کد خبر: ۱۱۰۸۳
۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۰
بابای مدرسه، مثل آچار فرانسه است!

بابای مدرسه، مثل آچار فرانسه است!

قربان میش‌دار بابای مدرسه دخترانه شهید عباسی، در کنار نظافت مدرسه خیلی از کار‌های فنی را هم انجام می‌دهد و به قولی آچار فرانسه مدرسه محسوب می‌شود.

وقتی سراغشان را می‌گیرم کمترکسی نشانی از آن‌ها دارد. انگار هم‌زمان با ما که بزرگ شده‌ایم، آن‌ها هم ریش‌ومویی سپید کرده‌اند تا حالا که بازنشسته شده‌اند.

باباهای مدرسه را می‌گویم؛ همان‌هایی که جزو جدایی‌ناپذیر و البته شیرین خاطرات سیاه‌وسفید دوران تحصیلمان هستند. اما حالا دیگر نباید دنبال باباهای مدرسه که سن پدربزرگمان هستند، باشیم زیرا بیشتر مدارس یا بابای مدرسه ندارند یا افراد جوانی که چندسالی  است به این کار مشغول شده‌اند، این عنوان را گرفته‌اند.

در میان جستجوی چندروزه در مدرسه‌های منطقه‌مان کسی را که هنوز با مویی سپید و احتمالا کمری خم هنگام ورود دانش‌آموزان به مدرسه به آن‌ها خوش‌آمد بگوید، نمی‌یابم.

در نتیجه با دوبابای جوان و البته عاشق مدرسه در دومحله مختلف هم‌کلام می‌شوم تا با حال‌و‌هوای کارشان در سکوتِ حیاط مدرسه بیشتر آشنا شوم.

 

آچار فرانسه مدرسه

دبیرستان‌های شهیدکاوه و شهیدرجایی در بولوار صبا، خاطره حضور قربان میش‌دار ۴۰ ساله را به‌عنوان بابای خوب مدرسه به یاد دارند. او امسال بابای دبیرستان دخترانه شهیدعباسی در خیابان سحر ۱۰ و محله انقلاب مشهد شده است.

شوروحال او هنگام شروع مدارس از زبان خودش شنیدنی است: سه سال است که به این کار مشغول هستم و هرسال با شروع مهر با همه خاطراتم با دانش‌آموزان راهی کلاس درس می‌شوم.

همین علاقه باعث شده خیلی از کارهای فنی مدرسه را خودم انجام دهم. اگر نیاز باشد، آچار به دست می‌شوم و کارهای تعمیراتی را که از دستم بربیاید، انجام ‌می‌دهم.

 

سکوت مدرسه و یاد ایام

زمان خلوتی مدرسه برای او رنگ‌و‌بویی دیگر دارد. می‌گوید: صبح‌ها، بعد از نماز که محیط مدرسه را برای ورود دانش‌آموزان و معلمان نظافت می‌کنم گاهی در تنهایی و سکوت کلاس‌ها پشت نیمکت‌های چوبی، دوران تحصیل خودم را مرور می‌کنم.

روستای قلعه‌عباس از توابع شهرستان قوچان، محلی است که بابای مدرسه شهیدعباسی اولین مهری که به مدرسه پاگذاشته را در آن تجربه کرده است.

درباره تفاوت روزهای آغاز سال تحصیلی آن سال با این دوران می‌گوید: در آن زمان مراسم ویژه‌ای برگزار نمی‌شد و چند روز نخست شروع مدرسه هم نظم خاصی وجود نداشت اما حالا، از همان روز اول هر چیز در جای خودش قرار دارد.

 

دخترانه و پسرانه‌اش فرق دارد

قربان میش‌دار درباره اینکه کار در مدرسه دخترانه و پسرانه برای او تفاوت دارد یا نه، می‌گوید: مسئولیت مدارس دخترانه بیشتر است، صبح‌های زود و زمانی‌که مدرسه تعطیل می‌شود باید چند دقیقه‌ کنار درِ ورودی منتظر بمانم تا اتفاقی برای دانش‌آموزان دختر نیفتد.

میش‌دار البته با لبخندی ادامه می‌دهد: مدارس پسرانه یک مزیت دارد که پسرها خودجوش در کارهای مدرسه به من کمک می‌کردند، اما در مدارس دخترانه این امکان وجود ندارد.

 

همراه با پدر کسی که مدرسه به نام اوست

او شیرین‌ترین خاطره کاری‌اش را مربوط به زمان حضور در دبیرستان کارودانش شهیدمحمود کاوه می‌داند و می‌افزاید: سالگرد شهادت شهیدکاوه در آن دبیرستان مراسمی برگزار شد که پدر شهیدکاوه در مراسم حضور داشت. این اولین باری بود که او را از نزدیک می‌دیدم.

دیدن پدر شهید و شنیدن خاطراتی درباره شهیدش، روزی به‌یادماندنی برای من رقم زد.

 

قربان میش‌دار بابای خوب مدرسه دخترانه شهید عباسی است

 

راه همان راه قبلی است، پر از افتخار

۲۳ سال پیش زمانی است که سید علی‌اکبر صابری در ۲۲ سالگی وارد این کار می‌شود و حالا هم افتخار خود می‌داند که در هر مدرسه‌ای که کار کرده، از او راضی بوده‌اند، چه مربیان، چه دانش‌آموزان و چه اولیای آنها.

جانباز صابری ۱۳ سال پیش هم که از تربت‌حیدریه به مشهد می‌آید، در مدارس مختلف محله‌های ما خدمت می‌کند و حالا هفت‌سالی است که بابای دبیرستان دخترانه کارودانش شاهد مهدیه در خیابان نسترن ۵ است.

در کتابخانه مدرسه، روبه‌روی من می‌نشیند و آرام‌آرام از خدمت هرروز خود به ۱۹۰ دانش‌آموز و مربیان آنها در این مدرسه می‌گوید. ساعت ۶ صبح، زمانی است که او فتیله سماور مدرسه را روشن می‌کند تا با عطر چای و گرمای مهربانی‌اش پذیرای معلمان شود.

می‌گوید: معمولاً تا ساعت ۷ شب کار‌های مختلف مدرسه را انجام می‌دهم، از نظافت گرفته تا آب‌پاشی محوطه. با متانت ادامه می‌دهد: فرقی ندارد کار چقدر زحمت داشته باشد، باید طوری کار کنم که اگر روزی از این مدرسه رفتم، همه از من راضی باشند.

 

همه نو می‌شوند و من نوتر

روز اول مهر یا همان روز شروع مدارس، زمانی است که بازهم نوشدن‌ها و تجربه‌های جدید برای همه تکرار می‌شود؛ چهره‌هایی که مربیان برای نخستین‌بار می‌بینند یا مقطع تحصیلی جدیدی که دانش‌آموزان آن را تجربه می‌کنند، اما برای بیشتر باباهای مدرسه این‌طور نیست.

یعنی پس از پذیرایی سه‌ماهه‌ای که از زائران امام‌رضا(ع) در مدارس دارند، شروع مهر، شروع مسئولیتی جدید است.

بابای مدرسه شاهد مهدیه با وجود اینکه تابستان خسته‌کننده‌ای را پشت‌سر گذاشته از روز اول مهر خسته نیست؛ «دیدن این همه شوروحال و سرزندگی که با حضور دانش‌آموزان به مدرسه بازمی‌گردد، حال انسان را خوب می‌کند، ضمن اینکه خدمت به زائران در این سه‌ماه خستگی ندارد، همه‌اش انرژی است و سرزندگی.»

 

دیگر خبری از چوب و فلک نیست

‌می‌گوید: در همه این ۲۳ سال در مدارس دخترانه بوده‌ام. نمی‌دانم کار در مدارس پسرانه چه حال‌و‌هوایی دارد ولی حتما سروکله زدن با شیطنت‌های پسرانه کار سختی است.

به اینجا که می‌رسد با لبخندی از دوران دانش‌آموزی خود یاد می‌کند و درباره آن توضیح می‌دهد: شیطنت‌ها و تنبیه‌های آن دوران را خوب به‌یاد دارم.

ترکه و فلک و سخت‌گیری‌های عجیب و غریبی بود و خط‌کش معروف ناظم که سعی داشت، نظم را در صفوف مدرسه ایجاد کند. اما حالا شرایط تحصیل و مدارس بهتر شده و تنبیهی در کار نیست.

نظافت را رعایت کن، همین!

صابری از محبت دانش‌آموزانی که زحماتش را می‌بینند و قدردان او هستند، این‌گونه می‌گوید: اینجا چون کمکی ندارم و تنها هستم، گاهی دانش‌آموزانی که می‌بینند به کمک نیاز دارم، خودشان دست به کار می‌شوند.

اما درخواستی هم از همین دانش‌آموزان دارد که شاید خواسته خیلی از باباهای مدارس دیگر هم باشد. او ادامه می‌دهد: اگر دانش‌آموزان نظافت و بهداشت را در مدارس رعایت کنند، بزرگ‌ترین کمک را به ما کرده‌اند.

 

راه‌‌باز‌کن مدرسه!

وقتی نوبت به خاطرات به‌یادماندنی از کار سختش می‌رسد، به روزهای برفی زمستان اشاره و اظهار می‌کند: هیچ خاطره‌ای به اندازه‌ اینکه در آن سرمای تحمل‌ناپذیر زمستان راه را برای دانش‌آموزان باز می‌کردم، شیرین و به‌یادماندنی نیست.

 

کار خوب محبت می‌‌آورد

از او می‌پرسم، کاری که روزانه به‌طور متوسط ۱۲ ساعت به آن مشغول است را دوست دارد، بلافاصله جواب می‌دهد: همه دانش‌آموزان را مثل دختران خودم می‌دانم و همین سختی کار را برایم شیرین می‌کند.

بابای دبیرستان دخترانه شاهد مهدیه ادامه می‌دهد: در کوچه و خیابان دانش‌آموزان و اولیای زیادی را می‌بینم که ابرازمحبت و احترام می‌کنند، کسانی‌که شاید سال‌ها پیش خدمتگزار آنها در مدارس فرزندانشان بوده‌ام و همه اینها ناشی از علاقه من به کارم و دانش‌آموزان است.

 

*این گزارش سه شنبه، ۲۳ مهر ۹۲ در شماره ۷۳ شهرآرامحله منطقه ۷ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام