خیابان طباطبایی در محله گلشور از یک سمت به بیمارستان امام حسین(ع) و از طرف دیگر به میدان جوادالائمه(ع) میرسد. شاید همین 2ویژگی است که کوچه را به بازاری کوچک تبدیل کرده است و بیشتر اصناف در آن مشغول کارند؛ از کارواش و باتریسازی گرفته تا عکاسی، سمساری، پرندهفروشی و... .ترافیک از مشکلات مهم این خیابان است که به مراکز مهم درمانی نظیر بیمارستان هاشمی نژاد و امام حسین راه دارد.
شاید کمتر کسی بداند که در کوچهپسکوچههای محله مسلم هنوز هم درهای مسجدی صدساله به روی نمازگزاران باز است و منارههایش از دور چشم را مینوازد. روبهروی در مسجد ایستادهام؛ خیره به کاشیهای لاجوردی و نقشونگارهای اسلیمی حکشده بر دیوار. عبارت «مسجد حضرت ابوالفضل(ع)» بر کاشی طلاییرنگ بزرگ سردر مسجد و کلمه «شقاء» ریزتر با رنگ سفید در کنارش نقش شده است. خیلی از قدیمیهای محله مسجد را به همان نام «شقاء» میشناسند.
سال 1359مردم در این کوچه ساکن شدند. سالها پیش از حضور مردم یک درخت توت در آن، جا خوش کرده بود و کوچه به درخت قدیمیاش شهرت داشت. چیزی نگذشت که با شروع جنگ، جوانهای محله راهی جبهه شدند. در کوچه درخت توت نیز 2جوان شهید شدند. نام یکی از آنها روی این کوچه گذاشته شد. شهید هادی چوپان بین 5برادرش به جبهه رفت و در 17سالگی به شهادت رسید.
خیابان شاهنامه18، از معابر اصلی و پرتردد محله کلاتهبرفی است. این معبر شهری از سالها پیش میزبان هموطنان ما از استان سیستان و بلوچستان است و بیش از 5هزار شهروند بلوچ در کنار ساکنان قدیمی این خیابان روزگار میگذرانند. انتهای این معبر شهری که «آریا» نامگذاری شده است مرکز ساخت باغویلاها شده است که مشکلات بسیاری از جمله ترافیک زیاد و افزایش تصادفات را برای ساکنان محله به وجود آورده است.
کوچه آیتالله شیرازی3 در گذر زمان دچار تغییرات زیادی شده و دیگر خبری از خانههای مسکونی و مغازههای قدیمی درآن نیست، تنها بازمانده این کوچه مسجدی است که در ضلع شمالی آن قرار دارد و همه کسبه و اهالی قدیمی، کوچه را به نام امامجماعت آن «ملاهاشم» که فرد خیری بود می شناسند.
باغ زیبای وکیلآباد را بهجرئت میتوان از منحصربه فردترین نقاط گردشگری مشهد دانست. در کنار تمام جاذبههای قابل ذکر آن شامل فضای سبز کمنظیر و گونههای گیاهی و جانوری مختلف، استخرها و عمارتهای قدیمی و قنات آن، باید به محل قرارگرفتن این باغ و وضعیت توپوگرافیاش و بهتبع این دو، عبور رودخانهای از میان آن اشاره کرد. این رودخانه که در این قسمت به «رودخانه وکیلآباد» شهرت دارد از مازاد آب بند گلستان در بالادست خود آبگیری کرده و درواقع ادامه رودخانه گلستان است.
مشخصترین ویژگی کوچه شریعتی 35(شهید ناصر فضلی) را سر ظهر که خورشید به وسط آسمان رسیده است میتوان دید. حسن رجبی، رئیس شورای اجتماعی محله شاهد، میگوید نیم بیشتری از نمازگزاران مسجد علیبنابیطالب(ع) از اهالی همین کوچه هستند. ظهرها و دم غروب که میشود اهالی این کوچه مثل اهالی مدینه از خانهها بیرون میآیند و به سمت مسجد سرازیر میشوند.
قدمت کوچه ملکالشعرای بهار3 به بیش از یک قرن میرسد. این معبر از حاشیه خیابان بهار آغاز و در تقاطع خیابان فرهنگ خاتمه پیدا میکند. نام قدیمی این خیابان سلام بود که توسط ساکنان و کسبه محلی در دهه30 بهدلیل دیده شدن بارگاه منور امام رضا(ع) گذاشته شده بود. در انتهای خیابان سلام، جوی آبی از مجاورت یک مرکز نگهداری بیماران ذهنی در خیابان فرهنگ جاری بوده که علاوه بر تأمین آب شرب شهروندان بخشی از آن به یک انبار و کارگاه تولید یخ راه پیدا میکرد.
محله زیباشهر در طول بولوار امامت از چهارراه معلم تا انتهای این بولوار در سمت راست کشیده شده است و از سه ضلع دیگر به بولوار معلم و بزرگراههای آزادی و امام علی (ع) منتهی میشود.به گفته یکی از ساکنان قدیمی، محلههای زیباشهر و آزادشهر و قسمتی از محله سیدرضی تنها محلاتی بودند که در قبل از انقلاب قسمتهایی از آنها در منطقه وجود داشت. ابتدا محله آریاشهر ساخته شده بود که بعد از انقلاب به نام آزادشهر تغییر نام یافت و بعد محله زیباشهر با همین نام تشکیل شد.
محدوده محله شهید رضوی شامل قسمت انتهایی بولوار جلال آل احمد در سمت چپ تا قسمت انتهایی بولوار سیدرضی در سمت راست است، این محله در طول بولوارهای آموزگار و بزرگراه امام (ع) کشیده شده است و به این دلیل ساختار متفاوتی با تمامی محلات منطقه 11 دارد، بنابراین درباره مدت تشکیل محله شهید رضوی این نکته برجسته است که این محله شهری نه تنها یک محله تازه ساخت در منطقه 11 که در کل شهر مشهد است.
به گفته بسیاری از اهالی محله، زمینهای محله دانشآموز و همچنین محله دانشجو، در دوره پهلوی به آموزش و پرورش واگذار شده است و قرار بر این بوده که یک بسته کمکی مسکونی برای فرهنگیان شهر باشد، انقلاب که اتفاق میافتد این تصمیم رژیم پهلوی هم با حکومتش میرود و زمینها به شکل دیگری واگذار میشود. البته پس از انقلاب هم واگذاری زمینهای این محله با اولویت دادن به فرهنگیان انجام شده است.در بخشی از تاریخ محله دانشآموز امروز میتوان رد پای دامداران را هم دید. در دهه 30 و 40 خورشیدی دامدارانی در این محله سکونت داشتهاند که به پرورش دام و فروش محصولات آنها مشغول بودهاند.
خیابانها و کوچههای این شهر روایتهای دلنشینی دارند. این کوچهها هر چه غبار زمان را به خود میگیرند شهریتر جلوه میکنند. محدوده سجاد در دوران پهلوی اول باغهای سرسبز و خوش آب و هوایی داشت اما در اواخر دهه50 باغها بهسرعت جای خود را به ساخت و سازها دادند. حالا سجاد به شکل راسته بازاری است که پاساژهای قدیمی و جدید را در خود جای داده؛ گویی گذر زمان تب و تاب آن را بیشتر از پیش کرده است.
کوچه پنجتن34 نسبت به دیگر کوچههای این محدوده عریضتر است اما وجه اشتراکی که کوچههای این محدوده شهری با یکدیگر دارند و یکی از مشکلات آنها هم بهشمار میآید، ریزدانگی و متراژ کم خانههاست. این کوچه که تا چند سال گذشته مسدود بود، حالا به چند خیابان راه دارد؛ خیابان دهخدا و افسر. امتیاز ویژهاش نیز این است که همه خیابانها به صدمتری کمربندی نیز متصل است و به آن راه دارد. این کوچه که ابتدا بهنام «حمام» معروف بود، حالا بهنام شهید رجبعلی برزنونی است.
خیابان راهنمایی در دهه30 معبری گاریرو و مالرو و چهارمتری داشت که دو جوی آب از دو سوی آن عبور میکرد و تیرهای چوبی برق که در این معبر بود به آن روشنایی میداد. این محله در آن روزگار بخشی از قلعه آبکوه به حساب میآمد با حدود 60خانه کاهگلی گنبدی که در کل خیابانراهنمایی و کوچههایش که به شکل و تعداد کنونی بود پخش شده بودند و میانشان زمینهای گندم و جو بود. قدیمیترها میگویند زمینهای این قسمت از شهر جزو محدوده الندشت حساب میشد و زمینهایش 200 و 250 متری بود و اگر کسی خانه بزرگتری میخواست دو قطعه 250متری میخرید.
نجف25 در نوده سفلی قرار دارد و در گذشتههای دور زمینهای آن متعلق به فردی به نام جلیل یهود بود. بعد از پیروزی انقلاب و فرار صاحب زمینها به خارج از کشور تعدادی از غربتها در بخشی از زمینهایش ساکن شدند. به همین دلیل این کوچه مشهور به کوچه غربتهاست. 50سال قبل اولین ساندویچی نوده در ورودی این کوچه ایجادشد. کوچه ساندویچی نام دیگر این کوچه است در حالیکه الان اثری از این ساندویچی نیست.
ابتدای خیابان ارغوان از فکوری85 شروع میشود و انتهایش به بولوار نماز میرسد. خیابانی با کوچههای فرعی فراوان و خانههایی که میتوان گفت بیشترشان هنوز ویلایی باقی ماندهاند. کل زمین این خیابان وقفی و متعلق به آستان قدس رضوی است و مالکان این خانهها در واقع مستأجران آستان قدس هستند.
کوی دکترا در گذشته به شفتالوزار معروف بود زیرا زمینهای کشاورزی و درختان پرمیوه در آن وجود داشت. در واقع بخشی از محل زمینهای زراعی و کشاورزی و بخشی دیگر بیابان بود. برخی افراد از جمله خانواده من نیز اسب داشتند. با این حال قبل از سال47 بسیاری از زمینها واگذار و به دنبال آن ساخت و سازها انجام شد. روبهروی البسکو فعلی نیز یک کال وجود داشت که اکنون جای خود را به فضای سبز داده است. در گذشته لولهکشی رایج نبود و به طور معمول مردم از آب قنات سرده استفاده میکردند. همچنین گاری اسبی وجود داشت که به آن گاری بشکه آبی میگفتند و آن را از آب قنات پر میکردند البته بعدها چاه آبی حفر کردند.
آنطورکه قدیمیهای یوسفیه تعریف میکنند، حدود60-50 سال قبل یوسفیه یکی از روستاهای غرب مشهد بود که چند بزرگ مالک آن را اداره میکردند و این خیابان فعلی محل زندگی کشاورزانی بوده است که روی زمینهای آنها کار میکردند. در دهه 40 و 50 خورشیدی مالکانی که یوسفیه ملک آنها بود و اینجا زیرنظرشان اداره میشد، تصمیم گرفتند که به سبک و سیاق حاج حسین ملک به کشاورزها چیزی ببخشند و قرار بر این شد که اراضی مسکونی یوسفیه را به آنها بدهند. بزرگترین زمینها 2000متر بود و کوچکترین 500متر.
خیابان فارابی یکی از معابر قدیمی در منطقه 7 و محله کوشش است که در گذشته به اسامی ولیعهد، ابوذر، شهید حمیدرضا اعتباری شناخته میشده است. فارابی از فداییان اسلام آغاز میشود و در حاشیه بولوار جمهوری اسلامی خاتمه پیدا میکند. با عقب نشینی منازل مسکونی در این معبر که با دستور عبدالعظیم ولیان استاندار وقت استان خراسان انجام شد فارابی شکل امروزیاش را به خود گرفته است.
شهید رجبعلی دلدار سال 1348 در روستای بهار از توابع مشهد مقدس متولد میشود. دوره کودکی و نوجوانیاش را در کنار پدرش مشغول کشاورزی میشود. در بحبوحه روزهای پس از پیروزی انقلاب، رجبعلی و دوستانش، یک گروه مردمی تشکیل میدهند و شبها از خانه بیرون میروند و دورتادور روستا گشتزنی میکردند تا کسی به مزارع کشاورزان روستا آسیب و خسارتی وارد نکند. جنگ شروع میشود. رجبعلی حدود 13 سال سن دارد، دلش میخواهد مثل روزهای انقلاب وارد میدان شود و از کشور دفاع کند ولی سن و سالش اجازه نمیدهد و سماجتهایش هم اثری ندارد.