معصومه کاهانی میگوید: من هم مثل همسنوسالهایم تفریح میکنم، تلویزیون میبینم، سفر میروم، در فضای مجازی گشتوگذار میکنم اما همه اینها روی حساب است و هیچکدام را بیرویه انجام نمیدهم.
فاطمه ارضی فرازونشیبهای بسیاری را در زندگی پشت سر گذاشته است. هر مرحله از آن تجربه زیسته، به رشد او در زندگی کمک کرده است و حالا توانایی برقراری ارتباطی مثبت و مؤثر با همه اقشار جامعه را دارد.
سعید حبیبینامقی حرکات ورزشی کنگفو کمپو و یوگا و شنا را در هم آمیخته و در آب انجام میدهد. او سابقه جبهه هم دارد و جانباز جنگ تحمیلی است.
نصرالله فغانی از جودوکاران قدیمی مشهدی است. پسر و دخترانش هم دراین رشته فعالیت دارند و همسرش هم مربی تکواندو است.
حمید صداقت روزهای ناامیدی روی تخت بیمارستان تا رسیدن به اردوی تیم ملی بسکتبال با ویلچر و کسب مقام سوم مسابقات قهرمانی آسیا و اقیانوسیه را تجربه کرده است. او میخواست به تیم ملی راه یابد؛ اما چرخ روزگار روی چرخهای ویلچر نشاندش و اکنون بازیکن تیم بسکتبال با ویلچر آسایشگاه شهیدفیاضبخش در لیگ برتر است.
جواد عدالتی ساکن محله عبادی میگوید: مرحوم پدرم دوچرخه داشت، آن موقع ما ۱۱ تا بچه بودیم، وقتی پدرم علاقه ما را به دوچرخهسواری دید برایمان یک دوچرخه خرید. یعنی یک دوچرخه برای ۱۱ نفر
هر شب خاک شدن و به زمین خوردن باعث شد، کمکم ایمان هم به کشتی روی آورد. موفقیت های ایمان، افشین برادر دیگر را هم راهی رشته کشتی کرد. بدین ترتیب خانواده شبستریان تبدیل به خانوادهای کشتیگیر شد.
اگرچه ژیمناستیک انتخاب اول بهاره باهران بود، در ادامه برای دنبالکردن ورزش حرفهای به توصیه مربی و بزرگترها تصمیم گرفت بهسراغ کاراته برود.
روشنک زندهدل میگوید: بیشترین نخبگان و استعدادهای ورزشی ساکن مناطق حاشیه شهر مشهد مانند بولوار توس هستند. بیشتر آنها بهدلیل دسترسینداشتن به مراکز ورزشی مجهز هرگز شناخته و کشف نمیشوند.
سعید واسعی، بازیکن لیگ برتری محله طبرسی شمالی است، او میگوید که به عشق امام رضا (ع) پیراهن شماره ۸ را به تن میکند.
ابوالفضل محمدی میگوید: در اولین مسابقه که توانستم نفر دوم شوم، استرس زیادی داشتم. مبارزه اول برایم خیلی سخت بود و تا پایان مسابقه، این استرس همراهم بود، ولی حالا با آرامش وارد میدان میشوم.
یادم میآید وقتی کودک بودم، اسم محمدعلی کاسیوس کِلی را زیاد میشنیدم. از شما چه پنهان گاهی هم خودم را جای او تصور میکردم و به در و دیوار مشت میزدم!
پهلوان حسن حسنپور را توسیها خیلی خوب میشناسند. یکی از نامداران دهههای ۴۰ و ۵۰ که معرفینامهاش، قهرمانی مردان جهان را یدک میکشد.
محمود کوهستانی همانند نامش عاشق کوه و کوهستان و طبیعت است. او تمام کوهها و قلههای بلند ایران را فتح کرده و به گفته خودش تا حالا در مسیر کوهنوردی یازدهبار از مرگ حتمی نجات یافته است.
احمد احمدیناصری یا همان «باباناصری» پدر دوچرخهسواری استان بود که در محله راهآهن زندگی میکرد، او آرزو داشت وقتی درحال دوچرخه سواری است از دنیا برود و به آرزویش رسید.
عبداللهزاده یکی از فوتبالیستهای کشور است که در سال ۷۶ خاطرهای ماندگار از خود به جای گذاشت. او در بازی ابومسلم با ایرسوتر نوشهر تنها چند ثانیه بعد از سوت داور موفق به گلزنی میشود.
محمدطاها عظیمیخور میگوید: به همسنو سالانم توصیه میکنم که بهجای اینکه با گوشی و بازیهای رایانهای، خود را سرگرم کنند، ورزش کنند و با ورزش، به سلامتی جسم و روح برسند.
ابوالفضل و حسین رحمانی، ووشوکاران تیم ملی و اهل محله بهمن هستند، آنها از روزهای سخت زندگی و انگیزه زیادشان برای قهرمانی میگویند.
اکرم آریانسب (معروف به ریحانه)، بازیکن شماره۲۲ و دروازهبان ۱۷۵سانتیمتریِ تیم هندبال بانوان «پدیده شاندیز» جوانترین بازیکن لیگ برتر هندبال است.
یگانه و سوگند وفا، خواهران قهرمان کشوری و بینالمللی با حمایت مربی کاربلد و پدر و مادری که به ورزش آنها بسیار اهمیت میدهد، حسابی افتخارآفرینی کردهاند و کلی مدال استانی و کشوری و بینالمللی دارند.