بیشتر شهرهای شمال کشور، ماهی قرمز تولید میکنند و هر ماهیفروشی با یکی از این شهرها کار میکند. در مشهد هم تعداد محدودی مرکز پرورش ماهی قرمز وجود دارد.
دو هفته قبل از عید نوروز مادرم «دانو» میپخت. گندم، نخود، عدس و ادویه، دانوی مادرم را تشکیل میداد. پس از آماده شدن دانو، مادرم مهرهای آبیرنگ را داخل ظرف دانو میانداخت.
کافی است در یکی از شبهای مانده به نوروز پا در خیابان توحید بگذاری و بوی آجیل داغ مشامت را نوازش دهد. خیابان توحید به خصوص از سمت چهارراه میدان بار به سمت میدان دروازه قوچان راسته آجیلی مشهد است.
اهالی قدیم مشهد خردهفرهنگهای نوروزی خاصی دارند؛ آداب و رسوم زیبایی که امروز یا به دست فراموشی سپرده شده است یا کمتر دیده میشود و تنها در نزد برخی خانوادههای قدیمی بهطور کامل به اجرا گذاشته میشود.
پخت سمنو یکی از آداب دیرینه ایرانیان در روزهای نزدیک به نوروز است که بیش از یک دهه است در آستانه نوروز در منزل حاج خانم مشمولی، از اهالی محله وکیل آباد برگزار میشود.
حامد مهراد متولد ۱۳۶۵ است، دکتری ادبیات حماسی دارد و درباره «عید باستانی نوروز» در داستانهای شاهنامه مطالعات زیادی انجام داده است. او درحال حاضر استاد ادبیات دانشگاه فردوسی است.
در آن سالها بر خلاف حالا خانهتکانی فقط توسط خانمها انجام میشد و مردان در این کار همکاری نمیکردند و معتقد بودند دخالت آقایان در خانهتکانی باعث قهر و دعوا در زندگی زناشویی خواهد شد.
حاج حسن حشمتینیا، از بزرگان و ریشسفیدان قرقی از رسمی قدیمی اینطور میگوید: اگر گوسفند در سال گردش بیرون از آغل باشد، سال آینده که بیاید دیگر لازم نیست برایش علوفه تهیه کنی.
نماد پنجره فولاد و زیارت در میدان پرواز خودنمایی میکند و دل را به سمت زیارت میبرد.
هر قوم و گروهی که به مشهد آمده، گوشهای از فرهنگش را بهجا گذاشته و قدری هم از انبوه فرهنگهای این شهر برداشته است.
داستان مهاجرت خرمشهریها و آبادانیها به مشهد با یک واقعه دردناک گره خورده است و حالا میتوان ادامه جنگ را بر درودیوار شهرک عربهای مشهد دید.
کرمانجها در دورههای مختلف تاریخی بهدست شاهان صفوی و افشاری برای محافظت از مرزهای شرقی از غرب کشور کوچانده شدند و بخش بزرگی از جمعیت مشهد را تشکیل میدهند.
زابلیها، سیستانیها و بلوچها در برهههای مختلف بهدلیل خشکسالی و برخی نیز اقتصادی به مشهد مهاجرت کردند.
ترکها از قدیمیترین قومهای مهاجر ساکن مشهد هستند که در برهههای تاریخی دور و نزدیک و از شهرها و کشورهای مختلف به مشهد کوچ کردهاند و اکنون بیشترین آمیختگی را با فرهنگ این شهر دارند.
هر قوم و گروهی که به مشهد آمده، گوشهای از فرهنگش را بهجا گذاشته و قدری هم از انبوه فرهنگهای این شهر برداشته است. گاه خردهفرهنگ مهاجران در شهر حل شده است و گاه برعکس.
حسینآقای میوهفروش ۴۳ نوروز پشت پیشخوان، میوه دست مشتریهایش داده است؛ بدون اینکه یک بهار مرخصی رفته باشد یا دست زن و بچهاش را گرفته باشد و رفته باشد به طرفی پی تفریح.
پس از کیسهکشی، آبهای جوش بر سر و بدن فرد ریخته میشد تا بدنش برق بیفتد و دستکم در پانزده روز عید تمیز باقی بماند.
در گذشته که خبری از جعبه برای شیرینی نبود، شکرریزان قدیم شیرینی را در طبقها با مهارت روی هم میچیدند.
زنها معمولا برای خانهتکانی از لحاف و تشکهای کهنه شروع میکردند و تا رختخواب نونوار نمیشد، سراغ کارهای دیگر نمیرفتند.
مردم در روزهای مانده به نوروز هفت نوع میوه خشک شامل بادام، چهارمغز، پسته، کشمش، سنجد، غولینک یا زردآلوی خشک و انجیر را میشویند و در یک ظرف بزرگ در آب گرم خیس میکنند.