محسن مُربّایان میگوید: یکی از تنقلات بوفه مدرسه، شیرینی قطاب بود که داخل هر کارتن صدتایی، یک قطاب جایزهدار بود که داخلش یک سکه یکریالی قرار داشت.درحال خوردن قطاب بودم که سفتی فلزی را زیر دندانم حس کردم که همان یک سکه یکریالی بود.
پدر متین میگوید: برای همهمان ثابت شد که یک خانواده ارتشی هم میتواند رتبه تکرقمی داشته باشد، بدون آنکه خرجهای میلیاردی برای انواع مؤسسات بدهد. بعضیها میگفتند ما بیشتر از خودت خوشحال شدیم.
صادق اخیرا در یک مسابقه آنلاین مربوطبه مصرف انرژی به نام مسابقه سونرژی شرکت کرده و رتبه اول در سطح استان را به دست آورده است و بهعنوان یک همیار آب شناخته میشود.
این مربی به امید کشف استعدادهای ناب کودکان قرقی سالهاست که توانمندیاش در آموزش چرتکه را هزینه این بچهها کرده و کسب رتبه اول تا سوم مسابقات کشوری چرتکه نیز از دستاوردهایش است.
ارمغان افروشه دوازده سال بیشتر ندارد، اما در همه دوران تحصیلش سالی نبوده است که افتخاری کسب نکرده باشد. پذیرش در تیزهوشان نیز از افتخارات این نوجوان موفق است.
سال چهارم دبستان در مسابقات جابربنحیان در سطح مدارس شرکت کردم و به همراه یکی از دوستانم توانستیم مقام نخست را برای اختراع چراغ هوشمند به ثبت برسانیم.
سیدعلی سجادی یکبار پدر دانشآموزی که پیچگوشتی آورده بود مدرسه را خواست و تذکر داد. چند سال بعد او را دید که پسرش را نشان میداد که در دعوا چاقو خورده است!
حسنا صالحی سال گذشته موفق شد در رشته زبان انگلیسی مسابقات خوارزمی، رتبه سوم استان را کسب کند؛ افتخاری که با تلاش و علاقهاش به دست آمد.
یسنا فیروزی از هشتسالگی، زمانیکه بیشتر همسنوسالانش سرگرم بازی و تفریح بودند، عاشق دنیای خبرنگاری شد و با تلاش و پیگیری توانست فعالیت خود را در خبرگزاری پانا آغاز کند.
مهلا طی دوسال گذشته، عضو خبرگزاری دانشآموزی پانا شده و با همین سن کم، راه آیندهاش را پیدا کرده است و تابستانهایش را با فراگیری مهارت بیشتر در حرفه خبرنگاری و مجریگری میگذراند.
داستان از این قرار است که ابتدا یک مدرسه به نام بیبیسلطنت قفلی، مادر این خانواده و سپس مدرسهای به نام پدر یعنی عبدالحسین قفلی ساخته میشود و این آغاز زنجیرهای ۱۰۰مهرهای میشود به نیت ساخت ۱۰۰مدرسه در کل کشور.
زهرا و ستاره دلقوی دو خواهر ۹ و ۱۴ ساله از چهارپنجسالگی مثل بلبل به زبان انگلیسی حرف میزنند، بیشتر از ۶۰۰ کتاب انگلیسی خواندهاند، پایاننامه ترجمه میکنند و در مراسم و جشنها مطالبی را به زبان بینالمللی بیان میکنند.
در «هنرستان سیدجمالالدین اسدآبادی» رسم مردی و پایمردی آموزش داده میشود. این مدرسه ۹۱شهید را به انقلاب هدیه کرد تا ثابت کند شاگردان سیدجمال، به واقع شاگردان سیدجمالند.
داستان احداث مدرسه از یک سفر شروع شد، سفر آیتالله امامیکاشانی، تولیت مدارس شهیدمطهری در کشور، به مشهد. این مدرسه قرار است «اندیشیدن را یاد بدهید، نه اندیشهها را.»
خانم صفایی پس از سه دهه تدریس، همچنان با همان شوق و انرژی روزهای ابتدای کار، تلاش میکند شاگردهایش را به غواصی در دریای بیپایان مثنوی دعوت کند. میگوید: همهچیز در خانه ما بهانهای بود برای یادگیری!
یونس شادفر اردیبهشت امسال توانسته رتبه یک کشوری را در رشته زمینشناسی در آزمون مرآت کسب کند. او اوقات فراغتش را با مطالعه زمینشناسی، زیستشناسی و مداحی پر میکند.
هنرستان بصیرت در محله پایینخیابان، در اقدامی خلاقانه دوره کارآموزی دانشآموزان را در خود مدرسه برگزار میکند.
فضلالله مصدق دبیر بازنشسته است از سال۶۷ در محله آزادشهر سکونت دارد. او میگوید: وقتی خانهام را ساختم چهار خانه بیشتر در این محله ساخته نشده بود و اطرافمان همه باغ بود.
زهرا از زمانیکه برای همراهی مادرش که میخواست سنتور را یاد بگیرد، آموزشگاه رفت، مجذوب صدای سازهای گوناگون شد و حالا دو سال پیاپی مقام اول مسابقات تکنوازی مدارس را از آن خود کرده است.
یاسمین سلیمی با فکری خلاقانه توانسته است دانشش را با استفاده از هنر و ابزاری ساده به اجرا درآورد و در جشنواره «پژوهشگر امروز، دانشمند فردا» افتخارآفرینی کند.