مربی - صفحه 14

سحر مرادی در خاطراتش به مسابقه‌ای اشاره می‌کند که در آن بازیکن و مربی بوده و با بدشانسی 3بازیکنش آسیب دیده بودند و او امکان تعویض نداشته است. مرادی می‌گوید: 3دقیقه مانده بود به پایان بازی و 30 امتیاز عقب بودیم. من آنجا با خودم گفتم 3دقیقه خیلی زیاد است و اگر بخواهیم، می‌توانیم نتیجه را به نفع خودمان تغییر دهیم.
کوثر سالاری، دختر جوان مهدی‌آبادی است که سختی‌های بسیاری را به جان خریده تا در رشته ورزشی مورد علاقه‌اش یعنی کیک بوکسیگ موفق شود. به قول خودش از بچگی شیفته هنرهای رزمی بوده است. او تابستان سال 1394 با شرکت در دوره آموزشی کیک بوکسیگ در مسجد با این ورزش آشنا می‌شود و با سختی بسیار موفق می‌شود تا باز هم در این رشته آموزش ببیند. حالا آرزو دارد تا هرچه زودتر مدرک مربیگری بگیرد و مسیر سختی را که پشت سرگذاشته است برای دیگر دختران هم‌محله‌ایش هموار کند.
هانیه رضایی دختر پرتلاشی است که زندگی‌اش در ورزش خلاصه می‌شود و می‌خواهد درس و شغل آینده‌اش هم در همین جهت باشد.سروکله اولین شمشیر در زندگی هانیه که به قول خودش حتی بلد نبود چاقو را به‌درستی دست‌بگیرد، از 2سال پیش پیداشد. دیر بود، اما آن‌قدر شیفته‌اش شد که توانست با 2سال تمرین نفر اول مسابقات شمشیر‌بازی کشور شود و زمستان سال1399 مدال طلا را به گردنش بیندازد.
در علمیاتی پلاکم گم شد.به تعاون مراجعه کردم و دوباره پلاک گرفتم و مسئول تعاون روی اسمم خط کشید و در آخر دفتر یادداشت کرد که دوباره پلاک گرفته‌ام. هنگامی که پدرم شهید می‌شود، دفتر را نگاه می‌کنند و می‌گویند خبری از بهدگانی نداریم، روی اسمش خط قرمز کشیده شده. این خبر را به مادرم می‌دهند. آن‌ها هم تصور می‌کنند که شهید یا مفقودالأثر شده‌ام.
در یک خانواده کم‌جمعیت بزرگ شده و صدای قرآن همیشه در خانه‌شان بلند بوده است. پدرش شغل شریف پاکبانی دارد و مادرش از جان‌ودل برایش مایه می‌گذاشته است؛ مادری که در کنار صبوری، مشوق او در درس‌ها و برنامه‌های قرآنی‌اش نیز هست. همه این‌ها زمینه‌ای را فراهم کرده است تا فاطمه سجادی حالا در هفده‌سالگی حافظ 8جزء قرآن باشد.
جواد قریی 27 سال دارد. او جوان ورزشکار و خوش اخلاق محله کوی سلمان است و اکنون مربی ووشو برای هم محله‌ای هایش هست. قریی که در سن جوانی، دبیر کمیته مسابقات هیئت ووشو شهرستان مشهد شده است. این نشان‌دهنده تلاش و کوشش اوست. علاوه بر این او در آموزش و پرورش خدمت می‌کند و معلم مدارس گلشهر منطقه5 است.
محسن رضایی24سال دارد و در وزن 58 کیلو مسابقه می‌دهد. او در رنکینگ جهانی رتبه 46 را دارد و 3 سال به عنوان بهترین بازیکن افغانستان شناخته شده است. محسن که متولد ایران است و مادرش هم ایرانی است اکنون عضو تیم ملی افغانستان است و به یاری خدا می‌رود تا سهمیه المپیک توکیو را به دست آورد.
اگر گذرتان به محله مهرآباد بخورد خواهید دید از خیلی خانه‌های آن صدای قرآن و دعا به گوش می‌رسد و تابلو هیئت‌ها و جلسات تقریبا در هر کوچه‌ای نصب است.
کمتر کسی است که در زمینه ورزش پرورش اندام کار کرده باشد و نام «سهراب سرابی» به گوشش نخورده باشد. سرابی هنگامی که این ورزش را شروع کرده، در شهرمان فقط یک باشگاه پرورش اندام وجود داشته و آن‌قدر این ورزش شناخته شده‌ نبوده، حتی دوره‌ای فعالیت در آن ممنوع هم بوده است. اما او سال‌ها برای شناخته‌شدن این ورزش تلاش کرده است.
دانیال در کوتاه‌مدت چنان خوش درخشید که در ده‌سالگی بازوبند کاپیتانی تیم فوتسال گیتی‌پسند بر بازوی او نشست. در تیم اکباتان محله پنجتن هم بین ۲۲بازیکن او کاپیتان تیم است. دانیال این روزها در حال آماده‌شدن برای دومین مسابقه رسمی تیمش در ورزشگاه تختی است. فوتبال را از شش‌هفت‌سالگی و قبل رفتن به مدرسه آغاز کرده و با استعدادی که از خود نشان داده، از نه‌سالگی توانسته است وارد یکی از تیم‌های خوب مشهد شود.
محمدحیاتی فوتبالیست و مربی جوان محله مهرآباد است. او 42 سال سن دارد و در خانواده ده نفره‌ای بزرگ شده است. از بین اعضای خانواده فقط محمد به سمت ورزش و آن هم فوتبال را انتخاب می کند. حیاتی با بازیکنان سرشناش تیم ملی هم بازی بوده است و حالا با کوله باری از تجربه دغدغه کشف استعدادهای بچه های حاشیه شهر را دارد. او چند مرتبه هم برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) عازم سوریه شده که در این بین یکبار موج انفجار شنوایی گوش سمت راستش را گرفته و یکبار دیگر هم شیمایی شده است.
سال اول دبستان انعطاف بدنی یاسمین مورد توجه دبیر ورزش قرار می‌گیرد و او از طرف مدرسه امام علی(ع) به کلاس ژیمناستیک در همین محله ساختمان فرستاده می‌شود توی یک سال در مسابقات مختلف چند مدال کسب می‌کند اما پس از مدتی مربی متوجه می‌شود که یاسمین در رشته‌های رزمی هم استعداد دارد و برای استعدادیابی به باشگاه رزمی در همین منطقه معرفی می‌شود. ته همه این پشت‌کار، تلاش و تمرین‌ها می‌شود مدال‌های طلا و برنز و نقره که یاسمین توی مسابقات مختلف در ناحیه و استان و کشور کسب کرده است.
سال‌های زندگانی استاد سیدعلی معراجی از شش‌سالگی به این سو همواره با ورزش رزمی همراه بوده است. او سال‌ها در قامت ورزشکار مبارزه می‌کرده و بعد از اتفاق ناگواری که هنوز آثار آن بر پیکر او هویداست، ترجیح داده وارد صنف مربیان شود. حالا با همکاری نهادهای مختلف منطقه تمام تلاش خود را برای ارتقای ورزش و اخلاق نوجوانان صرف می‌کند. او هم‌اکنون استاد ووشو با کمربند مشکی دان5 است و البته ریاست شورای اجتماعی محله خواجه ربیع را هم برعهده دارد.
فاطمه عزتمند، مربی جوان و پرانرژی دخترهای رزمی‌کار پورسیناست. او تا چند سال پیش یک مربی ساده و معمولی بود در منطقه‌ای دیگر. اتفاقی گذرش به این نقطه از شهر می‌افتد و استعداد این بچه‌ها را که می‌بیند تصمیم می‌گیرد در پرورش آن‌ها سهمی داشته باشد. آن‌قدر درگیر این بچه‌ها می‌شود که محل زندگی‌اش را هم به پورسینا تغییر می‌دهد.
«حسین یزدانی» یکی از ساکنان قدیمی محله وکیل‌آباد است که هنوز هم در زمین‌های خاکی و کوچه پس کوچه‌های محله به دنبال یافتن استعدادهای فوتبالی است. همه امکانات ورزشی این محله که نزدیک به 5هزار نفر جمعیت دارد، در حد یک زمین خاکی است که نه تیر دروازه درست و حسابی دارد و نه در و دیوار مشخص.
در این سال‌ها خیلی وقت‌ها بود که به عنوان مربی دو تیم در لیگ‌های راگبی کشور داشتم و خودم هم‌زمان مربی و بازیکن بودم. قهرمانی‌های زیادی دارم؛ اما به نظر می‌رسد کسی این زحمات را نمی‌بیند. وقتی از تیم کناره گرفتم کسی هیچ توضیحی نخواست که چرا مربی تیم اخراج شده است. زمانی که به عنوان مربی برتر انتخاب شدم حتی یک تبریک یا تشکر ساده نکردند.
از هیچ‌جایی حمایت مالی نمی‌شویم و پشتیبان نداریم، بنابراین تامین هزینه‌های آن سخت است و هزینه‌های باشگاه و تیم‌داری از جیب خودم تأمین می‌شود. شرایط طوری پیش رفته است که ما مجبور شدیم برای تأمین هزینه‌ها خودرو و لپ تاپ شخصی‌ام را بفروشم و پول حاصل از آن را برای شرکت و تیم صرف کنم. هیچ‌وقت از این کارم پشیمان نشده و نخواهم شد؛ زیرا تلاش دارم این باشگاه و شرکت را همیشه سرپا نگه دارم.
اصلا استعداد مهم نیست. خود من این تجربه را داشتم و در دام این اشتباه نمی‌افتم. استعدادیابی مسئله‌ای تخصصی است و به صورت حرفه‌ای باید آن را انجام داد. در برخی از افراد این استعداد ذاتی است و با آموزش تکنیک‌ها فرد به موفقیت می‌رسد. اما در برخی از افراد استعداد وجود ندارد اما علاقه شدید به این رشته باعث می‌شود تا با تمرینات مستمر و دلسرد نشدن به نتیجه برسد. دو نکته برای من دارای اهمیت است. اول خانواده با حضور او در کلاس‌ها موافق باشند و دوم هنرجو بیماری خاصی نداشته باشد.
گلشهر سرزمین ورزش‌های رزمی است. این ادعای بی‌پایه‌ای نیست و ورزش‌های رزمی در این محدوده خیلی طرفدار دارند. ورزشکاران هنرهای رزمی منطقه انسان‌های دوست‌داشتنی‌اند که خلاف ورزش حرفه‌ایشان بسیار آرام و متین هستند. امروز هم سراغ یکی از همین ورزشکاران سخت‌کوش آمدیم. مربی ووشو و مسئول باشگاه رزمی در محله آوینی که اصالتی پاکستانی دارد ولی بزرگ شده این آب و خاک است. محمد ابراهیمی، مربی بااخلاق 41ساله که حسن رفتار و دلسوزی‌اش درباره شاگردان زبانزد مردم است.
امیرمحمد دلیر از شانزده‌سالگی می‌شود مربی بچه‌های محله پورسینا و آشپزخانه مسجد می‌شود باشگاه تمرینشان. او در مسابقات استانی مقام اول تکواندو را کسب می‌کند. بعد هم مربیگری تیم تکواندو دانشگاهشان را برعهده می‌گیرد و تیم را تا سطح کشوری جلو می‌برد. حالا مدرک کارشناسی تربیت بدنی را گرفته است و در رشته روان‌شناسی تربیت‌بدنی در مقطع کارشناسی‌ارشد مشغول به تحصیل است.