کوچه کوثر شمالی8 مانند کوچههای پس و پیش از آن به دلیل نزدیکی به بیمارستان فارابی بیشتر کاربری درمانی پیدا کرده است. به طوریکه انواع مطب پزشکان، داروخانه و آزمایشگاه را میتوان در این کوچه مشاهده کرد. اما این کاربری باعث نشده است که رستورانها، فستفودها و مجموعههای پذیرایی مانند آنچه در بیشتر فازهای تجاری بولوار کوثرشمالی دیده میشوند، کلونیهایی را تشکیل ندهند.
کوچه ثبت یا همان خیابان امام خمینی(ره)28 یکی از خیابانهای قدیمی مشهد و منتهی به گنبد سبز است. وجود بانک ملی مرکزی در ابتدای این خیابان و بانک کارگشا و اداره ثبت اسناد در آن سبب تردد بسیاری در این خیابان شده که با ترافیک همراه است. نام خیابان برگرفته از ساختمان ثبت اسناد است که با بیش از یک قرن قدمت در این معبر برپاست و هنوز هم نمای قدیمیاش را حفظ کرده است.
کوچه شهید شکرالله خانی دهنوی٨ یکی از شلوغترین معابر محله کشاورز است که فرعیهای آن به نام شهید حسن سالاری است. این شهید یکی از شهدای دفاع مقدس محله است. کوچه شهید شکرالله خانی دهنوی8 مثل بیشتر کوچههای خیابان کشاورز پر از زمین زراعی و کشاورزی بوده است. ساکنان آن هم بیشتر کشاورزان قدیمی بودند. کم کم اما افراد بیشتری به اینجا نقل مکان کردند.
تندیس میرزا کوچک خان جنگلی، سردار شهید گیلانی و قهرمان ملی کشور. کسی که حدود 30سال پیش نامش را روی این میدان میگذارند و چندی بعد مجسمهاش را هم میسازند. میدان میرزا کوچک خان در منطقه5 شهرداری مشهد قرار دارد، درست در تقاطع سه بولوار امت، میرزا کوچک خان و مجلسی. نام دیگر این میدان را میدان کلاه گذاشتهاند، به دلیل وجود انبوه کلاهفروشیهایی که در دهه اخیر یکی یکی اضافه شدهاند و دور میدان جا خوش کردهاند. حالا تقریبا ١٦کلاهفروشی دور میدان هستند که انواع و اقسام این جنس را دارند.
کوچه شهید شفیعی56 یکی از مهمترین معابر محله امیرالمؤمنین(ع) است. این معبر از یکسو به خیابان اصلی شهید شفیعی و از سوی دیگر به مجموعه آبی گلشن، مجموعه ورزشی شهدای مدافع حرم و بوستان گلآرا راه دارد. البته انتهای این کوچه خاکی است و باید از میان زمینهای بایر و کشاورزی عبور کرد. اهالی قدیمی این محله از جوی آب زلال آن در قدیم میگویند که در حال حاضر کثیف و بدمنظره است. درختان قدیمی دوسوی معبر هم نشان از قدیمی بودن کوچه دارد.
ساکنان خودشان هم میدانند تعبیر زیبایی نیست اما خیابان پنجتن40 به گفته آنها آخر محدوده است و به دلیل شرایط نامناسب بهداشتی کال، ابتدای آن به «مگسآباد» معروف بوده است. این معبر به خیابان افسر شمالی 83 (دریای دوم) ختم میشود و وجود زمینهای افتاده و رها از ویژگیهای آن است که دردسرهای زیادی دارد. بهویژه به این علت که مجاور با دبیرستان علیبنابیطالب، دبیرستان آیتالله هاشمی رفسنجانی و دبیرستان الزهراست. در محدوده این خیابان، زمین بایر بیش از بافت مسکونی آن است.
کوچه دانشگاه17 یکی از کوچههای قدیمی منطقه یک است که به نام شهید سعید عماد تابلو خورده است. کوچهای به نسبت طولانی با درختانی سربه فلک کشیده و پیر. چیزی که در این کوچه بیشتر به چشم میآید، خانههایی آجری با نمایی کهنه و در و پنجرههای چوبی و البته متروکه است. به گفته ساکنان قدیمی محله زمینهای این محدوده بیشتر ملکی است که در سندهای رسمی بهعنوان زمینهای باغ منبع ثبت شده است.
خیابان اقدسیه یکی از معابر پررفت و آمد منطقه ۱۲ به حساب میآید، شاید اصلیترین علت آن وجود شهرک صنوف آلایندهای باشد که در ابتدای خیابان اقدسیه جانمایی شده است.
حدود 150سال قبل وقف بزرگی در حرممطهر ثبت شد که واقفش مردی بهنام آقبابا بود. کسی که در کوچه و بازار مردم او را با نام «حاجآقاجان» میشناختند. او که معمارباشی بود و صحن آزادی را به دستور علینقیمیرزا، پسر فتحعلیشاه، ساخت، درست در مجاورت همین بنا در پشت باغ رضوان چندهزار متر زمینش را هم وقف امامرضا(ع) کرد.
اینجا در دل یکی از فرعیهای محله پایینخیابان، کلکسیون ضبط و رادیو احمد عطایی نوشین قرار دارد و خودش میگوید «اگر از روی شناسنامه بخواهید بدانید، 72سالم است، اما خودم فکر میکنم 10سال جوانترم!» عطایی کسی است که کار جمعآوری کلکسیون ضبط و رادیو را از 40سال پیش و با دستفروشی شروع کرده است و حالا هم از عشقش به دستگاههای صوتی قدیمی میگوید.
کوچه بی نام بولوار حجاب را اهالی به اسم های زیادی از قبیل کوچه روبه روی خیابان رازی، کوچه جهاد کشاورزی، کوچه باغ نشاط، کوچه آبی هشتم و همچنین با عنوان یک مجموعه پذیرایی که سرنبش آن قرار دارد، می شناسند. کل این کوچه در دو طرف یک پلاک در نقشه های شهرداری بود که مالک آن یعنی سازمان جهاد کشاورزی معبری را در وسط باز کرده و در اختیار شهرداری گذاشته است و انتهای آن به بولوار امامیه و کوچه امامیه11 می رسد. کوچه قبل از آن با عنوان «حجاب شرقی 1» و کوچه بعد از آن «حجاب 2» نام گذاری شده است.
آجرهای سه سانت نمای مسجد و چراغ های سبزی که بالای پنجره های آن روشن شده اند، جلوه خاصی به این مکان بخشیده اند. زمان اذان مغرب به آنجا می رسم. نمازگزاران از پیر و جوان در صف های منظم پشت سر امام جماعت ایستاده اند و نماز می خوانند. در پایان نماز بعد از التماس دعا همه از حال هم جویا می شوند. همدلی و آشنایی اهالی را می توان از همین سلام و احوال پرسی ها متوجه شد. نسلی که این مسجد را ساخته اند و فرزندانشان در سرسرای این مسجد بزرگ شده اند، حالا دست نوه های خود را می گیرند و به این فضا می آورند.
خیابان ثامن الائمه(ع) که هنوز هم بسیاری از ساکنان محله امام خمینی(ره) آن را با نام سردادور(سرهنگ خوشنام ارتش در پیش از انقلاب) میشناسند یکی از خیابانهای قدیمی منطقه8 است. این خیابان با درختان برافراشته نمای زیبایی دارد. عرض کم معبر و تردد زیاد خودروها در این مسیر سبب شده تا ساعاتی از روز بهویژه زمانهایی که ادارهها و مدارس تعطیل میشوند ترافیک زیادی در این مسیر به وجود آید. امید مردم این محله برای رفع ترافیک، تعریض این خیابان پس از جابهجایی پادگان ارتش است.
کوچه حر44 را حالا همه با گاراژها، تعمیرگاهها و صافکاریهای ابتدای آن میشناسند. اما فقط هشت سال است که تعمیرکاران خودرو به این کوچه آمدهاند. در سالهای دورتر، اینجا پر از زمین کشاورزی و مزرعه زراعی بوده است. در هر معبری هم شاید دو سه خانه بیشتر پیدا نمیشده است. بعد از آن یک کارگاه سنگ نمک اینجا ساخته میشود که به گاراژ نمکی معروف بوده است. هشت سال پیش این گاراژ تبدیل به تعمیرگاه میشود. نام کوچه حر 44 حالا به نام یکی از شهیدان این منطقه نامگذاری شده است، کوچه شهید احمد نجاتی.
ورودی غربی حرم امامرضا(ع)، درست نقطهای که باید با گذر از بازار فرش قدیمی به آن رسید، با مسجدی زینت یافته که هرکسی آن را به یک نام میشناسد؛ یکی «شاه» مینامد و دیگری «هفتادودوتن». در حقیقت این مکان قبل از مسجد شدن، آرامگاه «امیر غیاثالدین ملکشاه» بوده و گویا سالها بعد از فوت و دفنش در سرداب مقبره، تبدیل به مسجد شده و از زمان ساخت محراب کج داخل آن (برای تبدیل شدن به مسجد) نام «شاه» -برگرفته از لقب خود امیر غیاثالدین- گرفته است.
خیابان مقداد 25 با این که معبر بزرگ و وسیعی نیست اما کانون فرهنگی کوچکی به حساب می آید که محل تردد بسیاری از دانش آموزان و علاقمندان به هنر است. علاوه بر وجود چند مدرسه و مجموعه آموزشی، کانون فرهنگی تربیتی ادب و هنر و سالن سینما تئاتر مهندس مشکی نیز که هیچ وقت خالی از هنرجو و هنر آموز نیست این محدوده را شلوغ و پر تردد کرده است. خانواده ها و ساکنان این معبر شانس نزدیکی به غالب کانونهای هنری را دارند. علاوه بر این که سالن ورزشی قدس نیز مجاور و همسایه با این خیابان است.به عبارتی می شود گفت پاتوق های فرهنگی و ورزشی در کنار هم قرار گرفته اند و چیزی برای ساکنان کم نگذاشتهاند.
«زائر غلام هزاری» هنرمند بینشان و بیادعایی که این روزها برای احیا و زنده نگه داشتن تار و موسیقی ایرانی، سازش را بغل میگیرد و در کوچه و خیابانها بدون انتظار از مردم و چشمداشت مالی آهنگهای موسیقی اصیل ایرانی - اسلامی و سنتی مینوازد.
وقتی 13 سالش بود، تار را به عشق نواختن آن برای همراهی با صدای مادرش با یک پیت پنجکیلویی حلبی و سیم ترمز ساخت. اهل تربتجام است اما سالهاست که به مشهد آمده و درکوچهی باغ حسن خان در نزدیکی حرم مطهر زندگی میکند.
هنگامی که در مراسم 95سالگی کتابخانه، صحبت از چگونگی تشکیل آن میشود هیچ فردی بهتر از مریم جمیلی، مسئول فعلی کتابخانه، تاریخچه آن را نمیتواند بگوید. او با استناد به دفتری بزرگ و قدیمی که در این کتابخانه به قلم رمضانعلی شاکری وجود دارد، برای حاضران میخواند: «در سال 1300هجری شمسی بخشنامهای از طرف وزارت فرهنگ صادر شد و به ادارات معارف توصیه شد برای روشنشدن افکار عمومی در هر جا امکان داشته باشد کتابخانهای تأسیس کنند ولی در ضمن همان دستور یادآور شده بود که وزارت فرهنگ برای اینکار اعتباری ندارد و باید از مساعدت خیرخواهان استفاده کنند.»
کوچه زردی فعلی، نام قدیم کوچه توحید 6است که هنوز هم قدیمیترها آن را به این نام میشناسند. این کوچه در محله صاحب الزمان(عج)قرار دارد. از زیباییهای این کوچه، وجود خانههای آجری قدیمی است که پرسه در آن آدمی را به گذشتهها میبرد .برخی از اهالی میگویند یرقان یا زردی در مشهد در دوره قاجار از این کوچه شیوع یافته است به همین دلیل نام زردی روی آن مانده است. دو مسجد احمدی و مسجد جعفری از مساجد قدیمی این کوچه به شمار میرود.
کوچه آیتالله بهجت1 که از 25سال پیش هتل بزرگ الغدیر در آن ساخته شده، سالهاست به نام همین هتل در بین مردم شناخته میشود؛ کوچهای عریض که بین زائران بهعنوان میانبر پیاده از چهارراه شهدا تا خیابان شهیدکاشانی معروف است. این کوچه محل خانههای پانصدمتری و ششصدمتری مشهد در گذشته بود که امروز اندکی از آنها ماندهاست. درست پشت ساختمان همین هتل آبانبار قدیمی و خانه تاریخی سبزواریها قرار دارد. متأسفانه خانه که سال1383 ثبت ملی شدهبود، با شکایت مالک به دیوان عدالتاداری از ثبت خارج و در سال1398 تخریب شد، اما همچنان آبانبار که ورودیاش دیوار شده، موجود است.