محسن در خانوادهای به دنیا آمد که از نظر بنیه اقتصادی، وضعیتی متوسط به پایین داشت. او در نوجوانی، با امامخمینی(ره) و نهضت اسلامی آشنایی پیدا کرد و خیلی زود وارد فعالیتهای مبارزاتی شد. گزارشها و روایتهایی وجود دارد که نشان میدهد او بهعنوان یک جوان مسلمان و مخالف رژیم پهلوی، درحالیکه فقط 19سال داشت، به سخنرانی در برخی جلسات مذهبی میپرداخت و برای مدتی هم تحت تعقیب ساواک قرار داشت.
مهریز نام یکی از معابر اصلی در ابتدای بولوار حر است. خیابانی که تا سالها به نام خیابان ده متری معروف بوده است.
به گفته قدیمیها اینجا جزو اولین خیابانهای خاکی منطقه بوده که حوالی سالهای ٦٥ آسفالت میشود. باغ ترهها و زمینهای خاکی اطراف این معبر حالا جایش را به آپاراتیها، لوازم یدکی، باتریسازی و... داده است.
اگر دنبال یکی از ظرفیتهای گردشگری منطقه هستید، کوچه شهیدعطا حسینی ۱۱ بهترین گزینه است، با حجرههایی پر از چوبهای جاروبافی و پدرهایی که هنوز نفسشان برای محله برکت است.
خیابان ابومسلم در منطقه یک و در محله کوی دکتری(بهشت) قرار دارد. این خیابان به معابر مهمی مانند دانشگاه، بولوار احمدآباد، سلمانفارسی، پاستور، بابک، بهشت، احمد آباد3، قائم، احمد آباد7، احمدآباد5 و همچنین قائم20 متصل است. به گفته قدیمیهای محله در گذشته به مجموع این معابر شفتالوزار میگفتند. محلاتی که خانههایش بیشتر ویلایی و باغمانند و متعلق به طبقه متمول بوده است.
خیابان مجیدیه ۹ معبری به موازات بزرگراه آیتالله هاشمی رفسنجانی است که نقش پررنگی در کاهش بارترافیکی این بزرگراه دارد و به عنوان یک شاهراه، معابر اصلی منطقه ۱۲ نظیر مجیدیه، رحمانیه، الهیه و... را به یکدیگر متصل میکند.
«نوغان» پاخورترین کوچه اطراف حرم مطهر است که قدمتش بیش از 1500سال است؛ زمانی شهری در نزدیکی تابران بوده است. این دو شهر به همراه سایر روستاها ولایت توس را تشکیل میدادند. پس از شهادت امام رضا(ع) اراضی روستای سناباد شهر قدیمی نوغان هسته اصلی شهر مشهد کنونی را تشکیل دادند.
کوچه هاشمیه20 یکی از محوریترین معابر محله هاشمیه است. قرارگرفتن دو مجموعه بزرگ فرهنگی در ابعاد شهری یعنی حوزه هنری انقلاب اسلامی خراسان رضوی و مجتمع فرهنگی منتظریه در دو سوی کوچه آن را به محل رفت و آمد استادان و هنرمندان بسیاری تبدیل کرده است. در مناسبتهای مذهبی و فرهنگی و هنری، معمولا این کوچه مملو از خودروهایی میشود که در بولوار پرترافیک هاشمیه جای پارکی پیدا نکردهاند.
از قدیم تا کنون نام فرخی بر تابلو خیابان کنار استانداری دیده میشود. این خیابان که حدفاصل ملکالشعرای بهار25 و خیابان رازی است یکی از معابر پرتردد محسوب میشود.
در پیشینه این خیابان حوادث مهمی ثبت شده است، از جمله در دیماه 1357 حوادث مختلف انقلابی در آن روی داده است، به ویژه نهم و دهم دیماه که تانکهای رژیم پهلوی عرصه را به مردم تنگ کردند، آنان برای نجات جانشان از این مسیر به خیابانهای پشتی دواندوان میرفتند. به گفته برخی شاهدان عینی در جوی و خیابان کفشهای بسیاری جا مانده بود.
معابر اصلی منطقه8 پرتردد هستند؛ از جمله خیابان امام رضا(ع) که مشرف به حرم مطهر رضوی است و هر ساله تعداد زیادی از مسافران از این مسیر به زیارت مشرف میشوند. همین امر سبب شده تا مسئولان شهری تمام تلاششان را داشته باشند تا برای نوروز بهترین المانها را در این منطقه نصب و جانمایی کنند.
خیابان مهرآباد21 یکی از قدیمیترین کوچههای محله و به اذعان اهالی پرتراکمترین محدوده محله است. این کوچه قدمتی حدود 50سال دارد و تا همین چند سال پیش به نام دهمتری سلمان شناخته میشده است. در حال حاضر این کوچه به نام «مهر» نامگذاری شده است. ابتدای کوچه از راسته اصلی مهرآباد شروع میشود و انتهای آن به بولوار الزهرا(س) میرسد. تقاطع این کوچه با بولوار الزهرا(س) مسدود شده بود که با اعتراض اهالی بازگشایی شد. در حال حاضر زمین این معبر، اختلاف سطح جالب توجهی با محلههای همجوار دارد که باعث سختی تردد وسایل نقلیه است.
شاید منطقی بود که خیابان شیخ طوسی3 را «کربلا» بنامند اما بهاحتمال زیاد، مسیر مردم به کاروانسرا بیشتر از سمت خیابان امامرضای2 بوده و درنتیجه این گذرگاه به نام کوچه کربلا مشهور شده است. از نگاهی دیگر، کاروانسرا در انتهای این کوچه قرار داشته است. روایت مشهور کوچه کربلا، راهیشدن کاروانهای کربلا از یک کاروانسرای قدیمی است که الان اثری از آن نیست. هرچه هست، سرنوشت این دو کوچه چنان به هم گره خورده است که مردم در نشانیدادن بهجای کوچه ضابط هم از نام کربلا بهره میبرند. همراه با احمد دوستی و محمد حسن فرازی دو تن از کسبه قدیمی کوچه کربلا تاریخچه و حال این کوچه را مرور می کنیم.
کوچه شهیدهاشمینژاد14 یکی از معابر قدیمی محله راهآهن است. خانههای قدیمی که هنوز در این معبر به چشم میآید، هویت کهن آن را گوشزد میکند. کوچه بهدلیل وجود ساختمان «مرکز نهضت سوادآموزی» که در ابتدای آن قرار داشت، سالها به نام کوچه نهضت شناخته میشد، اما پس از شهادت غلامرضا نوروزی در 25شهریور1361، نام این شهید بر تابلو ورودی کوچه جای گرفت.
عبادی ۷۰ کوچه شهید حسین نیلیایی که قدیمیهای محله به نام کوچه قلعه سمزقند آن را میشناسند، معبری با قدمت بیش از یک قرن است.
خیابان وکیلآباد63 به پاس قدردانی از فداکاریهای اسیران دوران دفاع مقدس به نام «آزادگان» نامگذاری شده است. این معبر امکانات کاملی برای سکونت دارد و یکی از معابر محبوب برای زندگی و سرمایهگذاری در منطقه است. قسمت زیادی از زمینهای این معبر متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که در آن فضاهایی برای ارائه خدمات درمانی و ورزشی ایجاد کرده است.
شیخ علیاکبر واعظکرمانی، یکی از صدها واعظ زمان خودش(1261-1325) بودکه در مشهد منبر میرفت؛ مردی از پایینخیابان که همیشه سرپا سخن میگفت. به همین دلیل مردم او را به «شیخ برپا» میشناختند. اصالتش کرمانی بود و بعد از مهاجرت به مشهد در خیابان وحدت۲۵ ساکن شده بود؛ کوچهای که هنوز هم نوادههای او در آن ساکن هستند.
چندی پیش بود که تغییرنامش تصویب شد تا انگار نام محلهای که هرروز رنجورتر از گذشته میشود، دیگر وجود نداشته باشد؛ محلهای که زمانی در همسایگی نوغان، آخر شهر حساب میشد و چون در انتهای آن پلی روی کال قرار داشت، به آن تهپلمحله میگفتند. پلی که ته شهر بود. حالا ما رفتهایم دنبال آدمها و خانههایی که هنوز در این محله ماندهاند و قصهدار هستند؛ آنها که انگار با بازگویی نام اشخاص و جایها تاریخ را بازسازی میکنند.
تلاقی خیابان ششم نوغان و خیابان هشتم شهید کاشانی در بین مردم به کوچه حمام باغ معروف است. این کوچه با حمام حاج آقا خوارزمی و باغی که داشته، شناختهمیشود. باغ چندساله تپلمحله، آن روزها تفریحگاه خانوادههای محل بود.
اوایل دهه70 خانههای خیابان آزاده در مرحله سفتکاری به اسرای به وطنبرگشته تحویل داده شدند و هنوز هم بعد از ساخت و سازهای بسیار، آزادهها بیشترین ساکنان این خیابان را تشکیل میدهند. در کوچه آزاده7 همچنین خانوادههای شهدای زیادی زندگی میکنند. یکی از خاطرات تلخ اهالی در این کوچه مربوط به شیوع وبا در اوایل دهه80 و سوزاندن اجساد در زمینهای خالی انتهایی است.
خیابان امام رضا (ع) به طول ۱۷۰۰ متر یکی از خیابانهای اصلی شهرمشهد است که نقطه اتصال زائران از پایانه مسافربری امام رضا (ع) به حرم مطهر رضوی است.
ازآنجاکه مشهد در گذشته، یکی از قطبهای فرشبافی کشور محسوب میشده است، جرقه ایجاد کارخانه پشم و نخ برای مصرف در این صنعت، از دوره پهلوی اول زده میشود و برای ایجاد آن از همهجا، حتی از زرتشتیان هندوستان نیز کمک میگیرند. اهمیت این رویداد برای آن دوران چنان است که تا مدتها، بوق کارخانه نخریسی به زنگ آغاز و پایان کار در مشهد تبدیل میشود ولی بهدلیل اینکه این محدوده هنوز جزو منطقه شهری نبوده، کسی در آنجا سکونت نداشته است اما در پی سیل ویرانگر سال1329خورشیدی همهچیز تغییر میکند. ماجرا از این قرار است که در این سال، سیل بزرگی در مشهد رخ میدهد که سبب خرابی برخی خانهها میشود.
پس از آن با تمهیداتی که ازسوی آستان قدس صورت میگیرد، تعدادی خانه، پشت یکی از دروازههای مشهد نزدیک کارخانه، که حیطهمانند (زمینهای سبزیکاری) بوده است و بعدها با گسترش مشهد به محدوده شهری متصل میشود، میسازند.