کتابخانه - صفحه 12

افسانه میرآبی درباره کار جدیدش می‌گوید: یک کار علمی‌تخیلی در 9جلد نوشته‌ام که جلد اول آن در مرحله تأیید است. داستان این مجموعه 9جلدی ماجرای یک موجود تخیلی است که از اعماق زمین به سطح می‌آید و درگیر یک سری اتفاق می‌شود. «داستان‌های موجود ناشناس و حیوانات جنگل» نام کل مجموعه است که هر جلد آن یک نام اختصاصی هم خواهد داشت. از بعد جذابیت کار هم ایده‌ای به ذهنم رسیده که در کنار چاپ کتاب، انیمیشن مجموعه را هم بسازم تا بتوانم یک بسته ارائه دهم.
درست از کلاس هشتم ابتدایی سرودن شعر را شروع می‌کند. می‌گوید که فقط قالب مثنوی را دوست دارد و مضامین اشعارش هم بیشتر اخلاقی و تعلیمی هستند. چند بیتی را می‌خواند. آن‌قدر استخوان‌دار و قوی هستند که به‌سختی می‌توان باور کرد یک دختر هفده ساله آن‌ها را سروده باشد. گپ و گفتی با یگانه رضایی در کتابخانه آیت‌الله قزوینی در محله محمدآباد داشتیم. شاعر جوان همین محله که از کودکی عضو کتابخانه بوده است. او یکی از دلایل علاقه‌اش به کتاب، مطالعه و نوشتن را هم همین کتابخانه می‌داند. البته خانواده و مطالعه مستمر پدر و مادرش هم در ایجاد این علاقه نقش بسزایی داشتند.
از بزرگ‌ترین تفریح‌ها و لذت‌های زندگی کتاب است. مطالعه در ساعت‌هایی که افراد بیکار هستند و اوقات فراغتشان به‌حساب می‌آید، باعث شده خیلی‌ها کتاب‌خوان شوند. برخی‌ها آن‌قدر شیفته مطالعه بوده‌اند که کتاب به امانت می‌دادند. احمد بکتر که یکی از این افراد است، سال‌های نه خیلی دور هر غروب با یک بغل کتاب در محله پیدا می‌شد و پشت سرش آدم‌های دوستدار کتاب در مغازه‌اش صف می‌کشیدند.
کتاب‌هایی که سیداحمد حسینی- همان مردی که کسبه او را با نام «کولبر کتاب» می‌شناسند- بساط می‌کند برای فروش نیست، برای امانت است. کوله آقای حسینی در واقع یک کتابخانه سیار ویژه کسبه و قشری است که خودش می‌گوید هیچ‌کس در جامعه به فکرشان نیست. خودش کتاب‌ها را می‌آورد، خودش می‌آید پس می‌گیرد و البته هیچ پولی هم برای حق عضویت یا حتی حمل و نقل دریافت نمی‌کند. حالا همه کسبه او را می‌شناسند و خیلی‌هایشان عضو کتابخانه کوله‌ای‌اش شده‌اند، ولی اوایل به او مشکوک می‌شدند و با خودشان می‌گفتند مگر می‌شود کسی رایگان این همه وقت و انرژی بگذارد؟!
کتابخانه عمومی دکتر علی شریعتی در خیابان امام خمینی(ره) یکی از قدیمی‌ترین کتابخانه عمومی شهرمان است. این مکان که وابسته به نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور است، در سال1303 شمسی تأسیس شده و امروز 94سال از عمر آن می‌گذرد. این فضا تا قبل از اینکه کرونا مهمان ناخوانده شهرمان شود، هر روز پذیرای علاقه‌مندان به کتاب بود. اما از بعد کرونا همانند بسیاری از پاتوق‌های فرهنگی تعطیل شد. مدیر کتابخانه‌ در زمینه تأثیر کرونا بر کارش می‌گوید: «گرچه این اتفاق کتابخانه‌ها را بست اما کتاب‌داری را نتوانست به تعطیلی بکشاند.» مریم جمیلی که 25سال سابقه کاری دارد و از سال1396در این کتابخانه مشغول به کار شده است، هر روز شاهد رفت‌وآمد شهروندان کتاب‌خوان به این کتابخانه بوده است.
کوچه پنجتن54 به طبرسی‌شمالی و ده‌متری شهیدمطهری منتهی می‌شود. به همین دلیل یکی از کوچه‌های پررفت‌وآمد محله شهیدقربانی است. در این کوچه خانواده‌های شهید ایزانلو، شهید غلامی، شهید مدافع حرم حسینی وبرادران شهید شکری ساکن هستند و به محله هویت بخشیده‌اند. مسجد قائمیه یکی از مساجد فعال این منطقه است که خدمات زیادی را ارائه می‌دهدازجمله حمایت از نیازمندان، تأمین دارو برای بیماران محروم، برگزاری کلاس‌های علمی‌ و فرهنگی.
نیلا غفوری هم استادکار خیاطی است و هم در مسیر گویندگی، صداپیشگی و مجریگری قدم گذاشته است. صحبت که می‌کند تصور می‌کنید پیچ رادیو باز است و مجری شما را مخاطب قرار داده است. این هنرمند خوش‌ذوق و جوان ساکن محله امیرالمؤمنین(ع) پای ثابت بیشتر برنامه‌های گروهی محله است و یکجا نمی‌نشیند. او اکنون رابط بهداشت محله است و با اینکه مهاجر افغانستانی است، به نوعی عضو افتخاری شورای اجتماعی محله نیز هست.
ریحانه سادات اردلان، چهارمین دختر استاد اردلان درباره زندگی شخصی پدرش می‌گوید: از خصایص مشخص پدرم، چهره گشاده و تواضع بیش از حدش بود، نظم و پاکیزگی فراوان، آراستگی ظاهری و باطنی او، سبب می‌شد تا همه اطرافیان نگاه ویژه‌ای به او داشته باشند. به گفته دانشجویان پدر، کلاس‌های درسی‌اش به نوعی کلاس زندگی محسوب می‌شد و در کنار آموزش مباحث مرتبط با درس، به فراگیری مسائل دینی و تربیتی هم تأکید داشت.
از همان شروع، کار فروش کتاب درآمد چندانی نداشت و فقط هزینه‌های خودش مثل کرایه و هزینه آب وبرق را تأمین می‌کرد. از چندسال قبل درآمد ما از فروش کتاب به حدی کم شد که حتی تأمین‌کننده این هزینه‌ها هم نبود. همکاران من حتی گاهی اوقات پول کرایه مغازه و قبض برق و آب را از جیب خودشان می‌دادند. اما به دلیل عشق و علا قه‌ای که به کتاب داریم و آرامشی که محیط کارمان برایمان ایجاد می‌کند دوام آورده‌ایم. این بخشی از گفته‌های محمدباقر توکلی جاغرق درباره این شغل است.
سیدحسین هاشمی‌پناه 45ساله، 20سالی می‌شود که در کتابخانه مشغول به کار است. او که فعالیت خود را اول با نگهبانی و برچسب‌زدن به کتاب‌ها و چیدمان آن‌ها در قفسه‌ها آغاز کرده است، اکنون در بخش سخت‌افزار حفاظت منابع دیجیتال کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی واقع در حرم مطهر رضوی کار می‌کند.
محمد حیدری‌‌، جوان فعال و پویای محله شهید قربانی، جزو رتبه‌های برتر در کنکور کارشناسی‌ارشد است. کسب رتبه17 در مرحله اول کارشناسی‌ارشد کنکور سراسری امسال افتخاری است که به کارنامه کاری او الصاق شده است، اما به اعتقاد او، عضویت در انجمن شهروندمحور چهارطبقه برایش مهم‌تر از کسب این رتبه است. حضوری که حاصلش اجرای طرح «محله ما» در محله شهید قربانی به‌عنوان اولین محله حاشیه شهر بود و این اتفاق او را بیشتر در بین مردم جا انداخت، تا آنجا که هر مشکلی در محله پیش می‌آید، زنگ در خانه آن‌ها به صدا می‌آید. این اعتماد برایش خوشایند و دل‌چسب است.
سیدقاسم درودی ۳۰ سال در امور اداری سپاه مشغول کار بوده و در زمان خدمتش در سپاه مسئول خرید بوده است. رفتن به گلخانه برای خرید گل باعث شد متوجه شود چقدر آن فضا و گل‌ها را دوست دارد و همین باعث شد وارد این کار شود: وقتی در گلخانه به اطرف نگاه می‌کردم، حس کردم چقدر حالم در میان گل‌ها خوب است. با خودم تصمیم گرفتم یک روز خودم گلخانه راه بیندازم. آن موقع در قم مأمور بودم. وقتی بازنشست شدم و به مشهد آمدم، تصمیمم را عملی کردم.حالا ۷ سال از آن تصمیم و آن زمان می‌گذرد.
سیدخلیل حسینی عطار درباره محل سکونتش می‌گوید: خانه ما منزلی دو طبقه و قدیمی است که سیدجلال آشتیانی در یکی از آن طبقات و دکتر حسن لاهوتی در دیگر طبقه آن می‌زیسته‌اند و سال‌ها در کنار یکدیگر همسایگی کرده‌اند. این خانه برای من یک خانه فرهنگی محسوب می‌شود که خاطرات آن هنوز در یادم جاری است. حس خوبی به همراه دارد و با این علم که این خانه متعلق به چه فرهیختگانی بوده است پا در این جا گذاشتم و به این سکونت افتخار می‌کنم.
برای روزگاری که در آن زندگی می‌کنیم نام‌های مختلفی انتخاب کرده‌اند، اما پیشنهاد من این است که عنوان «دوران ترکیبی» را انتخاب کنیم. پیش‌ از این دیده و شنیده بودیم که کافه سراها، کتاب عرضه می‌کنند و کافه کتاب‌ها در جای‌جای مشهد طی یک دهه اخیر گسترش پیدا کرده است، اما نه دیده بودیم و نه شنیده بودیم که میوه‌فروشی‌ در منطقه‌ای کم برخوردار بخواهد همراه میوه به مشتریانش کتاب بدهد؛ آن‌هم به‌صورت رایگان.
کتاب‌فروشی «فرهاد» که سال‌ها محسن توپ‌ریز آن را اداره می‌کند از آن دست دکان‌هایی است که بیشتر قدیمی‌های محله فکوری و آب‌وبرق آن را می‌شناسند. کتاب‌فروشی‌ای که سابق بر این اسمش «نسترن» بوده، اما بعد از کلی ماجرا اسم آن به فرهاد تغییر می‌کند. توپ‌ریز علاوه بر اینکه کتاب می‌فروشد یکی از قدیمی‌ترین مغازه‌های منطقه است که به اهالی، کتاب هم امانت می‌دهد. خودش از همان دوران نوجوانی عاشق کتاب خواندن بوده و هست و همین عشق و علاقه سبب شده تا کتاب‌فروشی را به عنوان شغل آینده‌اش انتخاب کند.
سید امیر مظلومی می‌گوید: روح ما انسان‌ها با عناصر طبیعی آرام می‌شود، چوب یکی از بهترین عناصر است که پیغمبران ما هم با آن عجین بوده‌اند. من یک نجار هستم. اینجا هم کارگاه نجاری من بود که در آن برای امرار معاش کار می‌کردم. با تکه‌های چوب کتابخانه کوچکی ساختم و بیرون کارگاهم نصب کردم تا کتاب‌هایی را که دارم با مردم به اشتراک بگذارم. بعد از مدتی دیدم استقبال خوبی از کتابخانه کوچکم شد، به همین دلیل به فکر افتادم کتابخانه بزرگ‌تری را داخل کارگاهم درست کنم. همین فکر جرقه‌ای شد تا کارگاهم را جمع و این بخش از خانه‌ام را تبدیل به پاتوقی برای دورهمی کتاب‌خوان‌ها کنم.
موقوفات حاج حسین آقا ملک که از سال1316 تا 1340 در هفت مرحله اهدا شده است، آن قدر هست که درج نکته به نکته آن سیاهه ای بلندبالا می خواهد و مجالی طولانی برای خواندن. او علاوه بر مشهد در تهران و بسیاری از شهرهای خراسان به ویژه در تربت، چناران و فریمان موقوفاتی دارد که اغلب آن ها وقف عام هستند و با هدف گره گشایی از کار مردم بخشیده شده اند.
آقامهدی ملک التجار در زمان محمدشاه قاجار، به سمت ملک التجاری منصوب شد و از همان زمان به بعد، لقب «مَلِک» بر روی این خاندان ماند اما آن که توانست نام این خاندان را به شهرت برساند، پسرش «حسین آقا ملک» بود.
زهیر قدسی درباره تشکیل «خانه تجربه» توضیح می‌دهد: دلیل نام‌گذاری‌مان این بود که به‌طور کلی با خواندن کتاب یک تجربه جدید به‌دست می‌آوریم و کتاب را برای اضافه‌شدن تجربه‌هایمان مطالعه می‌کنیم. این تجربه‌ها باعث افزایش کیفیت زندگی‌مان می‌شود. این مکان را هم با همین ایده که تجربه‌هایی را در اختیار دیگران قرار بدهیم، افتتاح کردیم.
به گواهی بسیاری از هم‌محله‌ای‌ها، کتابخانه شهید حسین حریری شیوع کرونا را به فرصت تبدیل کرده است. به‌ویژه از وقتی کارگاه‌های مختلفش را به فضای مجازی منتقل کرد. پرمخاطب‌ترین کارگاه این کتابخانه کارگاه خانواده است که با فعالیت در فضای مجازی حالا مخاطبان جدیدی از شهرهای مختلف ایران و حتی خارج از کشور دارد و اعضا به‌طور آنلاین از آن استفاده می‌کنند.