از آن را خودشان قبول نمیکنند و میگویند ما از شیفت حرم نمیگذریم و با همان شارژ هستیم.
او متولد۷۸ است و از سال۹۲ به صورت تخصصی وارد عرصه تلاوت قرآن شده است. سجاد تاکنون ۸مقام استانی و ۲ مقام کشوری در رشته تلاوت کسب کرده است.
سجاد حدود یکسال است که ازدواج کرده. به گفته خودش همیشه از امامرضا (ع) میخواسته همسری اهل زندگی نصیبش کند و حالا وجود عطیهخانم را هدیه امامرضا (ع) به خودش میداند.
این قاری علاوهبر تلاوت در برنامههای مختلف، از سال۹۵ با دارالقرآن حرم رضوی در ارتباط است و هرازچندگاهی به آنجا دعوت میشود. او میگوید: تلاوتهای حرم حال معنوی دیگری دارد. خیلی به آدم انرژی میدهد و کلی برکت دارد.
اولویت و انتخابم برنامههای حرم است
خواهرش، نفیسه، با شنیدن کلمه «برکت» سریع تأکید میکند: راست میگوید! اجراهای حرم خیلی برکت دارد. نفیسه در کلاس یازدهم درس میخواند. او از دبستان در عرصههای مجریگری فعالیت داشته است. حالا ۶سال است که علاوهبر برنامههای صداوسیما و همایشها و... به عنوان مجری، دکلمهخوان، معرف کتاب و... در برنامههای حرم رضوی و رادیوزائر حضور دارد.
او میگوید: گاهی پیش میآید که در یک روز و ساعت، دو یا چند برنامه به من پیشنهاد میشود. دراینبین همیشه اولویت و انتخابم برنامههای حرم است.
یکی از اجراهایی که او چندسال است در آن حضور دارد، مراسم سه شب آخر صفر است. نفیسه تعریف میکند: امسال بهدلیل مسائل امنیتی و ملاحظاتی که بود، اعلام کردند مجری خانم نیاید. خیلی دلم شکسته بود. به امامرضا (ع) گفتم «چه شده که امسال من را نطلبیدی؟» فردایش شرایطی فراهم شد که توانستم ۱۰دقیقه اجرا داشته باشم و همین اجرای کوتاه، من را بیش از پیش، شرمنده و وابسته لطف امامرضا (ع) کرد.
نفیسه این روزها درگیر اجراهای دهه کرامت و میلاد ولینعمتمان است. یکی از اجراهایش در برنامه «پیشتازان فتح» است که از شبکه امید پخش میشود. به گفته خودش حال و هوای زائران در این ایام و شرایط جنگی کشور، انرژی او را دوچندان کرده و عرق امام رضاییاش بیشتر شده است. یکی از عبارتهایی که او این روزها دوست دارد و زیاد عنوان میکند این است: در حرم سهل است، حتی در دل میدان مین/ هر زمان که یارضا (ع) گفتیم معبر باز شد!
* این گزارش چهارشنبه ۸ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۰ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.