محمد جاهدی؛ معلمی که هم قهرمان است هم قهرمان پرور
گاهی وقتها آنقدر در روزگار تکراری و بیرنگ هر روزه غرق میشوی که یادت نمیآید اصلا کجای دنیا هستی. گاهی وقتها آنقدر خودت را با مشکلات گره میزنی که دیگر زمزمه گنجشک کنار پنجرهات را هم نمیشنوی. حتی یادت نمیآید یا اصلا نمیخواهی بدانی همسایهای که هر روز صبح با هزار ترفند از تیر نگاهش میگریزی و با هزار منت جواب سلامش را میدهی، شاید همان کسی باشد که بچگیهایت با صدایش با سوتهایش یا با آرزوهایش گره خورده.
از طرف دیگر، همین اخلاق ناپسند ثناگویی ما ایرانیهاست که هر وقت کسی را از دست میدهیم، یادمان میآید که چقدر انسان بزرگ و چه استاد فرهیخته یا چه ورزشکار با استعدادی بود. اینها را بگذارید کنار هم تا ببینیم چقدر از قافله روزگار ادب و مروت و مردانگیها و غیرتمندیها دور شدهایم. زمانی که اگر کسی حتی سخنی یا نکتهای را به کسی میآموخت تا آخر عمر مریدش میشد و استادش میماند. این بود آیین مردانگی.
شهرآرامحله حالا کار قشنگی میخواهد بکند. میرود سراغ پیشکسوتان و قدیمیهای هر ورزش و هر صنف تا قبل از اینکه یادمان برود که مدیون چه کسانی هستیم، یادشان بیاوریم که فراموششان نکردهایم و میبوسیم دست کسانی را که در تربیت ما و فرزندان ما جوانی و سلامتی خود را گرو گذاشتند. این بار سراغ کسی رفتیم که تازه از بستر بیماری برخاسته است.
سکته مغزی بخشی از بدنش را فلج کرده و سختی گذر از آن در چهرهاش نمایان است. اما قهرمانی است که جام طلاییاش را غیر از ورزش به دلیل غلبه بر این درد نیز گرفته است. محمد جاهدی که ساکن محله هاشمیه مشهد است، اسمی ناشناخته در ورزش خراسان نیست. معلمی است که هم قهرمان است هم قهرمان پرور. با جمعی از دوستان و شاگردان استاد در شهرآرامحله به منزل صمیمی و گرم ایشان در بولوار صارمی رفتیم و پای خاطرات را هم به گفتگویمان باز کردیم.
مشهد؛ سال ۱۳۲۷
۱۳۲۷، سالی بود که محمد جاهدی در محله عشرتآباد مشهد به دنیا آمد. خانه پدریاش هنوز هم در خیابان پشت کلانتری به قوت خودش باقی است. هنوز هم وقتی وارد کوچه میشوی، صدایش را میشنوی که با بچههای همسایه در حال گلکوچک بازی کردن است. جاهدی دوران ابتدایی و دبیرستانش را در سالهای ۳۴ تا ۴۵ در مدرسه نصیرزاده در میدان شهدا گذراند.
آغاز دوران ورزشی در مدرسه
ما او را بهعنوان پیشکسوت فوتبال میشناسیم، اما جاهدی از وقتی وارد مدرسه شد، به خاطر شرایط روحی و بدنی خاصی که داشت، توانست در چندین رشته موفق شود. از جمله رشتههایی که او در آن فعالیت داشته هندبال، هاکی، دوومیدانی، شمشیربازی و... بوده است. جالب اینکه در تمام این رشتهها در سطح کشوری هم مقام دارد و حتی در رشتههایی، چون هاکی و هندبال در ردههای سنی مختلف تیمهای ملی بازی کرده است.
جاهدی در رشتههای هندبال، هاکی، دوومیدانی و شمشربازی در سطح کشوری مقام دارد
استاد جاهدی میگوید: «آن زمانها باید یک ورزشکار چند رشته را بلد میبود. به همین خاطر من هم در چند رشته فعالیت داشتم. اولین مربیان من که جا دارد از زحمات آنها تشکر کنم، آقایان محمدیان و نجاران بودند. آن زمانها باید خودت تلاش میکردی. چون امکاناتی نبود و اگر شانس میآوردی و یک مربی خوب پیدا میکردی، میتوانستی به آرزوهای ورزشیات برسی.»
همه بزرگان در یک مدرسه
میگوید: خیلی اتفاقی به ورزش علاقهمند شده است؛ «دوست داشتم در کنار دانشآموزان بااخلاق مدرسه باشم و، چون آنها ورزشکار بودند، من هم به این سمت کشیده شدم.» وقتی قرار است از همدورهایهای خود بگوید، نامهایی را میآورد که همه آنها جزئی از تاریخ فوتبال یا هندبال شهر هستند. کسانی از قبیل برادران مدنی، تجلی، عباس آریک، تبریزی، صابر، غفارزاده و.
بیش از ۲۰۰ تیم محلی وجود داشت
جاهدی از دوران قبل از انقلاب اسلامی و حضور تیمهای قدرتمند محلی به عنوان دوران درخشش فوتبال مشهد یاد میکند و در اینباره میگوید: «بیش از ۲۰۰تیم محلی داشتیم که باعث شور و هیجانی در کوچه و زمینهای خاکی شهر شده بودند. این تیمها آنقدر قوی بودند که فعالیت باشگاههایی، چون پاس و آریا را کمرنگ کرده بودند.
بازیکنان آن زمان برای پول بازی نمیکردند، لباس تیم برایشان مهم نبود، حرکات نمایشی از خود نشان نمیدادند و عشق دوربین و حاشیه نبودند. آنها روح فوتبال را دوست داشتند و به خاطر تعصب به تیمشان، بدون پول فقط فوتبال بازی میکردند که این باعث شده بود بسیاری از مسائل امروزی را نداشته باشند. کسی به پول فکر نمیکرد، تنها یادگاری که برای من و همدورهایهای من مانده، لباس تیمهای باشگاهی است که هنوز بعضی از ما آن لباسها را داریم.»
افشین؛ اولین تیم جاهدی
روزها گذشت و کمکم بازیهای گلکوچک کوچه پس کوچههای شهر رنگ و بوی دیگری گرفت. تیمهای محلی شکل گرفت و بازیکنان صاحبنام، فوتبالشان را شروع کردند. جاهدی هم از این قاعده مستثنا نبود. تیم افشین که یکی از تیمهای محلی آن روزها بود، اولین تیم جاهدی شد. او در این تیم با معدنی همبازی بود و رقیب سفت و سختی، چون تیم آریا داشت که غیاثی و مرحوم اصغر رحیمی هم در این تیم بودند.
مقصد بعدی؛ تیم پاس
بعد از تیم افشین، جاهدی به تیم پاس شهربانی رفت. این تیم از تیمهای بنام محلی بود که بزرگان زیادی در آن توپ میزدند و زیر نظر سرهنگ لطفی که سرپرست و رئیس باشگاه بود، شکل گرفت. جالب اینکه رقیبان دیروز، یاران امروز شدند و استاد جاهدی با غیاثی که رقیب او در تیم آریا بود همبازی شد.
ورزشکاری که معلم شد و ازدواج کرد
سالهای ۵۵ و ۵۶ سالهای خوبی برای جاهدی بود، چراکه در این سالها او هم در آموزش و پرورش وقت استخدام شد و هم ازدواج کرد. خودش در اینباره میگوید: «برای مسابقات هاکی با شهید نورا... کاظمیان به تهران رفته بودیم که محمدیان، مربی هندبال با من تماس گرفت و گفت: اسمم را به عنوان دبیر ورزش به آموزش و پرورش داده است و من مجبور شدم که برگردم. اما شهید کاظمیان ادامه داد و شنیدم که خیلی هم موفق شده است.
بعد از استخدام در آموزش و پرورش، به عنوان مربی ورزش برای تمرین دادن تیم هندبال به چند دبیرستان دخترانه از جمله دبیرستان مریم فعلی رفتم. در دبیرستان مریم با همسرم که یکی از هندبالیستهای تیم منتخب آموزشگاهها بود، آشنا شدم و در همین سال با وی ازدواج کردم.»
انقلاب و خداحافظی موقت با روزهای اوج
با پیروزی انقلاب اسلامی و تعطیل شدن موقتی فوتبال، جاهدی هم مجبور شد از دوران اوج فوتبالش کمی فاصله بگیرد. در این سالها او بیشتر به شغلش که معلمی بود، پرداخت، اما هیچگاه از ورزش دور نماند.
جاهدی اولین دبیر هیئت فوتبال مشهد بعد از انقلاب شد
در زمان ریاست وجدانیان بود که انقلاب شد. اما نه او و نه بازیکنان مطرح قبل از انقلاب فوتبال را فراموش نکردند و در سال۵۹ اولین هیئت با ریاست میرزاییان و با دبیری جاهدی تشکیل شد. بعدها چرمچی و قیاسی هم به کمک این دو آمدند و دوباره فوتبال شکل و فرم خود را گرفت.
در آن زمان بود که کمکم تربیتبدنی آستان قدس هم به همت قوچاننژاد، محمدیان و میرزائیان شکل گرفت و قوچاننژاد همه کاره این مجموعه شد. بعد از آن جاویدی بهعنوان سرپرست تیمهای مختلف راهی مسابقات کشوری شد و در کمیتههای مختلف هیئت فوتبال طی تمام این سالها فعالیت کرد و همچنین مدتی در هیئت هندبال بود. تا آنکه در این اواخر در کمیته داوران، حضور و نقش پررنگی در موفقیت داوران بنام مشهدی در کشور بر عهده داشت.
فخارها و واعظیها را تربیت کرد
جاهدی در زمان فعالیتش در ورزش، افراد زیادی را تربیت و راهی تیمهای مطرح کشور و تیمملی کرد. در رشته هندبال، افرادی، چون فخار و در رشته فوتبال، واعظی را تربیت کرد که اکنون این افراد خود از وزنههای ورزش شهرمان هستند.
پسران پا جای پدر نمیگذارند!
ثمره ازدواج جاهدی دو فرزند پسر و یک دختر است. پسر بزرگ جاهدی از فوتبالیستهای خوب مشهدی بود که تا عضویت در تیمملی هم پیش رفت، اما به دلیل قبولیاش در دانشگاه، ورزش را نیمهکاره رها کرد. پسر دومش نیز به ورزش علاقهای نشان نداد و از همان ابتدا به دنبال تحصیل رفت. اما دختر جاهدی در رشتههایی، چون شنا، آمادگی جسمانی و والیبال حضور موفقی داشت و بعد به دلیل شرایط خانوادگی مجبور به کنارهگیری از دنیای ورزش شد.
پسر بزرگ جاهدی از فوتبالیستهای خوب مشهدی بود که تا عضویت در تیمملی هم پیش رفت
گره کور فوتبال مشهد به دست بزرگان باز میشود
یکی از دغدغههای امروز پیشکسوتان فوتبال ما گره کوری است که در فوتبال شهرمان افتاده است. جاهدی هم در این باره میگوید: «گره کوری که در فوتبال خراسان است، به دست شخص باز نمیشود و هر کسی بیاید فقط گره کوچکی از این مشکلات را باز میکند. وضعیت بد مالی مشهد باعث این مشکلات شده و آنطور که طی سالها دیدهایم، با دخالت مدیران دولتی هم حل نشده است و به نظر من به این راحتی هم حل نمیشود. امیدوارم یک آدم شایسته بیاید و اوضاع مسابقات و... را سامان بدهد.
خیلیها فکر میکنند چمنیان معجزه میکند، اما مشکل دو تیم مطرح شهر باید به دست بزرگان کشور حل شود و با حرف درست نمیشود. چمنیان آدم خوبی است و تواناییهای زیادی دارد، و یکسری کارها را باید با همکاری ایشان انجام داد. باید بزرگان فوتبال و پیشکسوتان همه دست به دست هم بدهند و مشکلات را حل کنند. البته به نظر من رئیس هیئت نمیتواند مشکلات مالی باشگاهها را حل کند، گرچه اطمینان دارم که چمنیان آدمی موفق و دلسوخته فوتبال است و به همین دلیل روزهای خوبی در انتظار فوتبال شهر است.»
*این گزارش چهارشنبه، ۱۴ تیر ۹۱ در شماره ۱۴ شهرآرامحله منطقه ۹ چاپ شده است.


