چند ماه پیش بود که خبر رسید خانوادهای پس از 35 سال خبر شهادت عزیزشان را دریافت کردهاند. این خبر به خودی خود میتوانست نگاه ما را به سمت خودش بکشاند؛ اما وقتی پا در دل ماجرا گذاشتیم داستان برایمان شیرینتر شد.
آن روز نیمساعت هم زودتر به قرارمان رسیدم. سر ساعت آمد و روی زمین در حسینیه معراج شهدا نشست و پرسید: «خاطرات انقلابی میخواهید؟» گفتم: «خاطراتتان را از روز 2دی57 میخواهم، فقط همان روز.» گفت: «هر روز از تاریخ را فراموش کنم 3تاریخ در ذهن من حک شده است. 2دی، 12بهمن و 22بهمن57. ثانیهبهثانیه این 3روز را بهیاد دارم.»
شهید اندرزگو جزو شهدای انقلاب است که از او به عنوان مرد هزار چهره هم یاد میشده است. نام خیابان، اندرزگو است و دلیل نصب سردیس هم همین است.
از سال 1355 مغازه پدر مجتهدزاده در پاساژی دور میدان بیتالمقدس بود که در کنار آن، انتشاراتی و کتابفروشی آقای دستور قرار داشت. او بهخاطر دارد هر چند وقت یکبار ساواکیها سرزده به کتابفروشی میآمدند و کتابها را زیر و رو کرد و اگر کتاب ممنوعهای پیدا میکردند، دستگیری صاحب مغازه حتمی بود. در آنزمان طبقه سوم پاساژ خالی بود، برای همین عدهای از انقلابیون عکس شهدا را آنجا چاپ کرده و میفروختند، مردم این عکسها را میخریدند و پخش میکردند.
این روستا 200نفر جمعیت دارد، به هر خانواده 2هزار لیتر آب میدهند که در این شرایط کرونایی با تأکید بر شستوشوی دستها جوابگوی نیاز هیچ یک از خانوادهها نیست.
سردیس شهید فخرائیزاده از سوی شهرداری مشهد به پایگاه هوانیروز مشهد اهدا شد تا در ورودی این پایگاه قرار بگیرد و با حضور مسئولان کشوری و لشکری چهره از نقاب بیرون بکشد. پایگاه پنجم هوا نیروز مشهد که همسایه فرودگاه شهید هاشمینژاد است میزبان مسئولان زیادی از نیروی زمینی، نیروی هوایی، پدافند هوایی و سپاه بود تا ادای دینی به همه شهدای نیروی هوایی کنند.
زمان جنگ تحمیلی اگر اشتباه نکنم نزدیک همین میهمانسرا جنگزدههای جنوب از شهرستان شادگان آمده و در اینجا جمع شده بودند. همسایهها به آنها آب و برق داده بودند. یک تنور انتهای خانه داشتیم که زنها برای پختن نان در آنجا جمع میشدند و دور هم نان میپختند.
سید مرتضی در همان سن نوجوانی که شاید 13سال هم نمیشد موتور برادرش را برمیداشت و در محله دور میزد در آن سن سوار موتور 4سیلندر شدن جای تعجب دارد، اما برای آنهایی که پا در رکاب موتور بزرگ شوند کار سختی به حساب نمیآید. موتور سنگین برادرش او را قانع نکرد و هیجان کافی را برایش نداشت، در نهایت تصمیم گرفت در رشته موتور کراس فعالیت کند.
آموزشگاه کوچکی در حاشیه امام رضای 70 که مدیر آن طاهره خرامان است. او حدود 25 سال است دنیایش شده طراحی، پارچه، لباس و دوخت و دوز! کارشناسی طراحی دوخت و کارشناسی ارشد پژوهش هنر دارد. تخصصش طراحی لباس و پارچه است و پای ثابت جشنوارههای مد و لباسی است که در شهر برگزار میشود.
حدود 6 سال است از مسجد امام خمینی (ره) بولوار ایمان چیزی جز یک زمین خالی و یک بدنه نیمهساز بتنی که اهالی چشم میکشند کی دیوارهایش بالا رود، باقی نمانده است.
در 2سمت بولوار جمهوری اسلامی تا میدان غدیر، 11ایستگاه اتوبوس وجود دارد اما فقط در یکی از آنها دستگاه شارژ منکارت نصب است.
ساجده و مهدیه قنبریثانی 2خواهر در محله قائم هستند که یکی ورزشکار و دیگری هنرمند است. بخشی از دیوار منزل آنها را آثار هنری و قسمتی دیگر را لوحها و مدالهای رنگارنگ ورزشی فرا گرفته است. ساجده بهواسطه عشق پدرش به ورزش راه پدر، و مهدیه علاقه مادر به هنر را با ترسیم نقاشی دنبال میکند.
بسیاری از رانندگان خودروهای دوگانهسوز در مشهد کپسول گاز خودرو خود را از جایگاه انتهای خیابان نخریسی پر میکنند. در بیشتر اوقات صفی طولانی از خودروهای دوگانهسوز در برابر این جایگاه تشکیل میشود.
سایت دانشنامه مشهد به معرفی آثار تاریخی، فرهنگ و هویت مشهد می پردازد. این سایت در سال ۱۳۹۲با هدف معرفی جاذبههای گردشگری، طبیعی و همچنین فرهنگ عامه؛ پتانسیلهای اقتصادی و در نهایت به عنوان یک پایگاه علمی و بانک اطلاعات شهر مشهد و استان خراسان رضوی؛ بهصورت مردمنهاد آغاز به کار کرده است. دانشنامه مشهد توانسته چندین مقام بیاورد.
در پی درخواست ساکنان بازارچه سراب بهتازگی یکی از گودبرداریهایی که 6سال در این بازارچه رها شده بود توسط اداره نظارت بر ساختوسازها پر و رفع خطر شد.
حوزه مرمت حرم همزمان با کتابخانه پایهاش گذاشته شده است و تا کنون ادامه دارد. در اسناد دوره صفویه نیز که دخل و خرج کتابخانه را نوشته جایی به هزینه ملاصحافباشی اشاره کرده که نشان میدهد از دوران صفویه کارمندانی این کار را انجام میدادهاند.
سالها است که تنها پیرمردها و پیرزنهای مشهدقلی، کوچه علیزاده 11را به عنوان ورودی قلعه به خاطر دارند. این کوچه به افتخار حضور خانواده شهید علیزاده بیش از 35سال است که به این نام مفتخر شده است. خانواده شهید خودشان از قدیمیهای محله هستند و بیش از 50سال است که در این کوچه ساکناند.
آبادانی خیابان سیدی بیشک مدیون مرحوم سید محمود سیدی است. او در دهه30 با حضور در این منطقه که بیابانی بیش نبوده و حتی در محدوده شهری به حساب نمیآمده است اقدام به حفر چاه و احداث باغ میکند.
در سالهای اخیر محدوده سیدی بهویژه بولوار صبا رشد بسیار زیادی کرده است، اما به نظر میرسد صبا56 که در انتهای آن تابلوی شهید قاسمی37 نصب شده از این پیشرفتها به طور کامل جا مانده است. همسایگی این خیابان با زمینهای بایر آستان قدس و خاکی بودن آن به نظر از جمله دلایل عقبافتادگی این معبر و محروم بودن آن از حداقل زیرساختهاست.
عدهای از شهروندان این محلههای قدیمی ناامنی را نتیجه خانههای متروکه و قدیمی میدانند و عدهای دیگر دورریزهای هتلها و رفتوآمد زبالهگردها را علت این ناامنی بیان میکنند.