کد خبر: ۱۴۲۶۳
۰۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۵
مسیر نویسندگی محسن ذوالفقاری از مسجد محله تا مسجد هامبورگ

مسیر نویسندگی محسن ذوالفقاری از مسجد محله تا مسجد هامبورگ

محسن ذوالفقاری از نویسندگان و پژوهشگران جوان مشهدی در حوزه شهدا و پژوهش‌های مذهبی و .. است که تاکنون شش‌کتاب منتشر کرده است. اولین کتابش به نام «ماشال» آغاز راهی شد برای ورودش به عرصه نویسندگی.

بار‌ها از جلو قاب عکس شهدا که روی دیوار‌های مسجد محله نصب شده، گذشته و به آنها خیره شده بود. بین این شهدا، چهره یک نفر جذابیت و ویژگی خاصی داشت. او دوست داشت جزئیات بیشتری از زندگی، مرام و اخلاق این شهید محله بداند. دست به قلم شد و اولین کتابش به نام «ماشال» را در وصف حال، زندگی و خاطرات شهدای محله نوشت. این کتاب، آغاز راهی شد برای ورود او به عرصه نویسندگی و پژوهش.

محسن ذوالفقاری، ساکن محله هنرور، از نویسندگان و پژوهشگران جوان مشهدی در حوزه شهدا و پژوهش‌های مذهبی، اجتماعی و سیاسی عصر انقلاب است. او تاکنون شش‌کتاب منتشر کرده که چهارتای آن به‌صورت ویژه و تخصصی به شرح فعالیت‌های حزبی، انقلابی و مذهبی آیت‌الله دکتر سید‌محمدحسین بهشتی پرداخته است.

 

 

پیگیری یک کنجکاوی

محسن ذوالفقاری سی‌ساله ساکن و بزرگ‌شده محله هنرور است. به‌دلیل روحیه مذهبی و علاقه به فعالیت‌های فرهنگی از نوجوانی با کانون و پایگاه بسیج مسجد امام‌حسین (ع) در هنرور ۶ ارتباطی نزدیک داشته است. درواقع تمایل او به نویسنده و پژوهشگرشدن، از همین مسجد و با رفتن به‌دنبال علاقه‌ای که به شهید براتعلی داوودی پیدا کرده بود، آشکار شد. ذوالفقاری می‌گوید: روی دیوار مسجد محله ما یعنی همان مسجد امام‌حسین (ع) بنر بزرگی با عکس شهدای محله نصب شده بود. در‌بین این عکس‌ها چهره یکی از شهدا جذابیت و گیرایی خاصی برایم داشت. هر‌زمان از کنار عکس این شهید عبور می‌کردم، دوست داشتم درباره زندگی‌نامه، اخلاق و مرامش اطلاعات بیشتری کسب کنم.

محسن نوجوان برای کسب اطلاعات بیشتر درباره شهید براتعلی داوودی جست‌و‌جو را آغاز کرد و به فردی به نام هادی اطمینان، مسئول تذکره‌الشهدای محله، رسید. بعد‌از مطرح‌کردن خواسته‌اش با پیشنهادی غیرمنتظره روبه‌رو شد؛ «مرحوم هادی اطمینان از علاقه‌ام به زندگی‌نامه شهدا استقبال کرد و به من پیشنهاد کرد که زندگی و خاطرات همه هجده‌شهید محله را جمع کنم. هرچند این پیشنهاد غیر‌منتظره بود، آن را پذیرفتم و با خانواده، دوستان و هم‌رزمان تک‌تک شهدا گفت‌و‌گو کردم. مصاحبه‌ها را با یک گوشی کا ۸۰۰ قدیمی ضبط می‌کردم. چون حافظه گوشی کم بود، بعد از هر مصاحبه، صوت‌ها را در کامپیوتر می‌ریختم و کارم را ادامه می‌دادم. نکته جالب در همه این مصاحبه‌ها، نقش برجسته و ویژگی‌های اخلاقی شهید براتعلی‌داوودی بود که بین اهالی به «ماشال» معروف بود. ماشال همان اسم ماشاءا... است که در لهجه مشهدی این‌طور تلفظ می‌شود.»

 

مرحوم هادی اطمینان پیشنهاد کرد زندگی و خاطرات همه هجده‌شهید محله را جمع کنم

ماشال، کتابی برای شهدای محله

بعداز چندماه تلاش بی‌وقفه، گفت‌و‌گو با خانواده و هم‌رزمان هجده‌شهید محله آماده و مرتب‌سازی شد و نوبت به نوشتن مطالب رسید، اما محسن ذوالفقاری که به قول خودش، انشای مدرسه را هم برادر بزرگش برایش می‌نوشت، معطل ماند و چاره‌ای برایش نماند جز آموختن مهارت‌های نویسندگی و نوشتن.

ذوالفقاری با اشاره‌به ماجرای قبل از آموختن مهارت‌های نویسندگی می‌گوید: همان زمان، فرهنگ‌سرای انتظار، فراخوانی برای نوشتن خاطرات شهدای محله داده بود، آنها وقتی فهمیدند مسجد امام‌حسین (ع) در این زمینه اقدام کرده است، قول حمایت همه‌جانبه دادند. من خوشحال از این اتفاق، صوت‌ها و مصاحبه شهدا را دراختیار مسئول مورد‌نظر قرار دادم. مدتی از این ماجرا گذشت، اما متأسفانه از نویسنده و نوشتن مطالب خبری نشد. بعد از این ماجرا به‌ناچار مجبور شدم هر طوری هست، خودم مطلب را بنویسم. اما قبل از آن باید اطلاعاتی درباره نویسندگی و ترکیب جملات و کلمات به دست می‌آوردم. کتاب‌های ادبیات پایداری را خواندم؛ بعد از آن با هر سختی بود، اولین کتابم را نوشتم.

‌کتاب شهدای محله هنرور با نام «ماشال» در سال‌۱۳۹۲ توسط نشر ابراهیم هادی چاپ و منتشر شد. مراسم رونمایی از این کتاب با حضور اهالی محله، حجت‌الاسلام ماندگاری و شاعر مشهدی حجت‌الاسلام حسین مؤدب برگزار شد. در مراسم بعدی، وحید جلیلی و حجت‌الاسلام راشد‌یزدی حضور داشتند. بعد‌ها علی‌محمد مؤدب نیز یادداشتی بر‌ای این کتاب نوشت.

محسن ذوالفقاری بعد‌از قبولی در دانشگاه امام‌صادق (ع) تهران، سردبیری نشریه «فتح» را برعهده گرفت که نشریه داخلی دانشگاهی بود و به‌صورت هفتگی، چاپ و بین نمازگزاران نماز جمعه توزیع می‌شد. محتوای این نشریه، مطالب و یادداشت‌های اجتماعی روز بود. او همچنین همین زمان در مرکز رشد دانشگاه پژوهش‌هایی درباره مسجد انجام داد. حاصل همکاری او با یکی از استادان دانشگاه، در حوزه مسجد‌پژوهی، «سند مسجد طراز اسلامی» است.

 

مسیر نویسندگی محسن ذوالفقاری از مسجد محله تا مسجد هامبورگ

 

مسجد آبی؛ حاصل علاقه‌ام به شهید بهشتی

محسن ذوالفقاری در دوران تحصیل در دانشگاه امام‌صادق (ع) با آثار آیت‌ا... سیدمحمد‌حسین بهشتی آشنا شد که به چاپ کتاب دوم او به نام «تشکیلات بهشتی» منجر شد.

این نویسنده جوان درباره ماجرای این آشنایی می‌گوید: اول بگویم من اصلا نمی‌دانستم که شهید‌بهشتی کتاب هم نوشته است. درجریان پیگیری برای انجام کار فرهنگی در محله سعادت‌آباد، به‌دنبال کسی بودم که در این محله بیشترین فعالیت فرهنگی و تربیتی را انجام داده است. پیدایش که کردم، به او گفتم من تخصصی در این زمینه ندارم، اما فوتبالم خوب است و می‌توانم از این‌طریق با بچه‌های محله همراه شوم و کار فرهنگی هم انجام بدهم. آن بنده خدا هم بدون هیچ واکنشی گفت «برو کتاب حزب جمهوری اسلامی شهید‌بهشتی و اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا را بخوان.»

ذوالفقاری بعد‌از خواندن کتاب حزب جمهوری اسلامی، شیفته روش‌ها و نظرات دکتر‌بهشتی در‌باره کار‌های تشکیلاتی و اداره امور شد. حاصل این شیفتگی، چاپ کتابی به نام «تشکیلات بهشتی» بوده است. او قبل از کتاب تشکیلات بهشتی، همه آثار او را خواند. البته به مدت دوسال‌ونیم از محضر مرحوم سعید تشکری، نویسنده معروف مشهدی، نیز بهره برد و با فوت‌وفن نویسندگی آشنا شد.

ذوالفقاری در جریان مطالعات آثار شهید‌بهشتی متوجه شد که او به‌مدت پنج‌سال، امام‌جماعت مسجد امام علی (ع) در شهر هامبورگ آلمان بوده است. پس مصمم به جمع‌آوری سخنرانی‌ها، دست‌نوشته‌ها و نامه‌هایی شد که صحبت‌های دست اول خود شهید‌بهشتی در مسجد هامبورگ بوده است. هرچند دسترسی به این مطالب، آن هم دست اول از زبان خود شهید‌بهشتی بعد‌از پنجاه‌سال سخت و غیرممکن بود، به سرانجام رسید و حاصل آن، کتابی به نام «مسجد آبی» شد.

وقتی از او می‌پرسیدم که اینجا چه می‌کنی، با تواضع می‌گفت «اگر خدا بخواهد، خدمت می‌کنم

 

کتاب «جهادگرد»، خاطرات جهادی نویسنده

محسن ذوالفقاری در دوران دانشگاه، همراه گروه‌های جهادی، حضور در مناطق آسیب‌دیده و نقاط محروم را تجربه کرد. او به‌عنوان یک نویسنده، بسیاری از این خاطرات را نوشت که بعد‌ها در کتاب «جهادگرد» توسط نشر کتابستان معرفت به چاپ رسید. ذوالفقاری می‌گوید: از دوران نوجوانی، علاقه زیادی داشتم که با گروه‌های جهادی اعزامی به مناطق محروم و نیازمند همراه شوم. اولین حضورم در گروه جهادی به روستای برزش‌آباد در اطراف مشهد برمی‌گردد. زمانی‌که سیل پلدختر در سال‌۱۳۹۸ اتفاق افتاد، همراه با گروه جهادی «عهد» که از بچه‌های مشهد بودند، به این منطقه سیل‌زده رفتم.

آقای حق‌دوست، مسئول گروه جهادی که می‌دانست نویسنده هستم، از من خواست که اتفاقات روزانه را بنویسم. همه اتفاقات روزانه گروه در فضای مجازی منتشر می‌شد. ازطرفی، چون بدون ملاحظه و صادقانه همه مسائل و مشکلات مطرح‌شده بود، مورداستقبال کاربران قرار گرفت و بعضی‌ها از‌جمله آقای حق‌دوست خواستند که خاطرات جهادی را چاپ کنم. اما من چندان موافق نبودم و به نظرم در این خاطرات، «من» زیاد بود، اما آقای حق‌دوست راه حل داد: خب «من» رو کم کن و بیشتر از جهادی‌ها بگو. زبانم بسته شد و باید بهش فکر می‌کردم.

این جهادگر نویسنده بعد‌از واقعه کرونا، خاطرات حضورش در یازده‌اردوی جهادی و دوران کرونا را بر‌اساس واقعیت‌های تلخ و شیرین و با زبان انتقادی طنز، در کتاب «جهادگرد» به چاپ رساند.

او می‌گوید: دیگر ناشران چندان موافق انتشار مطالب رک‌وراست و بدون سانسور اتفاقات نبودند، اما شکر خدا نشر کتابستان، موافق این نوع نگاه بود و حتی می‌گفت واقعیت‌ها باید پر‌رنگ‌تر هم شود. خیلی‌ها در فضای مجازی از مطالب کتاب و بی‌پرده نوشتن مطالب تعریف کردند. حتی تعدادی با خودم تماس گرفتند و گفتند بعد‌از خواندن این کتاب دیدگاهشان به گروه‌های جهادی تغییر کرده است و داوطلب حضور در گروه‌های جهادی هستند.

 

مسیر نویسندگی محسن ذوالفقاری از مسجد محله تا مسجد هامبورگ

 

تلاشگر مثل شهدا

شهیدان دانیال رضا‌زاده و حسین زینال‌زاده از‌جمله کسانی هستند که همراه با محسن ذوالفقاری در این گروه‌های جهادی حضور داشتند. ذوالفقاری می‌گوید: دوستی ما به سال‌ها قبل در پایگاه رسالت مسجد امام‌حسین (ع) باز‌می‌گشت. من دو‌سه‌سالی از آنها بزرگ‌تر بودم. تلاش و بی‌ادعا‌بودن، دو صفت بارز این دو شهید بزرگوار بود. یادم است در زمان شیوع کرونا هر‌وقت به قرارگاه کرونای خراسان می‌رفتم، شهیدحسین زینال‌زاده را مشغول کار و بردن و آوردن وسایل و اقلام بهداشتی می‌دیدم. وقتی از او می‌پرسیدم که اینجا چه می‌کنی، با تواضع می‌گفت «اگر خدا بخواهد، خدمت می‌کنم.» بعد‌ها فهمیدم که مسئول قرارگاه بسیج کرونای خراسان رضوی بوده است.

او از شهید‌دانیال رضا‌زاده نیز یاد می‌کند و می‌گوید: در اردوی جهادی زلزله در روستا‌های اطراف مشهد، شهید‌رضا‌زاده، مسئول تدارکات گروه جهادی بود. با وجود داشتن چند نیروی گوش‌به‌فرمان، بیشتر کار‌ها را خودش انجام می‌داد. یک لحظه آرام‌و‌قرار نداشت. بی‌خوابی و خستگی در صورتش موج می‌زد، اما همچنان پرتلاش و فعال بود.

 

بهترین کتابم؛ ۲۷ جمله معنوی

محسن ذوالفقاری در مسیر آشنایی و ارادتی که به افکار شهید‌بهشتی پیدا کرد، با جزوه «نماز چیست؟» شهید‌بهشتی آشنا شد؛ جزوه‌ای کوتاه که شهید‌بهشتی در آلمان به پنج‌زبان ترجمه کرده بود و دراختیار تازه‌مسلمان‌ها قرار می‌داد. این نویسنده جوان بر‌اساس مطالب این کتاب، گفته‌ها، نظرات و صحبت‌های شهید‌بهشتی درباره نماز را جمع‌آوری و در چهاربخش جایگاه و اهمیت نماز، معنای نماز، آثار نماز و پاسخ به شبهات نماز تنظیم کرد. نام کتاب بر‌اساس یکی از جملات شهیدبهشتی که «نماز را ۲۷ جمله معنوی نامیده بود» انتخاب شد و با همین نام به چاپ رسید. ذوالفقاری می‌گوید: بین چند‌کتابی که نوشتم، بیشترین علاقه و ارتباط دلی را با این کتاب دارم و از نظر من کتاب «بیست‌و‌هفت‌جمله» بهترین کتابم است. اگر حتی یک نفر به‌خاطر خواندن این کتاب، به نماز‌خواندن علاقه‌مند شود، به هدفم رسیده‌ام و برایم کافی است.

 

فهرست کتاب‌های منتشرشده محسن ذوالفقاری

  • ماشال، ۱۳۹۵
  • تشکیلات بهشتی، ۱۴۰۰
  • مسجد آبی، ۱۳۹۵
  • جهادگر، ۱۴۰۲
  • بیست‌وهفت جمله، ۱۴۰۲
  • فرزند بی‌نهایت‌- جلد اول، ۱۴۰۴

 

از باهنر هم می‌نویسم

آخرین کتاب چاپ‌شده محسن ذوالفقاری، جلد اول از کتاب زندگی‌نامه شهید‌دکتر بهشتی است. مطالب این کتاب شامل خاطرات خود شهید، خانواده او، اتفاقات، وقایع زندگی‌اش بین سال‌۱۲۸۰ تا سال‌۱۳۵۷ است. او می‌گوید: مشغول پیگیری و نوشتن جلد دوم خاطرات زندگی‌نامه ایشان از سال‌۱۳۵۷ تا زمان شهادت هستم که تکمیل و چاپ خواهدشد. او به علاقه‌اش برای ماندگاری و چاپ آثار شهدای معروف انقلاب اسلامی اشاره می‌کند و می‌گوید: پس از اتمام این کتاب، دوست دارم درباره زندگی و آثار شهید‌باهنر نیز کتاب بنویسم.

 

* این گزارش شنبه ۹اسفندماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۳۸ شهرآرامحله منطقه ۱ و ۲ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام