فیلم - صفحه 3

پردیس سینمایی اطلس با ۱۱ سالن و هزارو ۱۳۳ صندلی درحالی در مجتمع تجاری اطلس شروع به کار کرد که پیش از آن مجتمع فرهنگی‌ای در این سمت شهر وجود نداشت تا دل مردم منطقه به آن خوش باشد.
سیدحسن ایزانلو می‌گوید: فیلم‌ساز اگر بخواهد در حوزه اجتماعی کار کند، باید ارتباط نزدیکی با مردم کوچه و خیابان داشته باشد. او بی‌تردید اثر این تلاش را در خروجی کارش خواهد دید.
دکتر فتح‌الله شیبانی، هم جراح و دندان‌پزشک است و هم فیلم‌سازی هنرمند. «آن سوی پنجره» ساخته شیبانی است که بعداز ۵۳ سال، به عنوان نخستین فیلم ایرانی در جشنواره بین‌المللی اسپانیا حضور پیدا کرد.
صادق داوری‌فر، جوان مستندسازی که از محله طلاب مشهد راهی تهران شده است، او که دوست داشت طلبه شود حالا موضوع مستندهایش را به زندگی طلبه‌ها اختصاص داده است.
امین افشین نوجوان محله احمدآباد مشهد از آغاز نویسندگی‌اش می‌گوید: نوشتن من از یک سفر شروع شد و براین اساس کتابی با عنوان «سفری که...» نوشتم که جمع‌آوری خاطرات سفرم به کربلا را نشان می‌دهد.
حسین پورحسین که زمانی در خیاط‌خانه‌ای کار می‌کرد که مشتریانش بازیگران سینما بودند، توانست ابتدا خبرنگار حوزه سینما و بعد از انقلاب هم مدیر چندین سینما شود. او آبان سال ۱۳۹۹ دار فانی را وداع گفت.
ماشا‌ءالله شاه‌مرادی‌زاده، بازیگر فیلم سینمایی اخراجی‌ها ۳ و سریال دارا و ندار، به خاطر لهجه مشهدی که دارد بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
حسین آصفی، جوان هفده‌ساله محله فرهنگیان است که علاقه زیادی به فیلم‌سازی دارد. او تاکنون علاوه‌بر ساخت مستند «کودکان کار»، دو فیلم داستانی نیز تولید کرده است.
جشنواره‌ها به خودیِ خود، ملاک و معیار نیستند، اما باعث می‌شوند فیلم‌های خوب دور هم جمع و دیده شوند؛ به همین دلیل به سینمای کوتاه، سینمای دلی می‌گویند.
روند نمایش فیلم‌های قدیمی و تکراری موجب می‌شود که سینما مولن‌روژ در همان سال اول سیر نزولی را طی کند؛ ازهمین‌رو اقدام به نمایش دو فیلم با یک بلیت می‌کند.
چهار کودک‌تکواندوکار که پدرانشان کارگران یک کارخانۀ تولید نوشت‌افزارِ در آستانۀ تعطیلی هستند، برای جلوگیری از بیکاری پدرانشان و گیر انداختن قاچاقچیانِ این کالا، به تعقیبِ آن‌ها می‌پردازند.
بهزاد وزیری‌نسب، فیلمساز جوان حدود سه ماهی است که به منطقه ۵ آمده و می‌خواهد سوژه‌هایش را با نگاه‌کردن و نشست و برخاست با همین مردم بیرون بکشد.
شهید محمود ایمانی‌مقدم فیلم‌بردار و عکاس مناطق جنگی بود. آخرین اثر او بعد از شهادتش در جشنوارۀ فیلم «جوان» جایزه برد.
حسین اکبری از خاطره دیدارش با شهید آوینی می‌گوید: پشت دستگاه مویلای فیلم شانزده‌اش بود و کار مونتاژ می‌کرد. توصیه می‌کرد تصاویری که می‌‌گیرید واقعی باشد و حس‌و‌حال را منتقل کند.
«محمود ثابت‌نیا» در پرونده هنری خود سابقه بازیگری، نمایشنامه‌نویسی، عکاسی و فیلم‌نامه‌نویسی را دارد و مقام اول بازیگریِ جشنواره سوره جوان را هم کسب کرده است.
جواد علیزاده، کارگردان خوشنامی است که مدت‌ها در تهران کار کرده، اما به قول خودش به دلیل علاقمندی به شهر و زادگاهش به مشهد بازگشته است.
شاید نام ابوالفضل غلام حسین زاده به گوشتان نخورده باشد، همه او را با نام امیر قویدل می شناسند. نام او با بسیاری از فیلم های خاطره انگیز سینما که در دوران کودکی و نوجوانی دیده ایم گره خورده است. بسیاری از فیلم های او فراتر از نام های یک کارنامه هنری است و از آثار جریان ساز سینمای ایران به شمار می آید. قویدل یک سینماگر برجسته تاریخ سینمای ایران است که در مشهد به دنیا آمد و در محله سرشور بزرگ شد و رشد کرد.
از همان کودکی به بازیگری علاقه داشت اما غم از دست دادن خواهر و مادرش که در نه و یازده‌‌سالگی‌ رقم خورد، حس و حالی برایش نگذاشت. در مقابل احساس می‌کرد باید بنویسد تا غمش سبک‌تر شود و در حال حاضر جزو نمایشنامه‌نویسان است. حدیثه عدالتجو اکنون در آستانه بیست‌وهشت‌سالگی با افتخار در عرصه معلمی فعالیت دارد و هم‌زمان در فعالیت‌های هنری مشغول است. او فیلم کوتاه «روشن‌تر از خاموشی» را کارگردانی کرده است.
لباس‌هایی تنمان کردند که به‌شدت کثیف بود و بوی بسیار نامطبوعی داشت، بعد از اینکه آن لباس‌ها را پوشیدم دو روز تن و بدنم به خارش افتاد،ما حتی یک سرویس رفت و برگشت هم نداشتیم و باید با اتوبوس و مینی‌بوس و مترو از محله‌ای در بالای شهر تا خانه‌های خودمان برمی‌گشتیم.راستش آن روز خیلی ناراحت شدم، دلیل این همه بی‌احترامی را درک نکردم، همان‌جا به خودم قول دادم آن‌قدر تلاش کنم تا روزی به جایگاه خیلی خوبی در سینمای ایران برسم.
در حوزه که درس می‌خواندم موضوع ادیان و مذاهب مرا به فکر فروبرد، یک حوزوی می‌تواند کاری فراتر و ماندگارتر از وظایف منبر و سخنرانی انجام دهد. روزها و ساعت‌ها فکر می‌کردم، اینکه در منبر و سخنرانی‌ها داریم مسیری تکراری را پیش می‌رویم، آن هم در شرایطی که دشمن با جدیدترین روش‌ها حمله می‌کند و مقابله با روش‌های سنتی جواب نمی‌دهد و قادر به مقابله با آن نیستیم.دنبال ایده‌ای بودم که بتوانم کارم را بهتر انجام دهم. برای حل دغدغه‌های تلنبار شده در ذهن با آدم‌های مختلف حرف می‌زدم و راهکار می‌خواستم. هرچه جلوتر می‌رفتم مصمم‌تر می‌شدم که با توجه به ناهنجاری‌های پیش‌روی نسل جدید باید کاری انجام داد. می‌دانستم باید از بچه‌ها شروع کرد.