کد خبر: ۱۳۳۵۹
۲۵ تير ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۰
زنان فوتبالیست

خواهران فوتسالیست

هدی وظیفه‌دان ۲۶‌ساله، بازیکن فوتسال است و حدیث وظیفه‌دان ۲۷‌ساله دروازه‌بان. می‌گویند از بچگی به دنبال توپ بوده‌اند.این دو خواهر فوتسالیست ساکن محله آقا مصطفی‌خمینی در تیم رعد پدافند بازی می‌کنند و هر سال صاحب مقام می‌شوند.

شاید لازم نیست بپرسم چقدر هم صمیمی هستید زیرا این را می‌شود از رفتارشان فهمید، حتی وقتی که با کمی فاصله روی صندلی‌های روبه‌روی من می‌نشینند! هدی که حرف می‌زند، هر از گاهی مکث می‌کند و به حدیث نگاه می‌کند تا او سررشته کلامش را بگیرد و ادامه دهد. گرچه تنها یک سال با هم اختلاف سنی دارند، اما حدیث مثل یک بزرگ‌تر، با نگاه به هدی حرف‌های او را تایید می‌کند و خوب می‌داند چه زمانی باید صحبت‌های او را کامل کند.

 به هرحال در جواب سوالم این‌طور می‌گوید: رابطه‌مان آن‌قدر صمیمی است که گاهی به ما دوقلو می‌گویند! سلیقه‌هایمان به هم نزدیک است و فقط گاهی سرِ بازی فوتسال، بحثمان می‌شود. به گفته خودشان فاصله سنی کم، این ارتباط نزدیک را از کودکی سبب شده، اما فوتسال که رشته ورزشی مشترک آنهاست، به این ارتباط عمق بخشیده است.

 

از کودکی به دنبال توپ بودیم

هدی وظیفه‌دان ۲۶‌ساله، بازیکن فوتسال است و حدیث وظیفه‌دان ۲۷‌ساله دروازه‌بان. می‌گویند از بچگی به دنبال توپ بوده‌اند و با برادر بزرگ‌ترشان در حیاط خانه یا در پارک فوتبال بازی می‌کرده‌اند. این خواهر کوچک بوده که برای اولین‌بار عضو یک تیم فوتسال می‌شود و حدیث هم سه سال بعد در کنار هدی، در تیم «رعد پدافند» قرار می‌گیرد تا به صورت حرفه‌ای به این رشته بپردازد. حالا با این وجود که سال‌هاست فوتسال کار می‌کنند، باز مواقعی پیش می‌آید که از برادرشان تکنیک یاد می‌گیرند.

خواهرکوچک می‌گوید: از نوجوانی بازی‌های فوتبال را از تلویزیون تماشا می‌کردیم و به این رشته علاقه‌مند بودیم. من بعد از دیپلم و در ۱۸‌سالگی، در تیم فوتسال باشگاه «عقاب» که حالا به «خاتم‌الانبیا» تغییر نام داده است عضو شدم. چون پدرم ارتشی است و خاتم‌الانبیا متعلق به این ارگان است، کارم را با همین باشگاه شروع کردم. آن زمان هنوز ورزش فوتبال برای خانم‌ها جا نیفتاده بود، به همین دلیل من به فوتسال روی آوردم.

حدیت در ادامه حرف خواهرش می‌گوید: آن‌موقع من دانشجو بودم و درگیر درس. سه سال بعد که فارغ‌التحصیل شدم، به عضویت تیم درآمدم. به مدت دو سال بازیکن بودم و بعد از آن برای اولین بار، خانم محبوبه میراحمدی که در حال حاضر داور بین‌المللی در لیگ برتر هستند، من را داخل دروازه گذاشتند. خودم هم دروازه‌بانی را دوست داشتم، چون فیزیک بدنی‌ام مناسب این پست بود و جسارتی را که دروازه‌بانی می‌خواهد در وجودم داشتم. البته قرار‌گرفتن در چهارچوب دروازه، این جسارت را بیشتر کرد.

به گفته این دو بانوی فوتسالیست ساکن محله نیروی هوایی در شهرک مصطفی‌خمینی، تیم رعد پدافند که در آن بازی می‌کنند، در مسابقات محلات جزو تیم‌های قوی به حساب می‌آید و هر سال صاحب مقام می‌شود. این تیم تاکنون توانسته در مسابقات باشگاه‌های مشهد در سال‌۸۸ مقام دوم، در مسابقات لیگ دسته یک استان در سال ۸۹ مقام سوم و در مسابقات لیگ دسته سه کشور در سال‌۹۱ مقام دوم را کسب کند.

 

این خواهر کوچک بوده که برای اولین‌بار عضو یک تیم فوتسال می‌شود و حدیث هم سه سال بعد در کنار هدی، در تیم «رعد پدافند» قرار می‌گیرد تا به صورت حرفه‌ای به این رشته بپردازد

نیاز به حمایت در فوتسال

پیش از اینکه از مشکلات و موانع موجود در فوتسال بانوان بپرسم، خودشان این حرف را پیش می‌کشند. هدی است که در ابتدا می‌گوید: از سرپرست سابقمان خانم پورحسن تشکر می‌کنم که برای سرپا نگه‌داشتن تیم زحمت زیادی کشیدند زیرا از فوتسال بانوان خیلی حمایت نمی‌شود، به خصوص تیم ما!

رو به حدیث علتش را می‌پرسم و می‌شنوم:، چون بازی خانم‌ها از طریق تلویزیون پوشش داده نمی‌شود، اسپانسر‌ها تمایلی به حمایت نشان نمی‌دهند. بین تیم‌ها هم، به این علت که باشگاه ما متعلق به یک ارگان دولتی است، پیداکردن حامی مالی برای آن سخت‌تر است.

خواهر‌های وظیفه‌دان گلایه‌های دیگری هم دارند. این را وقتی می‌فهمم که سر درددلشان باز می‌شود و حدیث اضافه می‌کند: استان‌ها و شهر‌های دیگر از فوتسال بیشتر حمایت می‌کنند، حتی بازیکنان ملی‌پوش مشهد را گرفته‌اند، اما اینجا این‌طور نیست، لیگ برتر مشهد فقط یک تیم دارد، در حالی‌که توانایی‌اش بیش از این است. اگر حمایت مالی صورت گیرد، آن‌قدر بازیکن آماده وجود دارد که می‌توان چند تیم لیگ برتری تشکیل داد.

به گفته هدی با تمام این مشکلات، بچه‌های مشهد از روی عشق و علاقه بازی می‌کنند تا رشته فوتسال را برای بانوان حفظ کنند.

 

زنان فوتبالیست

نقش یک مربی خوب

وقتی قرار است گفت‌و‌گو پایان یابد هدی اجازه می‌خواهد از مربی‌هایشان خانم‌ها میراحمدی، پورحسن و به خصوص رضاپور تشکر کند و اضافه می‌کند: حدود یک‌سال پیش فوتسالم داشت افت می‌کرد، طوری بی‌انگیزه شده بودم که قصد داشتم ورزش را کنار بگذارم. اما با ورود خانم رضاپور به عنوان مربی، شرایطم تغییر کرد و من شروع دوباره‌ام را مدیون وی هستم. این جمله را هم حدیث اضافه می‌کند تا به گفتگویمان خاتمه دهد: از خانواده هم تشکر می‌کنیم که با ما همراه هستند و حمایتمان می‌کنند.

 

به آینده امیدواریم

از تحصیلاتشان و برنامه‌هایشان برای آینده می‌پرسم. هدی که بعد از دیپلم وارد رشته فوتسال شده است، به علت مشغله‌های ورزشی، دیگر فرصت ادامه تحصیل پیدا نکرده است. اما تاکنون تجربه آموزش دادن این ورزش را در سالن‌های دیگر داشته است. حدیث هم در این مورد می‌گوید: بعد از گرفتن مدرک کارشناسی حقوق، با وجود علاقه‌ام برای ورود به مقاطع بالاتر، نتوانستم از ورزش دست بکشم تا روی درسم متمرکز شوم.

در ادامه این جمله را از حدیث می‌شنوم: هدفم این است که بعد از راهیابی به تیم لیگ برتر، درسم را ادامه دهم. اینجاست که از او می‌پرسم وارد شدن به یک تیم لیگ برتری را چقدر دست یافتنی می‌بینید؟ می‌گوید: تا دو سال پیش برایمان بعید به نظر می‌رسید، ولی بعد که دیدیم بازیکنانی هم‌سطح و حتی پایین‌تر از ما در لیگ برتر توپ می‌زنند، برایمان دست‌یافتنی شد. به خصوص با آموختن تجربیات مربی فعلی‌مان خانم مریم رضاپور که خودشان بازیکن لیگ هستند، خیلی امیدوار هستیم.

 

تخلیه مناسب انرژی با ورزش

خواهران وظیفه‌دان از محله خود نیز می‌گویند: وجود باشگاه خاتم‌الانبیا (ص) با رشته‌های ورزشی مختلفی که دارد، زمینه فعالیت خانم‌های محله را فراهم کرده است، همسایه‌ها و دوستانمان نیز با دیدن ما انگیزه پیدا کرده و در رشته‌های مختلف ثبت‌نام کرده‌اند.

خواهر بزرگ معتقد است:، چون خانم‌ها بیشتر وقتشان را در خانه صرف می‌کنند، نیاز به تقویت روحیه و شادابی دارند، در ورزش به خصوص اگر جمعی باشد، می‌توانی انرژی‌ات را تخلیه کنی. با حضور در باشگاه و قرارگرفتن در کنار خانم‌هایی که سنین مختلفی دارند، می‌توان خیلی چیز‌ها آموخت، الان ورزش به‌قدری با زندگی ما عجین شده است که بدون آن حس می‌کنیم چیزی کم داریم.

حرف از حمایت خانواده که می‌شود هدی می‌گوید: ابتدا خیلی تمایل نشان نمی‌دادند، ولی بعد که پشتکارمان را دیدند، با ما همراه شدند. درحال حاضر هم فقط گاهی که تمریناتمان زیاد می‌شود یا به اردو می‌رویم، کمی نارضایتی ایجاد می‌شود، اما دیگر شرایط ما را پذیرفته‌اند.

 

خاطره شیرین ورزشی

در سال‌۸۶ ما در سالن خودمان، میزبان مسابقات لیگ استان بودیم. تیم سایپا هم در آن مسابقات حضور داشت و بهترین بازیکنان در آن تیم بازی می‌کردند، سطح تیم ما خیلی بالا نبود و شناخته شده هم نبودیم، اما روز مسابقه با تیم سایپا به‌قدری خوب بازی کردیم که همه تماشاچیان و حتی تیم‌های حذفی، ما را تشویق می‌کردند، به‌طوری‌که جو ایجاد شده باعث عصبانیت کاپیتان تیم سایپا و در نهایت اخراج او شد، درست در لحظات آخر در حالی‌که ما عقب افتاده بودیم، بازی را مساوی کردیم.

 

* این گزارش در شماره ۵۰ شهرآرا محله منطقه ۶ مورخ ۹ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۲ منتشر شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام