شهید محمدعلی حنایی که در غائله ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ در مشهد، مصدوم و مجروح شده بود، در روز راهپیمایی ۱۲ آذر ۵۷ با شلیک مستقیم سرهنگ معینطباطبایی به شهادت رسید.
داستان زندگی علیاکبر نائمی از روستایی در قائنِ خراسان شروع میشود و به بودن در میان سران و درباریانی مانند هویدا و سرهنگ جلالی و... میرسد و سپس به ۱۵ سال همراهی در رکاب آیتالله عبادی ختم میشود.
در پی فاجعه تکاندهنده شهادت عبدالکریم هاشمینژاد، مردم به خیابانها ریختند، آنچنان که مشهد شاهد عاشورایی دیگر بود. خراسان در این روز مینویسد: «خراسان یک چهره دانشمند انقلابی را از دست داد.»
۱۴۳ سال پیش، روسها به این بهانه که پیمان آخال، مرزهای حکومت قاجار را از حملات ترکمانان تکه، مرو و آخال خلاص میکند، شاه قاجار را به بستن آن پیمان تشویق کردند.
بسیاری از مشهدیهای قدیم که حالا مویی سفید کردهاند، خاطرات خوشی از خیابان ارگ دارند؛ خیابانی که در روزگار شکوه و عظمتش با خیابان لالهزار تهران و حتی شانزلیزه پاریس رقابت میکرد.
بیستویکم تیر، سالروز قیام مردم مشهد در اعتراض به سیاستهای ضداسلامی رضاخان در صحن مسجد گوهرشاد است. این قیام زمانی شکل گرفت که رضاخان، دینستیزی را به اوج خود رسانده بود.
سنه «۱۲۸۶ ش» در محل ضرابخانه، مطبعه (چاپخانه) چاپ سنگی دایر میگردد که امور این چاپخانه را شخصی به نام «سیدمیرزا آقا» برعهده داشته و در آن، کتاب و زیارتنامههای آستانقدس را به چاپ میرسانده است.
محمدرضا نوروزی یکی از ویژگیهای محله عنصری را خانههایی با قدمت دوره پهلوی میداند، خانههایی که سالهاست متروکه و باعث دردسر اهالی شدهاند.
در دورانی که جراید در سرزمینهای اسلامی جایگاه خود را در تنویر افکار عمومی پیدا میکردند، میرزافضلالله آل داوود، ملقب به «بدایعنگار» با تأسیس مجله «الکمال» از این ظرفیت برای توسعه آموزشهای دینی بهره برد.
کوچه ذوالفقار منشعب از کوچه سرشور یا فرعی شماره۲ خیابان اندرزگوی مشهد، یکی از کوچههای پیچدرپیچ است که انسان از تغییر جهتهای بسیار آن متعجب میشود.
میداندار کودتای ۲۸مرداد سال۱۳۳۲ در مشهد افرادی نظیر حسن اردکانی و غلامحسینپشمی بودند. نکته جالب اینجاست که غلامحسین پشمی در ابتدای نهضت ملی، خود را از طرفداران مصدق نشان میداد.
حاجحسن ثوابی طرقی چرخ زندگی را با عرق جبینش در زمین کشاورزی خود میگذراند، او زمانی اسلحه ژ۳ همراهش شد تا در جنگ چریکی عمان، تجربیاتی را از سر بگذراند که هیچگاه از خاطرش محو نمیشود.
محمد ضروری که در زمان دفن رضاخان سرباز بوده تعریف میکند: مرا هم همراه سایر سربازان گارد برای برقراری نظم به آنجا بردند. تمام طول روز مانند مجسمه ایستاده بودیم و جرئت حرکت کردن نداشتیم.
«دبیرستان فردوسی» پرورشگاه نامآوران بسیاری همچون دکتر علی شریعتیمزینانی، دکتر سیدحسن قاضیزادههاشمی، وزیر بهداشت دولت یازدهم و صدها دانشآموخته موفق دیگر بوده است.
مرکز تلفن قارقارکی در خیابانی به نام «خیابان خاکی» قرار داشت. با وجود آنکه در این شصت هفتادسال چندین نام برای این خیابان تعیین کردهاند، اما مردم شهر آنجا را با نام «خیابان خاکی» میشناسند.
حسن محمددوست میگوید: خیلی وقت است آسیاب کار نمیکند و اکنون خبری از مجراهای آب و سنگ زیرین آسیاب نیست. تنوره آن تخریب و سنگ رویین آن هم جابهجا شده است. با ورود به دخمه گنبدی با تکه سنگ رویین آسیاب روبهرو میشویم که به دیواری تکیه داده است.
در دبیرستان دکتر علی شریعتی (شاهرضا سابق) به عنوان نخستین آموزشگاهی که سیکل دوم با گرایش ادبی صادر میکرد، دانشآموختگان بنام و بزرگی بالیدهاند که ستارگان پرفروغ آسمان ادب مشهد بودند.
مطبوعی فرماندهی قزاقان سرکوبگر در کشتار خونین گوهرشاد را بر عهده میگیرد و از عهده وظیفه محولهاش هم خیلیخوب برمیآید و صحن مسجد را به حمام خون بدل میکند. رضاشاه بعد از واقعه گوهرشاد بسیاری از رؤسای خراسان را از سمتهایشان برکنار میکند اما ایرج مطبوعی تبرئه میشود.
هتل پارس سال ۱۳۱۶ بهدست یک معمار روس و بهسبک روسی ساخته شده است. اولین مالک این هتل که از نخستینهای مشهد است، فردی بهنام «امیناف» بود که چند سال بعد از ساخت، بنا را به آقای «مجاورتوسی» فروخت.
این ساختمان چندصد سالهی تازه متولد شده، نه تنها با کتابهایش، که با معماری منحصر به فردش حرف برای گفتن دارد؛ انگار میگوید، نه فریاد میزند، با تک تک آجرهایش.