
دکتر «علیرضا حسینزاده» داروسازی که علاوهبراینکه سالها خادم افتخاری حرم مطهر رضوی بوده، دستی به خیر دارد و موقعیت و وضعیت اقتصادی مردم منطقه را درک کرده است؛ اگرچه خودش تمایلی به گفتن این مسئله و جزئیات آن ندارد، شرح حال روزگار داروسازشدن و آمدنش به محله مهرآباد، سرآغاز گفتن از خیلی حرفها میشود؛ حرفهایی که با آنها دلیل تاسیس داروخانه و تفکری را که او را پساز ۱۰ سال در این محله و منطقه ماندگار کرده است، کلمه میکند. او که ۲۰ سال تجربه داروسازی را در کارنامه خود دارد، حالا یکی از دخترانش هم، راه پدر را در پیش گرفته و دانشجوی سال اول داروسازی است.
اول شهریور۱۳۴۵ در روز پزشک به دنیا آمده است؛ «سه برادر دارم که دوران کودکیام با بودن درکنار آنها به پایان رسیده است؛ برادرانی که امروز یکی از آنها داروساز، دیگری دبیر بازنشسته و سومی هم فوق لیسانس الکترونیک است. پدرم با آنکه بازاری و فرشفروش بود، به درس خیلی اهمیت میداد. از آن طرف برادر بزرگترم که تخصصش را در رشته داروسازی از اسکاتلند گرفته و جزو یکدرصد دانشمندان جامعه پزشکی دنیا به شمار میرود و اکنون نیز بهعنوان رئیس گروه فارماکولوژی فعالیت میکند، مشوقم در این راه بود.
او در دوران تحصیلم، استاد و رئیس دانشکده داروسازی دانشگاه فردوسی بود. همین هم دلیلی شد که علاوهبر برادرم، استادان دیگر دروس هم به این واسطه نهتنها کمکم نکنند که برعکس هنگام نمرهدادن خیلی هم به من سخت بگیرند. همین سختگیریها باعث شد برای رسیدن به هدفم بیشتر تلاش کنم.»
سرانجام حسینزاده پساز گذراندن ۲۱۰ واحد درسی، در سال۱۳۷۳ موفقبه دریافت مدرک دکترای عمومی داروسازی میشود و پساز فارغالتحصیلی به سربازی میرود. پساز اینکه دوره سربازی و طرحش را پشت سر میگذارد، دوباره به مشهد بازمیگردد و وارد بازار کار میشود؛ «چون مکان تاسیس داروخانه براساس طرح جمعیتی مطرح میشود، آن زمان ملاک را یک داروخانه برای هر ۷ هزار نفر تعیین کرده بودند؛ بنابراین مجوز ایجاد داروخانه در مهرآباد را به من دادند. این شد که داروخانه روزانه خودم را در سال۱۳۷۸ در محله مهرآباد افتتاح کردم. دوم خرداد۱۳۹۴ بنا به نیازی که در منطقه احساس میشد، داروخانه را شبانه روزی کردم که همچنان دایر و مشغول به کار است.»
به گفته او، داروخانهاش در روز پذیرای حدود ۳۰۰ بیمار است که تقاضای دریافت داروهای otc (دارو بدون نسخه) را دارند و علاوهبرآن حدود ۱۵۰نفر با نسخه پزشک مراجعه میکنند؛ «مردم اینجا شبها برای تردد به خارج از محدوده و تهیه دارو مشکل داشتند؛ بنابراین به استانداری نامه نوشتند و امضا جمع کرده و تقاضا داشتند که این داروخانه شبانهروزی شود که سرانجام با پیگیری و تلاش فراوان موفق به دریافت مجوز شبانهروزی شدیم.»
داروساز محله ما را دلبستگی به مردم این محدوده، ماندگار کرده است؛ «بارها از اداره نظارت بر دارو پیشنهاد دادهاند که مکان داروخانهام را عوض کنم؛ چون هر داروخانهای پساز ۱۰ سال خدمت در مناطق محروم، میتواند به سایر نقاط شهری تغییر مکان دهد، اما وابستگی عجیبی که به برخی مردم اینجا پیدا کردهام، مانع رفتنم شده است. خاطرم هست روزی یکی از اهالی به من گفت: پول را همه جا میشود درآورد، اما نگاه کن پولی که اینجا درمیآوری، برکت دارد یا نه. خودمانیم؛ پول اینجا واقعا برایم برکت داشته است.»
وقت آن رسیده است تا به اصل مطلب برسیم و آن، کار خیری است که دکتر حسینزاده در حد توانش انجام میدهد؛ «دفتری دارم مخصوص بیماران خیریه که در ماه، رقم خاصی را برای ارائه دارو به آنها درنظر گرفتهام؛ به این ترتیب که افراد با همراهداشتن معرفینامهای از خیریه آبشار عاطفهها و چند خیریه دیگر نسخه خود را میآورند و دارو تحویل میگیرند. رقم چندانی نیست، اما مردم منطقه به چنین کاری نیاز دارند؛ البته در این طرح، کل شهر را پوشش میدهیم، چون درزمینه دارو نمیتوان کمک نکرد. حتی بارها پیش آمده که مردم کارت شناسایی خود را گرو گذاشته و گفتهاند هر وقت یارانه را دادند، پول را میآوریم؛ ما هم قبول میکنیم و انصافا هم بدهیخود را پرداخت میکنند.»
البته او گلایههایی هم دارد؛ «در طرح پزشک خانواده و برنامه تحول نظام سلامت، جایگاه داروساز هنوز بهخوبی تعریف نشده است؛ هرچندکه در طرح نظام سلامت بسیاری از هزینههای دارویی را دولت میدهد، بهدلیل گرانبودن داروها، برگشت سرمایه داروخانهدارها خیلی طول میکشد و تحت فشار هستند.»
حسینزاده از مشکلات تسویه بیمهها به داروخانهها میگوید و از افزایش مالیاتی سخن به میان میآورد که نسبت به سال گذشته، چهار تا پنج برابر شده است.
میپرسیم تاکنون پیش آمده است که بیماران از شما درخواست مشاوره دارویی کنند یا اینکه بخواهند برایشان دارویی تجویز کنید که اینگونه پاسخ میدهد: «مواردی پیش آمده که بیماران مشاوره دارویی گرفتهاند و، چون پولی دریافت نکردهام، بهجایش برایم شیر یا تخم مرغ آوردهاند. ازطرفی در این منطقه بهدلیل کمبرخورداری مردمش، با درخواست دارو بدون نسخه پزشک زیاد مواجه میشویم، اما بهجز داروهای otc، بقیه داروها را فقط با نسخه پزشک ارائه میکنیم.اغلب بیماران بهدلیل ناتوانی در پرداخت هزینه ویزیت پزشکان بهجای مراجعه به آنها، مستقیم از داروخانه طلب تجویز دارو میکنند.»
دکتر حسینزاده علاوهبر بیماریهای رایج سرماخوردگی، آنفولانزا و انگل، بزرگترین مشکل مردم این محله را اعتیاد میداند و میگوید: «معتادان انتظار دارند که داروخانهها برخی داروها مانند متادون و ترامادول را به آنها بدهند، اما تلاش کردهایم که جلوی این کار را بگیریم. باوجوداین گاهی بهویژه شبها بهخاطر حضور معتادان با مشکل روبهرو میشویم و ناچاریم درِ داروخانه را ببندیم و از پشت پنجره پاسخگوی مراجعان باشیم.»
لابهلای گفتگویمان بحث حق فنی پیش کشیده میشود که دکتر حسینزاده در این زمینه اظهار میکند: «دکتر داروساز درقبال دریافت حق فنی باید نحوه، مدت، میزان، فاصله مصرف، عوارض و تداخل دارویی و نشانههای احتمالی بروز برخی علائم از مصرف آن دارو را مانند تغییر رنگ ادرار و... توضیح دهد.» به گفته او برای این کار باید نیروهای متخصص، نسخه بیماران را درست بپیچند و بهاصطلاح آن را بیمه کنند.
حدود ۱۰ دقیقه عملیات سیپیآر (احیای قلبی) را برایش انجام دادم تا دوباره قلب پسربچه تپیدن گرفت
- چطوری نسخه دکترها را با آن خط بد میخوانید؟
مردم، چون نمیتوانند خط انگلیسی دکترها را بخوانند، گمان میکنند همه آنها بدخط هستند. ما پزشکانِ خوشخط هم داریم هرچندکه هستند کسانی هم که بدخط مینویسند.
- زمانی که با یک نسخه ناخوانا روبهرو میشوید، چه میکنید؟
گروهی در تلگرام به نام «نسخ ناخوانا» درست کردهایم و هر زمان به مشکل برمیخوریم، نسخه را آنجا به اشتراک میگذاریم و از هم کمک میگیریم. در مواقعی هم با دکتر مربوط تماس میگیریم و نسخه را با او چک میکنیم.
- پیش از اینکه داروخانه خودتان را داشته باشید، کجاها کار میکردید؟
در داروخانههای مختلفی کار کردهام ازجمله افشار، ۲۲بهمن و دارالشفای امام.
- به هنر خاصی هم علاقه دارید؟
به خط و نقاشی علاقه دارم و مدتی هم میشود که در کلاسهای ردیف آواز سنترکت میکنم.
- تابهحال شده برای کسی هم بخوانید؟
گاهی برای شاگردانم در داروخانه میخوانم، اما گوشهایشان را میگیرند. (میخندد)
- میانهتان با آشپزی چطور است؟
همسرم ماماست و امسال بازنشسته شد و تا پیش از زمانیکه سر کار میرفت، آشپزی میکردم.
- درستکردن چه نوع غذایی را یاد دارید؟
دستور پخت انواع غذاها را بلدم.
- چه غذایی را خودتان بیشتر دوست دارید؟
من هم مانند همه ایرانیها قورمهسبزی را خیلی دوست دارم.
- بدترین نمرهای که در دوران دانشجویی گرفتید، چند بوده؟
رشته داروسازی ازآنجاکه آمیزهای از علوم مختلفی، چون پزشکی، شیمی، گیاهان دارویی، زیستشناسی و علم ساخت داروست، دروس فراگیر، متنوع و بسیار دشواری دارد، بهگونهایکه من در دوران دانشجویی چند درس را افتادم! درس «فیزیکال فارماسی» یکی از دروس است. پس از دوسهباری که از درس فیزیکال فارماسی افتادم، با بدترین نمره توانستم آن را پاس کنم.
- اهل سینما رفتن هم هستید؟
گاهی با دخترانم به سینما میروم.
- آخرین فیلمی که دیدهاید؟
نهنگ عنبر.
دانشجویان سال آخر موظف بودند شیف شب را در داروخانههای سطح شهر بگذرانند. آن زمان در داروخانهای قدیمی به نام «افشار» در میدان شهدا کار میکردم؛ مکانی وحشتناک که زیر مسافرخانهای قرار داشت و پر از موشهای بزرگ بود. شبها تا ساعت۲ بیدار بودیم. وقتی تعداد بیماران کم میشد، نوبتی برای استراحت و خواب، پشت داروخانه میرفتیم. یک شب که برای استراحت رفته بودیم، موشها بیرون آمدند. هیچوقت یادم نمیرود؛ یکی از آنها که خیلی بزرگ بود، شیشه نوشابه را با دستانش بلند و شروع به خوردن نوشابه کرد!
یکی از خاطرات تلخ زندگیام در سال ۸۸ با آتشسوزی داروخانهام رقم خورد. در این سال بهعلت اتصال برق داروخانه آتش گرفت؛ وقتی که صبح از شیفت حرم امام رضا (ع) به داروخانه رفتم، دیدم از آنجا دود بلند میشود و ماشین آتشنشانی جلوی در پارک کرده است. گویا پرسنل داروخانه، پنکه را روشن گذاشته بودند و بهدنبال اتصالی برق، آتش راه افتاده بود. مردم با کمک آتشنشانی، آتش را خاموش کرده بودند، اما خسارت خیلی سنگینی به جا ماند که بهواسطه آن داروخانه ۱۰ روزی برای بازسازی تعطیل شد.
اوایل کارم در مهرآباد روبهروی داروخانه، جوی آبی بود که از چاهی در همین نزدیکی سرچشمه میگرفت و بچهها در آن آبتنی میکردند. تابلوی داروخانه، کنار این جوی قرار داشت که دست بر قضا برقدار شده بود. در همین حین، دست یکی از بچهها به آن خورد و برق او را گرفت. تقریبا تمام کرده بود که حدود ۱۰ دقیقه عملیات سیپیآر (احیای قلبی) را برایش انجام دادم تا دوباره قلب پسربچه تپیدن گرفت و او را به بیمارستان هاشمینژاد منتقل کردیم. خانوادهاش قصد داشتند مرا با چاقو بکشند، اما وقتی به بیمارستان آمدند و فهمیدند که من او را نجات دادهام، همهچیز به خیر گذشت.
هر سال عید، المانهایی با موضوعات مختلف در سطح شهر نصب میشود؛ چقدر خوب است که در حوزه مصرف دارو نیز المانهایی با نظارت داروسازان ساخته شود. انجام چنین کاری، تاثیر خوبی روی فرهنگ صحیح مصرف دارو و افزایش سواد و آگاهی مردم میگذارد.
* این گزارش در شماره ۱۶۳ شهرآرا محله منطقه ۵ مورخ ۹ شهریورماه سال ۱۳۹۴ منتشر شده است.