هویت - صفحه 70

وارد پنجتن 48 که بشوید،‌ در شهید قربانی3 به خیابان ابرار می‌رسید، این خیابان بخشی از محله شهید قربانی است و روزگاری در آن گندم،‌ جو و جارو کشت می‌شده است. این محدوده در گذشته روستامانند بوده و آب و برق و گاز نداشته است. گفته می‌شود آب این خیابان در گذشته نه‌چندان دور مالک شخصی داشته و از اهالی بر حسب میزان مصرف پول می‌گرفته است. خیابان ابرار در کنار همه مجموعه‌های فرهنگی‌ای که دارد، ‌از آذرماه امسال صاحب تنها مجموعه‌ آبی منطقه4 می‌شود.
خیابان طاهری در محله قدیمی سعدآباد قرار دارد. به گفته ساکنان قدیمی، قنات سعدآباد از این کوچه و رو به روی مسجد طاهری عبور می کرد. آب قنات به صورت جوی های پرآب، علاوه بر کوچه از میان خانه های بزرگ عبور می کرده است. کوچه طاهری از یک سو به خیابان سناباد و از طرف دیگر به خیابان های گلستان و اسدالله زاده راه دارد.
در دوره قاجار است که پای دولت های خارجی برای تأسیس بانک، به ایران باز می‌شود. دقیق‌ترش این است که انگلیس و روسیه موفق می‌شوند امتیاز تأسیس بانک را از حکومت بگیرند و در ایران فعالیت کنند. «بانک استقراضی روس»، یکی از این بانک ها ست که پایش به مشهد می‌رسدو تجار مشهدی هم برای تجارت با روس ها به ناچار با این بانک وارد مراوده می‌شوند. در اردیبهشت1281 خورشیدی، شعبه مشهدی این بانک خارجی افتتاح می‌شود و خبرش در روزنامه «ادب» به چاپ می‌ رسد.
معبر جلال‌آل‌احمد70 که به نام شهید هادی شیدایی نام‌گذاری شده در اراضی مجاور بزرگراه امام علی(ع) واقع شده است. این معبر تا 40سال قبل به‌طور کامل به عنوان زمین‌های کشاورزی و باغات استفاده می‌شده است. به همین دلیل است که با گذر از این خیابان، هم می‌توان درخت‌های بلند و سرسبز را دید و هم برخی دیوارهای قدیمی که روزی حصار باغ بوده‌اند و امروز مرز قطعات زمین 250متری هستند.
یکی از پررفت و آمدترین معابر محله نیروی هوایی، خیابان لاله است که به‌دلیل وجود مراکز آموزشی متعدد در ابتدای آن، شاهد حضور دانش‌آموزان و خانواده‌های آن‌ها در طی سال تحصیلی و نیز در شهریورماه است. این خیابان زیبای سربالایی که در نهایت به کوه‌های جنوبی ختم می‌شود از معابر قدیمی این حوالی است. هنوز هم افرادی در این خیابان زندگی می‌کنند که از 50سال پیش جزو ساکنان آن بوده‌اند. هرچند بافت مسکونی آن تا حد زیادی نو شده و به جای خانه‌های قدیمی که در انتهای کوچه شمارشان بیشتر است، آپارتمان‌های نوساز سربرآورده‌اند.
آن‌طور که قدیمی‌ها می‌گویند در گذشته اینجا بیابان بوده و حتی دار و درختی هم وجود نداشته است. درخت‌ها در روستاهای اطراف بوده و پسربچه‌های بازیگوش را برای توت‌خوری به آنجا می‌کشانده است. در بوستان لاله هم چند درخت کاشته بودند، درخت‌هایی که حالا از دل پارک سر درآورده‌اند. عصر که می‌شود قدیمی‌ها به میدان ویلا می‌روند و دور هم می‌نشینند و خاطرات گذشته را مرور می‌کنند. گویا از وقتی میدان هشتصد پررفت و آمد شده و بوستان لاله هم حالت محلی خود را از دست داده است، پاتوقشان را از میدان هشتصد به میدان ویلا تغییر داده‌اند.
اولین خانه‌های قلعه ساختمان در انتهای کوچه حر1/1 ( امیرآبادغربی) ساخته می‌شوند، آن هم وقتی که هنوز خبری از شهرک‌های شهیدرجایی و شهیدباهنر نبوده و تا چشم کار می‌کرده زمین خالی و زراعی دیده می‌شده است. اهالی محله امیرآباد اولین ساکنان این محدوده هستند که سال۱۳۴۰ به اینجا کوچ می‌کنند. این ساکنان کم کم به علت تجاری شدن محدوده غربی به سمت شرقی کوچه نقل مکان می‌کنند و سمت غربی آن خالی از سکنه می‌شود. چنان‌که بعد از حدود 60سال، کوچه امیرآباد غربی هنوز خالی از سکنه است. اینجا چسبیده به میدان بار رضوی است و به کوچه انباری معروف است. قدم به قدم این خیابان انباری‌های کوچک میوه دیده می‌شود.
در حیاط خانه‌ها یکی یکی باز می‌شد، میوه‌فروش‌ها گاری‌های چوبی‌شان را هل می‌دادند وسط خیابان و بعد حرکت می‌کردند. مقصد همگی میدان بار رضوی بود که فاصله زیادی با این کوچه نداشت. وقتی می‌رسیدند که ساعت هنوز از هفت صبح هم نگذشته بود. هر گاری حداقل ٢٠٠، ٣٠٠کیلو میوه بار می‌زد. گاری‌ها را پر از میوه می‌کردند و بعد همگی برمی‌گشتند. یک سمت کوچه از ابتدا تا میانه پر می‌شد از میوه‌های روی گاری. آن سال‌ها آن‌قدر حضورشان پررنگ بود که اسم کوچه را هم گذاشته بودند کوچه گاری‌ها.
کوچه خواجه‌ربیع23 مزین به نام شهید دفاع مقدس محمدرضا بختیاری است که پیش از آن «کوچه باغ‌وحش» شناخته می‌شد. دلیل این نام وجود «باغ وحش خراسان» در این معبر بوده که در فاصله‌ای کوتاه از آرامستان خواجه‌ربیع احداث شده بوده است. در گذر زمان، به جای باغ وحش و نهرهای آب مرکز فرهنگی، تجاری، درمانی و... احداث شده‌است. گفته می‌شود باغ وحش خراسان به همت مرحوم رستمی در سال 1338 پایه‌گذاری شد و پس از تعطیلی در سال 1371، حیوانات آن به باغ‌وحش وکیل‌آباد انتقال یافتند.
آن روزها جذام خوره‌ زندگی خیلی‌ها شد. افتاد به جانشان و همه آرزوهایشان را بلعید. اما جذام برای «مدینه نیستانی» و «عباسقلی انباز» و فرزندخوانده‌شان غلامحسن نیستانی یک عزم دوباره بود. همه اهالی محله طلاب دیده بودند عباسقلی را جذام زمین‌گیر نکرد. عباسقلی با همسرش مدینه نیستانی، دختر زیباروی کدخدای روستای نیستانه بجنورد که جذام داشت خوشگلی‌هایش را می‌خورد، نیتشان یکی شد برای ساخت مسجد. سال 1347 آجر‌به‌آجر مسجد را در ورودی صحن حیاط خانه‌شان روی هم چیدند با این نیت که در آن به روی مردم باز باشد، برای نماز و عبادت و عزاداری‌های مذهبی و درراه‌مانده‌ها و خستگان راه. سال‌ها در پس هم گذشتند تا آن مسجد سی‌متری شد یک بنای هزارمتری با نام مسجد و حسینیه حضرت موسی‌بن‌جعفر(ع). عباسقلی سال1375و مدینه بعد از او به سال 1392 با دنیا وداع کردند اما نامشان به عنوان واقف و بانی روی کاشی‌ فیروزه‌ای طاق بلند مسجد حک شده است و تا همیشه می‌ماند.
کوچه عارف‌ در محله احمدآباد قرار دارد. به گفته قدیمی‌های محله در گذشته قلعه‌الندشت به سه قسمت الندشت یک، 2 و 3 تقسیم شده بود. جایی که الان به خیابان عارف یا کوهسنگی5 معروف است به قلعه الندشت یک شناخته می‌شد. الندشت بیشتر باغ‌های چند هزارمتری و گندم‌زار بوده است. جایی هم که الان مسجد النبی(ص) بنا شده تا حوالی 60سال قبل کال یا خندق بزرگی بوده که مسیل و مسیر آب‌رو بوده است.
ره‌باغ بهشت همان راسته مسگرهای قدیم است که با تخریب بافت قدیمی و ساخت باغچه‌های چندتکه در راسته آن، به گذری برای زائران حرم‌مطهر تبدیل شده است. هویت این کوچه در میان بناهای تاریخی آن مانند حسینیه داروغه، آب‌انبار، مسجد قبرستان خردو و منبع آب صدساله و دیوارچینی‌ها، باغچه‌های گسسته ره‌باغ و ساختمان‌های برافراشته هتل‌ها سرگردان است.
خیابان استقلال7 به نام میرزاکوچک‌خان نام‌گذاری شده است. این معبر، بازار محلی، چند دفتر شرکت خصوصی و تعدادی ساختمان دولتی را در خود جای داده است. با عبور از خیابان استقلال7 آنچه توجه ما را بیش از هر چیزی به خود جلب می‌کند، وجود ساختمان‌های نوساز و زیبا و همچنین تحرک زیاد سازندگان و کارگران آن‌ها برای بنا کردن ساختمان ‌های جدید است.
کوچه اندیشه5 در دهه80 یکی از معروف‌ترین کوچه‌های قاسم‌آباد بود. دلیل این شهرت بیشتر به‌دلیل وجود مسجد امام حسین(ع) در ابتدای آن بود که در سال89 به عنوان مسجد محوری قاسم‌آباد معرفی شده بود. گذشته از آن، این کوچه را می‌توان یک معبر سبز نام‌گذاری کرد که بوستان‌های خطی، دو طرف آن را تا انتها سرسبز کرده‌اند. این کوچه در انتها به خیابان سرلشکر خلبان شهید محمدی یا همان رازی سابق می‌رسد و بعد از آن از طریق کندراهی که سال گذشته افتتاح شد به بزرگراه پیامبر اعظم(ص) راه پیدا می‌کند.
خیابان ولیعصر یکی از معابر اصلی محله طرق است که ورودی آن از بولوار شهید ساعی شروع می‌شود و به خیابان شهید رجایی در محله زارعین (ایوان طرق) می‌رسد. این خیابان با طرح تعریض در حال حاضر حالت دندان موشی پیدا کرده و بهسازی آن در انتظار عقب‌نشینی تمام املاک است. همچنین آسفالت، پیاده‌رو و مبلمان شهری آن در گرو تعریض خیابان بلاتکلیف مانده است.
تاریخ پزشکی اطفال شهرمان با اسم «حسین سامی‌راد» گره خورده است. پزشکی که اولین‌های بسیاری را برایمان رقم زده است، اما چهره گمنامی در مشهد دارد و هیچ کجا نامی از او دیده‌نمی‌شود. اولین متخصص بیماری‌های کودکان، مؤسس درمانگاه رازی، مؤسس انجمن تعاون بهداشتی برای مبارزه با بیماری سفلیس، رئیس هلال احمر مشهد، رئیس انجمن حمایت از جذامیان مشهد و... از آنجا که دکتر شیخ به واسطه کارهای خیر فراوان نزد مشهدی‌ها مشهور است و بیمارستانی ویژه کودکان نیز به نامش نام‌گذاری شده؛ برخی تصور می‌کنند او اولین متخصص اطفال در مشهد بوده‌است؛ اما اطلاعات ما نشان می‌دهد دکتر حسین سامی‌راد را باید اولین پزشک متخصص اطفال مشهد دانست.
کوچه شهید حسنی در محله رضائیه از معابر مهم و کلیدی این محدوده است. این کوچه از میانه محله و در کنار دیوار راه‌آهن آغاز می‌شود و تا بولوار ولایت ادامه دارد. از این کوچه، هم شهدای زیادی برخاسته‌اند و هم قهرمان‌های ورزشی در آن پرورش یافته‌اند. خانواده شهید سیدعباس حسنی از سال‌های دور در این محله و کوچه ساکن شده‌اند. هم‌محله‌ای‌ها می‌گویند در وصیت‌نامه‌اش نوشته که دلش می‌خواهد همانند آقا ابا عبدالله الحسین(ع) بدنش تکه تکه شود و به شهادت برسد که همان‌طور شده و به آرزویش رسیده است.
کوچه شهید ناظم تقوی شش بافت فرسوده و کهنه دارد. این محدوده قدیم‌ها بافت روستایی داشته است و هنوز خیلی‌ها از ارباب و داروغه حرف می‌زنند. چند باغ با دیوارهای گلی به خانه‌ها تکیه زده‌اند و شاخه‌های بلند درختان بر کوچه سایه می‌اندازد. بافت غیراستاندارد این معبر مشکلاتی برای ساکنان ایجاد کرده‌است، از جمله سرریز ناودان‌هایی که فاصله‌شان تا زمین زیاد است و رفت‌وآمد در بارندگی را سخت می‌کند.
کوچه آیت‌الله عبادی84 بعد از جنگ به نام شهید محمدجواد غلامی مزین شد. این کوچه در محله ایثارگران تا قبل از پیروزی انقلاب به کوچه «خوش‌بین» معروف بود. به گفته قدیمی‌های محله تا نیم‌قرن قبل این کوچه و کوچه‌های اطراف بیابان بوده است. یک کوره آجرپزی و یک مرغ‌داری در سمت راست کوچه از سمت بولوار عبادی، تنها آبادی‌های کوچه خوش‌بین در گذشته بوده است. جوی آب هم در راسته دیوار کوره آجرپزی همیشه روان بوده است. این کوچه سه شهید دارد. شهیدان الدی، غلامی و قدرتی شهدای کوچه هستند.
«ممتحن‌الدوله»، از رجال ناصری، در باب ورود کبریت به ایران نوشته است: «اولین دفعه که کبریت به ایران آمد، شخصی به نام اسماعیل‌آتش، کبریت‌ها را در دست می‌گرفت و فریاد می‌کشید با آتش، آتش درست می‌کنم.» آری، درست شنیدید با آتش، آتش‌درست‌کردن در آن سال‌ها برای ایرانیان آن‌چنان آشنا نبود اما بازار کبریت وارداتی برای اعیان و اشراف داغ داغ بود و ایران، مشتری پروپا‌قرص کبریت اتریش، سوئد و روسیه. سال‌ها بعد ولی بالاخره نخستین جرقه‌های احداث کارخانه کبریت‌سازی درایرانِ سال 1276خورشیدی زده شد و با کمک سرمایه‌گذاران روسی، نخستین کارخانه کبریت‌سازی درکشور پا گرفت.