نابینا - صفحه 3

مدرسه نابینایان ستایش در محله عبدالمطلب تنها مدرسه ابتدایی ویژه نابینایان در مشهد است. اگر نگاهی به مدرسه بیندازید، هیچ تفاوتی با مدارس معمولی ندارد.این مدرسه برای حضور دانش‌آموزان نابینا مناسب‌سازی نشده است.
«فاطمه باشی‌زاده‌فخار» با افتتاح اولین مدرسه نابینایان بزرگسالان، آینده نابینایان مشهد و بلکه استان خراسان و استان‌های همجوار را روشن کرد.
مهین قربانی معلم و مدیری است که دانش‌آموزانش او را مادر مدرسه صدا می‌کنند. او می‌گوید: خوشحالم که ۱۸ سال از این حرفه را در خدمت دانش‌آموزان نابینا و کم بینا بوده‌ام و برایشان مادری کرده‌ام.
پشتکار زوج روشن دل محله بهارستان مثال زدنی است. خوشبختی این زوج که از سال ۹۵ پیمان ازدواج بسته اند با آمدن دو پسرشان کامل شده است.
سجاد هزاره می‌گوید: وقتی من در اردوی تیم ملی بودم، درست در وزن من ورزشکار شناخته‌شده‌ای به نام سعید رحمتی حضور داشت که بسیار توانمند بود.می‌خواستند تنها او را به مسابقات اعزام کنند.
قهرمان روایت پیش‌رو، حکایت مینا کرمانی است، دختر جوانی که باوجود نابینایی خیلی زود به یک قهرمان دو‌و‌میدانی تبدیل شد.
جبار باغچه‌بان به دعوت جمعی از فرهنگیان، در اواخر سال ۱۳۲۶ خورشیدی گذرش به مشهد افتاد و برای حدود سه ماه ساکن شهر امام‌رضا (ع) شد.
ملیحه صفایی، بانوی ملی پوش مشهدی، با کسب ۴ مدال در مسابقات شطرنج، طلایی‌ترین عضو کاروان «فرزندان ایران» در بازی‌های پاراآسیایی هانگژو شد.
وجود مرکز بهزیستی و بیمارستان هفده‌شهریور سبب شده همیشه در دو سمت این خیابان خودرو پارک باشد. حدود دویست‌متر سمت راست این معبر، مرکز «جامعه نابینایان» قرار داردو پیاده‌روسازی در همین فاصله، خاص این افراد اجرا شده است.
موسی عصمتی، شاعر روشن‌دل مشهدی سه کتاب برای بچه‌ها منتشر کرده و علاوه بر آن اولین بسته آموزشی خط بریل را با عنوان «شهرک الفبا» فراهم آورده است.
غلامحسین حیدری می‌گوید: من سه‌بار سکته کردم و مُردم. مرا با شوک الکتریکی برگرداندند. خدا می‌داند که درواقع به دعای این بچه‌ها برگشتم؛ هیچ‌چیز پاک‌تر از دعای بچه‌های استثنایی نیست.
ابراهیم رضایی چندسال قبل به‌دلیل بیماری آب‌سیاه کم‌بینا شد و این موضوع باعث شروع فعالیت‌هایش برای نابینایان و کم‌بینایان شده است.
نخستین مرکز آموزش اختصاصی نابینایان در مشهد، ۱۲ فروردین سال ۱۳۴۵ افتتاح می‌شود. این مرکز به‌دلیل آنکه هنوز ساختمان مستقلی نداشته، در دبیرستان فروغ مستقر بوده است.
یک روز که بیدار شدم، دیدم همه‌چیز تاریک تاریک است. باید درست و اصولی تصمیم می‌گرفتم، نه احساسی و غیر‌منطقی. خیلی زود به این نتیجه رسیدم که درسم را در مدرسه نابینایان ادامه دهم.
یادگار جنگ برای امیر رهباردار دو دست قطع‌شده و چشمانی نابیناست اما او توانسته نقص‌هایش را با هوشمندی جبران کند. او با زبان، کلید‌های تلفن همراه را می‌فشار با انگشتان پایش خطوط بریل را می‌خواند.
چشمان فهیمه تقوی‌مندی تنها ۱۰ درصد قدرت بینایی دارد، با این حال او بیماری‌اش را پذیرفته و آن را نقطه قوتش کرده است.
جودوکار نابینای محله شاهد با کسب مدال طلای مسابقات جهانی انگلستان به خانه برگشت.
میرسجاد موسوی، نابینا، اما سرشار از استعداد است، لیسانس اقتصاد را از دانشگاه انگلستان دریافت کرده و تاکنون ۱۳ کتاب برای روانشناسی نابینایان نوشته است. او مدتی را هم به عنوان رئیس هیئت‌مدیره «انجمن حامیان شهر بدون مانع» فعالیت کرده است.
میرسجاد موسوی تعریف می‌کند: به علت وضعیت بینایی‌ام در سال آخر دبیرستان به ترک تحصیل و خانه‌نشین شدن مجبور شده بودم؛ اما نابینایی برای من، ته دنیا نبود.
اکرم حمیدنژاد و رضا اخترشناس زوج نابینایی هستند که سال‌ها است کنار هم خوش و خرم زندگی می‌کنند. آن‌ها به درستی نمونه یک ازدواج آسان را معنا می‌کنند که این روز‌ها کمتر در بین جوانان خریدار دارد.