جواد ظفرینژاد، ۲۰ شغل در طول زندگیاش آموخته است، از صافکاری و برقکشی و بنایی گرفته تا عکاسی و فیلمبرداری و باغداری.
منزل خاندان بشیرنژاد، معماری درخورتوجهی دارد، فرزند ششم خانواده، برای قبولاندن حرفش، ما را به طبقه دوم خانه میبرد و شروع میکند به بالا و پایین پریدن. سقف طبقه پایین، زیر پایمان مانند خمیری نرم، میلرزد.
با تماشای فیلم مستند ۱۴ دقیقهای از شهدای محله خاتمالانبیا درمییابیم که مقاممعظمرهبری، در سال۸۹، بهصورت غیرمنتظره با سهخانواده شهیدان محمود وطنخواه، قربانعلی جلایر و موسی محمودی شمسآبادی دیدارکردهاند.
پردیس سینمایی اطلس با ۱۱ سالن و هزارو ۱۳۳ صندلی درحالی در مجتمع تجاری اطلس شروع به کار کرد که پیش از آن مجتمع فرهنگیای در این سمت شهر وجود نداشت تا دل مردم منطقه به آن خوش باشد.
سیدحسن ایزانلو میگوید: فیلمساز اگر بخواهد در حوزه اجتماعی کار کند، باید ارتباط نزدیکی با مردم کوچه و خیابان داشته باشد. او بیتردید اثر این تلاش را در خروجی کارش خواهد دید.
دکتر فتحالله شیبانی، هم جراح و دندانپزشک است و هم فیلمسازی هنرمند. «آن سوی پنجره» ساخته شیبانی است که بعداز ۵۳ سال، به عنوان نخستین فیلم ایرانی در جشنواره بینالمللی اسپانیا حضور پیدا کرد.
صادق داوریفر، جوان مستندسازی که از محله طلاب مشهد راهی تهران شده است، او که دوست داشت طلبه شود حالا موضوع مستندهایش را به زندگی طلبهها اختصاص داده است.
امین افشین نوجوان محله احمدآباد مشهد از آغاز نویسندگیاش میگوید: نوشتن من از یک سفر شروع شد و براین اساس کتابی با عنوان «سفری که...» نوشتم که جمعآوری خاطرات سفرم به کربلا را نشان میدهد.
حسین پورحسین که زمانی در خیاطخانهای کار میکرد که مشتریانش بازیگران سینما بودند، توانست ابتدا خبرنگار حوزه سینما و بعد از انقلاب هم مدیر چندین سینما شود. او آبان سال ۱۳۹۹ دار فانی را وداع گفت.
ماشاءالله شاهمرادیزاده، بازیگر فیلم سینمایی اخراجیها ۳ و سریال دارا و ندار، به خاطر لهجه مشهدی که دارد بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
حسین آصفی، جوان هفدهساله محله فرهنگیان است که علاقه زیادی به فیلمسازی دارد. او تاکنون علاوهبر ساخت مستند «کودکان کار»، دو فیلم داستانی نیز تولید کرده است.
جشنوارهها به خودیِ خود، ملاک و معیار نیستند، اما باعث میشوند فیلمهای خوب دور هم جمع و دیده شوند؛ به همین دلیل به سینمای کوتاه، سینمای دلی میگویند.
روند نمایش فیلمهای قدیمی و تکراری موجب میشود که سینما مولنروژ در همان سال اول سیر نزولی را طی کند؛ ازهمینرو اقدام به نمایش دو فیلم با یک بلیت میکند.
چهار کودکتکواندوکار که پدرانشان کارگران یک کارخانۀ تولید نوشتافزارِ در آستانۀ تعطیلی هستند، برای جلوگیری از بیکاری پدرانشان و گیر انداختن قاچاقچیانِ این کالا، به تعقیبِ آنها میپردازند.
تنها سینمای گلشهر کاملا تخریب شده و صاحبش میگوید به خاطر مشکلات قرار است بهزودی تبدیل به رستوران شود.
بهزاد وزیرینسب، فیلمساز جوان حدود سه ماهی است که به منطقه ۵ آمده و میخواهد سوژههایش را با نگاهکردن و نشست و برخاست با همین مردم بیرون بکشد.
شهید محمود ایمانیمقدم فیلمبردار و عکاس مناطق جنگی بود. آخرین اثر او بعد از شهادتش در جشنوارۀ فیلم «جوان» جایزه برد.
حسین اکبری از خاطره دیدارش با شهید آوینی میگوید: پشت دستگاه مویلای فیلم شانزدهاش بود و کار مونتاژ میکرد. توصیه میکرد تصاویری که میگیرید واقعی باشد و حسوحال را منتقل کند.
«محمود ثابتنیا» در پرونده هنری خود سابقه بازیگری، نمایشنامهنویسی، عکاسی و فیلمنامهنویسی را دارد و مقام اول بازیگریِ جشنواره سوره جوان را هم کسب کرده است.
جواد علیزاده، کارگردان خوشنامی است که مدتها در تهران کار کرده، اما به قول خودش به دلیل علاقمندی به شهر و زادگاهش به مشهد بازگشته است.