حاجخانم قانع برای دایر کردن مکتب حضرترقیه (س) و پذیرش خواهران طلبه اقدام کرد و، چون این مکان خیلی کوچک بود، با کمک اهالی همین محله و نیکوکاران تهران یکییکی خانههای اطراف خریداری و از هر خانه، دری به حیاط مرکزی باز شد.
مسجد «جعفری» در دیوار سمت راستش یک آبانبار دارد که قدیمیهای مشهد آن را با اسم «موری» میشناسند. آبانبار موری هم دارای یک کتیبه است که در متن آن، نام «ناصرالدینشاه قاجار» بهوضوح خوانده میشود.
حاج محمدعیسی عقیدهمند، واقف خیراندیش محله طلاب است. او یک روز تصمیم گرفت که خانه و مغازههای خود را وقف کند و حالا از اینکه با خدا معامله کرده، خوشحال است.
۵۷ نفر وقفشان را به محرم و صفر گره زدهاند تا همزمان با این ایام سوگواری، بهنیت واقف روضهای خوانده شود. در این بین ۵ نفرشان کرمانی هستند.
قرآنخوانی از همان قرنهای ابتدایی شکلگیری حرم یکی از برنامههای ثابت زائران بوده است، گرچه از حفاظ حرم تا ابتدای قرن نهم اطلاع و اسناد چندانی وجود ندارد.
سال ۷۷ سه دختر بانو فاطمهسلطان موسویان، زمینی را به هیئت منتظران حضرتمهدی (عج) واگذار کردند و در این سالها بزرگترین جشنها، عزاداریها، موکبها و مراسم مذهبی در این بخش از شهر برگزار شده است.
وقتی حاجغلامحسین رمضانی بهترین قسمت باغ خود را به ساخت نخستین مسجد در روستای تقیآباد اختصاص داد، فکرش را نمیکرد وقفش بعد از هفتاد سال بشود نقطهعطف و اتصال اهالی محله هفده شهریور.
اماموردیخان بیاتمختاری و همسرش، آبجیسلطان، مشهدی نبودند و از ملاکان و اهل سیاست نیشابور بهحساب میآمدند آنها بخش زیادی از اموالشان را وقف امامرضا (ع) میکنند.
این پژوهشگر شاخص حوزه وقف، پیشنهاد جمعآوری، بازخوانی و بازنویسی وقفنامهها را داد و خودش نیز آن را اجرا کرد. شیبانی در این طرح بیش از صد وقفنامه را با دقت خوانده است.
این روزها در صحن امامحسنمجتبی (ع) روضهای برپاست که پیش از آغاز، نام مهدیقلیخان قرایی از بلندگویش شنیده میشود؛ کسی که اموال و املاک بسیاری را وقف حرم امامرضا (ع) کرد.
حسینعلی آهنگری، امامجماعت مسجد میگوید: دو خواهر افغانستانی در این محله بودند که از بین آنها حاجخاور بچهدار نمیشد. او قبل از فوتش این خانه و مغازه جلو آن را که تنها داراییهایش بود، وقف مسجد میکند.
حدود سیصد سال از نصب ضریح مرصع میگذرد. این ضریح افشاری را بنا به قول مشهور، نوه نادرشاه وقف آستان کرده است و جواهرهای زیبایی که بر تارک آن نشسته، آن را معروف به ضریح جواهرنشان کرده است.
تاریخچه بیمارستان منتصریه به شاهزاده منتصرالملک که از ثروتمندان مشهد بود، برمیگردد. او فرزندی نداشت. بنابراین وصیت کرد که اموالش صرف ساخت بیمارستان شود. پساز درگذشت او، همسرش در خیابان «جنت» ساخت بنا را شروع کرد.
استاد علی باقرزاده در صنعت دستی داشته، وارد عرصه کشاورزی شده، چند سال رئیس اتاق بازرگانی بوده، شاعر است و چندین هزار بیت شعر گفته. واقف است و تاکنون چندین مدرسه و خوابگاه ساخته است.
حاجآقا پوراسلامی تعریف میکند: روزی همراه پدرم بهسمت مدرسه علمیه گلشن در شهر نیشابور حرکت میکردم؛ یکی از همسایهها به پدرم نهیب زد که بگذار این پسر در کشاورزی بازویت باشد. او جواب داد: من این پسر را وقف امامزمان (عج) کردهام.
در سال ۳۵۲ قمری، برای نخستینبار عید غدیر عمومی جشن گرفته شد اما تسلط سامانیان و غزنویان و سلجوقیان که با دستگاه خلافت عباسی ارتباطات گسترده سیاسی داشتند، باعث شد که برگزاری عید غدیر بهصورت عمومی امکان نداشته باشد.
قدیمیترین خبر درباره وکیلآباد از مشاعرهای بین ایرجمیرزا و صاحب باغ وکیلآباد به دست آمده است. در این مشاعره ایرجمیرزا از صاحب باغ میخواهد بوقلمونی را که وعده داده بوده است، به وی بدهد.
«دبیرستان نوین» خیابان آیتالله بهجت منطقه ثامن را خیلیها با نام واقفش میشناسندش و میگویند؛ مدرسه اعتضاد! حاج محمدعلی اعتضاد این دبیرستان را سال ۱۳۴۷ وقف کرد.
سیدحسن رضوی تعریف میکند: زمانیکه توتها میرسید، هر صحرا مشغول تکاندن درختانش میشد. توت، مصرف غذایی داشت و حتی اهالی با نان و توت روزه میگرفتند. نان هم با آرد جو تهیه میشد، نه گندم. اینجا زن و مرد کنار هم کار میکردند و کسی بیکار نبود.
این کتابخانه بعد از هفت سال کار پژوهشی مقدماتی در سال ۱۳۷۹ به صورت رسمی با عنوان «کتابخانه تخصصی امیرالمومنین علی (ع)» افتتاح شد و اکنون مجموعهای کمنظیر از آثاری در ارتباط با این امام همام را دارد.