از شکنندهترین ضربات بر پیکر رژیم شاه، حرکت کارکنان نیروی هوایی در نوزدهم بهمن ۱۳۵۷ است. اعتراضات همافران در ماههای پایانی حکومت پهلوی از این جهت مهم است که رفته رفته به دیگر نیروهای نظامی سرایت و حکومت شاه را سرنگون میکند.
محمود خادمالخمسه میگوید: هنگام اقامت در عراق فرصت شد به محلی که امام خمینی(ره) نماز میخواندند برویم. بعد از چند شب خواستم مکبر امام شوم و اذان بگویم. ایشان هم مخالفتی نکردند و این افتخار برای همیشه شامل حال من شد.
محمدجواد بذرافشان نقاش است و در ایتالیا درس خوانده او بیش از ۵ دهه است که این هنر را دنبال میکند. او نقاش انقلابی است و برای تظاهرات سالهای بعد از انقلاب تصویر امام را نقاشی میکرده است.
محمدتقی امیدیان، پس از رحلت امام خمینی (ره)، نخستین پرتره ایشان را برای چاپ بر روی اسکناسها طراحی کرد. او از جمله هنرمندان برجسته در حوزه طراحی و نقاشی است که در دانشگاه یوتیکای آمریکا به تدریس و پژوهش مشغول است.
حجتالاسلام عبدالله محرابیفر میگوید: «مقسم» یعنی دادن حقوق طلاب که ازطرف نمایندگان امام(ره) به من داده میشد و مسئول دادن شهریه به آنها بودم و این شهریه را بین طلاب توزیع میکردم.
شهرک «امامخمینی (ره)» با هدف ایجاد مسکن ارزان قیمت برای مستضعفان، بر روی اراضی مزرعه تاریخی نخودک ساخته شد.
در روز ۱۵خرداد، سربازها و تانکها شهر مشهد را اشغال کرده بودند و ژاندارمها با اسب به مردم کوچه و بازار حمله میکردند؛ زیرا در شب ۱۵ خرداد، نزدیک به ۲۰ هزار نفر از مردم در منزل آیتالله قمی گرد آمده بودند.
حجتالاسلام محمدجواد فاضلی، از انقلابیون محله چهنو است که خاطرات مشترکی از اقدامات دهه ۴۰ و ۵۰ در کنار مقام معظم رهبری دارد.
شهید حسن آرام حائری با فرمان امام خمینی (ره) جزو اولین نفراتی بود که در تشکیل بسیج مشارکت کرد و در ادامه برای دفاع از میهن اسلامی در جبهههای دفاع مقدس حاضر شد.
اسماعیلفردوسیپور یکی از این افراد بود که از همان آغازین روزهای پس از خرداد۱۳۴۲ با نهضت همراه شد و چندی بعد با هجرت به نجف در صف نخست یاران امام (ره) قرار گرفت.
تشییع مرحوم کافی درواقع به نخستین راهپیمایی عمومی مردم مشهد علیه رژیم تبدیل شد و مأموران برای متفرقکردن مردم از گاز اشکآور و تیراندازی استفاده کردند که روزنامه خراسان پس از سه روز سکوت در این باره گزارشی منتشر کرد!
تمام زندگی حجتالاسلاموالمسلمین موسویقوچانی به مبارزه گذشت، او همسری میخواست شبیه خودش، شجاع و مبارز. معصومه خانم هم که پساز ازدواج همراه همیشگی او شد، سختیهایی را تجربه کرد که پیش از آن، فکرش را هم نمیکرد!
سیدکاظم وارسته تعریف میکند: آن روزها، عکاسی و تکثیر اعلامیههای امامخمینی (ره) از حساسترین کارها بود. فتوکپی کم بود و هر برگهای که تکثیر میشد، خطر بزرگی داشت.
تکگزارشهای باقیمانده ساواک از هفته ابتدایی بهمن۱۳۵۷ به «درگیری بین عدهای از مخالفین و موافقین در نزدیکی مسجد قوچان»، «اخلالگران تربتحیدریه» و «وضعیت مشهد» در ۷بهمن۱۳۵۷ پرداخته است.
اصغر عباسی، علی صفرمقدم و ناصر وحدتی سه دوست و بچهمحل که در فعالیتهای انقلابی کنار هم بودند و یک مسیر را طی میکردند. به قول آنها سال۱۳۵۷ حال و هوای کوچهپسکوچههای شهر متفاوت بود.
حجتالاسلام آزموده میگوید: ما معمولا از همین محله چهلپنجاهنفری راه میافتادیم بهسمت سیمتری، میدان شهدا و بعد هم معمولا راهپیماییها به حرم یا بیت آیتا... شیرازی ختم میشد و برمیگشتیم.
محمد فتحی نویسنده شش جلد کتاب باعنوان «آیت اعجاز، داستانهای شگفت از زندگی امام خمینی(ره)»- جلدهای اول تا پنجم- و کتاب «آیت اعجاز، داستانهایی از زندگی رهبر معظم انقلاب اسلامی» است.
گلولهای نصیب جمشید مهدویکوچکسرا شد. میگوید: «اشهدم را گفتم و از حال رفتم. من را انداخته بودند در یک ژیان و به بیمارستان شاهرضا رسانده بودند. با آخرین رمقی که داشتم، اسمم، راهآهن و کوچه بهآفرین را گفته بودم.»
آبان سال۱۳۵۷ در شهر مشهد، ماه مبارزات نرم مردم علیه نظام شاهنشاهی است؛ در این ماه، مردم مبارز به شکلهای مختلفی تلاش میکنند قدرت حاکم بر شهر را تضعیف کنند.
اکبر تهرانی سال۱۳۵۳ وارد جمعیت شیروخورشید سرخ میشود و با عدهای از بچهمذهبیها که آن زمان تعدادشان خیلی کم بود، همگروه شده و به عنوان راننده مشغول به کار میشود.