محله گردی - صفحه 70

«مسجدالاقصی» را همه قدیمی‌های محله اقبال می‌شناسند. از زمانی که اینجا خیابانی خاکی بود و هنوز خانه‌ها کوچه‌های این محل را احاطه نکرده بودند این مسجد به همت یک بانی شخصی ساخته شد تا تبدیل به پایگاه فرهنگی‌مذهبی اهالی محل شود.
خیابان یاران یکی از معابر قدیمی در محله 17شهریور است که قدمت سکونت اولین خانواده‌ها در آن به بیش از 60سال بازمی‌گردد. این معبر از خیابان عنصری شرقی آغاز و در تقاطع شهید سالم خاتمه پیدا می‌کند.
کوچه حر٢/٢ یکی از معابر فرعی محله پورسینا و از منحصربه‌فردترین کوچه‌های منطقه6 است. اگر گذرتان به اینجا بیفتد قدم به قدم فضاها و مکان‌های متفاوت و متنوعی پیش‌رویتان سبز می‌شود. از بوستان نصرت بگیرید تا فرهنگ‌سرای بزرگ آن. ماجرا برمی‌گردد به سال‌ها پیش، زمانی که این محدوده یک زمین خاکی خشک و خالی بیشتر نبوده. زمینی متعلق به خاندان برزگرها که تصمیم می‌گیرند آن را برای استفاده عمومی وقف کنند.
کوچه شهید غلام‌حسین درودی14 یکی از فرعی‌های خیابان توس41 یا همان شهرک حجت است. از نظر موقعیت مکانی این کوچه از سمت چپ مسکونی و از سمت راست هم‌جوار با کال چهل بازه است. در گذشته این کوچه خیابان اصلی (توس41) بود. اما حالا یکی از فرعی‌های شهرک حجت است و مانند قبل رفت‌وآمد در آن جریان ندارد. این کوچه به‌دلیل وجود باغ گیلاس چند هکتاری در زمین‌هایش بین اهالی به کوچه باغ گیلاس معروف است.
خیابان شریف3 یکی از معابر فرعی محله شریف است که در طول 30سال اخیر تغییرات بسیاری را به خود دیده است و باغ‌های پرشمار قدیمی و درختان سر به فلک کشیده جای خود را در این کوچه به ساختمان‌های امروزی داده‌اند. به گفته اهالی قدیمی محله، در روزگار نه‌چندان دور این معبر و کوچه‌های بالاتر درختان بسیاری داشته که در ایام بهار جوی‌های آب پای آن‌ها جاری بوده است.
روزگاری به اقتضای مجاورتش با قبرستان «میرهوا» و مسیحی‌نشین بودنش، در آن تابوت می‌ساختند و دوره‌ای عکاس‌خانه‌های مختلفی برای گرفتن عکس ارباب رجوعان اداره ثبت در آن مشغول به کار بودند. با برچیده شدن بساط سوگواری و محو شدن قبرستان‌ها، با راه‌اندازی سینماها و کلوپ‌های مختلف، کوچه ارگ میزبان بنگاه‌های شادی و فروشگاه‌ها و تعمیرات ساز و آواز می‌شود و کم‌کم آنتیک و عتیقه‌فروشی و بعدها سمساری و امروز ملغمه‌ای از هر دوی این‌ها به علاوه تعداد زیادی فروشگاه دست چندم‌فروشی ارزان قیمت.
از ابتدا شهرک ولیعصر(عج) نام گرفته بود اما از آنجایی که اولین ساکنان آن کارکنان شهرداری بودند به شهرک شهرداری شناخته می‌شد. فرعی‌های گلدیس12 حالا «شهرآرا» نام دارند. قدیمی‌ها می‌گویند اینجا در گذشته زمین‌های کشاورزی روستای پاچنار بوده و حتی تابلوهای راهنمای کوچه‌ها هم مدتی همین نام را داشته‌اند اما بعد به درخواست اهالی تغییر پیدا کرده است. حالا این کوچه محوری‌ترین کوچه محله گلدیس است.
بولوار شهیدان خلیلی که در گذشته با نام زکریا شناخته شده بود، قدمتی بیش از 50سال دارد. این معبر به 2خیابان شهید دکتر بهشتی و شهید جهان‌آرا متصل می‌شود. در این خیابان منزل خانواده شهیدان خلیلی، شهید امینیان، شهید ناصرالشریعه و شهید جلائیان است.
در بولوار مفتح شرقی 6 جایی که اکنون با خانه‌های مسکونی یک یا حداکثر 2 طبقه محاصره شده است، روزگاری زمین‌های خالی و افتاده و مزروعی بوده؛ زمین‌هایی که زمانی جزو محدوده شهری به حساب نمی‌آمد. سال 1379 کم‌کم ساخت‌وسازها در این محدوده شروع شد و کوچه شهید «محمدرضا محور» شکل گرفت.
نام‌گذاری کوچه‌ای به نام «بانوی شهید ذبیحی» در محله زکریا آغازی برای این گزارش جالب بود. در حدس و گمان‌هایم به این موضوع فکر می‌کردم که شهید باید در جنگ تحمیلی پرستار بوده و شهید شده باشد. گاهی هم فکر می‌کردم که باید از عوامل پشتیبانی جنگ بوده که به این درجه نایل شده است. با رابطانی که می‌توانستند در این زمینه کمکمان کنند و اطلاعاتی بدهند تماس گرفتیم اما همه فرضیه‌هایمان درباره شهید به‌هم ریخت. آن سوی تلفن رابط توضیح می‌داد:«اول اینکه یک شهید نیست و سه شهید هستند که هر سه خواهرند و سال 65در تبریز شهید شده‌اند.»
خیابان دانش‌سرای جنوبی از یک سمت به خیابان آبکوه و از سمت دیگر به خیابان سناباد منتهی می‌شود. این خیابان در محله آبکوه واقع شده است و به دلیل وجود درختان سرسبز، از هوای خوب و فضایی بانشاط برخوردار است که توجه هر رهگذری را می‌تواند به خود جلب کند.
خیابان پنجتن45 به نام شهیدبوکانی معروف است و جزو خیابان‌های پررفت‌وآمد و شلوغ. بوستان بزرگ «ارم» و فرهنگ‌سرای «انقلاب» 2ظرفیت مهم هستند و به کار خیلی از ساکنان این محدوده می‌آیند.
از مغازه آقارضا که همین چندسال پیش طعمه آتش شد و از مغازه «اسمال لخه» که تنها پینه‌دوز ته‌پل‌محله بود هم دیگر اثری نیست. از آن همه هیاهو و خوش‌بش‌های همسایه‌ها از خروس‌خوان تا شغال‌خوان. از آن همه خاطره 2 مسجد و خانه تاریخی موسوی‌نژاد به‌جا مانده است. این روزها جوان‌ها ته‌پل‌محله را به نام شارستان می‌شناسند و برج‌های سفید تجاری‌مسکونی.
خیابان الهیه‌یک در محله الهیه و در مجاورت بزرگراه آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی واقع شده است. به‌واسطه بافت اداری و تجاری‌ای که در این معبر شکل گرفته است تعداد ساختمان‌های مسکونی بسیار کم است. بیشتر افرادی که در این خیابان رفت و آمد دارند از صنف خدمات خودرویی هستند و به‌نوعی این خیابان مرکز مشاغل آلاینده شهری است.
با طراحی‌هایی که برای بهره‌گیری از زمین‌های بایر کال چهل بازه انجام شد، حالا قرار است فضایی سرسبز، بانشاط، همراه با سایه مهربان درختان و صدای دلنواز جریان آب ساخته شود. زمین‌هایی که محل جولان معتادان بود و مردم از تجمیع زباله در آن به ستوه آمده بودند دیگر در حال تبدیل شدن به پارک‌های بزرگی به نام رود پارک، کشت پارک و پارک مادر و کودک است.با این پروژه‌ها از فارغ‌التحصیلان تا سیدرضی رودخانه و فضای سبز می‌شود.
از دانشگاه آزاد و شهرداری منطقه10 به‌عنوان مشخص‌ترین ویژگی محله استاد یوسفی که بگذریم، کوچه استاد یوسفی24 محوری‌ترین معبر و مرکز فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و اقتصادی محله است. بیشتر بار این فعالیت‌ها نیز بر دوش مسجد المنتظر است که از فعال‌ترین مساجد قاسم‌آباد محسوب می‌شود.
کوچه کربلا یکی از معابر قدیمی محله عنصری است که نامش را از زائران و عزاداران سیدالشهدا(ع) گرفته است. به گفته اهالی قدیمی این محدوده، کاروان‌سرایی در انتهای کوچه کربلا وجود داشته که محل اعزام کاروان‌های مختلف به شهر کربلا بوده است.
نام جلال‌آل‌احمد در منطقه 11 فقط یک چهره ادبی و سرشناس کشور نیست، بلکه یک خیابان و محله در این منطقه به نام این چهره سرشناس نام‌گذاری شده است. جلال‌آل‌احمد همسر سیمین دانشور نویسنده و مترجم سرشناس ایرانی هم بود که او را نیز همگان به عنوان یک چهره ادبی سرشناس می‌شناسند.
حوالی دهه70 و تقریباً هم‌زمان با عملیات اجرایی بزرگراه امام علی(ع) و با کوچ مردم از مرکز شهر به غرب مشهد، یک خیابان 6 کیلومتری در دلِ قاسم‌آباد و دور از هسته اولیه این منطقه کم‌کم سروشکل گرفت و ساخته شد. خیابانی به موازات بولوار شاهد و امامیه که یک سرش بولوار اندیشه است و سرِ دیگرش بزرگراه امام علی(ع) و آن‌طور که نقشه‌های شهری نشان می‌دهد، کارِ اصلی‌اش متصل کردن همه خیابان‌های قاسم‌آباد به همدیگر است.
آن روزها که خبری از شهر و بافت شهری نبود، محمدآباد نام یک روستای کوچک دور از شهر بود و نام خود را در میان پیچ‌وتاب‌های تاریخ و تقسیم‌بندی‌های شهری حفظ کرد. روستایی که کل جمعیت آن از 5خانوار بیشتر نمی‌شد و نیمی از باغات آن از نهر پایین‌خیابان تغذیه می‌کرد و آب نیمی دیگر توسط قناتی معروف به نهر محمدآباد در وسط روستا تأمین می‌شد.