٢٥سال بیشتر ندارد، اما در همین سن و سال کولهباری از تجربه و خاطره روی شانههایش دارد. در کودکی به واسطه پدر و برادر کشتیگیرش به این رشته ورزشی علاقهمند میشود و پس از آن در ردههای مختلف موفق به کسب مدالهای رنگارنگ میشود. اما همه چیز به همین خوبی و خوشی پیش نمیرود و مصدومیتی ناخواسته در روزهای اوج زندگی ورزشیاش، انرژی و انگیزه او را میگیرد و از میادین دورش میکند. اما او که آدم کنار کشیدن و یک جا نشستن نبوده دوباره سرپا میایستد و این مسیر را به شیوهای دیگر طی میکند.
حمید مروی حالا اسمی شناختهشده بین اهالی فوتبال خراسان است. سیاهجامگان، ابومسلم، پیام خراسان و... اینها فقط چند تیمی است که او در آنها دورهای از زندگی حرفهایاش را فوتبال بازی کرده است. علاوه بر اینها چندین سال هم در شهرها و تیمهای مختلف فعالیت ورزشیاش را ادامه داده است. او حالا مدرک مربیگری درجه ۳ آسیا را دارد و در آکادمی سنگچولی به مربیگری مشغول است، اما معتقد است که تمام این موفقیتها و تجربهها در دوران کودکیاش ریشه دارد. با افتخار میگوید که بچه پایینشهر مشهد است و فوتبال را از زمینهای خاکی شهرک شهید باهنر شروع کرده است.
در یوگا تعادل بین جسم، ذهن و تنفس برقرار میشود و سیستم عصبی در حالت تعادل قرار میگیرد چراکه در این ورزش ابتدا حرکات گرمکننده انجام میشود که سیستم سمپاتیک مغز را فعال میکند و سپس حرکات خنککننده و تنفسی داریم که سیستم پاراسمپاتیک را فعال میکند و در آخر تعادلی بین این دو برقرار میشود بنابراین یوگا نه تنها از لحاظ جسمی بلکه از نظر روحی و فکری نیز به افراد کمک میکند تا سلامت بیشتری داشته باشند.
سمانه فاطمی میگوید: در فینال مسابقات بینالمللی، من و دوستم که همباشگاهی بودیم در مقابل همدیگر قرار گرفتیم و در نهایت من پیروز میدان شدم. بعد از پیروزی حسابی گریه کردم از یک طرف بهدلیل اینکه به مرحله فینال رسیدم خوشحال بودم و از طرف دیگر ناراحت بودم که چرا دوستم را ناراحت کردهام و شکست دادهام. خوشبختانه اینجا نیز با وساطت خانم مربی همه چیز ختم به خیر شد و این بهترین خاطره من از دوران ورزش حرفهای کاراته است.
روایت، داستان زندگی ورزشی فائزه رجبی، دختر هجدهساله محله دروی است؛ دختری سرشار از هیجان و انرژی که دهها حکم قهرمانی در کارنامه ورزشیاش دارد؛ مقام سوم دوی امدادی کشوری در سال1394، مقام دوم کشوری در مسابقات دوی 400متر همین سال، مقام دوم دوی امدادی استانی سال1396، مقام دوم استانی در مسابقات دوی 800متر، مقام سوم مسابقات محلی جام رمضان سال1398 و... . او محصل رشته تربیتبدنی هنرستان فاطمةالزهرا(س) است.
حمیده هادی که در مسابقات انتخابی آسیایی مقام اول را به دست آورده، باید برای این دوره از مسابقات آماده شود بنابراین تمرینات سنگینش را آغاز میکند. اما هرچه درباره زمان دقیق مسابقه پرس و جو میکند پاسخ مشخصی دریافت نمیکند فقط میگویند احتمالا در مالزی باشد. بعد هم که با شیوع کرونا همه برنامهها به هم میریزد و همچنان معلوم نیست این مسابقات کی برگزار شود.
پیشنماز مسجد حضرت ابوالفضلالعباس(ع) در خیابان شفیعی50، طلبه ورزشکاری است که هم لباس رزم به تن میکند و هم داور بینالمللی کاراته است. از این گذشته، خودش بارها در مسابقات استانی و کشوری بر سکوی قهرمانی ایستاده است. علاوه بر این، سیداسدا... سعادتی یکی از اعضای تیپ فاطمیون است که چندبار در سوریه و جبهه مبارزه با داعش حاضر شده است.
سحر دانشور مبارز دهساله محله پورسیناست که در رشته کیوکوشین کاراته فعالیت میکند. نوجوان بااستعداد و پرتلاشی که از هفتسالگی بهواسطه خالهاش که مربی ووشو است، به این حوزه علاقهمند میشود. او در همین سنوسال کم توانسته است 4مدال مختلف کشوری و استانی کسب کند. آرزوهای زیادی هم برای آینده در سر دارد و دلش میخواهد روزی برسد که خودش هم مربی شود و کودکان بااستعداد این منطقه را به آرزوهایشان برساند.
راحله رجبی هنوز وارد چهارمین بهار عمرش نشده بود که بهدلیل فعالیت بیش از اندازه و شور و اشتیاقی که داشت، مادر بر آن شد تا دست دختربچهاش را بگیرد و به سالن ورزشی مسجد محله ببرد. همان سال بود که موفق شد اولین مدال طلای استانی رشته ژیمناستیک را از آن خود کند. بعد از آن وارد رشته کاراته شد و موفقیتهای پیاپیاش در این حوزه، نشان داد میتواند کاراتهکار موفقی باشد.
سحر مرادی در خاطراتش به مسابقهای اشاره میکند که در آن بازیکن و مربی بوده و با بدشانسی 3بازیکنش آسیب دیده بودند و او امکان تعویض نداشته است. مرادی میگوید: 3دقیقه مانده بود به پایان بازی و 30 امتیاز عقب بودیم. من آنجا با خودم گفتم 3دقیقه خیلی زیاد است و اگر بخواهیم، میتوانیم نتیجه را به نفع خودمان تغییر دهیم.
کوثر سالاری، دختر جوان مهدیآبادی است که سختیهای بسیاری را به جان خریده تا در رشته ورزشی مورد علاقهاش یعنی کیک بوکسیگ موفق شود. به قول خودش از بچگی شیفته هنرهای رزمی بوده است. او تابستان سال 1394 با شرکت در دوره آموزشی کیک بوکسیگ در مسجد با این ورزش آشنا میشود و با سختی بسیار موفق میشود تا باز هم در این رشته آموزش ببیند. حالا آرزو دارد تا هرچه زودتر مدرک مربیگری بگیرد و مسیر سختی را که پشت سرگذاشته است برای دیگر دختران هممحلهایش هموار کند.
هانیه رضایی دختر پرتلاشی است که زندگیاش در ورزش خلاصه میشود و میخواهد درس و شغل آیندهاش هم در همین جهت باشد.سروکله اولین شمشیر در زندگی هانیه که به قول خودش حتی بلد نبود چاقو را بهدرستی دستبگیرد، از 2سال پیش پیداشد. دیر بود، اما آنقدر شیفتهاش شد که توانست با 2سال تمرین نفر اول مسابقات شمشیربازی کشور شود و زمستان سال1399 مدال طلا را به گردنش بیندازد.
در علمیاتی پلاکم گم شد.به تعاون مراجعه کردم و دوباره پلاک گرفتم و مسئول تعاون روی اسمم خط کشید و در آخر دفتر یادداشت کرد که دوباره پلاک گرفتهام. هنگامی که پدرم شهید میشود، دفتر را نگاه میکنند و میگویند خبری از بهدگانی نداریم، روی اسمش خط قرمز کشیده شده. این خبر را به مادرم میدهند. آنها هم تصور میکنند که شهید یا مفقودالأثر شدهام.
در یک خانواده کمجمعیت بزرگ شده و صدای قرآن همیشه در خانهشان بلند بوده است. پدرش شغل شریف پاکبانی دارد و مادرش از جانودل برایش مایه میگذاشته است؛ مادری که در کنار صبوری، مشوق او در درسها و برنامههای قرآنیاش نیز هست. همه اینها زمینهای را فراهم کرده است تا فاطمه سجادی حالا در هفدهسالگی حافظ 8جزء قرآن باشد.
جواد قریی 27 سال دارد. او جوان ورزشکار و خوش اخلاق محله کوی سلمان است و اکنون مربی ووشو برای هم محلهای هایش هست. قریی که در سن جوانی، دبیر کمیته مسابقات هیئت ووشو شهرستان مشهد شده است. این نشاندهنده تلاش و کوشش اوست. علاوه بر این او در آموزش و پرورش خدمت میکند و معلم مدارس گلشهر منطقه5 است.
محسن رضایی24سال دارد و در وزن 58 کیلو مسابقه میدهد. او در رنکینگ جهانی رتبه 46 را دارد و 3 سال به عنوان بهترین بازیکن افغانستان شناخته شده است. محسن که متولد ایران است و مادرش هم ایرانی است اکنون عضو تیم ملی افغانستان است و به یاری خدا میرود تا سهمیه المپیک توکیو را به دست آورد.
اگر گذرتان به محله مهرآباد بخورد خواهید دید از خیلی خانههای آن صدای قرآن و دعا به گوش میرسد و تابلو هیئتها و جلسات تقریبا در هر کوچهای نصب است.
کمتر کسی است که در زمینه ورزش پرورش اندام کار کرده باشد و نام «سهراب سرابی» به گوشش نخورده باشد. سرابی هنگامی که این ورزش را شروع کرده، در شهرمان فقط یک باشگاه پرورش اندام وجود داشته و آنقدر این ورزش شناخته شده نبوده، حتی دورهای فعالیت در آن ممنوع هم بوده است. اما او سالها برای شناختهشدن این ورزش تلاش کرده است.
دانیال در کوتاهمدت چنان خوش درخشید که در دهسالگی بازوبند کاپیتانی تیم فوتسال گیتیپسند بر بازوی او نشست. در تیم اکباتان محله پنجتن هم بین ۲۲بازیکن او کاپیتان تیم است. دانیال این روزها در حال آمادهشدن برای دومین مسابقه رسمی تیمش در ورزشگاه تختی است. فوتبال را از ششهفتسالگی و قبل رفتن به مدرسه آغاز کرده و با استعدادی که از خود نشان داده، از نهسالگی توانسته است وارد یکی از تیمهای خوب مشهد شود.
محمدحیاتی فوتبالیست و مربی جوان محله مهرآباد است. او 42 سال سن دارد و در خانواده ده نفرهای بزرگ شده است. از بین اعضای خانواده فقط محمد به سمت ورزش و آن هم فوتبال را انتخاب می کند. حیاتی با بازیکنان سرشناش تیم ملی هم بازی بوده است و حالا با کوله باری از تجربه دغدغه کشف استعدادهای بچه های حاشیه شهر را دارد. او چند مرتبه هم برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) عازم سوریه شده که در این بین یکبار موج انفجار شنوایی گوش سمت راستش را گرفته و یکبار دیگر هم شیمایی شده است.