کد خبر: ۱۴۲۰۷
۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۰
روایت نویسنده مشهدی، از چالش‌های تولید در سینمای اجتماعی

روایت نویسنده مشهدی، از چالش‌های تولید در سینمای اجتماعی

مهدی سجادپور ازجمله هنرمندانی است که مسیر حرفه‌ای خود را از تئاتر مشهد آغاز کرده و پس از سال‌ها فعالیت در عرصه بازیگری و کارگردانی صحنه، وارد حوزه نویسندگی سینما و تلویزیون شده است.

طنین همتی| نویسندگی در عرصه فیلم و سریال، همواره پیوندی عمیق با واقعیت‌های اجتماعی داشته است؛ واقعیت‌هایی که می‌توانند منبع الهام قصه‌هایی ماندگار باشند. با این حال، بسیاری از فعالان این حوزه معتقدند مسیر تبدیل تجربه‌های اجتماعی به روایت تصویری، امروز با موانع متعددی روبه روست؛ از محدودیت‌های محتوایی و حساسیت‌های نهادی گرفته تا مسائل اقتصادی و سازوکار‌های تولید. 

در چنین فضایی، نویسنده ناچار است میان الهام از جامعه و امکان به سرانجام رسیدن اثر، توازن برقرار کند؛ توازنی که همیشه به نفع خلاقیت تمام نمی‌شود. مهدی سجادپور ازجمله هنرمندانی است که مسیر حرفه‌ای خود را از تئاتر مشهد آغاز کرده و پس از سال‌ها فعالیت در عرصه بازیگری و کارگردانی صحنه، وارد حوزه نویسندگی سینما و تلویزیون شده است.

او که از دهه۶۰ در فضای تئاتر مشهد حضور داشته، نویسندگی برای مدیوم تصویر را از میانه دهه۸۰ به صورت جدی دنبال کرده است و تجربه فعالیت در تئاتر، سینما و تولید آثار نمایشی را در کارنامه خود دارد. سجادپور در این گفت‌و‌گو، علاوه بر مرور مسیر حرفه‌ای اش، به چالش‌های جدی نویسندگان فیلم و سریال، محدودیت الهام گیری از جامعه، مداخله‌های سلیقه‌ای در فیلم نامه‌ها و تجربه شخصی اش از ساخت فیلم «آن دو» به عنوان فیلم نامه نویس می‌پردازد.

 

هماهنگی با ذائقه تولید، شرط به سرانجام رسیدن کار است

سجادپور با اشاره به تجربه‌های خود در همکاری با تلویزیون می‌گوید: در بسیاری از موارد، نویسنده با چارچوب‌های مشخصی روبه روست که دامنه انتخاب و پرداخت شخصیت‌ها را محدود می‌کند. گاهی حتی درباره مسیر تحول شخصیت‌ها یا پایان بندی قصه نیز انتظارات ازپیش تعیین شده‌ای وجود دارد. این نوع نگاه باعث می‌شود نویسنده با احتیاط بیشتری به سراغ موضوعات اجتماعی برود و امکان پرداخت آزادانه کاهش پیدا کند.

این نویسنده با اشاره به تجربه ارائه طرح‌های مختلف توضیح می‌دهد: در حوزه‌های مختلف اجتماعی، حساسیت‌های متعددی وجود دارد. اگر قصه‌ای پلیسی نوشته شود، ممکن است نحوه نمایش پلیس محل بحث قرار بگیرد. اگر داستان درباره قاضی یا پزشک باشد، واکنش نهاد‌های صنفی یا اداری مطرح می‌شود. این وضعیت باعث می‌شود برخی سوژه ها، پیش از آنکه فرصت پرداخت پیدا کنند، کنار گذاشته شوند.

وی بیان می‌کند: درعمل، نویسنده ناچار است ذائقه تهیه کننده، سرمایه گذار و رسانه پخش کننده را در نظر بگیرد. اگر این هماهنگی شکل نگیرد، احتمال به نتیجه رسیدن طرح بسیار کم می‌شود. این موضوع یکی از دلایلی است که فاصله میان واقعیت اجتماعی و آنچه روی پرده یا در سریال‌ها دیده می‌شود، بیشتر شده است.

 

شبکه نمایش خانگی هم قواعد خاص خود را دارد

سجادپور درباره شبکه نمایش خانگی می‌گوید: این فضا در ابتدا امید‌هایی برای تنوع و آزادی بیشتر ایجاد کرد، اما به تدریج قواعد و ساختار‌های مشخصی در آن شکل گرفت. تکرار برخی چهره‌ها و تیم‌های ثابت، باعث شده است ورود ایده‌ها و نیرو‌های جدید چندان ساده نباشد. بار‌ها طرح‌هایی ارائه داده‌ایم که در مرحله اولیه موردتوجه قرار گرفته، اما در ادامه به نتیجه نرسیده است.

این نویسنده با اشاره به تجربه تعامل با پلتفرم‌ها توضیح می‌دهد: در بسیاری از موارد، از نویسنده یا گروه سازنده انتظار می‌رود بخشی از سرمایه پروژه را تأمین کنند. این مسئله، برای بسیاری از نویسندگان که تمرکز اصلی شان بر نوشتن است، چالش برانگیز است. در چنین وضعیتی، شانس افرادی بیشتر است که علاوه بر توانایی حرفه‌ای، به منابع مالی یا شبکه‌های سرمایه گذاری دسترسی دارند.

 

تجربه فیلم «آن دو»؛ از ایده تا اجرا

سجادپور درباره شکل گیری فیلم «آن دو» می‌گوید: ایده اولیه این فیلم با الهام از داستان شهید علی لندی شکل گرفت؛ نوجوانی که با فداکاری، جان خود را برای نجات دیگران از دست داد. هدفم این بود اثری ساخته شود که مانند برخی روایت‌های ماندگار کتاب‌های درسی، در حافظه جمعی باقی بماند. پس از تصویب طرح اولیه، پروژه وارد مرحله فیلم نامه شد، اما به دلایلی اعم از بودجه، روند تولید با فرازونشیب‌هایی همراه شد و درنهایت این موضوع به مرحله تولید فیلم نرسید.

او توضیح می‌دهد: در نسخه اولیه فیلم «آن دو»، شخصیت اصلی نوجوانی بود که با شوق حضور در جبهه، سن خود را در شناسنامه تغییر می‌داد. با توجه به برخی حساسیت‌های بین المللی، پیشنهاد شد انگیزه حضور او در جبهه تغییر کند و روایت به سمت جست وجوی برادرش برود. این تغییر، طبیعتا بر ساختار اصلی داستان تأثیر گذاشت.

وی درباره تولید فیلم می‌گوید: بخشی از ضعف‌هایی که از سوی برخی منتقدان مطرح شد، به محدودیت‌های بودجه و امکانات بازمی گردد. دسترسی به تجهیزات کامل جنگی ممکن نبود و انتخاب بازیگران نیز تحت تأثیر همین وضعیت قرار داشت.

 

مظلوم‌ترین حلقه سینما، نویسنده است

سجادپور با اشاره به مسیر روایی فیلم و شخصیت پردازی آن می‌گوید: کاتارسیسی (تطهیر و پالایش) که در طول داستان اتفاق می‌افتد، درواقع فرایند بلوغ یک پسربچه است؛ شخصیتی که با دیدن حوادث و اتفاقاتی که در مسیرش قرار می‌گیرد، به نوعی به بلوغ می‌رسد. درباره میزان این تحول، میان منتقدان اختلاف نظر وجود دارد. بعضی آن را کافی می‌دانند و بعضی نه. من به عنوان نویسنده می‌توانم بگویم حدود ۶۰درصد از آنچه در ذهنم بود، در فیلم محقق شد.

اکران، یک معضل جدی است و مافیا دارد. اگر نتوانی فیلمت را از یک گروه خوب اکران کنی، عملا دیده نمی‌شود

او با تأکید بر اینکه امکان بهترشدن اثر وجود داشته است، می‌افزاید: خودم هم قبول دارم که می‌شد بهتر باشد، اما این اتفاقی است که رخ داده است و باید آن را در بستر شرایط تولید دید.

این نویسنده سینما با اشاره به فضای نقد آثار جنگ تحمیلی می‌گوید: قطعا نباید روایت یک دوره هشت ساله که از مقاطع تاریخی مهم کشور است، فراموش شود. در چنین فضایی، خیلی راحت انگ زده می‌شود که فیلم سازان با بودجه دولتی کار کرده‌اند، درحالی که واقعیت زمین تا آسمان با این تصور فرق دارد.

او با رد تصور عمومی درباره «رانت» در تولیدات نهادی می‌گوید: برخلاف تصور رایج که فکر می‌کنند بودجه دولتی یعنی پول‌های کلان و بی حساب، دست کم در کاری که ما انجام دادیم، این طور نبود. تهیه کننده و کارگردان که دوستان نزدیک من هستند، ضرر کردند، از جیب خودشان خسارت دادند و هنوز هم بدهی دارند. برای این فیلم دو سال دوندگی شده تا بخشی از این پول پرداخت شود و همان هم کفاف تولید را نداده است.

این نویسنده در واکنش به این گزاره که فیلم‌های تاریخی و جنگی مخاطب ندارند، می‌گوید: برای من سؤال است؛ مگر لزوما تاریخ باید مخاطب پسند باشد؟ تاریخ مسیر خودش را می‌رود و این آثار به عنوان سند باقی می‌مانند تا بگویند چه اتفاقاتی در این کشور افتاده است.

 

مسیر فرسایشی دریافت حمایت

سجادپور با اشاره به دشواری تعامل با نهاد‌های حمایتی می‌گوید: حتی همان نهاد‌هایی که قرار است کمک کنند، آن قدر روندی پیچیده و فرسایشی دارند که واقعا باید کفش آهنی بپوشی تا بتوانی بودجه‌ای دریافت کنی. به ظاهر همه فکر می‌کنند کار خیلی ساده است، اما اصلا این طور نیست.

او از تجربه شخصی خود می‌گوید: ما نزدیک ۱۰ ماه فقط پژوهش و نگارش داشتیم. به عنوان نویسنده، با خانواده‌های شهدا دیدار کردیم و پای حرف هایشان نشستیم.

 

ایده طنز داری؟ ایده بفروش داری؟

این نویسنده یکی از مشکلات مهم سینمای ایران را اکران می‌داند. به گفته او، اکران خودش یک معضل جدی است. متأسفانه مافیا دارد. اگر نتوانی فیلمت را از یک گروه خوب اکران کنی، عملا دیده نمی‌شود.

سجادپور ادامه می‌دهد: سینمادار به دنبال فیلم طنز است، چون گردش اقتصادی برایش مهم است. نهاد‌ها بودجه تولید می‌دهند، اما بعد از ساخت، فیلم را رها می‌کنند. او معتقد است: اگر برای ساخت یک فیلم ۱۰میلیارد هزینه شده است، دست کم باید ۵میلیارد هم برای دیده شدنش هزینه شود؛ برای تبلیغات، اطلاع رسانی و آوردن مخاطب به سینما. اما چنین نگاهی در نهاد‌های سفارش دهنده وجود ندارد.

سجادپور می‌گوید: سینمای اجتماعی عملا دارد خفه می‌شود. مافیای اکران اجازه نمی‌دهد این فیلم‌ها درست اکران و دیده شوند. این امر باعث شده است از هر ۱۰تماسی که با من گرفته می‌شود، پنج تایش این باشد: ایده طنز داری؟ ایده بفروش داری؟ به گفته او، وقتی فضا به این سمت می‌رود، نویسنده دیگر جایگاهی ندارد و مجبور می‌شود در خدمت سرمایه سینما کار کند، نه در راستای اجتماع.

 

ظرفیت‌های مغفول مشهد

این نویسنده با اشاره به ظرفیت‌های سینمایی مشهد بیان می‌کند: مشهد می‌تواند یکی از قطب‌های فیلم سازی کشور باشد. بعد از تهران و اصفهان، ظرفیت بسیاری دارد و ثابت کرده است نویسنده خوب، بازیگر خوب و کارگردان خوب دارد. مشهد به تنهایی می‌تواند آثار فاخر تولید کند، اما وقتی بحث سرمایه گذاری پیش می‌آید، بسیاری عقب می‌کشند. چون نگران بازگشت سرمایه هستند.

 

* این گزارش یکشنبه ۳ اسفندماه ۱۴۰۴ در شماره ۴۷۰۴ روزنامه شهرآرا صفحه هنر چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44