منطقه ۴ - صفحه 73

منطقه ۴

پاتوق طلبه‌های مشهد

محله طلاب از معروف‌ترین محله‌های منطقه ۴ است که بسیاری نام منطقه را به این محله می‌شناسند. پیشینه نام‌گذاری این محله به سکونت طلبه‌های مشهدی در طلاب برمی‌گردد. محله تلگرد در منطقه ۴ قطب جاروبافی مشهد است. بسیاری از شهروندان این محله، جاروبافی را از بزرگان خود به ارث برده‌اند و امروزه جارو‌های تولیدی‌شان را به گوشه‌وکنار ایران می‌فرستند. یکی‌دیگر از محصولات تولیدی این منطقه کیف است. خیابان‌های «وحید» و «شهید حسینی‌محراب»، بورس تولید کیف است و بسیاری از زائران این خیابان را برای خرید کیف انتخاب می‌کنند. بازار خطی شهید مفتح، بازار مانتو ایثار، مجتمع تجاری فردوسی، بازار طلا و جواهر و... از جمله بازار‌های منطقه ۴ است که مشتریان پروپا‌قرصی از گوشه‌وکنار ایران و جهان دارد. گلشور، قدیمی‌ترین گورستان عمومی مشهد، که امروز بوستان بهشت بر روی آن قرار گرفته است، در این منطقه قرار دارد. بیشترین جمعیت این منطقه در بافت کم‌برخوردار ساکن‌اند، بافتی که حاشیه شهر محسوب می‌شود. منطقه چهار شهرداری مشهد سال ۱۳۷۳ تاسیس شده است و در مساحت ۱۳۴۲ هکتاری آن ۲۶۲ هزار نفر زندگی می‌کنند.

علی احسان‌پور در آغاز فصل جوانی و درحالی‌که ۳۲ بهار از زندگی‌اش می‌رود، چند مقام کشوری و بین‌المللی را در کارنامه هنری خود دارد و یکی از برترین‌های هنر خوش‌نویسی است.
آقای ساغری و خانم منتظری که دو فرزند معلول دارند، نه‌تنها از فعالان فرهنگی محله پنجتن و تقریبا همه‌کاره مجتمع هستند بلکه از زمان افتتاح مسجد کمالی عهده‌دار کار‌های آن هم شده‌اند.
کوچه شهیدحسینی محراب ۸۹ کم‌جمعیت، اما پرتردد است. زندگی ساکنان این معبر به زنگ کلاس و درس دو دبستان «غلامرضا اصغری» و دبیرستان «شهید‌محلاتی یک» و «لقمان حکیم یک» گره خورده است.
نوکاریز کمبود‌های بسیاری همچون نداشتن فضای سبز و مرکز درمانی دارد. بلاتکلیفی اراضی بایر و وجود انبار‌های ضایعات هم بلای جان مردم شده است.
حاج رضا شادمان، متولد ۱۳۰۵ است، زندگی‌اش گره‌خورده با کشاورزی است، او زمینی را وقف مسجد کرده است و حالا مسجدی خوش قامت با امکانات مختلف میزبان همشهریان در این نقطه است.
مسجد صاحب الزمان (عج) در پنجتن ۴۵ کانون فعالیت‌های فرهنگی و ورزشی است به وسیله یکی از بانوان نیکوکار محله وقف شد. اهالی وقتی کار خیر را شروع کردند تنها زمین در اختیارشان بود و آن‌ها آستین بالا زدند.
عهد جالبی با همه بسته بودند؛ یا همه شهید می‌شویم یا پیروز میدان. هروقت دانش‌آموزی از دبیرستان آیت الله کاشانی شهید می‌شد، اشتیاق برای رفتن به خط مقدم بیشتر می‌شد. بچه‌ها از مرگ و رفتن نمی‌ترسیدند.