مشهد قدیم - صفحه 46

شهیدشوشتری9 یا همان کوچه داروغه، کوچه‌ای است که از دوره قاجار برای ما مشهدی‌ها به یادگار مانده است. آن زمان‌ها که نام و نشان خانه‌ها و کوچه‌ها آن‌قدرها اهمیت نداشت و هر کوی و برزنی به نام بزرگ آن خوانده و معروف می‌شد، این کوچه هم به‌واسطه سکونت داروغه و خانواده‌اش در منزلی زیبا به نام کوچه داروغه معروف بود.
67ساله است، اما حافظه بسیار خوبی دارد. روزگار قدیم ته‌پل‌محله را همانند یک نوار ویدئو در ذهنش ثبت کرده است، به‌طوری‌که وقتی برایمان روایت می‌کند که در سه‌سالگی همراه مادرش به مراسم روضه‌خوانی شیخ محمدتقی بجنوردی می‌رفته است، همه جزئیات آن را می‌توانیم تصور‌ کنیم. علی‌اصغر حاجی‌زاده‌کفاش در این گزارش از چهره قدیم ته‌پل‌محله، یکی از محله‌های قدیمی شهر مشهد می‌گوید.
در دوران کرونا بسیاری از مساجد شهر و منطقه ثامن با تهیه بسته‌های معیشتی برای خانواده‌های کم‌بضاعت و همچنین دوخت ماسک و توزیع رایگان آن در میان مردم، به‌خوبی نقش حمایتی خود را ایفا کردند. این مساجد امروز نیز با طرحی جدید به نام «سنگر سلامت» به‌دنبال راهکاری جدید برای ابتلای کمتر همشهریانشان به ویروس کووید19 هستند.
ســــیدحســن موسوی‌نژاد، فرمانده بسیج پایگاه شهید چمران و رئیس شورای اجتماعی محله سیدی، به عنوان رئیس بسیج صنعت و معدن مشهد معرفی شد. سمتی که وظیفه‌اش برقراری ارتباط با واحدهای صنعتی و معادن برای شناخت و حل مشکلات آن‌ها با تکیه بر نیروهای متخصص و جهادی است تا در این نبرد اقتصادی پشتیبان صنعت و معدن باشند.
«رضا قدرت‌پناه» جوان موفق متولد1379در محله سیدی است. دانش‌‌آموخته برق صنعتی از هنرستان اسدا...زاده است و توانسته در مسابقات علمی‌کاربردی سال 1398مقام دوم کشوری را کسب کند. از همان ابتدای صحبتمان می‌گوید:«من راستش را می‌گویم و می‌خواهم که شما هم بدون کم و زیاد آن را بنویسید.» او به دانشگاه نرفته و بعد از پایان درسش وارد بازار کار شده است. علاقه‌اش به رشته برق به کودکی‌اش برمی‌گردد، اما هیچ دلیل خاصی هم برای آن ندارد به جز اینکه «برق برایم جذاب بوده و همواره به سمت این رشته علاقه خاصی داشته‌ام.»
اگر مشکل مالی و بدهی داشته باشید و 2 بار مقدار زیادی پول و اشیای با‌ارزش پیدا کنید، با آن چه می‌کنید؟‌ پاسخ ‌این سؤال را تا وقتی در موقعیت جواد جباری‌بهروز، پاکبان پاک‌دست اداره خدمات شهری شهرداری منطقه‌7، قرار نگیرید، نمی‌توانید به روشنی بدهید. جباری 53‌سال دارد و از مهرماه سال گذشته به جمع پاکبانان اضافه شده است. او در همین مدت اندک، 2 بار با پیدا‌کردن کیف حاوی پول در‌برابر آزمون وجدانش قرار گرفته است و با اینکه مشکلات مالی بسیاری دارد و با هر کدام از کیف‌ها می‌توانسته است از زیر بار بدهی‌هایش خارج شود، اما امانت‌داری می‌کند و از این امتحان‌ها سربلند خارج می‌شود.
یک روز یک نفر گریه‌کنان به مغازه آمد و گفت پدرم مرده و از او هیچ عکسی به یادگار نداریم، بیاید از او عکس بگیرید تا چهره‌اش برایمان بماند. یکی از عکاسان به نام حسین می‌رود تا از متوفی در غسالخانه عکس بگیرد، او که تاکنون مرده ندیده بود، کمی عقب می‌رود تا عکس بگیرد، اما ناگهان می‌ترسد و فرار می‌کند. دوباره به مغازه آمد و گفت او که ترسید و فرار کرد یک نفر بیاید و عکس بگیرد، من رفتم و از صورت پدرشان عکس گرفتم.
در گذشته هر میهمان برای رفتن به شب‌نشینی، چراغی را همراه خود می‌برده و به‌دلیل فراوانی چراغ‌ها، از عبارت چهل‌چراغ یا شب‌چراغ در شب یلدا استفاده شده است.
شرایط اقتصادی امروز بسیاری از صاحبان منازل را در محلات سیدی به این فکر انداخته است تا با فروش پشت‌بام منزل خود درآمد اندکی کسب کنند، کاری که دیر یا زود به بروز خسارت‌های جبران ناپذیری منجر می‌شود.
جت‌الاسلام امرا... سبحانی نیا، متولد1333، اکنون رئیس ستاد اقامه نماز استان است، اما در حوزه‌های مختلفی ازجمله نهضت سوادآموزی و آموزش‌وپرورش فعالیت کرده و بنا به علاقه خود 3کتاب را به رشته تحریر درآورده است. او که یکی از همکاران نزدیک حجت‌الاسلام قرائتی است، در این گزارش از زندگی شخصی و فعالیت‌هایش می‌گوید.
شهریور سال1322، وقتی که قرار شد متدینان مشهدی علیه حزب تازه پاگرفته توده مبارزه کنند، پاتوقی در محل چهارباغ شکل گرفت. پاتوقی که به همت محمدتقی شریعتی به وجود آمد و محلی برای رفت‌وآمد فرهیختگان مشهدی بود. این کانون به‌مدت 22سال در فرازوفرودهای سیاسی و اجتماعی همراه و مرکزی برای روشن‌فکران و فرهیختگان مشهدی به شمار می‌رفت.
نانوایی‌ها، بقالی‌ها، کارگران وکارمندان و همه و همه مثل یک روز عادی به کار مشغول شدند اما روز یکشنبه ۱۰دی سال ۵۷ همه چیز عادی نبود.
خاطرات بسیاری از مشهدی‌های قدیم و حتی زائران به فلکه‌ای می‌رسد که گرداگرد حرم مطهر رضوی کشیده شده بود. فلکه‌ای که در بین مردم به «فلکه حضرت» شهرت داشت و تا اواخر دهه70 و قبل از آغاز طرح نوسازی و بهسازی اطراف حرم مطهر، می‌شد آثاری هرچند کوچک از آن را مشاهده کرد. ما از این فلکه قدیمی مشهد یادی می‌کنیم که امروز فقط در گوشه‌های کتاب‌های تاریخی نام و عکس‌هایی از آن را می‌توان مشاهده کرد. همچنین می‌خواهیم درباره رونق کسب‌وکارهای اطراف آن بگوییم.
بست و بست‌نشینی در تاریخ مشهد قدیم مفهومی سنتی بر پایه اعتقادات مردم بوده است. به باور خیلی‌ها، بست به مکان‌های خاصی گفته می‌شود، اما در فرهنگ‌های لغت به حریم امنی گفته شده است که انسان در پناه آن از تعرض مصون می‌ماند. در لغت‌نامه دهخدا نیز با معانی مختلفی آمده است؛ ازجمله پناه‌جستن به مرقد امامزاده، یا پناهگاهی که مردم در آن متحصن می‌شوند و نیز محوطه‌ای که اگر مقصری وارد شود، حکومت به او دست نمی‌یابد. مکان‌های بست‌نشینی بقاع متبرکه و مزارهای امامزادگان جزو مکان‌هایی به شمار می‌آمد که ضابطان و عمال و حکام حکومت نمی‌توانستند به آن تعرض کنند و کسی را از آنجا بیرون بیاورند.
خیابان صدر 16 واقع در محله 17 شهریور یکی از معابر قدیمی شهر محسوب می‌شود که در مجاورت مجموعه گردشگری تاریخی باباقدرت قرار دارد و سالانه پذیرای هزاران گردشگر است. پس از ورود به این خیابان با یک قطعه زمین کوچک روبه‌رو می‌شویم که در انتهای آن تعدادی منازل مسکونی قرار دارد.
تعریف حسین قصاب بیدکی را از افراد مختلفی شنیدیم. می‌گویند او مردی است که نیازمندان را دست خالی از دکانش برنمی‌گرداند، همیشه لبخند به لب دارد و هر کاری می‌تواند برای کمک به دیگران انجام می‌دهد. همه این‌ها جملاتی است که کسبه و اهالی خیابان فداییان اسلام درباره او می‌گویند.
کامیاب تا یک جایی از جهان تصمیم می‌گیرد خبرنگار باشد و به یکی از خبرنگارهای جسور روزگار خودش ‌تبدیل شود، اما از یک جایی می‌ایستد و در مسیرش تجدیدنظر می‌کند. او این‌بار به سراغ کاری می‌رود که با خبرنگاری زاویه‌ای 180 درجه‌ای می‌سازد،‌ با این حال از این تغییر مسیر ناگهانی نمی‌هراسد. کامیاب راننده ماشین سنگین و سپس موزع آرد روستایی می‌شود تا از دنیای سیاست و خبر فاصله‌ای همیشگی بگیرد.
از سیزده‌سالگی شاگرد یکی از بهترین پرچم‌دوزهای مشهدی شد، اما هرگز فکر نمی‌کرد دست سرنوشت چه برایش رقم خواهد زد. فکر می‌کرد قرار است پرچم‌دوز ساده‌ای باشد، اما اتفاقات جالبی در مسیر زندگی او قرار گرفت. اتفاقی مانند خودنمایی هنر گلدوزیاش بر گلدسته‌های حرم حضرت رضا(ع).
عباسعلی کمالی که 77بهار از زندگی‌اش می‌گذرد از ابتدای انقلاب در محله بهشتی ساکن است و هر روز صبح برای ورزش به بوستان کوهسنگی می‌آید. او بانشاط‌تر از بسیاری از جوانانی است که در اطرافم می‌بینم و می‌شناسم. آن‌قدر او را در بوستان دیده وبا یکدیگر سلام و علیک کرده ایم که اکنون با یکدیگر دوست شده‌ایم.
گلایه شهروندان از پمپ بنزین انتهای خیابان شهید نامجو و ترافیک پمپ گاز انتهای خیابان ثامن‌الائمه است. برخی از آن‌ها به‌اندازه‌ای شاکی هستند که چیزی از بمب ساعتی کم ندارد و چه‌بسا ممکن است زودتر از پمپ‌ها حادثه‌ساز شوند.