کوچه عریض و طویل شاهد10 از یک بوستان با زمین ورزشی فنسکشی شده شروع میشود. بیشتر زمینهای این محدوده متعلق به بنیاد مسکن انقلاب اسلامی بودهاند که به اشخاص یا شرکت تعاونیهای سازمانهای مختلف واگذار شدهاند تا مجتمعهای مسکونی ریز و درشتی را در دو سوی آن بسازند. اما دیگر ارگانها هم جزو مالکان اولیه این زمینها بودهاند. این کوچه از محوریترین کوچههای محله فرهنگیان است که فضای سبز آن مانند یک نوار سبز تا بولوار شریعتی و شهید رفیعی ادامه پیدا میکند.
کوچه امام خمینی40(ره)، یکی از خیابانهای قدیم مشهد است که حدفاصل چهارراه لشکر و میدان دهدی قرار دارد. این خیابان پشت دروازههای ارگ مشهد قرار داشته که با گسترش شهر از ابتداییترین خیابانهایی است که احداث شده است. امام خمینی(ره)40 که به خیابان جهاد2 منتهی میشود، بیشتر مسکونی است و ظاهری از خانههای قدیمی در آن به چشم نمیخورد.
بولوار ابوریحان به میدانی به همین نام ختم میشود و یکی از محدودههای پرتردد منطقه به حساب میآید که از یک طرف به بازار بزرگ مفتح (سیمتری طلاب) راه دارد و از طرفی میانههای بولوار به تقاطع بازار بزرگ مانتو ایثار میرسد. آنهایی که ادعا میکنند مشهدیها این محدوده را با نام حاجاصغر غفوریمقدم و بستنی معروف دقت میشناسند، کم نیستند. بعضیها که سنوسالدارترند هم یاد گذشته را اینطور زنده میکنند: اینجا قلعه «شاتکن» بود و سالها حالت روستایی داشت.
20متری شهید خاوری در توس91 و محله شهید بصیر قرار دارد. از شهید خاوری اطلاعاتی در دست نیست و خانوادهاش در این محله ساکن نیستند. این کوچه تا حدود 15سال پیش خاکی و محله بدون امکانات شهری اداره میشد. تا 30سال پیش کوچه شهیدخاوری فقط 20خانوار داشت اما اکنون پر از مهاجران افغانستانی و پاکستانی است.
خیابان سجادیه 67 از جدیدترین و نوسازترین معابر منطقه 12 است که جزئی از شهرک نیروی انتظامی هم به حساب میآید. در سه چهارسال گذشته بیشاز هزار خانوار به این معبر و معابر اطراف آن در غرب شهر مشهد کوچکردهاند و این مسیر آرام، دنج و خوشآبوهوا را برای سکونت برگزیدهاند. با این حال، این خیابان از حیث داشتن امکانات رفاهی و تفریحی بسیار فقیر است و هرچه این خیابان را بالا و پایین کنیم به جز سهچهار دفتر مشاور املاک و یکی دو بقالی چیزی نمیبینیم!
قدیمیهایی مثل ما هنوز هم این خیابانها را با همان نامهای قدیمی میشناسند و کمتر از نامهای جدید استفاده میکنند، برای همین وقتی آدرسی از من پرسیده میشود، ابتدا باید فکر کنم ببینم نامهای جدیدی که میگویند مربوط به کدام خیابانهاست. از سال ۱۳۴۹ در امام خمینی ۷۰ ساکن هستیم. آن زمان نامش خیابان هفدهم بود البته منزل پدریام هم در خیابان بیستم بود. سالهاست در خیابانی ساکن هستم که در آن بزرگ شدهام.
پیروزی 18 از یک بوستان خطی شروع و به یک بوستان خطی در بولوار شهید فکوری نیز ختم میشود. درخت قدیمی و بلند کاجی که در ابتدای این کوچه سر به آسمان برداشته است، دست کم باید مال 40 سال پیش باشد. آن وقت ها اینجا مثل خیلی از مناطق دیگر که شباهتی به شهر نداشتند، فقط بیابان بود و بیابان. در دهه۶۰ زمینهای این محدوده که شهرک نجفی نام داشت، از سوی سازمان زمین شهری وقت به داوطلبان خرید خانه فروخته شد، البته اولویت با خانوادههای پرجمعیت بود.
اولین ساخت و سازهای خیابان احد از دهه ۴۰ آغاز شده و پس از آن شهروندانی از تمام نقاط شهر و دیگر شهرهای اطراف استان بهویژه شهر نیشابور و تربت حیدریه در آن ساکن شدند.
از میان انبوه مغازههای حاشیه خیابان مصلی که بگذری، به کوچهای برخورد میکنی که ورودی آن، ساختمان بزرگ و قدیمی است با حیاطی که نردههای سبز رنگ و رو رفتهای آن را احاطه کرده و به گفته ساکنان محله، زمانی پاسگاه یا کلانتری شماره5 مشهد بوده است. کوچه مصلی16 برخلاف دیگر کوچههای خیابان قدمتدار مصلی که مملو از مغازهها و بنگاههای تجاری و انبارهای مواد غذایی است، هنوز چیدمان یک محله مسکونی را دارد؛ یعنی در آن هم مسجد و حسینیه است، هم مجتمع آموزشی و زمین ورزشی. خانهها هم شکل و شمایل سنتی خود را حفظ کرده است.
رسالت33 خیابان بزرگی است که روی تابلوی ورودی آن «المهدی شرقی» حک شده است، اما بیشتر اهالی آن را به نام بیستمتری المهدی میشناسند. نام عجیب محله خیرآباد که این خیابان هم جزو آن میشود، کنجکاومان میکند که درباره وجه تسمیه آن بپرسیم. بیشتر پاسخها شبیه هم است؛ اینکه در قدیم که محله حالت روستا داشته، فردی زمینها را خیرات میکرده و اسم روستا خیرآباد شده است.
زمینهای این کوچه و بخش مهمی از محله مشهد قلی به «ارباب کدیور» تعلق داشته است. از گذشتههای دور «کدیور» مسجدی را در این کوچه میسازد. به همین دلیل این معبر از همان زمان یعنی حدود50سال پیش به کوچه مسجد معروف میشود. مدتی بعد و در دوران جنگ این معبر به نام شهید علی نبی خاکی که یکی از شهدای دفاع مقدس است نامگذاری می شود. این شهید ساکن محله نبود.
کوچه شهید ستاری۱۳ در محله شریف قرار دارد. نخستین ساکنان این معبر افسران و درجهداران نیروی هوایی ارتش بودند که حدود ۳۵سال قبل در این کوچه ساکن شدند. در ادامه سپاه بخشی از زمینهای این خیابان را خرید و آنها را به نیروهای خود واگذار گرد. در اواخر دهه۷۰ فضاهای این معبر از سوی شهرداری ساماندهی شد و اولین قشری که بعد از آن تمایل به سکونت در این کوچه را داشتند فرهنگیان بودند. بعد از گذشت سالها هنوز بافت این معبر تا حدود زیادی حفظ شده است و بیشتر ساکنان از بین فرهنگیان و نیروهای نظامی کشور هستند.
زمانی که خبری از خودرو نبود و رفتوآمد مردم با پای پیاده و دوچرخه انجام میشد، بیشتر کوچههای شهر باریک و تودرتو ساخته میشد. در این میان یکی از کوچهها عرضی بسیار بیشتر و حدود 8متر داشت و بین اهالی به همین نام معروف شده بود.
خیابان حجاب77 که خود شامل یک مرکز محله بزرگ و قدیمی است در یکی از پررفت وآمدترین محدودههای قاسمآباد نیز قرار گرفته است: در حاشیه میدان شهید قاسمیدانا و روبهروی بازار ابریشم. اما اهمیت این کوچه فقط به این دلیل نیست. آنچه این اواخر بیشتر درباره این معبر شنیده میشود اجرای طرحی پیادهمحور از ابتدای این کوچه تا بولوار اندیشه و بوستان نیلوفر آبی در این مسیر است.
به ما گفتند ترکیب کلر و وایتکس برای ضدعفونی کردن خوب است. رفتیم سراغ یکی از کشاورزهای قدیمی محله و موتور سمپاشش را قرض گرفتیم و شروع کردیم به ضدعفونی کردن خیابانها. هر سه چهار روز یکبار ماشین را راه میانداختیم و همهجا را ضدعفونی میکردیم. اشتباه نکنم فقط بچههای ما 9 بار کل نهضت و یوسفیه را گندزدایی کردند. جاهایی هم که ماشینرو نبود بچهها با سمپاش دستی میرفتند. آنطور که به آمار دادند، شیوع کرونا در یوسفیه کم بود.
ماجرای گرمابه ولیعصر برای اهالی قاسمآباد مدتهاست عادی شده و حتی بعضیهایشان پا را فراتر از عادیسازی میگذارند و آن را مثل مجسمه مادر و سینما سیمرغ و... جزو عناصر هویتی منطقه میدانند. قصه تأسیس این گرمابه برمیگردد به سال1357. یعنی درست آن زمانی که قاسمآباد و غرب مشهد کمکم داشت آباد میشد، اما با هزار و یک مشکل. یکی از اصلیترین مشکلات هم دسترسی سخت مردم به آب بود.هرکسی که میخواست برود حمام بقچهاش را جمع میکرد، میآمد حاشیه بولوار وکیلآباد، سوار ماشینهای میدان شهدا میشد و میآمد آنجا که یک حمام ساده برود.
خیابان مالکاشتر در محله ارشاد، راسته خیابانی آرام و سرسبز است. سکوت آن در هر ساعت از شبانهروز توجه هر رهگذری را به خود جلب میکند. در این خیابان که برخی آن را با شرکت گاز میشناسند به جز این شرکت و مرکز سنجش استعداد نیروی انسانی شرق کشور تنها یک دبستان و یک دبیرستان به چشم میخورد. به گفته اهالی اینجا در گذشته زمین بیابانی بوده و به تبعیت از بولوار سازمان آب و بیدهای مجنون آن که در نزدیکی مالکاشتر قرار دارد به مرور رشد یافته و با کاشت درختان و ساخت و ساز به شکل امروزی درآمده است.
خیابان امیریه ۳۱ بافت جمعیتی متراکمی که مجتمعهای مسکونی متعددی از جمله ترمه، سجان، زمرد، آرمان، باران، الزهرا، امام رضا (ع) و... را در خود جای داده و بیشتر از ۷ هزار نفر در این خیابان سکونت دارند.
اینجا بزرگترین بازار معاملات خودرو کشور است که از ساعت 6صبح روز جمعه میتوان شاهد صف ورود خودروها به این مجموعه بود. فروشندگان خودرو پس از پرداخت هزینه وارد جایگاه کارشناسی شده و سپس در پارکینگ قرار میگیرند. در برخی جمعهها بیش از 1000فروشنده خودرو به این بازار مراجعه میکنند. حدود ساعت9 به بعد حضور خریداران و فروشندگان به اوج خود میرسد و این ازدحام تا حدود ساعت 7شب ادامه دارد.
در گذشته که کوچهها باریکتر و تعداد خانهها کمتر بود، کوچه نوغان۵ بزرگتر از دیگر کوچهها بود و 40خانه یکطبقه در آن ساخته شده بود و در بین مردم به نام کوچه چهلخانه شناخته میشد.