خیابان شهید آوینی37، معبری قدیمی است. چون پیش از آنکه این محله وارد محدوده شهری شود نیز وجود داشته است و تعدادی از ساکنان آن هنوز از قدیمیها هستند. لابهلای این همسایههای وفادار، به اسم سه همسایه میرسیم که به گفته خودشان مثل برادر هستند. همسایههایی مهربان و خوشرفتار که همین احساس همدلی بینشان، باعث میشود که هیچوقت به فکر رفتن از این محله نباشند.
بدن ورزیدهای دارد و از این نظر به شانزدهسالهها نمیخورد. ساکن محله امیرالمؤمنین(ع)، اما افتخار گلشهر، ایران و همچنین وطن آبا و اجدادیاش محسوب میشود. قهرمان امروز ما همین ماه پیش به مسابقات بینالمللی استان خوزستان رفته و توانسته بهعنوان کاراتهکار تیم ملی جوانان افغانستان روی سکوی قهرمانی بایستد. سجاد کاظمی، جوان خوشآتیه گلشهری است که آرزوی کسب افتخارهای بیشتری را دارد.
جواد بهاری نامی است که تمام فوتبالیهای مشهدی آن را میشناسند، یکی از پیشکسوتان فوتبالیست محله شهرک شهید رجایی که مربیگری تیم پرقدمت همای ساختمان را برعهده دارد، تا به امروز در تیمهای مطرحی بازی کرده، با بازیکنان نامداری همبازی بوده اما مربیگری بخش پررنگ زندگی اوست. بیست سال بیشتر نداشته که تیم همای ساختمان را با بچههای همین منطقه شکل میدهد. بعدتر مربی تیمهای دیگری هم میشود اما همای ساختمان را تا به امروز رها نکرده است. تیمی که با نام (بهاری) در مسابقات مختلف شرکت میکند.
معصومه موسوی، بانوی ورزشکار رشته کاراته و مهاجر ساکن محله شهید آوینی، بعد از فرازونشیبهای بسیار، مقام کشوری و بینالمللی کسب کرده است.کسی که از نوجوانی عاشق کاراته بوده اما خانواده با قدمگذاشتن او در این راه مخالفت میکنند. سالها میگذرد اما دلسرد نمیشود. معصومه حالا در بیستوهفتسالگی و با وجود دو فرزند و کار در بیرون خانه بالأخره به آرزوی دیرینهاش میرسد و در جایگاه قهرمانی کیوکوشین کاراته میایستد.
انگار در شهر دیگری هستیم. اصلا انگار در دنیای دیگری هستیم. اگر نمای لوکس الماس شرق از دور دیده نشود واقعا شک میکنیم اینجا یکی از محلات مشهد است. معتادها دورهمان کردهاند. وقتی میفهمند قصد گفتوگو داریم نرخ تعیین میکنند. یکی میگوید امروز دشت نکرده، دیگری میگوید گرسنه است. آن یکی خمار است.
برای معرفی این طرح به روضههای خانگی و کلاسهای آموزش هنری رفتم. خانمها درخواست کتابهای آموزشی، داستان و رمان داشتند. دختران نوجوان 12 تا 18سال بیشترین کتاب را در این مدت از ما گرفتهاند اما عناوینی که این گروه سنی را پوشش میداد، کم بود.
تا اواخر دهه 60 هنوز گرجی سفلی رنگ و بوی روستا را داشت اما به مرور، مزارع کشاورزی و باغهای میوه جای خود را به خانههای مسکونی و کوچههای تودرتو دادند. علی ایزانلو از قدیمیهای روستاست که تعریف میکند: ما از سال 1365 در این روستا سکونت داشتیم. یادم هست اینجا پر بود از باغهای میوه و گندمزار. نوجوانان و جوانان روستا تفریحشان این بود در مزارع گشتوگذار کنند و برای رفع خستگی در رودخانه کشف آبتنی میکردند. به مرور زمان، فاضلاب وارد رودخانه شد. ماهیها و موجودات رودخانه مردند. هر روز و هر ماه و هر سال، آب کشف رود بدتر شد تا آنجا که دیگر کشاورزان برای آبیاری محصولاتشان نمیتوانستند از آب رودخانه استفاده کنند و زمینهای خود را قطعهقطعه کردند و فروختند.
زهره دورههای خیاطیاش را که تمام میکند با همان دوختودوز سرش را گرم میکند تا اینکه در سال1378کارگاه کوچکی را در منزل پدریاش به راه میاندازد؛ در این دوره بیشتر وقتم به دوخت لباس، چادر و جانماز برای آشناها و همسایهها میگذشت. سال1380 با همسرم که او هم خیاط بود، آشنا شدم و بعد از مدتی با همدیگر ازدواج کردیم. چون همکار بودیم کارمان را توسعه دادیم. درجریان حضور و رفتوآمدم در محله متوجه شدم که زنان سرپرست خانوار بسیاری در آنجا ساکن هستند که نیازمند درآمد و کار هستند اما چون مهارتی ندارند مجبور به انجام کارهای خلاف مثل فروش مواد هستند.
جعفرقادرآبادی آموزش گروه سنی بزرگسالان را برعهده دارد. میگوید: این ورزش بر پایه تقوا و انسانیت است. با این ورزش جوانها دچار آسیبهای اجتماعی نمیشوند. جوانان مناطق محروم و حاشیه شهر هیچ دلخوشیای جز ورزش ندارند. اگر همت این مربیان نبود این سالن تعطیل میشد و احتمالا جوانان درگیر اعتیاد و بزهکاریهای دیگری میشدند که میتواند باعث فروپاشی خانوادهها شود.
از ناصر حالا یک جسم بیحرکت درازکشیده باقیمانده و یک ذهن خالی و راکد، کودکی که فریبا ۱۴سال است برایش مادری میکند. میگوید: دیشب که با هزار بدبختی کشانکشان تا دم در بردمش و توی تاکسی گذاشتمش، بغضم ترکید. تا بیمارستان با خودم میگفتم خدایا یا من را ببر یا این را. این مسیر طولانی از آخر قلعهساختمان تا بیمارستان قائم(عج) و هزینهای که هر ماه باید بابت این مسیر پرداخت کند، چیزی است که امانش را بریده است. ناصر هر ماه نیاز به چکاپ تخصصی دارد و باید زیرنظر پزشک متخصص دارو بخورد. اگر داروها قطع شود تشنج میکند و شرایط سختتر میشود.
فروردین امسال اجرای کمنظیر «دختران خورشید» در برنامه تلویزیونی عصر جدید میلیونها نفر را به وجد آورد؛ تیمی که از ۳۱دختر ورزشکار تشکیل شده است و بیشترشان ساکن محلات حاشیه شهر مشهد هستند. دختران این تیم با شعار «بمب انرژی» تمرین میکنند.
علی فاتح میگوید: در سالهای اخیر، وقتی با بچههایی که در کنار من بزرگ شده و حالا جوان شدهاند صحبت میکردم و از آنها درباره مشکلاتی که دارند و اینکه چرا ازدواج نمیکنند میپرسیدم، آنها موضوع مسکن مطرح میکردند. البته منطقی بود و حق هم داشتند که از پا پیش گذاشتن بترسند. در نهایت، تصمیم گرفتم دو قطعه زمینی را هم که داشتم وقف ساخت مسکن کنم تا آنها سر و سامان بگیرند.تا امروز جز هزینه زمین، حدود یک میلیارد تومان صرف ساخت پانزده واحد مسکونی کردهایم اما هنوز برای به پایان رسیدن کار به سرمایه بسیار زیادی نیاز است.
55بهار را پشت سر گذاشته است اما هنوز بدن ورزیدهای دارد. مربیگری تکواندو را 30سال قبل از باشگاه توحید خیابان آبکوه شروع کرده است. در چند باشگاه معروف شهر هم آموزش میدهد. اما بیشتر سابقه مربیگریاش به باشگاه آبکوه برمیگردد. او مربی دو نسل بوده است. آنهایی که سالها پیش آموزششان داده است، حالا دست فرزندانشان را میگیرند و به باشگاه میآورند. رحیم حامدرحمت مربی باسابقه و پرتلاش محله صاحبالزمان(عج) است.
در پنجاه و هشت سالگی خادم حرم است، رابط کانون خادم یاران بنیاد کرامت رضوی و یکی از اعضای فعال گروه جهادی حضرت زهرا(س). حاجی امیدوار از سه سال پیگیری مداوم برای رساندن تخم مرغ به خانه نیازمندان تعریف می کند: آن روزها هربار پنج تا هشت کارتن از مجتمع می گرفتم و به در خانه ها می رساندم. در ایام کرونا هم توزیع داشتیم. با آن تعداد کم، جوری توزیع می کردیم که دست کم ماهی یک بار به همه خانواده های تحت پوشش تخم مرغ برسد. در ایام کرونا علاوه بر تخم مرغ، بسته های معیشتی هم توزیع می کردیم.180خانواده نیازمند در لیستشان دارند؛ بی سرپرست و بدسرپرست. کارتن های تخم مرغ در ایام کرونا پس و پیش شد اما قطع نشد.
باید شصت سال را رد کرده باشد، عینکش را روی صورتش جابهجا میکند و سوزن را با دقت در چرم فرو میبرد. اولینبار است که در این کارگاه دست به چرم میبرد اما اولین تجربهاش را تجربهای قشنگ و شیرین مینامد! او از هفتم شهریور ماه یک روز در میان با دخترش به این مرکز میآید و چهار ساعت پای میز مینشیند. مسیری طولانی را از آن سر شهر در محله طلاب تا اینجا طی میکنند اما تا امروز یک جلسه هم غیبت نداشتهاند. فهیمه بهرامی دختر سیساله او از اهداف و آرزوهایشان میگوید، اینکه دلش میخواهد یک روز همراه مادرش کارگاه تولیدی کیف چرم داشته باشند.
«پویش مهربانی» طرحی است برای مهربانبودن که از سال1399 به صورت هدفمند در محله امیرالمؤمنین(ع) آغاز شده است. پیش از این بانوان پایگاه بسیج ریحانهالنبی(س) کمکهای خیرانه خود را به دست نیازمندان میرساندند اما حالا با این طرح، آنان برنامههای مختلفی در طول سال دارند. اینبار خیران به مناسبت آغاز سال تحصیلی، 54بسته نوشتافزار برای دانشآموزان مقاطع دبستان و دبیرستان آماده کردند.
از آن آدمهایی است که میخواهد ماهیگیری را به دیگران یاد بدهد. نگاهش این است که همه زنان باید توانمند شوند. برای رسیدن به این نگاه که دیگر هدف اصلی زندگیاش شدهاست، تلاش خود را کرده و همت خود را برای توانمندی زنان بهخصوص زنان حاشیه شهر گذاشته است و به عنوان کارآفرین پیشران در این مناطق فعالیت میکند.
این بانوی فعال بیش از بیست سال است که به زنان، هنرهای دستی را رایگان و کمبها آموزش میدهد و با برگزاری نمایشگاههای مختلف، میکوشد بازاری ثابت برای هنرهای دستی زنان ایجاد کند.
قرارمان با نفیسه فاضلزاده (تهرانی) در منزلش است. خانهای که از سال96 در روزهای شنبه و یکشنبه محل قرار بانوان نیکاندیش و دغدغهمندی است که برای تهیه جهیزیه و سیسمونی به آنجا میآیند. البته خانم تهرانی سالهاست که دستش به کار خیر است و تا کنون حدود 50زندانی را آزاد کرده است. او برای انجام نیکوکاریهایش خیریه «حضرت نجمه خاتون» را تأسیس کرده است. مجید گچکار تهرانی، پسر این بانوی نیکاندیش نیز در بخشی از خانه که به او تعلق دارد در زمینه مشاوره خانوادهها فعالیت میکند. به عبارتی افرادی که مشکلی در زندگیشان دارند از سمت مادر برای مشاوره به پسر معرفی میشوند. امروز آمدهایم تا بیشتر با او و کارهایش آشنا شویم.
سالن ورزشی امام علی(ع) نوده، تنها سالن ورزشی فوتسال در بولوار توس است که بخشی از اوقات فراغت دانش آموزان در آن پر می شود. در این مجموعه ورزشی تیمی به شکوفایی رسیده است که توانسته نقش زیادی در شناسایی استعدادهای کودکان و نوجوانان این محدوده داشته باشد و آن ها را از آسیب های اجتماعی دور نگه دارد.حسین حاجی پور، مسئول سالن ورزشی امام علی(ع) میگوید: برای یک ساعت ونیم 120هزارتومان هزینه اجاره زمین است. این کمترین میزان هزینه ای است که باشگاه ها دریافت می کنند. از طرف دیگر چون سالن مناسب و استاندارد دیگری در این محدوده وجود ندارد، تقاضا برای اجاره بسیار زیاد است. ظرفیت ما هم محدود است.
برخی از بازیکنان و ستاره های سابق فوتبال مشهد که از همان زمین های خاکی ورزش خود را شروع کرده اند پای کار آمده اند و برای ورزش نوجوانان آستین بالازده اند، افرادی مانند تراب منصوری، شهروند محله مهرمادر که به کشف و دادن فرصت به افراد با استعداد شهرت دارد و با تمرکز برروی محلات حاشیه شهر می کوشد ضمن رفع کمبود آکادمی های آموزشی فوتبال در این منطقه، نوجوانان با استعداد را با کمک دوستان و همراهانش آموزش دهد و به سطح فوتبال کشور برساند.