آستان قدس - صفحه 10

تاجماه بیگم در شعبان ۱۲۶۲قمری کتاب‌های برادرش موسی‌خان، شامل یکصد و چهل مجلد کتاب، را وقف کتابخانه آستان قدس رضوی کرده است. او در حرم مطهر رضوی و در رواق پشت سر در، کنار برادرش موسی‌خان مدفون شده است.
نزدیک به دو سال از ساخت و راه‌اندازی‌اش در ابتدای شهرک شهید‌رجایی می‌گذرد. از پشت دیوارهای آجری بلند، تنها سردر آن دیده می‌شود و تابلویی که روی آن بزرگ نوشته شده است: حوزه علمیه حضرت ثامن‌الحجج(ع). اینجا اولین ساختمان حوزه علمیه برادران در منطقه6 شهرداری مشهد است؛ مکانی که به گفته اهالی، بیشتر شبیه یک کانون فرهنگی محلی است؛ دانش‌آموزان منطقه از کتابخانه‌اش استفاده می‌کنند، مدیران مدارس در سالن اجتماعات آن جلساتشان را برگزار می‌کنند.
در گذشته تنها مسجد محله، مسجد امام‌حسن(ع) بود. با افزایش جمعیت محله، خانواده رمضان خاوری، بخشی از زمینشان را وقف مسجد صاحب‌الزمان(عج) و خانه بهداشت کردند. در زمین مسجد، داربست و چادر برزنتی زدیم تا نمازگزاران بتوانند نماز را اینجا اقامه کنند. به‌مرور و با کمک مردم و به‌وسیله آجر و شن، یک ساختمان موقت بنا کردیم.
«باغ عنبر» بخشی از همان محله بالا‌خیابان است که این روزها پا‌به‌پای شهر تغییر شکل داده اما در این میانه یک پلاک باقی‌مانده که تاریخ بلند و اصیل خود را حفظ کرده است. باغی که در سال‌های نخست قرن گذشته تبدیل به حسینیه‌ای تاریخ‌ساز شده و این روزها با قدمت 150سال هنوز هم جان دارد و فعال است.
سعید محمدزاده، حالا به‌عنوان پژوهشگر و محقق برتر در حوزه کشاورزی و محصولات گلخانه‌ای ابتکارات و پژوهش‌های محققانه بسیاری انجام داده است. او در برخی از این پژوهش‌ها از جمله کشت بدون خاک پیش‌گام است و تحقیقاتش در افزایش میزان و کیفیت تولید محصولات کشاورزی و گلخانه‌ای تأثیر زیادی داشته است. به‌واسطه همین تحقیق، رتبه محقق برتر کشور در حوزه محصولات گلخانه‌ای و کشاورزی را از وزارت جهاد کشاورزی در سال1399 کسب کرده است.
حرفه‌ای که در تقویم ایرانی با میلاد حضرت زینب(س)، صبور دردآشنای دشت کربلا گره خورده است. این شغل در مشهد نیز از قرن‌ها پیش، به واسطه وجود دارالشفا که نخستین و قدیمی‌ترین بیمارستان شهر بوده است، رواج می‌یابد تا هر که به امید مداوا به این‌سو می‌آید، نا‌امید باز نگردد. به همین مناسبت هم در سطرهای پیش‌رو از نخستین‌های پرستاری در شهرمان گفتیم. نخستین‌هایی که باید نشانه‌هایش را در حرم مطهر رضوی سراغ گرفت.
اولین شعرش را در پانزده سالگی و برای پدرش سرود. پدری که در اوج نوجوانی حبیب ‍الله را تنها گذاشت و رفت:پدرم رخت از این جهان بربست/کمرم از غم و محن بشکست/می کنم لیک شکر یزدان را/گر پدر نیست باز مادر هست در کنار مادرش که اولین مشوق او برای سرودن شعر درباره آل الله بود این مرحوم علامه امینی بود که چایچیان را تحسین و تشویق می کرد. وسیله آشنایی اش با علامه هم شعر بود.
این روزها به این عطر و بوی غذا در حرم مطهر، بوی نان تازه بربری هم اضافه شده‌است؛ بویی که از نخستین نانوایی راه‌اندازی‌شده حرم‌مطهر بلند می‌شود و خبر از گذاشتن نان تازه و داغ سر سفره مهمان‌سرا برای زائران آقا را می‌دهد.
حسن توکلی، عکاس پیش کسوت مشهدی که او را بیشتر با عکس های حرم و زیارت می شناسیم، از بعد بازنشستگی اش از آستان قدس رضوی در سال 89، به عنوان عکاس باشی این آستان، بیشتر وقتش را در اتاق سبز می گذراند. این عنوانی است که او به اتاق کاری که در منزل دارد داده است؛ اتاقی که در واقع نمایشگاهی دائمی است از عکس هایی که در طول سی سال خدمتش در مجموعه حرم مطهر رضوی گرفته است و بیشتر آن ها را به صورت ترانسپارنت و در قاب های نفیس بزرگی چاپ کرده و بر درودیوار پوشیده شده از پارچه های سبز نصب کرده است. اتاق سبز عکاس شبیه هیچ آتلیه‌ای نیست.
جمع‌آوری تاریخ شفاهی شهر مشهد در طول 25سال یکی از اتفاقات خوبی است که زیر پوست این شهر اتفاق افتاده است و شاید کمترکسی از آن خبر داشته باشد. جمع‌آوری تاریخ شفاهی مشهد در اسفند1376 آغاز شد و بخش تاریخ شفاهی آستان قدس رضوی در طول سال‌ها این امر مهم را به انجام رساند تا با گردآوری 23هزار ساعت مصاحبه، روایتگر تاریخ مردم این شهر باشد.
محراب‌هایی که به استناد کتیبه‌های حک شده بر کاشی‌های زرین‌فام از قرن پنجم هجری قمری وجود داشته‌ و در دوران‌های مختلف مانند خوارزمشاهی، ایلخانی و صفوی تا عصر حاضر بارها مرمت، بازسازی و نوسازی شده‌اند. در این میان اما محراب‌های زرین‌فام ساخته شده به دست خاندان محمدبن‌طاهر و ابوزید از ارزشمندترین این یادگارها هستند که با نقوش و کتیبه‌های برجسته زرین و لاجوردی تزیین شده‌‌اند.
کار ساخت راه آهن سراسری هنوز تمام نشده بوده که دستور می رسد نخستین خطی که باید احداث شود، گرمسار-مشهد است. 24 اسفند 1316 کار زیرسازی و ریل گذاری این خط با تشریفات رسمی آغاز می شود. هم زمان با رسیدن ریل ها به شاهرود و تکمیل شدن 315 کیلومتر از خط گرمسار- مشهد، آتش جنگ جهانی دوم دامن ایران را هم می گیرد و کار راه آهن مشهد نیمه تمام می ماند.
مرحوم مؤید هر سال در دهه فاطمیه مجلس بزرگ و باشکوهی را با مشارکت برخی از همسایه ها برپا می کرد. مراسم عمومی بود.
حدود15سال پژوهش در زمینه تاریخ شفاهی خراسان و مشهد دارد. 22هزار مصاحبه درباره خراسان در دوران مدیریت او در مرکز اسناد گردآوری شده است که 14هزار گفت‌وگو فقط خاص مشهد است. او دارای چندین مقام برتر در جشنواره‌های متعدد مرتبط با تاریخ شفاهی است و از سویی نفر اول تاریخ شفاهی خراسان محسوب می‌شود و عضو هیئت مدیره انجمن تاریخ شفاهی کشور است.
جلسات مشکل‌گشای این خانه به‌معنای واقعی کلمه مشکل‌گشا هستند. در واقع بهانه‌ای هستند برای دست‌گیری از خانواده‌های کم‌بضاعت که ننه حاج خانم و دخترش در حد توانشان به آن‌ها کمک می‌کنند. حالا یک‌سال می‌شود که سه‌شنبه شب‌ها هم در همین مکان جلسه قرآن‌خوانی دارند. ننه حاج خانم نیت کرده تا وقتی زنده است این جلسات هم برپا باشند و بهانه‌ای باشند برای دور هم جمع شدن خانم‌های محله. احمد زرندی پسر ارشد این خانواده بود. زهرا عامری(ننه‌حاج‌خانم)، مادر او، چند سال پیش قاتل پسرش را می‌بخشد.
خیابان آموزگار۱۷ معبری فرعی در محله آزادشهر است که به نام میرزاکوچک‌خان نام‌گذاری شده است. این خیابان در شهریورماه آخرین روزهای آرام خود را سپری می‌کند، چرا که به واسطه قرار‌گرفتن چهار مدرسه از ابتدای مهر تردد دانش‌آموزان و سرویس‌های مدارس به این معبر‌ افزایش می‌یابد.
شروع به کار خیریه‌ها در مشهد، گویی با تاریخ پزشکی این شهر و حمایت‌های درمانی ارتباط تنگاتنگی دارد. تاریخ پزشکی مشهد هم با فعالیت‌های آستان قدس‌رضوی از دوره صفوی گره خورده است، آن هم با موقوفاتی که هدفش دستگیری از زائر، مسکین، بیمار و درراه‌مانده بوده است. شهری که همیشه و در همه دوران‌ها آخرین پناه مردم دردمند است؛ به‌ویژه به وقت آمدن بلایی که در برابرش از خود دفاعی نداشته‌اند.
در تابستان های قدیم، وقتی حرم مطهر رضوی دارای فضای گسترده امروزی با تهویه هوا نبوده، بوی تن زائران سبب آزار می شده است؛ بنابراین خادمان و واقفان آستان مقدس رضوی به دنبال راهی برای خوشبو کردن فضای حرم برمی آیند.
از سال90 دور ایران راه افتادم و کلی کار کردم. سال98 سکته‌ای کردم. آن موقع معاون روابط عمومی سازمان کتابخانه‌ها، موزه‌هاو مرکز اسناد آستان قدس رضوی بودم. گفتم در سازمان کهنه‌تر و بااطلاع‌تر از من نیست. این همه اطلاعات را کسی ندارد پول که نمی‌خواهم حداقل هوایم را داشته باشید و اطلاعات و تجربیاتم را برای خودتان نگه دارید. اما کم‌لطفی کردند و من هم شش ماه زودتر خودم را بازنشست کردم. سال99 هم یک سکته دیگر. این اتفاق همسرم را پیر کرد.
حاج حسین آقا ملک، با فضل و ادبی که اندوخت و نیز اهدا و وقف املاک و اشیاء نفیس به ویژه کتابخانه‌ای پربار برای مردم ایران، نام خود را برای همیشه در تاریخ ایران و حتی جهان اسلام جاودانه کرد.