خاطره امجدی میگوید: از همان اول وقتی داستان میخواندم دوست داشتم آخر داستانها جور دیگری تمام شود، برای همین تصمیم به نوشتن گرفتم. او ادامه میدهد: داستانهای تخیلی را دوست دارم.
دانشآموزان دبستان شهید جهانآرا، بیش از هر دانشآموز دیگری تحتتاثیر رشادتهای دلاوران جنگ تحمیلی هستند، نسل سوم مهاجران آبادانی و خرمشهری که مشهد را پناهی برای آمال و آرزوهایشان دانستهاند.
کتابخانه دارالقرآن سالن مطالعهای به مساحت ۱۷۰ متر مربع دارد. با توجه به قرار گرفتن دارالقرآن در نزدیکی دانشکدههای آزاد، وجود این کتابخانه برای رفع نیاز دانشجویان ضروری است.
سمانه شعرباف میگوید: پدرم که معلم بود، وصیت کرده بود «خانهمان؛ آموزشوپرورش ناحیه۵ را ترک نکن». پس از یک عمر سابقه تدریس در مدارس غیردولتی در آزمون استخدامی آموزشوپرورش پذیرفته شدم و اتفاقا ابلاغ محل خدمتم در یکی از مدارس ناحیه۵ خورد!
شهیدناصر عظیمی آخرین فرزند خانواده عظیمی بود که سال ۱۳۴۸ دیده به جهانگشود؛ آن زمان مادر هنوز داغ ۱۳فرزند فوتشدهاش را داشت. شهیدناصر عظیمی چهاردهمین فرزند خانواده بود که در۱۴ سالگی شهید شد.
جواد رعنایی از آندسته نوجوانهاست که دو تابستان پیاپی را بهجای تفریح، با چاشنی مهارت پشت سر گذاشته و از دل این تجربه، درسهای تازهای برای آیندهاش آموخته است.
ریحانه اسدی در نهسالگی، هر بار دلش میخواست انیمیشنها را به زبان اصلی ببیند. همین علاقه پنهان باعث شد پدر و مادرش او را در کلاس زبان ثبتنام کنند. او سال گذشته مقام دوم استان را در رشته زبان انگلیسی به خود اختصاص داد.
این دانشآموز نخبه میگوید: پدربزرگم زمین کشاورزی دارد و پاهایش بهخاطر دیابت زخمی شده است. این باعث شد به فکر ساخت رباتی برای ترمیم زخم و حذف علفهای هرز بیفتم.
محسن مُربّایان میگوید: یکی از تنقلات بوفه مدرسه، شیرینی قطاب بود که داخل هر کارتن صدتایی، یک قطاب جایزهدار بود که داخلش یک سکه یکریالی قرار داشت.درحال خوردن قطاب بودم که سفتی فلزی را زیر دندانم حس کردم که همان یک سکه یکریالی بود.
پدر متین میگوید: برای همهمان ثابت شد که یک خانواده ارتشی هم میتواند رتبه تکرقمی داشته باشد، بدون آنکه خرجهای میلیاردی برای انواع مؤسسات بدهد. بعضیها میگفتند ما بیشتر از خودت خوشحال شدیم.
صادق اخیرا در یک مسابقه آنلاین مربوطبه مصرف انرژی به نام مسابقه سونرژی شرکت کرده و رتبه اول در سطح استان را به دست آورده است و بهعنوان یک همیار آب شناخته میشود.
این مربی به امید کشف استعدادهای ناب کودکان قرقی سالهاست که توانمندیاش در آموزش چرتکه را هزینه این بچهها کرده و کسب رتبه اول تا سوم مسابقات کشوری چرتکه نیز از دستاوردهایش است.
ارمغان افروشه دوازده سال بیشتر ندارد، اما در همه دوران تحصیلش سالی نبوده است که افتخاری کسب نکرده باشد. پذیرش در تیزهوشان نیز از افتخارات این نوجوان موفق است.
سال چهارم دبستان در مسابقات جابربنحیان در سطح مدارس شرکت کردم و به همراه یکی از دوستانم توانستیم مقام نخست را برای اختراع چراغ هوشمند به ثبت برسانیم.
سیدعلی سجادی یکبار پدر دانشآموزی که پیچگوشتی آورده بود مدرسه را خواست و تذکر داد. چند سال بعد او را دید که پسرش را نشان میداد که در دعوا چاقو خورده است!
حسنا صالحی سال گذشته موفق شد در رشته زبان انگلیسی مسابقات خوارزمی، رتبه سوم استان را کسب کند؛ افتخاری که با تلاش و علاقهاش به دست آمد.
یسنا فیروزی از هشتسالگی، زمانیکه بیشتر همسنوسالانش سرگرم بازی و تفریح بودند، عاشق دنیای خبرنگاری شد و با تلاش و پیگیری توانست فعالیت خود را در خبرگزاری پانا آغاز کند.
مهلا طی دوسال گذشته، عضو خبرگزاری دانشآموزی پانا شده و با همین سن کم، راه آیندهاش را پیدا کرده است و تابستانهایش را با فراگیری مهارت بیشتر در حرفه خبرنگاری و مجریگری میگذراند.
داستان از این قرار است که ابتدا یک مدرسه به نام بیبیسلطنت قفلی، مادر این خانواده و سپس مدرسهای به نام پدر یعنی عبدالحسین قفلی ساخته میشود و این آغاز زنجیرهای ۱۰۰مهرهای میشود به نیت ساخت ۱۰۰مدرسه در کل کشور.
زهرا و ستاره دلقوی دو خواهر ۹ و ۱۴ ساله از چهارپنجسالگی مثل بلبل به زبان انگلیسی حرف میزنند، بیشتر از ۶۰۰ کتاب انگلیسی خواندهاند، پایاننامه ترجمه میکنند و در مراسم و جشنها مطالبی را به زبان بینالمللی بیان میکنند.