بر اساس اسناد، مشهد از ابتدای ایجادش اقلیمی خشک داشته و امرا و حاکمان و تاجداران بسیاری در طول تاریخ تلاش کردهاند آب را به این سرزمین برسانند. نخستین این افراد، امیرعلیشیرنوایی بود که آب چشمهگیلاس را به مشهد کشاند.
سرشماری انجامشده در مشهد شامل شش محله اصلی بود: نوغان، سرشور، عیدگاه، سراب، پایینخیابان و بالاخیابان. براساس این سرشماری، جمعیت کل مشهد ۵۷هزارو۲۸۷ نفر و تعداد خانهها ۷هزارو۶۶۷ باب ثبت شده بود.
دارالشرع یک مَسنَد حقوقی بود؛ مسندی که یک مجتهد صاحبفتوا آن را در اختیار داشت. این مجتهدان معمولا دانشآموختگان حوزههای بزرگ علمیه در اصفهان، تهران، نجف و همچنین مشهد بودند و از مراجع اعلم و مشهور اجازه فتوا داشتند.
علیقلیخان در دوره سلطنتش قادر به تأمین امنیت نبود و همین موجب شد لاتها و گردنکشان شهر قدرتی در شهر بههم بزنند تا آنجاکه کار از دست علیقلیخان و نیروهایش در رفت. یکی از مهمترینِ این اوباش، حاجیمحمد باباقدرتی بود.
نامیدن کوچه به نام کربلا بهدلیل تجمع کاروانسالارهای کربلاست و در سالهای قبل از سده ۱۴ هجری که زائران کاروانی و با استفاده از شتر و اسب و قاطر عازم کربلا میشدهاند، این کوچه محلی بوده است برای آغاز سفر زیارتی.
در بازدید و معاینه جسد، آثار گلولهها و رد داسی که با آن سر کلنل را از بدن جدا کرده بودند، مشاهده و شناسایی شد. برای محل دفن سه مکان حرم مطهر، باغ رضوان و باغ نادری پیشنهاد شده بود که ظاهرا با نظر نخست وزیر وقت، پیکر کلنل را در جایگاه قبلی آن به خاک سپردند.
در ساختار مدارس نوین مشهد، سختگرفتن درحوزه مواد آموزشی یک رسم متداول بود؛ انگار میخواستند با چنین رویهای، توانمندی کادر آموزش مدرسه را به رخ والدین و البته رقبا بکشند.
اسناد میگویند که وضع مساعد پرورش گوسفند در خراسان و روابط نزدیک با افغانستان سبب شد کارگران ایرانی این هنر را از مهاجران افغان بیاموزند و بهاینصورت خراسان به یکی از مراکز مهم پوستیندوزی تبدیل شود.
بررسیها نشان میدهد حیات نهر خیابان مشهد با وجود همه فراز و نشیبهای تاریخی تا پایان دوره قاجار، تداوم داشته و با وجود خرابیهای فراوان به جزئی ناگسستنی از ساختار آبرسانی شهر تبدیل شده است.
تا قبل از ایجاد بلدیه، بیشتر کار تنظیف شهر برعهده مردم بود اما بعد از مشروطه بهطور انحصاری برعهده حکومت یا انجمن بلدیه گذاشته شد. مشاورالوزاره، سومین رئیس بلدیه مشهد، توجه ویژهای بهتنظیف شهر داشت.
در طول تاریخ، افراد بسیاری کوشیدند با تزریق آب قناتهای اطراف مشهد به محدوده حرمرضوی و محلات مشهد، مشکل آب را تاحدودی مرتفع کنند اما برای همیشه ممکن نبود و استفاده از چاه آب،جایگزین شد.
«ذوالفقار مهندس» در سال ۱۲۸۴ قمری یک نقشه از شهر مشهد کشیده که جزئیات بسیار زیادی از وضعیت ساختاری حرم و محیط شهری اطراف آن ارائه میدهد. او اولین ایرانی است که نقشه شهرهای کشور را ترسیم کرده است.
تاکنون ۹ طومار زیارتی در کتابخانهها، موزهها و مجموعههای خصوصی بهدست آمده و در این میان طومار آستانقدس بهعنوان سومین طومار زیارتی خطی جهان یک سفرنامه تصویری از مکه تا مشهد است.
دفن اموات در جوار بارگاه منور رضوی میتواند قدمتی به طول ۱۲۰۰ سال داشته باشد و شواهد تاریخی مربوط به آن، حدود هزار سال قدمت دارد. بعد از دفن پیکر مطهر امامرضا(ع)، این مکان بهعنوان یکی از مهمترین اماکن مذهبی شرق ایران موردتوجه قرار گرفت.
مقبره شیخ محمدالمقتدی کارندهی که با نام «مقبره پیر پالاندوز» شهره است، در بخش شمال شرقی حرمرضوی قرار گرفته و پیکر شیخ بزرگ طریقت ذهبیه در همین بنا به خاک سپرده شد.
شاملوها ازجمله خاندانهای قدیمی شهر مشهد هستند که خدمات قابلتوجه پزشکی داشتهاند. طبق بررسی شجره خاندانی و اسناد تاریخی، شاملوها در زمره مهاجرانی بودهاند که در دوره تیموریان به ایران کوچانده و تعدادی از آنان در مشهد ساکن شدهاند.
۲۷ بهمن ۱۲۸۵، مجلس شورای ملی دوره اول، شاهد قرائت نامهای بود که جمعیت حاضر بار رنج و ذلت آن را تحمل نکردند و به تلخی گریستند. اینبار ناموس ایرانی به غارت رفته بود و در کریهترین حالت ممکن، ننگینترین واقعه تاریخ معاصر ایران را رقم میزد.
این گزارش درباره یکی از کوچکترین روستاهای اطراف مشهد است که امروزه بخشی از شهر ماست ولی از یادها رفته است.
شیلان یک غذای معمولی برای عموم مردم نیست یا دستکم عرضه آن در کل اوقات سال رواج ندارد. شیلان ولیمهای بوده که آن را در اعیاد ملی یا مذهبی و فتوحات نظامی و مناسبتهای خاص طبخ و توزیع میکردهاند.
از حدود صد سال پیش سیل به بلایی مدام تبدیل شد، یک رگبار کافی بود تا زندگی مردم را آب فرا بگیرد و هر ازچندی هم یک سیل اساسی، کل زندگی را ببرد و به این ترتیب سیل و مسیل به یکی از قصههای پرتکرار قرنی که گذشت، شد!