نیکوکاری - صفحه 55

خانه 2 شهید در خیابان یاران، نگین محله است که بر پیشانی یاران 23 خوش نشسته است. 2شهید حسن و حسین غفوریان در 29 مهر 1363 و24 فروردین 1362 در دفاع از میهن به شهادت می‌رسند تا 2 پسر بزرگ‌تر خانه خیلی زودتر از پدر و مادرشان ترک دنیا کنند و رخت آخرت بپوشند. پدر به یادبود پسرها روضه‌ای را بعد از شهادتشان در ماه صفر برپا می‌کند که سال‌ها پس از وفات خودش هم ادامه‌ می‌یابد.
وقتی حاج‌حسین فروتن وضع مالی بهتری داشت، 200متر زمین از املاکش را به ساخت مسجد اختصاص داد و زندگی اهالی محله شهیدقربانی از یک‌نواختی درآمد و شوروحال دیگری یافت. همه اهالی از بزرگ و کوچک آستین همت بالا زدند و هرچه داشتند، در دایره ریختند؛ از پول‌های ریز و درشت گرفته تا هرآنچه ارزش ریالی داشت. حتی زن‌ها حلقه ازدواجشان را برای رضای خدا کنار گذاشتند.
فاطمه محمدیان سال‌هاست در محله پروین اعتصامی زندگی می‌کند. حدود 8ماه است که همسرش مرحوم محمود علییاری؛ مرد جانباز این خانه را به دست خاک سپرده‌اند. بانوی خانه که سال‌ها بار بیماری همسرش را به دوش کشیده است، امسال تصمیم می‌گیرد کاری کند کارستان. او مصمم می‌شود برای مشارکت در روضه‌ها و برای شادی روح مرد خانه از ابتدای ماه محرم تا پایان صفر ماسک روضه‌های محله را مهیا سازد.
او جزو10 متهم ردیف اول پرونده جنجالی «باغ آلو» بود که 9 نفرشان اعدام شدند! تنها نجات یافته آن پرونده عباس است که زمختی طناب دار را دور گردنش حس نکرد. اراذل و اوباش، بزن بهادر، جاهل و تیزی‌کش محله که حکم اعدامش مسجل است با عنایت حضرت ابوالفضل(ع) رو به پشیمانی می‌آورد و اعتیاد، مشروب و خطاهای دیگر را به خاکِ پشیمانی می‌سپارد تا دوباره به پیکره اجتماع بازگردد.
اعضای هیئت قمر بنی هاشم(ع) آمل با توجه به شرایط کرونا و ممنوعیت برگزاری ایستگاه استقبال از زائر، شانس میزبانی را از دست داده بودند؛ ولی دلشان نیامد که خانه‌نشین باشند. بنابراین طبق رسم هر ساله به مشهد آمدند اما راه و رسم میزبانی‌شان را تغییر دادند. آن‌ها به جای زائران پیاده حضرت رضا(ع) به عشق او از مجاوران و دلدادگان آن حضرت در حاشیه شهر مشهد پذیرایی کردند.
خیابان‌های اصلی با نور چراغ‌ها روشن شده است، اما در کوچه‌پس‌کوچه‌های تاریک چیزی به چشم نمی‌آید. سرکارگران با موتور جلو می‌روند. خادمان پشت سرشان و ما هم پشت سر آن‌ها با خودرو می‌رفتیم. سر کوچه شهید نامجوی2 می‌رسیم، سرکارگر دو تک بوق می‌زند و پاکبان داخل کوچه خودش را سر خیابان نامجو می‌رساند. نامش علیرضا درودی است، به محض اینکه می‌رسد خادمان از ماشین پیاده می‌شوند و به سمتش می‌روند. درودی مات و مبهوت نگاهشان می‌کند.
میز کوچکی داخل مسجد هنرمند است و دور تا دور آن شماره محمد زرگران نوشته شده که افراد برای کمک در هر زمان از شبانه‌روز می‌توانند با او تماس بگیرند. او کارهای خیرش را از سال 85 با زیرپوشش گرفتن 20 خانوار آغاز کرد و اکنون نه تنها در محله خود که به حاشیه شهر و روستاهای اطراف هم خدمت‌رسانی می‌کند.
طبق گفته اهالی، سیل دهه‌های گذشته سیستان و بلوچستان منجر به مهاجرت عشایر و دامداران آنجا به روستایی در نزدیکی مشهد شده است. اهالی این روستا وضع مالی خوبی ندارند اما در رشته سوزن‌دوزی هنرمند هستند. محمود مدرس تربتی و منیره سلیم‌آرونی زن و شوهر خیری هستند که کارگاهی در روستا اجاره کردند، پارچه و نخ برای خانم‌های روستا تهیه می‌کنند و کار را پس از دوخت از آن‌ها می‌خرند. برند پارچه‌های سوزن دوزی بانوان این روستا "پبرادوچ" است.
پس از مدتی بیمارستان امام رضا(ع) با توجه به مبتلا شدن کارکنان دچار کمبود نیرو می‌شود، درخواست نیرو می‌کند و پریسا تقوایی داوطلبانه به این بیمارستان می‌رود. تعریف می‌کند: بیمارستان امام رضا(ع) دربست تبدیل به بیمارستانِ بیماران کرونایی شده بود و همان سه هفته‌ای که آنجا مشغول به کار بودم سخت‌ترین سه هفته عمرم بود. هر پرستار 10بیمار را تحت نظر داشت و تعداد فوتی‌ها هم بالا بود.
خانواده‌های 3تن از دانش‌آموزان کلاس اول توانایی خرید گوشی تلفن همراه هوشمند را نداشتند و با ادامه این روند دانش‌آموزان از درس و مشق خود عقب می‌افتادند. آگاهی از این موضوع برایم به دغدغه فکری تبدیل شده بود، در نهایت از طریق فضای مجازی و گروه تلگرامی خانوادگی و دوستان اعلام کردم که برای تهیه سه گوشی اندروید برای دانش‌آموزان کلاسم نیازمند به کمک مالی هستیم. به دنبال این درخواست در مدت زمان اندکی مبلغ 10میلیون تومان فراهم شد.
شاید یکی از معضلات جدی ازدواج در وضعیت کنونی، موضوع اسکان است که زوج‌های جوان را در ابتدای راه با یک چالش اساسی روبه‌رو می‌کند. محمدحسین زارع، متولد سال50، یکی از نیک‌اندیشانی است که از این ماجرا غافل نبوده است و عقیده دارد کمک به شروع یک زندگی خوب و سالم در راستای بهبود وضعیت اخلاقی و اجتماعی به اجتماع کمک می‌کند. او در 7سال گذشته با در اختیار گذاشتن یک واحد آپارتمان مسکونی‌اش و پرداخت کمک‌هزینه رهن منزل مسکونی به چندجوان در هرسال، سعی کرده است تا در تسهیل امر ازدواج جوانان گامی مؤثر بردارد.
زهراسادات رضوی متولد 62 و سال 81 متأهل شده است. سال 84 یک اتفاق پای او را به واسطه‌گری در ازدواج باز می‌کند. حدود 2 سال پیش هم همکاری‌اش را با مسجد حضرت عباس(ع) و کلبه مهر شروع می‌کند. این گزارش یک تیر و چند نشان است. هم یادی است از یک ازدواج تاریخی و سرنوشت‌ساز در اسلام، هم در لابه‌لای گفت‌وگو کلبه مهر و فعالیت‌هایش معرفی خواهد شد و در نهایت با دیدگاه‌های بانویی آشنا می‌شویم که سالیان سال است همتش را به گسترش ازدواج در میان جوانان گذاشته است.
حاج ماشاءالله دانشی‌نیا یکی از خادمان پیشکسوت حرم رضوی است که به قول خودش نیم‌قرن است خاک پای زائران حضرت رضا (ع) را توتیای چشمانش کرده است.
در شرایط موجود، کارآفرینی سبب خودکفایی می‌شود و نیاز جامعه ما را به مصرف‌گرایی و بیرون مرزها کم می‌کند و متأسفانه یکی از دغدغه‌های ما این است که مصرف‌گرا شده‌ایم و متوجه این نیستیم که برای تولید یک محصول چه زحماتی کشیده شده است و این سبب شده که مهارت فکر کردن در جامعه و به ویژه جوانان ما کمتر شده است. کارآفرینی نوع تفکر ما را نیز اصلاح می‌کند و سبب می‌شود از پیله خویش بیرون بیاییم و پروانه شویم.
تلفن زنگ می‌خورد و آن‌ سوی خط کسی است که خودش را آمنه ستاره معرفی می‌کند. از اهالی محله دانشجو است و می‌خواهد فردی از هم محله‌ای‌هایشان را معرفی کند که به قول خودش آچار فرانسه محل است. به گفته او هر کدام از اهالی که خودروشان خراب شود یا شوفاژها و لوازم خانگی‌شان به تعمیر نیاز داشته باشد سراغ محمدرضا احمدی می‌روند. گاهی حتی برای تعویض واشر شیرهای آب هم او را صدا می‌زنند. این فرد فنی، اهل تئاتر و شعر هم هست و کتابی نیز به چاپ رسانده است.
شهید جواد عبداللهی در عملیات مقابله با عبدالمالک ریگی به شهادت رسید. حاج هاشم، پدر شهید، همراه با برادرش طبق وصیت خود شهید منزلش را وقف کارهای نیک کردند، اکنون خانه شهید به پایگاهی در محله تبدیل شده است که شناسایی نیازمندان و دستگیری از آن‌ها را برعهده دارد. امروز بیش از ۱۲۳ خانواده که ۲۴۳یتیم را هم شامل می‌شود، زیر پوشش این پایگاه هستند.
در میان کوچه‌پس‌کوچه‌ها و زیر پوست شهر فقر جولان می‌دهد و گریبان برخی را گرفته است. در نقطه مقابل آن‌ها افرادی هستند که برنامه زندگی‌شان را طوری چیده‌اند تا کمک حال نیازمندان باشند و با کمک دیگر همشهریانشان باری از دوش آن‌ها بردارند و لبخند را بر لبانشان بنشانند. در کوچه سجادی که یک سوی آن تابلوی دانشگاه8 دارد و سوی دیگرش امام خمینی(ره)5 خیریه «سادات بیت‌الزهرا(س)» قرار دارد. این خیریه یکی از همین مراکزی است که برای کمک به نیازمندان واقعی تلاش می‌کند.
حسینیه بهادرخان در محله عیدگاه یکی از حسینیه‌های قدیمی شهر است که قدمت آن به بیش از 70سال می‌رسد. حسینیه‌ها از گذشته تاکنون مکانی برای تجمع هیئت‌های مذهبی و برگزاری مراسم‌های عزاداری و جشن‌های اعیاد بوده است، اما حضور افراد مختلف در همین فضاها این فرصت را ایجاد کرده است تا بتوانند علاوه بر برگزاری مراسم‌های مذهبی، اقدامات خیرخواهانه و خداپسندانه‌ای نیز انجام دهند.
یحیی زارع مهرجردی متولد 1358 در مشهد است. از فامیلشان مشخص است که اهل کشت و زرع بودند و با گندم سروکار داشتند. تهیه نان مهارت خانوادگی و فامیلی‌شان است. علاوه بر پدر، عموهای آقا یحیی نیز نانوا هستند. آقا یحیی در نانوایی‌اش علاوه بر توزیع رایگان نان که از طرف خود اوست، واسطه کار خیر نیز شده است. با اعتمادی که مردم به او دارند، در طول هفته پول به دستش می‌رسانند تا آخر هفته نان خیرات کند، همه می‌دانند خیرات آن‌ها پنجشنبه‌هاست.
به «بانویی با کفش‌های آهنین» معروف شده است. درِ هر خانه‌ای را که در محله ایثارگران بزنی و درباره مشکلات محله‌شان بپرسی، امکان ندارد که در میان صحبت‌های صاحب‌خانه حرفی از «بانوی کفش آهنی» به میان نیاید. فاطمه افشار را خیلی‌ها در این محله به واسطه پیگیری‌های مداومش برای رفع مشکلات ریز و درشت محله می‌شناسند، اما آنچه بیشتر از همه باعث شده خانم افشار در خاطره اهالی این محله ماندگار شود، نقشی است که وی در احداث اولین مسجد محله یعنی مسجد صاحب‌الزمان(عج) داشته است.