اگر یک روز برحسب اتفاق گذرتان به خیابان مصلی در محله چهنو افتاد، همین نشانی ساده «کوچه صابونپزها» شما را به معبری میرساند که صدسالگیاش را پشت سر گذاشته است و روزی روزگاری راسته حجرههای صابونپزی بوده است.
صابونپزهای سنتی این کوچه صابونهای خود را با مواد طبیعی درست میکردند و قالب میزدند و روی پشت بام ردیف به ردیف میچیدند تا خشک شود. حالا همین صابونهای سنتی جایی در بیرون شهر پخته و خشک میشوند و قفسههای تک و توک مغازه به جای مانده صابونپزی را پر از صابون میکنند.
با توسعه شهر و رونق ساختوساز، آپارتمانها جای باغها را در خیابان وحید11 گرفتهاند. قرار گرفتن مجموعههای فرهنگی مختلف همچون سالن ورزشی شهید باهنر، این خیابان را به یکی از معابر پرتردد محله وحید تبدیل کرده است. درختهای تنومند توت فرعیهای خیابان وحید11 را که تابلوی آن به نام شهید عبدالحسین رمضانی نامگذاری شده تماشایی کرده است. انتظار میرود با توجه به فراوانی بافت فرهنگی، فضای سبز این خیابان هم بیشتر شود.
از سمت چهارراه خواجهربیع به سمت میدان شهدا، اولین کوچه سمت راست، کوچه عبادی12 است که به نام شهید ناصر نعمتی نامگذاری شده است. کوچهای که پیش از دهه60 «یغما» نام گرفته بود. به گفته قدیمیهای محل در این کوچه هفت،هشت آبانبار وجود داشته که آب آشامیدنی اهالی را تأمین میکرده است. بعضی از این آبانبارها که با حدود سی،چهل پله به زیر زمین راه داشته در راسته راه و بعضی در دل خانههای اهالی بوده است. کوچه شهید ناصر نعمتی به کوچه رضوی13 منتهی میشود. کوچهای که تا چهار دهه قبل جوی آب روانی در آن جاری بوده است.
داستان کوچه «پنجه» به حضور امام رضا(ع) در مشهد و رد انگشتان دستش روی سنگ سیاهی در این کوچه برمیگردد.
کوچه امامت46 یکی از معابر فرعی محله آزادشهر است که به نام شهید علی علیزاده نامگذاری شده است. کاربریهای متفاوتی را در این معبر میتوان دید از مغازههای مختلف گرفته تا مدرسه و ادارههای دولتی. وجود این مجموعهها و افزایش تردد شهروندان از نقاط مختلف شهر به این کوچه باعث کمبود جای پارک خودرو و همچنین مسدودشدن مسیر پارکینگ ساختمانهای مسکونی شده است.
مکانی با نام «مکتب بافت» که با شعار «جایی که هر مشهدی میتواند ریشههای گمشدهاش را در آن بجوید» قرار است تکهآیینههای شکسته از تخریب بافت تاریخی و قدیمی شهرمان را پیداکند و با تاریخ و پیوندهای عاطفی و مذهبی درهم آمیزد تا این تکههای بههمچسبیده نمایانگر تصویر گذشته باشند که به مرور زمان بتوان آن را احیاکرد.
البته زیرنظر «مکتب بافت» در هفته گذشته «خانه خراسان» نیز در همان ساختمان خیابان وحدت3 افتتاح شد.
با بهبود کرونا و کم شدن شیوع آن در جامعه، رونق دوباره به کوچه اندیشه83 برگشته است. این کوچه تا پیش از آن، یکی از شلوغ ترین و پررفت وآمدترین کوچه های محله ایثارگران به ویژه در فصل تابستان بود. وجود چند مرکز تفریحی در این کوچه نه تنها محلی ها، بلکه اهالی دیگر مناطق مشهد و حتی ایران و دیگر کشورها را به آن می کشاند. در عین حال زندگی روزمره در این کوچه که در انتها به خیابان آیت الله مشکینی می رسد جاری است و جمعیت زیادی در آپارتمان ها و مجتمع های مسکونی فراوان آن زندگی می کنند.
خیابان آیتالله غفاری12 یکی از خیابانهای اصلی شهرک ابوذر است که 16معبر فرعی به نام «شهید باقری» به خیابانهای اطراف دارد. این خیابان به معابر مهمی مانند جاده قدیم مشهد نیشابور و بولوار صبا (صبا91) متصل است. از ویژگیهای این خیابان و کوچههای اطراف آن میتوان به سرسبزی و وجود فضای بازی مناسب برای کودکان اشاره کرد.
کوچه شهید شفیعی49 از محورهای قدیمی محله امیرالمؤمنین(ع) است که در انتهای خیابان طویل سخاوت قرار دارد. در ابتدای این کوچه اهالی قدیمی سکونت دارند و قبل از اینکه جزو محدوده شهری شود، به نام روستای روحآباد شناخته میشده است. اینجا در بین ساکنان به کوچه «حسن بُزی» معروف است. او مالک قدیمی باغ انتهای کوچه بوده که حالا بوستان شده است.
خیابان مسلم شمالی 10 به نام شهید مهدی خوشیدطوسی تابلو خورده است. این معبر بعد از پیروزی انقلاب اسلامی آسفالت شد اما مانند خیلی از محلههای دیگرتا یک دهه بعد، اطراف آن پر از باغ تره، مزارع گندم و چاه آب بود. صمیمیت بین ساکنان در زمانهای سختی مثل جنگ، افتخار ساکنان این محدوده است. آنها هنوز هم از رقیهخانم، مادر شهید برات رستگار مقدم گوهری، یادشان نرفته است که با مشارکت ساکنان کوچه، آذوقه و لباس به رزمندهها میرساند یا مرحوم میرزا حسین غلامیپور و محمدتقی ترکمنچه که سحرهای ماه مبارک رمضان در خانهها را میزدند تا کسی خواب نماند.
اشرف کیخا 36ساله، کارشناسارشد روانشناسی که بیش از 15سال ساکن اقبال بوده است در تحقیقات محلی به جمعآوری مستندات شفاهی از دل خاطرات قدیمیهای محله اقبال پرداخته است. بخش زیادی از مجموعه تألیفشده او بهدلیل علاقه به خانوادههای شهدا به زندگی آنها در این محله اختصاص دارد.
کوچه دانشگاه۱۱ در محله صاحب الزمان(عج) از گذشته تاکنون به نام های «میرزای ناظر» و «باغ سنگی» معروف بوده است. وجه تسمیه آن، ملک چندهزارمتری حاج عبدالله رضوی ناظر در این کوچه است. او ناظر آستان قدس رضوی بود. این ملک آن قدر بزرگ است که سمت چپ کوچه از ورودی دانشگاه تا انتهای این کوچه را دربرگرفته است. ابتدای کوچه، درست روبه روی یکی از چند درب ورودی ملک میرزای ناظر، مسجدی بنا شده که آن هم ازجمله موقوفات این واقف و خیر به نام است. آب روان در جوی های تمام سنگی که به خانه میرزای ناظر وارد می شده، وجه تسمیه باغ سنگی است.
کوچه «حجتی »یا کوچه «درمانگاه» در محله سمزقند را خیلی از قدیمیها میشناسند. کوچهای با قدمتی حدود هفتادسال که بهواسطه وجود مسجد و درمانگاه حجتی زودتر از دیگر خیابانهای مشهد رنگ آبادی به خود میگیرد. پاگرفتن کارخانه «صابونسازی اقبال» در چند متری مسجد و کارخانه «آجرسازی حسینباشی» در همان حوالی باعث آمدوشد کارگرها در آن کوچه شده بود. بهصفشدن درشکههای تکاسبه در حاشیه دیوار کاهگلی باغ حاج عبدالله برای جابهجایی کارگرها، بود که بعد ها همین رفت و آمد کارگرها و مردم زمینه ورود نخستین تاکسی به این کوچه را فراهم کرد.
قبل از اینکه معابر جلالآلاحمد60 به بعد ساخته شود، خیابان جلالآلاحمد72 شکل گرفت و از آنجا که هنوز کوچه و خیابانهای قبل آن شکل نگرفته بود، معروف شد به «کوچه آخر جلال» البته برخی اهالی میگویند، به «کوچه آخر ایرج» هم شناخته میشده است. این معبر اکنون هم آخرین خیابان بولوار جلالآلاحمد در ضلع غربی است که معبری عریض و محبوب سازندگان ساختمان است.
10سالی است که خیابان آزادی مشهد که راه اتصالی چهارراهشهدا و ایستگاه راهآهن به یکدیگر است، با نام آیتالله بهجت شناخته میشود. نخستین نام این خیابان شاهرضا نو بود که در فروردین سال1358 تابلوهایش به نام آزادی تغییرکرد. گویا با آزادسازی دفتر نیروی پایداری مستقر در آن بهدست نیروهای انقلاباسلامی در زمستان سال1357، بزرگترین مرکز وابسته به رژیم پهلوی در هسته اصلی شهر سقوط کرد و درعمل شهر مشهد آزاد شد.
خیلی از اهالی محله اقبال لاهوری، بارها ابتدا تا انتهای کوچه بلند و طولانی اقبال لاهوری1 را طی کردهاند. وجود سه مرکز خدماتی دولتی در این کوچه، قرارداشتن قدیمیترین مسجد محله درست در میانه آن و مرکز نیکوکاری امام حسن مجتبی(ع) و کانون فرهنگی مسجد در ادامهاش و همچنین یک خانه سالمندان، آن را کوچه ای پررفت و آمد کرده است. در این کوچه باریک و طولانی، هنوز میتوان دیوارهای کاهگل بلند و خانههای یکطبقه بزرگ و ویلایی بهجا مانده از دهه60 با آجرهای زرد رنگورورفتهای را دید که در مقابل هجوم آپارتمانهای بلند مقاومت کردهاند و سر پا ماندهاند.
کوچه حمام ارگ یا همان کوچه سمسارها یکی از قدیمیترین کوچههای شهرمان است که بر تابلو آن امام خمینی(ره)30 حک شده است. حمام ارگ تا دهه70 در ابتدای این کوچه قرار داشته و بعد از تخریب، ساختمانی مرمر به جای آن بنا شده است. آنطور که کسبه میگویند در گذشته انواع مشاغل شامل نجاری، خیاطی، بنگاههای شادی، سماورسازی، کارگاه موزاییکسازی و... در این کوچه رونق داشته است و چند آنتیکفروشی هم در کنار این مشاغل فعالیت داشتند. اما در دهه70 سمسارها و عتیقهفروشیها در این کوچه گرد هم جمع میشوند.
این خیابان بعد از سال 1313 که بیمارستان امام رضا(ع) افتتاح شد پاگرفته و عدهای (بهویژه پزشکان شهر) آن را برای سکونت برگزیدند. اما امروز از آن بافت مسکونی کمتر اثری باقی است و بیشتر بافتی تجاری به خود گرفته و به بورس لوازم پزشکی تبدیل شده و ترافیک امان همه را بریده است. هنگامی که با کسبه قدیمی خیابان همکلام میشویم آنهایی که مویی سپید کردهاند به یاد دارند که در روزگار گذشته مردم شهر هنگامی که میخواستند اوقات فراغتشان را بگذرانند به قهوهخانه دور میدان بیمارستان امام رضا(ع) میآمدند. حالا جای آن خانهها و مغازههای قدیمی و زیبا را داروخانهها و مطب پزشکان گرفته است.
روزگاری در کوچه چمن59 خبری از آسفالت، جوی و جدول نبود و اینجا سراسر باغهای بزرگ انگور، توت، سیب و... بود که کوچکترینش ششهکتاری بود و میوه بسیاری از میوهفروشیهای شهر از همین باغها تأمین میشد. بعدها در انتهای این کوچه کارگاههای کوچک و بزرگ زهتابی، حلاجی، پنبهزنی و دباغی راه افتاد که اکنون اثری از آنها نیست.باغهای میوه و کارگاههای بزرگ صنعتی و سنتی آن دوران در این گذرگاه حالا جایشان را به خانههای مسکونی، خراطی، 15مغازه مختلف تعمیرات لوازم خانگی، دوچرخه، کفش و... داده و راسته مشاغل خدماتی را سر و شکل داده است.
خیابان شهید بابانظر11 بین ساکنان به خیابان میثم تمار شهره است و پیش از احداث بزرگراه، به رده (میثم شمالی) راه داشته است. برخی از قدیمیهای ساکن در محله فجر میگویند ابتدای این خیابان قبرستانی بوده است که ساکنان این محدوده و روستاییهای رده اموات خود را آنجا دفن میکردهاند و قبرستان تا نزدیکیهای روستای رده هم ادامه داشتهاست. آنها ادعا دارند:ساخت و سازها از اوایل دهه 60 بر روی قبرستان شروع شد. اوایل خدمات کپسول گاز (پیک نیکی) انجام میشده است.