مربی - صفحه 13

سیدعلی حسینی، فوتبالیست سابق محله سیدی، یکی از همین افراد است که تلاش می‌کند باعث رشد و پیشرفت نوجوانان و جوانان محله خود باشد.سالن ورزشی گوهرشاد در بوستان قائم محل تمرین ده‌ها نوجوان و جوان محدوده‌ سیدی است. پنجشنبه‌ها این ورزشکاران با ورود به این سالن و بر تن کردن لباس ورزشی، گوش به حرف مربی باسابقه خود می‌دهند، به این امید که با دانش او به اهداف و آرزوهایشان دست پیدا کنند.
معراج اسدی بازیکن نوجوان فوتبالیست و بااستعدادی است که بی‌شک اگر به او اهمیت داده شود می‌تواند از امیدهای فوتبال شهرمان باشد. اسدی هافبک وسط بازی می‌کند و 11سال است که برای دست پیداکردن به موقعیت‌های بهتر تلاش می‌کند. آتیه‌دار شهرمان توانسته است با ارائه بازی‌‌های خوب در سال94و95 به تیم ملی نونهالان دعوت شود. او در حال حاضر برای «تیم آرامش» بازی می‌کند و به‌زودی قرار است به تیم سپاهان برود.
امید رخشانی بازیکن تیم فوتسال که این روزها در تیم چیپس کامل یکی از تیم‌های لیگ برتر شهرمان بازی می‌کند و کاپیتان نیز هست. او یکی از همین جوانانی است که راه موفقیت را پله پله طی کرده است. هنگامی که به او می‌گویم ورزش را چطور و از کجا شروع کرده‌ای در پاسخمان می‌گوید: نمی‌خواهم این جمله کلیشه‌ای را که همه می‌گویند از زمین خاکی شروع کردیم بگویم، اما برای رسیدن به آنچه امروز دارم سختی‌های زیادی کشیده‌ام.
این ورزش را در تلویزیون دیده و جذبش شده بود. دائم به خانواده‌اش می‌گفت که می‌خواهم بروم کلاس بسکتبال. یکی از این روزها پدرومادر امیرمحمد به‌طور اتفاقی زنده‌یاد غلامرضا آهنی را دیدند. او گفته بود از امیرمحمد حمایت می‌کند. از کلاس دوم به‌طور متمرکز در بسکتبال فعالیت دارد و حالا که کلاس هفتمی است در مسابقات سوپر لیگ کشوری بازی می‌کند. او چرخ به چرخ معلولانی بسکتبال بازی می‌کند که گاهی دو برابر او سن دارند، اما موفق است و گل پیروزی تیم خراسان را در مسابقات اخیر به ثمر رسانده است.
صدیقه طیرانی از سال ۷۰ به‌عنوان بازیکن در رشته فوتسال وارد زمین شده است و از سال ۸۸ به‌صورت تخصصی فعالیت می‌کند. رشته تحصیلی‌اش ربطی به تربیت‌بدنی ندارد و به قول خودش بین آمار که او درسش را خوانده است و تربیت‌بدنی فاصله است. انتخاب این رشته دانشگاهی هم به‌دلیل شرایط خانوادگی‌اش بوده است. با این حال مقام‌های زیادی در المپیاد‌های دانشگاهی و مسابقات شهرداری داشته است و می‌گوید: «تیمی که با آن مشغول تمرین هستم، مجوز رسمی آکادمی فوتسال بانوان را دارد و به‌صورت رسمی ثبت شده است.»
حسن شفیعی ۶۶ ساله ساکن محله آبادگران است. او که یکی از مربیان پیش‌کسوت بدن‌سازی به شمار می‌رود، با تیم‌های بسیاری از جمله فوتبال ابومسلم، فوتسال فردوسی مشهد، فوتسال و والیبال پاس تهران و... به عنوان مربی بدن‌سازی کار کرده است. او به‌عنوان پایه‌گذار ورزش صبحگاهی و همگانی در محله خود فعالیت‌های ورزشی به‌ویژه همایش‌های ورزش صبحگاهی را برگزار می‌کند
پهلوان بهروز پرهیزگار ازکودکی وارد گود‌های زورخانه و کشتی باچوخه می‌شود و در مدت ۱۰ سال بیش از ۵۰ مقام بین‌المللی را در رشته‌های کشتی پهلوانی، باچوخه و جودو کسب می‌کند. فرزندش علی پرهیزگار نیز ۸ سال عضو تیم ملی ایران در رده‌های سنی نونهالان، نوجوانان و جوانان بوده و دو، سه جین مدال رنگارنگ را از تورنمنت‌های بین‌المللی جودو برای پرچم ایران به ارمغان آورده است. این پدر و پسر هر دو از جودوکارانی هستند که ورزش قهرمانی را با کشتی باچوخه آغاز کرده‌اند، به همین سبب تبحر خاصی در استفاده از «فن لنگ» دارند و ورزشکاران، مربیان و داوران خارجی به آن‌ها لقب «پا طلایی» داده‌اند.
پارسا قیطانی، مبارز کوچک محله کشاورز از پنج سالگی به ورزش رزمی علاقه‌مند می‌شود. عموی او مربی رزمی‌کار منطقه، مسبب این علاقه‌مندی است. پارسا که اکنون 9سال دارد، بعد از مدرسه هر روز به باشگاه عمو احمد می‌آید و زیر نظرش تمرین می‌کند. او با همین سن و سال کم کلی مدال رنگارنگ کسب کرده است و آرزوهای زیادی در سر دارد. می‌گوید دلش می‌خواهد در مسابقات بین‌المللی شرکت کند و پرچم ایران را بالا ببرد.
هنرستان فنی و حرفه‌ای تربیت بدنی دخترانه الزهرا(س) سال91-90 در خیابان عنصری با هدف کشف استعدادهای علاقه‌مندان به رشته‌های ورزشی تأسیس شد. به دلیل نظام سالی‌واحدی این هنرستان در مقطع دوم و سوم دایر بود و دانش‌آموزان باید پایه دهم را در سایر مدارس می‌گذراندند اما با تغییر نظام آموزشی به 6-3-3 پایه دهم نیز اضافه شد و تغییرات زیادی از جمله تخصصی‌شدن و افزایش تعداد رشته‌های ورزشی شامل هنرستان‌های تربیت‌بدنی شد.
فوتسال بانوان خیلی بیشتر از فوتبال دیده می‌شود و راه پیشرفت آن با توجه به محدودیت‌هایی که خانم‌ها دارند بیشتر است. در شهر مشهد بانوان نمی‌توانند به راحتی فوتبال بازی کنند، ولی فوتسال را می‌توانیم داشته باشیم. می‌توانیم راحت برویم سالن و تمرینات بدنسازی و توپی داشته باشیم. هستند کسانی که علاقه‌مند به فوتبال باشند و بخواهند کار کنند، ولی شرایطش نیست، اما فوتسال خیلی راحت‌تر است. هم پذیرش آن برای خانواده‌ها بیشتر است، چون می‌دانند فرزندشان در یک فضای امن و راحت ورزش می‌کند و هم برای ما مربی‌ها، چون راحت‌تر می‌توانیم با بچه‌ها کار کنیم.
احمد قیطانی متولد سال١٣٦٨ مربی دلسوز بچه‌های مستعد محله کشاورز است. او کودک پرشر و شوری بوده که از دیوار راست هم بالا می‌رفته، پرانرژی، بازیگوش و پرجنب و جوش! خستگی برایش معنایی نداشته.
می‌گوید: «نگاه به گوش شکسته و گردن کلفت کشتی‌گیرها نکنید. کشتی‌گیرها قلبی لطیف و مهربان در سینه دارند.» با خود فکر می‌کنم که خودش صاحب یکی از مهربان‌ترین قلب‌هاست اما دغدغه‌مندبودنش را بیشتر در پایان گفت‌وگو حس می‌کنم. وقتی که می‌خواهیم از او عکس بگیریم و او حاضر به عکس‌برداری در سالن کشتی نمی‌شود تا مبادا تمرین بچه‌ها مختل شود. «هاشم عفت‌پناه» به نوعی تاریخ شفاهی کشتی منطقه 6 محسوب می‌شود. اولین سالن کشتی این منطقه را او به همراه اهالی افتتاح کرده است. کشتارگاهی که تبدیل به یک سالن درب و داغان می‌شود تا بستری باشد برای محقق شدن آمال و آرزوی انبوه کشتی‌گیران جوان و پرانگیزه اینجا. سکویی برای پرتاب و رسیدن به عرصه‌های بزرگ‌تر.
مشت‌های گره‌کرده‌اش را یکی‌یکی روی سنگ‌ها فرود می‌آورد و آن‌ها را تکه‌تکه می‌کند. زمان چندانی نمی‌گذرد که با هر مشتی که فرود می‌آورد، خون هم روی سنگ‌ها فواره می‌زند، اما او از حرکت نمی‌ایستد و تا آخرین سنگ ادامه می‌دهد. سنگ هزارم که شکسته می‌شود، سالن فرهنگ‌سرای غدیر می‌رود روی هوا. دخترها با چشمانی خیس از اشک شوق، چشم از استادشان برنمی‌دارند و او را تشویق می‌کنند.فاطمه عزتمند، نماینده سبک کیوکوشین‌ساکاماتو خراسان‌رضوی و مربی رزمی‌کار دختران محله پورسینا، چهارشنبه ٢٨مهرماه 1400 در سالن ورزشی فرهنگ‌سرای غدیر موفق به شکستن رکورد جهانی در رشته تمشیواری (هنر شکستن اجسام) شد.
محمدیوسف پوریوسف که این روزها تازه وارد کلاس اول ابتدایی شده است، در چهارسالگی کاراته را آغاز کرده و فقط بعد از 3ماه تمرین در مسابقات استانی سال97، مدال خوش‌رنگ طلا را به دست آورده است. افتخاراتی که از آن خود کرده و به خانه برده، از 10مدال طلا، نقره و برنز گذشته است. پسربچه‌ای کم‌حرف و خجالتی که برخلاف ظاهر آرام، مبارزی قهار و سخت‌کوش است و بیشتر حریف‌هایش را در همان راند اول ناک‌اوت می‌کند.
شاید روزی که خانواده کیانی تصمیم گرفتند فاطمه، دختر چهار ساله خود را در یک باشگاه ورزشی ژیمناستیک ثبت‌نام کنند فکرش را نمی‌کردند که روزی او به یک قهرمان در ۲ رشته ورزشی تبدیل شود. او در حالی در دو رشته ژیمناستیک و تکواندو مقام قهرمانی دارد که با توجه به سن کمش هنوز قهرمانی‌های زیادی در انتظارش است.
از روزی که خودم را شناختم یادم است پیاده می‌رفتم حرم که در محفل‌های قرآنی شرکت کنم و پیاده هم برمی‌گشتم. حتی در ازدواجم هم لطف قرآن شامل حالم شد. آبجی‌ای داشتم که ۶ ماه جلوتر برای برادرخانمم شیرینی خورده بودند. در همین رفت و آمد‌ها که بود من خانمم را دیدم. موضوع را با خانواده‌ام که مطرح کردم گفتند اول باید بروی خدمت. رفتم آموزشی‌ام را تمام کردم.وقتی می‌خواستم برگردم شنیدم که برای فلانی خواستگار می‌خواهد بیاید. شوکه شدم و دست و پایم شل شد. همان جا توی ترمینال که منتظر نشسته بودم نامه‌ای نوشتم و دادم به پدرم و گفتم وقتی رفتم بخوانید. پدرم نامه را که خوانده بود زده بود زیر گریه.
زهرا اکبری یک خاطره منفی اما تأثیرگذار در زندگی ورزشی‌اش را این‌گونه روایت می‌کند: در آن زمان هر چند برای مسابقه‌های مدارس و ناحیه بازی می‌کردم، اما آن‌قدر اعتماد به نفسم بالا بود که به اردوی تیم ملی و... فکر می‌کردم. سال اول راهنمایی بودم که برای مسابقه‌های المپیاد کشوری بازی می‌کردیم در آن مسابقه‌ها باختیم و مقامی کسب نکردیم. یادم می‌آید مربی‌مان به من گفت: تو نمی‌خواهد ورزش کنی. در این ورزش هیچی نمی‌شوی؛ این حرفش ملکه ذهنم شده بود و به جای اینکه دلسردم کند سبب شد تا خوب تمرین کنم.
با اینکه سال‌ها از آن روزگار می‌گذرد، شیرینی دوران نوجوانی و قرائت قرآن با پدر همراهش است و هیچ‌گاه آن را از خاطر نمی‌برد. می‌گوید پدرم و پدربزرگم چنددهه در همین محله طلاب قصابی داشتند. غلامحسین قصاب را تقریبا همه قدیمی‌های طلاب می‌شناسند. شاید بی‌تناسب باشد و کمی عجیب، اما یکی از بهترین سرگرمی‌های من و برادرم در مغازه، آموختن الفبای قرآنی بود و همراهش مشق تنوین و تشدید و مد و گوش‌دادن به تلاوت آیاتی که بیشتر عصر‌ها و در ساعتی خاص از رادیوقرآن پخش می‌شد. من هنوز آن دفتر‌ها و سرمشق‌هایی را که از پدر گرفته‌ام، مثل گنجینه‌ای نگه داشته و حفظ کرده ام.
شرح فعالیت‌هایش را که بشنوی به‌سختی می‌توانی سن و سال کمش را باور کنی. ١٢سال بیشتر ندارد اما در همین سن و سال به فعالیت‌های متفاوتی پرداخته و در هر کدام مهارتی را کسب کرده است. عروسک‌گردانی را از همان دوران کودکی دوست داشته و چند تئاتر عروسکی را توی مدرسه به روی صحنه برده است. در همین دوران قرنطینه اوقات فراغتش را به حفظ قرآن پرداخته و حالا حافظ کل قرآن است.
هاشم ارغوانی، پدر خانواده، از کودکی 2فرزندش را همراه با خود به گود زورخانه می‌برد تا با دیدن آیین و منش پهلوانی آن‌ها را با رسم مردانگی و جوانمردی آشنا کند. اکنون 25سال از آن زمان می‌گذرد و این حرکت او باعث شده‌است تا پسر ارشدش در جوانی مرشد بنام محله شود و پسر دومش باستانی‌کار و مایه افتخار او باشد.