موسی داودی اهل روستایی از توابع ملک آباد است و از ۲۰ سالگی به مشهد آمده و در حرفه انگشترسازی فعالیت دارد. او این کار را نزد مرتضی احمدی فراگرفته است.
سترن فرجادپزشک، عکاسی است که خیابان برای او بستر جذاب تولید اثر بوده و در این حوزه بالغ بر ۱۰ سال تجربه دارد. آثار او نیز در فستیوالها و رویدادهای مختلف عکاسی دیده شده است.
نشان وطنش اگر به افغانستان میرسد، نشانی خانهاش میرسد به محله امامخمینی (ره). ۳۰ سال پیش از کابل به اینجا آمده و هر سه فرزندش در این محله به دنیا آمدهاند و اینجا قد کشیدهاند.
فریدون صلاحی گفته بود: چند سال پس از آمدنش به مشهد فعالیتهای فرهنگیاش را با مطبوعات آغاز کرده است. او که از دوستان نزدیک دکترعلیشریعتی بود، در روزنامه خراسان مینوشت.
من اصلا توقع جایزه و هدیه ندارم، توقع من یک دست مریزاد خالی بود که هیچ کدام از دوستان که در مسند فرهنگی مشهد نشسته اند، نگفتند. درحالی که تئاتری که پارامترهای نمایشی کافی را ندارد، تشویقهای بسیاری میشود.
آن روزها که مریم در رؤیاهای کودکانه، خود را پشت چرخ خیاطی درحال دوخت لباسهای رنگارنگ میدید و از ذوق در پوستش نمیگنجید، فکرش را هم نمیکرد که کمتر از بیستسال بعد، به آرزویش برسد.
احمد قائم مقامی در جشنوارههای مختلفی مانند طریق جاوید و امام علی (ع) رتبههای برگزیده را به دست آورده است. تازهترین نمایشگاه او باعنوان «طریق ماندگار» در نگارخانه جهان اسلام پارک ملت برگزار شده است.
اتفاق اصلی برای علیاصغر در سال۷۰ میافتد. او در این سال، امکان حضور در انجمنهای شعری مشهد را پیدا میکند. بیشتر از همه به انجمن ادبی رضوی در حرم مطهر میرود.
محمد پاکزاد دو سال است که از مرندیز راهی دیار ما شده و در هتلی نزدیک به حرم اقامت دارد. کارگاهی در کوچه هتل کرایه کرده و روزهایش را تا شب به حکاکی کردن عبارت «یاعلیبن موسیالرضا(ع)» و آیات قرآنی میگذراند.
سیدمجتبی یاهوئی بعد از اینکه در سال ۸۴ از کار در نیروهای مسلح بازنشسته میشود با گرفتن دو کارآموز و جدیت زیاد، تمام وقتش را در کارگاه صرف تراشیدن فیروزه میکند.
فهیمه رمضانیاهوازی میگوید: دوست دارم به جای استفاده از کلمات و صحبت کردن، احساساتم را با نقاشی برای مخاطبانم بیان کنم؛ به همین دلیل گاهی که در روابطم دچار مشکل میشوم با تصویرسازی و نقاشی عذرخواهی میکنم.
صادق فخار سالها است «حاجی فیروز» مردم در پارک ملت است. او در ۱۲سالگی برای نخستین بار روی صحنه رفته و حتی در چندین فیلم کوتاه هم حضور داشته است.
احمد منصوب میگوید: به محض این که برادرم به شهادت رسید، در من روحیهای به وجود آمد که هر طور که هست چهره ایشان را نقاشی و تبلیغ کنم این بود که رفتم سروقت رنگهایش که سال ۵۶ تهیه کرده بود.
استاد عثمان محمدپرست، ملقب به عثمان خوافی، از نوازندگان چیرهدست «دوتار» هنرمند توانا و نامآشنای موسیقی مقامی خراسان و ایران است.
دختران و پسران گروه جهادی شهیدراحمی، مدارس استثنایی محله ایثارگران را نونوار کردند. سارینا جاویدان میگوید: خوشحالم که توانستیم با طرحهایی جذاب، حس و حال دانشآموزان مدارس را تغییر دهیم.
سیدمحمد ابوترابی، استاد برجسته نقاشی مشهد میگوید: در نقاشی هیچ کاری از مدرک ساخته نیست، باید کار کرد و ریاضت کشید و رنگ توی پوست و گوشتت برود، باید دست و زیر ناخنهایت پر از رنگ شود.
محدثه و مهدیهسادات خواهران نوجوان خبرنگاری را شغلی هیجانانگیز میدانند و دوسهسال است که تمام وقتشان را گذاشتهاند تا هر مهارتی را که برای بهترشدن کارشان لازم است، یاد بگیرند.
نگارخانه رضوان در این روزها میزبان نمایشگاه خوشنویسی «محفل عشق» مربوط به آثار گروهی از هنرجویان دوره فوق ممتازی است که سال هاست زیرنظر مریم موسوی مشق میکنند.
محبوبه راد میگوید: «عینک فتوکروم»، یک مجموعه شعر سپید است که از منظر مضمون و محتوا، دغدغهها و تجربیات عاطفی من را شامل میشود که حاصل چند دهه زیست من بر این کره خاکی است.
ورود احسان شریفی به دنیای کارگردانی با یک فیلم کوتاه ۱۲ دقیقهای با نام «حضور» رقم خورد که در سال ۸۸ کارگردانی، طراحی، نوشتن فیلمنامه و خلاصه همهکار آن را خودش برنامهریزی کرد.