چرا نخستین سرشماری مشهد ناتمام ماند؟
خرداد سال ۱۳۱۸ خورشیدی بود که مجلس شورای ملی قانون سرشماری در ایران را به تصویب رساند. یک ماه بعد مأموران آمار به درب خانه کاشانیها رفتند تا نخستین آمار رسمی ایرانیها را ثبت کنند. این سرشماری با حرکت لاکپشتی از کاشان شروع شد و در سال ۱۳۱۹ به مشهد رسید.
۱۰ آبان مأموران آمار کلون درهای مشهدی را کوفتند تا از جمعیت درون منازل خبر بگیرند. این آمارگیری هیچگاه به پایان خود نرسید، چون شهریور سال ۱۳۲۰ متفقین به ایران حمله کردند و کشور اشغال نظامی شد.
در این زمان، سرشماران به گنبد کاووس رسیده بودند و جنگ، کار آنها را برای همیشه ناتمام گذاشت. این سرشماری ناکام درنهایت با اجرا در ۳۵ شهر و رسیدن آمار ایران به ۲ میلیون و ۲۶۴ هزار و ۸۶۶ تن نیمهکاره رها شد.
مطبوعات اخبار این سرشماری را که برای همشهریهایمان بسیار جالب بود زیر ذرهبین برده بودند و همه اتفاقات آن را گزارش میکردند. امروز به ۸۵ سال پیش میرویم و روایت نخستین آمارگیری مشهدیها به شیوه نوین را روایت میکنیم.
پیش از سرشماری
۲۷ مردادماه سال ۱۳۱۹ بود که زمزمههای اجرای سرشماری در مشهد شنیده میشود. طبق اعلان روزنامه آزادی قرار است عدهای از مأموران سرشماری وارد مشهد شوند تا مقدمات این امر را در مشهد فراهم کنند. ۱۴ شهریور خبر ورود این افراد چنین درج میشود: «۲۶ نفر آقایانی که از پایتخت برای امر سرشماری مشهد آمدهاند نخست شروع به شمارهبندی و اسمگذاری کوچهها کرده و، چون بعضی کوچهها اسم معینی نداشته از طرف اداره شهرداری به نامگذاری کوچهها پرداختهاند.»
شهر مشهد ابتدا به ۹ بخش تقسیم شده و بخش دهم به اطراف شهر تا شش کیلومتری آن اختصاص دارد. شمارهگذاری خانههای شهر توسط یک گروه سی نفره زیر نظر «نیبل» معاون فنی اداره آمار و سرشماری تا ۱۸ شهریور به پایان میرسد. تقی خواجهنوری که پیش از این معاون ایالتی، ریاست شهرداری مشهد و ریاست اداره آمار مشهد را در کارنامه دارد، اینبار در سمت رئیس اداره کارگزینی آمار و ثبت احوال برای مدیریت سرشماری انتخاب میشود.
۲۳ شهریور روزنامه آزادی خبر دیگری را منتشر میکند: «شمارهگذاری خانههای شهر سه روز است که از طرف آمارگران به پایان رسیده است. از خانههای خارج شهر هم به شعاع شش کیلومتر در حدود دو ثلث شمارهگذاری شده است.» و با این حساب است که شهر مهیای سرشماری در روز موعود میشود.
ابلاغ سرشماری مشهد
۲۳ مهرماه بود که خبر مطرحشدن سرشماری همگانی در مشهد در مطبوعات به چاپ میرسد. این اعلان تاریخ اجرای این طرح را جمعه ۱۰ آبانماه اعلام میکند. هیئت وزیران در جلسه روز بعدشان اجرای سرشماری در مشهد را به تصویب میرسانند.
طبق ماده یک این مصوبه اداره کل آمار و ثبت احوال موظف میشود که در تاریخ اعلامشده تا شش کیلومتری مشهد را آمارگیری کند. ماده ۲ به تعطیلی شهر در روز سرشماری اشاره دارد و میگوید: «مراسم سرشماری باید ساعت ۵ صبح روز دهم شروع و تا ساعت ۱۹ همان روز خاتمه یابد و به استثنای کسانی که مأمور اجرای امر سرشماری هستند سایرین در مدت مذکور بایستی از مساکن خود خارج نشوند.»
طبق ماده ۳ نیز کارمندان کشوری، مأموران شهربانی و شهرداری، آموزگاران و دبیران، کارکنان بنگاهها و کدخدایان در اجرای سرشماری دخالت دارند و برای شناسایی نشان مخصوصی روی لباس دارند.
۵ آبان ماه سال ۱۳۱۹ خوشیدی، روزنامه آزادی فرمان اجرای آمارگیری را چنین منتشر میکند: «بر طبق پیشنهاد وزارت کشور و تصویب هیئت وزیران... مطابق ماده یک قانون سرشماری مراسم سرشماری مشهد و حومه به عمل آید و وزارت کشور مأمور اجرای این فرمان است.»
در آنزمان، سهیلی وزیر کشور است و مسئولیت اجرای سرشماری با اوست. طبق این مصوبه اداره کل آمار و ثبت احوال باید اهالی شهر را از قبل مطلع کرده باشند و ندادن اطلاعات و همکارینکردن با مأموران سرشماری تخلف محسوب میشود.
هیاهو در مراکز سرشماری
اجرای یک طرح همگانی در یک روز و برای نخستینبار به همین راحتی نیست و مقدمات بسیاری لازم دارد، زیرا نه مردم میدانند چه اتفاقی میافتد و نه مسئولان بلد راه رفته هستند. طبق گزارش جریده آزادی در روزهای منتهی به سرشماری، همه روزه عدهای از کارکنان سرشماری که از کارمندان اداره کل آمار و ثبت احوال، ادارات محلی و آستان قدس هستند فرمهای سرشماری را آماده میکنند و عدهای دیگر فرمهای آماده شده را داخل پاکت میگذارند تا تحویل سرپرستان خانوار بدهند.
این روزنامه همچنین مینویسد: «جلسات آموزش همه روزه تشکیل و کارمندانی که در روز سرشماری باید شرکت در کار نمایند، در جلسات آموزش تحت نظر مطلعین و دبیران متخصص به کسب اطلاعات مشغول میباشند. این کارمندان که عده آنها بیش از هفتصد و پنجاه نفر میباشد از بین کارمندان ادارات دولتی و اداره تشریفات آستان قدس جمعآوری و تعیین شدهاند و با متانت و نظم کاملی در جلسات حاضر شده و کسب اطلاع و دستور مینمایند تا در روز سرشماری بتوانند وظایف خود را به نحو مطلوب انجام دهند.»
برای آگاهسازی عموم هم آگهیهای کاغذی منتشر میشود و به دست مردم میرسد. از چند روز قبل نیز کارمندان سرشمار پاکتهای آماده شده را به سرپرستان خانوار تحویل میدهند و به شناسنامه آنها برچسب میزنند تا همهچیز مهیای اجرای این سرشماری باشد.
قوانین سفت و سخت خانهنشینی
طبق اطلاعیه شهر در روز سرشماری تعطیلی عجیب و غریبی را تجربه میکند؛ یک حکومت نظامی و قرنطینه خانگی برای همه شهر. قرار است شهر در آن روز تعطیل و از ساعت ۵ صبح تا ۷ عصر آن روز منع تردد همگانی باشد.
روزنامه آزادی دراینباره مینویسد: «این ۱۴ ساعت مردم باید مطابق قانون در اماکن خود بمانند که مامورین سرشمار برگهای فردی را تکمیل نمایند. کسانی که در ظرف این ۱۴ ساعت حوائج فوری و ضروری از هر قبیل داشته باشند، یعنی بخواهند به پزشک یا ماما مراجعه نمایند میتوانند پروانه مخصوص که برای این منظور تهیه شده به وسیله رؤسای بخشها تحصیل و از منزل خارج شوند.»
این قانون حتی برای پزشکان و ماماها هم استثنایی قائل نمیشود. آنها نیز باید در خانه حاضر باشند و فقط در موارد اورژانسی با دادن توضیح کافی و دریافت پروانه از منزل خارج شوند. در این مدت بیمارستان شاهرضا، شهرداری و منتصریه پذیرای بیماران هستند و دو آمبولانس در جلوی اداره آمار و ثبت احوال در خیابان پهلوی (امام خمینی (ره)) و مرکز شماره ۴ سرشماری در میدان طبرسی خیابان پل سنگی مأموریت دارند که پاسخگوی بیماران بدحال باشند.
نتیجه سرشماری مشهد؛ جمعیت: یکصد و هفتاد و شش هزار و چهارصد و هفتاد و یک تن؛ تعداد خانوار: چهل و دو هزار و دویست و هشتاد و چهار
داروخانه آرکین و شفا در خیابان پهلوی، شمس در بازار سرشور، پرویز ابتدای خیابان شاهرضا، طوس ابتدای خیابان تهران، اسلامی در خیابان صفوی، صحت در خیابان نادری و محمدیه در نوغان نیز گشوده هستند تا حوایج دارویی مردم را مرتفع کنند. کارمندان آتشنشانی و کارگران متوفیان تنها کسانی هستند که باید در محل خدمت خود حاضر شوند. چهار مرکز در دبیرستان شاهرضا، دبیرستان فردوسی، آرامگاه نادر و خیابان پل سنگی تشکیل میشود تا با کمک مرکز، سرشماری را مدیریت کنند.
در هر مرکز یک پزشک و یک ماما نیز حضور دارد تا به موارد فوری درمانی رسیدگی کنند. دهکده باقرآباد در نزدیکی سیلوی شهر، مرکز دیگری است که برای روستاییان همین خدمات را ارائه میکند. با این تمهیدات متخلفان سرشماری به یک تا هفت روز زندان و پرداخت پنج تا پنجاه ریال غرامت محکوم میشوند.
شهر در اولین سرشماری رسمی!
۱۰ آبان ماه هوای مشهد سرد و بارانی است و مأموران ساعت ۴ صبح در تاریکی شب سر کار خود حاضر هستند و سرشماری رأس ساعت ۵ در تمام بخشها شروع میشود. شب عید فطر است و بسیاری از مردم با در زدن سرشماران از خواب بیدار میشوند و هنوز به عالم بیداری نیامدهاند، باید به سؤال و جواب مأموران پاسخ بدهند.
خبرنگار روزنامه آزادی این روز را برای مشهدیها چنین توصیف میکند: «از حیث سکوت ساعت ۱۰ صبح یا ساعت ۲ صبح یکسان و این شهر پهناور غرقه دریای صمت و سکوت بود... سر هر کوچه پاسبانی ایستاده نگران اجرای قانون بودند. هیچکس در کوچهها دیده نمیشد بعضی بچهها مختصری سر خود را از درز در بیرون کرده و پس از دقیقهای در را پیش کرده و {میرفتند}... در تاریخ این شهر نخستینباری است که سرشماری با این طرز آغاز گردیده و اول مرتبه است که انبوه جماعت به حکم قانون چهارده ساعت باید در خانه خویش بمانند تا کنش سرشماری انجام گردد.»
۱۲ آبانماه، روزنامه اطلاعات تهران درباره سرشماری مشهد چنین مینویسد: «از نیمساعت بعدازظهر بهتدریج امر سرشماری بخشها نسبت به وسعت و موقعیت هر بخش تمام شد... در ساعت ششم و نیم سرشماری به کلی خاتمه یافت.»
روزنامه آزادی پایان این خانهنشینی را اینطور شرح میدهد: «ساعت ۷ به وسیله سوت اعلام انجام سرشماری گوشزد سکنه شهر شده و مردم مانند تشنهای که به سوی آب میشتابد، از خانههای خود بیرون تاخته و دیدن عجب امشب هم مانند سایر شبها تازگی ندارد.»
روزنامه اطلاعات هم درباره حال و هوای شهر پس از تعطیلی اجباری مینویسد: «همین که تعطیل همگانی به پایان رسید اهالی که از نیمساعت پیش آماده بیرون رفتن بودند، یکمرتبه از خانهها بیرون آمده و در شهر متفرق شدند. طولی نکشید که کافهها و سینماها و مهمانخانهها باز شد و جمعیت رو به فزونی نهاد و شهر زیبای مشهد که تا چند دقیقه پیش در سکوت عمیقی فرو رفته بود دوباره فعالیت و جنبوجوش خود را به دست آورد و، چون مصادف با شب عید بود، دید و بازدید و شادباشها شروع شد.»
آماری که برای مشهد ماند
نتیجه این سرشماری خیلی زود در مطبوعات منتشر میشود. روزنامه اطلاعات در صفحه نخست خود آمار مشهد را چنین اعلام میکند: «سرشماری شهر مشهد و حومه آن تا شعاع شش کیلومتر... انجام شده و نتیجه آن از این قرار است: جمعیت: یکصد و هفتاد و شش هزار و چهارصد و هفتاد و یک تن. مرد: نود و دو هزار و چهارصد و هفتاد و شش نفر و زن هشتاد و سه هزار و نهصد و نود و پنج نفر. تعداد خانوار: چهل و دو هزار و دویست و هشتاد و چهار.»
بهرامی رئیس اداره کل آمار و ثبت احوال کشور که برای اجرای سرشماری به مشهد آمده و تقی خواجهنوری، رئیس سرشماری، پس از اعلام نتایج به سوی تهران میروند تا آمارگیری را در یک شهر دیگر برنامهریزی کنند. پس از این جمعآوری دادههای انسانی در مشهد، هفده سال طول میکشد که مأموران آمار دوباره به درب خانه مشهدیها بازگردند.
سال ۱۳۳۵ سرشماری رسمی و منظمی در کل ایران اجرا و جمعیت مشهد دویست و چهل و یکهزار و نهصد و هشتاد و نه نفر برآورد میشود. با احتساب این دو آمار میتوان گفت که طی این سالها، جمعیت مشهد ۶۵۵۱۸ نفر افزایش پیدا کرده است.»
* این گزارش یکشنبه ۱۰ اسفندماه ۱۴۰۴ در شماره ۴۷۱۰ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.