تاریخی - صفحه 54

یکی از مسیرهای اصلی و قدیمی تشرف مشهدی‌ها به حرم مطهر امام مهربانی‌ها، از انتهای میدان ته‌پل‌محله بود. با گذشت سال‌ها، مسیرهای پیاده و کوچه‌پس‌کوچه‌های اطراف حرم از بین رفت، اما در طرح بهسازی و نوسازی بافت پیرامون حرم مطهر رضوی مصوب شد که مسیر خیابان‌های شعاعی به سوی حرم مطهر پس از تقاطع شارستان، به شکل راه‌های پیاده سبز یا همان ره‌باغ‌ها ادامه ‌یابد.
عدم تطابق این طرح که یک بنای هرمی شکل شبیه اهرام ثلاثه مصر بود، گلایه‌های مردمی بسیاری به دنبال داشت که در نهایت با شکست سقف هرمی در حین اجرای کار، توقف این طرح مسئولان را به فکر راه چاره دیگری می‌اندازد. نگاه‌ها دوباره به سمت بهزاد معطوف می‌شود.
«مریم بهروان»، یکی از تهیه کننده های ارشد صدای خراسان، است که بیست و چند سال در عرصه رادیو با این امکانات تلاش کرده و سال 76 تهیه کننده نمونه کشور شده است. او در نویسندگی، پژوهش، گویندگی، تهیه کنندگی، نمایش و اجرا در رادیو و تلویزیون کارنامه موفقی ارائه داده است. آنچه ما را پای صحبت او می نشاند، 2 برنامه محبوب رادیو است. برنامه «دیار اندیشه و هنر» و بعد از آن «مشاهیر خراسان» که به مدت 10سال روی آنتن می رفتند و هر ظهر جمعه طرفداران خود را پای رادیو می نشاندند.
بنای نهایی هلال احمر مشهد را مردم تا سال‌ها به عنوان «ساختمان شیر و خورشید» می‌شناخته‌اند، ولی سینما بودن ساختمان شیر و خورشید آن هم در خیابان ارگ، گویا به همه فعالیت‌های دیگرش می‌چربیده که این‌طور در حافظه مردم باقی‌مانده است.
ساخت ساختمان هلال احمر از سال ۱۳۰۲ خورشیدی یعنی همان اوایل ایجاد سازمان در مشهد کلید می‌خورد. «کریم طاهرزاده» معمار نامدار، سفارش طراحی و ساخت این بنا را از محمود جم که در آن زمان سِمت والی‌گری خراسان را بر عهده داشته، می‌گیرد.
سال 1258 کارخانه برق کوچکی به وسیله «میرزا علی خان امین‌الدوله» که آن موقع «امین‌الملک» لقب داشته در مجمع‌الصنایع جنب خیابان باب همایون تأسیس می‌شود و ناصرالدین‌شاه در رمضان همین سال با روشن کردن چراغی آن کارخانه را افتتاح می‌کند. او چندی بعد در محرم چشم عزاداران تکیه دولت را با این برق روشنی می‌بخشد تا بر شکوه مراسم شبیه‌خوانی شهیدان دشت کربلا بیفزاید. مدتی پس از این هم کاخ گلستان را چراغ برقی نور می‌دهد، اما یکی از نخستین مکان‌هایی که در ایران به صورت رسمی، برق‌کشی می‌شود، آستان مبارک خورشید هشتم است.
خیابان فارابی یکی از معابر قدیمی در منطقه 7 و محله کوشش است که در گذشته به اسامی ولیعهد، ابوذر، شهید حمیدرضا اعتباری شناخته می‌شده است. فارابی از فداییان اسلام آغاز می‌شود و در حاشیه بولوار جمهوری اسلامی خاتمه پیدا می‌کند. با عقب نشینی منازل مسکونی در این معبر که با دستور عبدالعظیم ولیان استاندار وقت استان خراسان انجام شد فارابی شکل امروزی‌اش را به خود گرفته است.
حالا هشتمین دهه زندگی‌اش را پشت سر می‌گذارد، اما همه چیز را با جزئیات در حافظه دارد و با دقت خاصی تعریف می‌کند. برایمان از قلعه خیابان قدیم می‌گوید. از قلعه‌ای بزرگ در همین منطقه که حدود 30 خانوار در آن زندگی می‌کردند، از مسجد جامع قدیم می‌گوید و تغییرات آن... علی اصغر خیابانی تنها، معروف به حاج علی اصغر گازی، متولد سال ١٣۱۵ است که به قول خودش از ٧سالگی تا ٧٠سالگی تمام زندگی‌اش را با پیشه اجدادش یعنی کشاورزی گذرانده است. پنج پسر دارد و سه دختر و ٥٠ تا نوه و نبیره! بابا و به قول خودش، بابوهایش همه ساکن قلعه خیابان بوده‌اند و حاجی‌زاده‌ها و خان‌سالار‌های این منطقه!
خانه‌ای که این روحانی وارسته در آن می‌زیست، منزلی بسیار ساده و قدیمی و با امکانات محدودی بود که در وهله اول بسیار متعجب شدم ایشان با اینکه فرزندان نامداری دارد و حداقل یکی از آن‌ها رئیس‌جمهور کشور است و دیگران نیز هر کدام دارای مقامات و مراتبی هستند، مع‌ذلک در چنین خانه‌ای محقر و ساده و در یک اتاق کوچک شاید9 متری در کنار انبوهی از کتاب‌های بسیار قدیمی زندگی می‌کند و عجیب‌تر آنکه این پیرمرد و پیرزن سالخورده خدمتکاری نداشتند و در عین حال با میهمان اینقدر گشاده‌رو بودند و من خود شرمنده شدم که چرا مزاحمت برای آن‌ها ایجاد کرده‌ام.
سبک جلسه به این صورت بود که فردی متن خاصی را برای همه می‌خواند و بقیه افراد درباره این متن به بحث و گفت‌وگو می‌پرداختند. محوریت مباحث مطرح‌شده نیز بر اساس کتاب‌هایی نظیر جواهرالکلام، حدائق‌الناظره، مدارک‌الاحکام، شرایع‌الاسلام و مستندالشیعه بود. اگر وقتی باقی می‌ماند حضار به بررسی تحولات و اتفاقات روز نیز اشاره می‌کردند. این جلسه علمی تا زمان حیات همه شرکت‌کنندگان آن ادامه داشت.
برادر بزرگترم برایم تعریف می‌کرد که وقتی رهبری به دنیا آمدند پدرم با مرحوم آیت الله خامنه‌ای در بالاخیابان روبه رو شدند. ایشان به پدرم گفتند: خداوند به من پسری عطا کرده است که اسمش را «علی» گذاشتم. پس از آن پدرم را به منزل آیت‌الله سید هاشم میردامادی، پدربزرگ رهبری، دعوت کردند تا در گوش فرزند نورسیده‌شان اذان و اقامه بگویند.
پدرم، آیت‌الله سید جواد خامنه‌ای، در زندگی بسیار منظم و مرتب بودند. غذایشان بسیار ساده و اندک بود. انسانی بسیار زاهد و بسیار بی‌اعتنا به مسائل دنیوی بودند. در زندگی غالب علما و شخصیت‌های روحانی به‌خصوص در میان قدما حدی از زندگی تعریف داشت، اما ایشان از آن حد تعریف شده زندگی نیز پایین‌تر بود. بزرگ‌تر که شدیم گاهی پیشنهاد می‌کردیم که اگر اجازه بدهید برخی امکانات رفاهی را برایتان فراهم کنیم، ایشان موافقت نمی‌کردند.
در همه روزهایی که به نزد دایی‌ام به سرای «سیگاری» می‌رفتم، برای ادای نماز ظهر و عصر به مسجد ترک‌ها (آذربایجانی‌ها) می‌رفتیم و به نماز جماعت که به امامت حضرت آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای اقامه می‌شد اقتدا می‌کردیم. آن سال‌ها شبستان، به اصطلاح پُر می‌شد و حتی گاهی صف جماعت در حیاط مسجد منعقد می‌شد. تمامی تجار سرای «سیگاری» و سرای «محمدیه» به اضافه کارمندانشان و کسبه آن بازار در آن نماز جماعت شرکت می‌کردند.
زمانی همه عشق و علاقه‌اش شنیدن صدای تیک تاک ساعت‌ها و چرخ‌دنده‌های ساعت‌های اسم و رسم‌دار قدیمی بوده است. پیرمرد 79ساله‌ای که یکی از قدیمی‌ترین ساعت‌سازهای مشهد در خیابان سرخس است و هنوز او و مغازه‌اش را ساعت‌بازها و آن‌هایی که ساعت‌های اصل و مارک قدیمی‌شان خراب می‌شود، خوب می‌شناسند. حاج احمد باخرد ورود به حرفه ساعت‌سازی را قسمت و سرنوشت خود می‌داند؛ قسمتی که به‌واسطه عموی ساعت‌سازش رقم می‌خورد تا پیشه او در کنار انبوه مشاغل سنتی خیابان سرخس هویت آن را سر و شکل بدهد.
ایوان و مصلای طرق جزو معدود بنا‌های تاریخی مشهد است که عمرش به بیش از ۵۰۰ سال می‌رسد و بنابر ادعای کارشناسان و مورخان در دوره تیموری بنا شده است.
سال‌‌های ابتدایی دهه30 به مشهد ‌آمد. آن‌قدر که پس اندازش اجازه داد، نزدیک‌ترین کوچه به حرم مطهر را انتخاب ‌کرد و خانه‌ای پنجاه‌متری در خیابان دریادل ‌خرید و مغازه کوچکی نیز سر خانه برای خود باز ‌کرد. اما تمام داستان احمد موحد و شهرتش به دوختن کت‌وشلوارهای بی‌نقص ختم نمی‌شود. داستان ارادتش به حضرت رضا(ع) و پابوسی هرروزه‌اش و همچنین کتابت 4قرآن را از زبان پسرش در این گزارش می‌خوانید.
حمام مهدی‌قلی‌بیک، تنها حمام تاریخی باقی‌مانده از شهری است که روزگاری، بهترین و معروف‌ترین حمام‌های جهان را داشته است. با‌این‌حال پیدا‌کردن رد و نشان حمام مهدی‌قلی‌بیک در مشهد امروز کار آسانی نیست.
گرم شدن تن و پافروبردن در حوضچه آب سرد، ساعت‌ها نشستن روی صفه و وسط بخار، خربزه لاکی خوردن، نرم کردن استخوان زیر مشت دلاکی و پیرِ هرچه مرض را درآوردن، کشیدن قلیان و خبر شمال تا جنوب شهر را شنفتن و این میان، با آواز یکی دهان گرم و رسا نفس کیفور شدن، فقط بخشی از آداب ورسوم استحمام ایرانی است که برابر مکتوبات تاریخی برای مسافر و گردشگران غربی هم بسیار شگفت انگیز و لذت بخش بوده است. درواقع حمام کردن سنتی دیرینه در ایران پیش و پس از اسلام بوده که همه کاربری اش در تن شستن خلاصه نمی‌شده است؛ گرمابه‌ها درواقع پاتوق توده‌های مردم و محلی‌ها برای گفتگو درباره مسائل روز و در جریان اخبار قرارگرفتن، خوش وبش کردن یا عقد قرارداد‌های مهم بوده و با رسومی مانند پسندیدن دختر‌های دم بخت، تولد نوزاد، نوروز و دیگر جشن‌ها پیوند داشته است.
حمام ساعت نداشت و خیلی‌ها بدون اینکه برایشان اهمیتی داشته باشد تمام ساعات روز را در حمام می‌ماندند، اما سال‌ها بعد وقتی پدرم به رحمت خدا رفته بود، بعضی آمدند و گفتند از ما راضی باشید که گاهی آب بیشتری استفاده کردیم و حواسمان نبوده که هزینه آن را پرداخت کنیم.
هرسال در آستانه ورود به ماه محرم، صحن و سرای حرم مطهر حضرت رضا(ع) با آیین‌ها و مراسم‌های خاصی سیاه‌پوش می‌شود. آیین‌هایی که قدمت صدهاساله دارند و برگزاری آن‌ها حتی در این ایام تعطیلی موقت حرم مطهر همچنان به همان سبک و سیاق قدیمی خود برگزار می‌شوند.