پهلوانی برای ورزشکار نوجوان محله خواجهربیع از قهرمانی مهمتر است
ورودش به رشته ووشو با معنویت گره خورده است؛ جایی که خدمت به مردم علیدوست محله را در خیمه پذیرایی عید غدیر به عهده میگیرد. در آنجاست که از نزدیک با استادش آشنا میشود و بعد سر از باشگاه رشته رزمی موردنظر درمیآورد.
بهناگزیر، همین آغاز مثبت باعث شده رضا امیری، ورزشکار ۱۵ ساله محله خواجهربیع مشهد به پهلوانی و اخلاق بیشتر از قهرمانی بها بدهد؛ هرچند که در این سهسالی که ووشو کار میکند، مقامهایی را هم برای خود دستوپا کرده است.
در ورزش گروهی پیشرفت نمیکنم!
وقتی از رضا درباره رویآوردن جدیاش به ورزش میپرسیم، عنوان میکند: کلاس پنجم که بودم فوتبال بازی میکردم؛ سهماه در مدرسه فوتبال ابومسلم آموزش دیده بودم و ششماه هم بدون قرارداد در تیم نوجوانان ابومسلم عضو بودم! وقتی که نوبت به بستن قرارداد رسید، با من نبستند. من هم فوتبال را رها کردم، چون به این نتیجه رسیده بودم که در ورزشهای گروهی پیشرفت نمیکنم.
او ادامه میدهد: یکسالی ورزش را کنار گذاشتم تا اینکه با آقای معراجی آشنا شدم. یک روز که از خیابان یوسفزاده میگذشتم، ایشان را دیدم که در خیمهای از مردم پذیرایی میکند؛ چون عید غدیر بود.
قبلا در کاغذهای تبلیغاتی عکسش را دیده بودم و چهرهاش را میشناختم. برایم عجیب بود که یک رزمیکار دارد چنین کاری را انجام میدهد. به کمک او رفتم و از رهگذران پذیرایی کردم. اين آشنایی باعث شد تا چند روز بعد به باشگاه ووشوی او بروم و در این رشته ورزشی ثبتنام کنم.
نوجوان ورزشکار محله ما که خیلی هم با رشتههای رزمی بیگانه نبوده است، در باشگاه ووشو نظرش به این رشته جلب میشود. او بیان میکند: پسرخالهام تکواندو کار میکرد و تمریناتش را دیده بودم اما این ورزش با تکواندو فرق میکرد؛ ضربات متنوع ووشو که ترکیبی از ضربه دست در ورزش بوکس و ضربه پای تکواندو و درگیری در کشتی بود، برایم جالب بود و از آن خوشم آمد.
۳ سال، ۳ نشان
علاقهمندی رضا باعث میشود که به شکل خستگیناپذیری ورزش کند و با وجود تمرینهای سختی که در باشگاه برایش تدارک دیده میشود، پا پس نکشد. او میگوید: تمرینات ووشو از جمله حرکتهای کلاغپر و پامرغی و وزنهزدن بارها اشکم را درآورده است؛ یکی از این تمرینهای سخت به این شکل بود که استاد مجبورت میکرد پایت را تا جایی که ممکن است بالا بیاوری!ووشوکار محله خواجهربیع در این سهسال خوب تمرین کرده و نتیجه زحمتهایش را هم با مقامهایی که به دست آورده، گرفته است: تاکنون توانستهام یک رتبه اول مسابقات استانی را در سال ۹۰ و عنوانهای دوم و سوم استان را در سال ۹۱ کسب کنم.
تاکنون یک رتبه اول مسابقات استانی را در سال ۹۰ و عنوانهای دوم و سوم استان در سال ۹۱ را کسب کردم
استادم ضامن میشود...
اما بهجز تلاش خود او چيز دیگری هم در موفقیتهایش نقش دارد و آن «اطرافیان» اوست. رزمیکار نوجوان ما بیان میکند: بعد از خدا، پدر و مادر و بعد استاد و ارشد باشگاه که مشوقم هستند، در ورزش کمکم بودهاند.
پدرم از نظر مالی تشویقم میکند و گاهی به عنوان تمرین با من کشتی میگیرد او خودش یکسالی سابقه کشتی چوخه دارد. مادرم نیز به من روحیه میدهد و قبل از مسابقه سعی میکند اضطرابم را برطرف کند. عمویم هم ششسالی تکواندو کار کرده و الان بااینکه ورزش را کنار گذاشته، گاهی کمکم میکند و برایم میت میگیرد.
کمکم متوجه میشویم که مصاحبهشونده ما در خانوادهای اهل ورزش رشد کرده است؛ او با اشاره به دیگر اعضای ورزشکار خانوادهاش اضافه میکند: دو برادر کوچکتر دارم که یکی ۱۰ ساله است و در رشته ووشو و دیگری که ۶ ساله است، در ورزش ژیمناستیک فعالیت دارد.
از او میپرسیم که آیا با برادرهای کوچکش حرفش میشود، میگوید: با آن برادرم که ووشوکار است خیلی یکبهدو میکنیم. مادرم هم که انتظار بیشتری از من دارد هر بار ناراحت میشود و تهدیدم میکند که دیگر حق ندارم بروم باشگاه، آنوقت پدرم زنگ میزند به استادم که بیاید ضامنم شود!
بچههای خواجهربیع بامعرفتند
ادامه گفتگو مطابق روال معمول شهرآرامحله، به محله کشیده میشود و اهالی آن. ووشوکار نوجوان محله بیان میکند: بچههای محله خیلی ورزشکار نیستند و اگر سراغ ورزش رزمی بیایند برای یادگرفتن دفاع از خودشان است.
بعضی از بچهها هم هستند که برای سوءاستفاده و زورگویی به دیگران به این رشتهها روی میآورند که این خوب نیست. در باشگاه ما این افراد از کسانی که بهطور جدی به دنبال ورزش هستند تفکیک شدهاند و به گروهي که بااخلاقترند تمرینات سنگینتر و جدیتری داده میشود.
او بااینحال میگوید: من محلهام را دوست دارم، چون بچههای بامعرفتی دارد و همه از لحاظ رفتاری و اقتصادی و گویش و لهجه مثل هم هستند. هنرستانی که در آن درس میخوانم در یکی از بخشهای مرفهنشین شهر است؛ در آن مدرسه بعضی بچهها هستند که به گویش مشهدی میخندند اما در محله خواجهربیع کسی شما را بهخاطر لهجه مسخره نمیکند. یک دلیل دیگر علاقهام به محله این است که خیلی از اقوامم در اینجا زندگی میکنند.
میخواهم رئیس فدراسیون شوم
رضا نوجوانی آیندهنگر است و این میتواند به برنامهریزی مناسب برای زندگیاش بینجامد. او عنوان میکند: تصمیم دارم سال آینده -سال دوم هنرستان- در رشته تربیتبدنی درس بخوانم و این رشته را تا مقطع کارشناسی یا کارشناسیارشد ادامه دهم.
هدفم این است که در آینده شغلی ورزشی مانند ریاست فدراسیون داشته باشم. این نوجوان ورزشکار یادآور میشود: اگر هدف نداشته باشی ورزشکردن بیهوده است. هدف دیگری که من برای زندگی ورزشی خودم مشخص کردهام، این است که «باید» به تیم ملی برسم؛ ملیپوششدن باعث میشود که هم خانواده و مربیام به من افتخار کنند و هم بهتر دیده شوم؛ ازطرفی دوست دارم با رزمیکاران دیگر کشورها هم مبارزه کنم.
شهرآرامحله دور نمیداند که ووشوکار کوشای محله خواجهربیع با تمرینات فشرده و برنامهریزی مناسب روزی به عنوان ملیپوش برای کشورش افتخارآفرینی کند؛ امیدواریم.
* این گزارش یکشنبه، ۲۶ فروردین ۹۲ در شماره ۴۹ شهرآرامحله منطقه ۳ چاپ شده است.
