مجموعه ورزشی نامآشنای ۱۴ هزار و ۲۰۰ متری قدس که زیرنظر وزارت ورزش و جوانان است، سال ۱۳۶۰ در محله رسالت و خیابان المهدی (عج) غربی افتتاح شده و درآن همه سال رو به مردم باز است.
سیفالله عسگری بعد از حدود ۲۵ سال خبرنگاری را کنار میگذارد. تعریف میکند: حدود سال ۶۰ بود و درگیریهای منافقان با نظام و دیدن خون و تیراندازی در خیابانها حالم را بد میکرد و تصمیم گرفتم انصراف دهم.
به پل راهآهن نرسیده، مغازههای زیادی را میبینی که بر سر در آنها نوشته شده است: «خرج کارفروشی»، این مغازهها پر است از زیپ، دکمه، لایهچسب، نخ و سوزن، خطکش خیاطی. خرجکار یعنی لوازم خیاطی.
رسول انتظاریمشهدی ۱۱ سال است که مشغول سنگتراشی است. انتظاری یادگیری تراشیدن سنگ را با شاگردی کردن نزد اقوام مادریاش آغاز میکند و میگوید: اقوام مادریام نسل درنسل سنگتراش بودند.
علی اروندی میگوید: وقتی جوانان محلهمان را میدیدم که مجبور بودند به خاطر ساعتی ورزش مسافت زیادی را بپیمایند این فکر در سرم افتاد تا سرمایهام را در این راه صرف کنم.
توزیع بستههای معیشتی فقط بخشی از فعالیتهای این خیریه است. محسن کریمی میگوید: برای دانشآموزان خانوادههای تحت حمایت، کلاسهای تقویتی برگزار میکنیم و معتقدیم آموزش میتواند مسیر زندگیشان را تغییر بدهد.
جاودانی معتقد است: اموال را خدا به امانت میدهد تا ببیند جنبهاش را داری یا نه. اگر منم منم بکنی و سهمی برای دیگران در اموالت درنظر نگیری، به قول قدیمیها قابلمهات برعکس میشود.
گذشته یک محله با زندگی مردی گره خورده است. روزهایی که حاج مندلی فخار بعد از پدر تصمیم بهپاکردن بنایی میگیرد که خیلی از اهالی را ساکن آن محدوده میکند و بعدها یک محله را به نام او؛ گودال حاج محمد (حاج مندلی) فخار.
علی محمد شرف دینان صدایش رساتر از آن است که ۸۶ سال داشته باشد! وقتی میپرسیم در این مغازه چه میکنی، میگوید: «هر چیزی را تعمیر میکنم؛ طیاره هم اگر خراب باشد، درستش میکنم!»
ابراهیم تبادکان میگوید: ۴۰ سال است که جارو میبافم. اوایل این کار را در خانه انجام میدادم و بهصورت سیار آن را میفروختم، تا اینکه حدود ۲۰ سال پیش مغازهام را در محله بهمن راه انداختم.
از انواع میوه و خوراکی گرفته تا ظروف و لوازم منزل و پوشاک در دوشنبه بازار محله مهرگان پیدا میشود، به همین دلیل هم هست که مردم برای تهیه مایحتاج خود دوشنبهها راهی این بازار میشوند.
تعداد زیادی از شاغلان زحمتکش حرفه تعمیرات خودرو در راستههای تعمیرگاههای منطقه به رفع نقص و مشکلات خودروهای شهروندان مشغولند؛ راسته تعمیرگاههای مسلمجنوبی، یکی از این خیابانهاست.
بولوار ۲۲ بهمن راسته ابزارفروشهای مشهد است. یعنی اگر بخواهید میخ، پیچ، انبردست، فرغون، سرند، اره، دریل یا ابزاری دیگر بخرید هیچ جای بهتری پیدا نمیکنید.
اکبر سرنشگیان از قدیمیهای فوتبال در محله رسالت است که حالا برای خودش مربیگری میکند و با تیمهای مختلفی عناوین قهرمانی مشهد و استان را کسب کرده است.
اسماعیل جلالی صاحب کارگاه انگشترسازی نوکاریز است. او ۳۰سال از عمرش را پشت دستگاه انگشترسازی گذرانده است.
حاج محمد نغندری از ۱۵ سالگی میوه فروشی کرده است، ازآنجاکه پدرش هم کشاورز و دامدار بوده، محصولات پدر را به شهر میآورد و روی گاری میفروشد.
خسرو ضعیف فکاهیسرای محله قرقی مشهد اولین شعرش را در ۲۴ سالگی درباره یکی از دوستانش سرود. او نه رشته ادبیات خوانده نه مطالعهای در این زمینه داشت، اما قافیه را در اشعارش رعایت میکند.
هووی گُلی چهار فرزند به دنیا میآورد. او که از نظر ذهنی کمی دچار مشکل است نمیتواند بهخوبی مسئولیت بزرگ کردن فرزندانش را انجام دهد و در این مدت گُلی آنها را تروخشک میکند.
هفت جوان محله پنجتن ۱۲، ۱۳ ساعت از روز به تولید کفش مشغولند؛ وقت دلتنگیها با هم درددل میکنند، گاهی برای آوردن خنده روی لب، به گرفتاریهایشان هم میخندند و همزمان روزی ۴۰ جفت کفش تهیه میکنند.
نفیسه صابری، پزشک خیراندیش محله همه تمرکزش را روی خدمت به بیماران معطوف کرده است و کوشیده از نیازمندان حق ویزیت دریافت نکند. او ترجیح داد یک پزشک عمومی باشد که تخصص اصلیاش، درک عمومی از رنجهای مردم است.