معلم - صفحه 5

واقف مدرسه حضرت رقیه(س) مثل پدر بود
خانم رنجبر می‌گوید: حاجی‌دستمالچی واقف مدرسه حضرت رقیه(س)، مردی بازاری بود که صبح‌های بسیاری با خوراکی یا جعبه شیرینی، گلاب و‌... به مدرسه می‌آمد. او خوراکی را بین بچه‌ها توزیع و نمازخانه را با گلاب خوش‌بو می‌کرد.
مِهر معصومه پرچمی در دل ۵۱۹ دانش‌آموز محله کِنه‌بیست نشسته
واژه «مامان‌جان» تکیه‌کلام معصومه پرچمی است؛ مدیری که ۲۶سال است در منطقه ۶ کار می‌کند و تبدیل به چهره‌ای آشنا و دوست‌داشتنی برای چند نسل از خانواده‌ها شده است.
آقا معلم چشم‌هایش را باخته بود اما دلش روشن بود
موسی عصمتی می‌گوید: یک روز بی هوا از دهانم دررفت و گفتم: «درس می‌خوانم.» دل مادر شاد شد و مجبور شدم به آن انزوا پایان دهم. صبح یکی از روز‌ها با مینی بوس آمدیم مشهد و دنبال مدرسه ویژه نابینایان.
دغدغه آقا معلم کشف استعداد‌ دانش‌آموزانش است
ابراهیم باقری‌پور می‌گوید: در این سال‌های معلم ی متوجه شدم معلم باید یک سطح استدلال بالاتر از شاگردانش داشته باشد. درواقع معلم همان حرف شاگرد را می‌زند، با این تفاوت که برای آن استدلال می‌آورد.
ابتکار جمشید لامی برای هوشمندسازی مدرسه‌ فردوسی
جمشید لامی که ۲۴ سال است به خواست خودش در مناطق محروم خدمت می‌کند، طی سه‌سال دبیرستان فردوسی که در فهرست مدارس تخریبی بود را به مدرسه‌ای هوشمند تبدیل کرد.
عفت خانم «شیدا»ی معلمی بود
عفت شیدا در کورترین نقطه که از امکانات اولیه زندگی بی بهره بود، معلم ی را شروع کرد و ۱۰ سال به عنوان معاون نمونه شناخته شده و در جشنواره «الف تا» مقام اول کشوری و در «درس پژوهی» نیز مقام اول استان را دریافت کرده است.
شوخی با جوراب پاره در کلاس قرآن حسین آمنا
جوراب پاره یکی از بچه‌ها سر کلاس معذبش کرده بود. استاد آمنا جلسه بعد با جورابی به کلاس رفت که به‌طور عمد چند سوراخ داشت؛ «موقع درس‌دادن از جا بلند شدم و عمدا جوری ایستادم که بچه‌ها سوراخ جورابم را ببینند.»