نخستین مطبعه چاپ سربی در مشهد، «مطبعه طوس» است. براساس یک پژوهش ارزشمند، تعداد ۲۵ عنوان کتاب طبعشده در این مطبعه شناسایی شده است.
تاریخ جان گرفتن مشهد از یک باغ شروع می شود؛ باغی که پیکر مطهر حضرت رضا(ع) را در آن دفن می کنند تا پس از آن، خاک خراسان با عطری بهشتی در هم آمیزد. تاریخ نگاران وسعت باغ «حمیدبن قحطبه» را در حدود یک میل در یک میل نوشته اند که «عزیزالله عطاردی» آن را از «فلکه حضرت» امروز بزرگ تر توصیف می کند. پیکر حضرت در سردابی که درون همین باغ بوده است و دهانهاش را آب قنات سناباد تر میکرده، شسته می شود.
معماران عصر نادری، مکانی، پشت ایوان عباسی را برای احداث دومین گلدسته انتخاب می کنند که ظاهرا تقارنی با محل گلدسته اول نسبت به گنبد نداشته است، اما پس از آنکه گلدسته جدید احداث می شود، دست کم از جبهه جنوب شرقی حرم (خیابانامام رضایفعلی) چنین به نظر می رسیده است که دو گلدسته قدیم و جدید کاملا در دو طرف گنبد طلا قرار دارند.
مراسم جاروکشی که اکنون بهصورت نمادین در حریم امام هشتم، دل زائران را با خود همراه میکند، مراسمی کهن است و بیش از 400سال قدمت دارد و هرکس قدم به حریم یار گذاشته، آن را به تماشا نشسته است. جاروکشی در عهد صفوی، خدمتی مستقل محسوب میشد. قدیمیترین سندی که به شغل جاروکشی در حرم اشاره دارد، حکم خدمت و پرداخت حقوق به جاروکش آستانه در سال 1011 هجری قمری به مقدار یکتومان و 6500دینار نقد و 23خروار غله است.
آسفالت خیابانها نخستین راهکار برای این پوستاندازی کالبدی است. اسناد مکتوب برجایمانده، تاریخ تصویب طرح آسفالتریزی خیابانهای ارض اقدس را تا روزهای آبان سال1313 خورشیدی به عقب میبرند. البته این طرح به دلایلی در این سال اجرا نمیشود و با چند سال تأخیر به سرانجام میرسد اما درنهایت این اتفاق پنجسال بعد به سرانجامی خوش ختم میشود.
خیابان فدائیان اسلام 6 در گذشته به نام شاعر نامی کشور «مهرداد اوستا» شناخته میشده است. ابتدای کوچه چند مغازه دزدگیر و تعمیرات خودرو قرار دارد اما سبک و سیاق قدیمی آن بهدلیل خانههایی که قدمتشان به بیش از 30سال میرسد هنوز حفظ شده است فقط چند آپارتمان نوساز در کوچه به چشم میخورد. اهالی میگویند تا همین چند سال پیش نیز در تابلو سر کوچه نام اوستا حک شده بود اما با تعویض تابلوها این نام حذف شد.
150سال پیش اگر قرار بود رد یکی از ثروتمندان مشهدی را بزنیم، باید قدم در کوچه عسکریه میگذاشتیم که در دلش بیش از 20تاجر و ارباب و مالدار زندگی میکردند. معروفترینشان هم داروغه شهر بود که خانهای رو به خانه تاجر کشمش مشهد، آقای کشمشیان، داشت.
در اصطلاح عامه، چرک کف دست است اما دنیا روزگار درازی است از کوچکترین تا بزرگترین مبادلات و معیارهایش را بر میزان آن سنجیده است؛ پول، که به هر دو صورت فلزی و کاغذیاش دارای ارزش است، تاریخی خواندنی دارد. در سطرهای بعدی بهمناسبت طرح چاپ اسکناسهای جمهوری اسلامی که در 8آبان1358 به تصویب رسیده است، نقبی زدهایم به تاریخ چاپ اسکناس در ایران و مشهد. البته در این میان اشارهای نیز کردهایم به دارالضرب مشهد و ضرب سکههایی با نام مبارک امامرضا(ع)در این دیار.
خراسانی بودن، دل به قصه های کویر دادن و به طبع آن، خو گرفتن، سبب شده است گذرگاه داستان ها، روایتها و اتفاقهای بی شماری باشد که هر کدامشان، نشانه ای از خود بر جای گذاشته اندکه در قالب آداب، رسوم و فرهنگ اقوام مختلف ساکن در آن است. قشنگترین این روایت ها که قرن هاست نَقلش دهان به دهان گشته اما قندِ نُقلش هنوز پا برجاست، حکایت نماز باران خواندن امام رضا(ع) است که دیرگاهی است به یکی از سنتهای مردم آفتاب نشین خطه خراسان تبدیل شده و راهش را به دیگر شهرها و آبادی ها هم باز کرده است.
خیابان امام رضا55 یکی از خیابانهای فرعی محله رضاست که هنوز هویت قدیمش را حفظ کرده است. این خیابان در طی سالها تغییرات چندانی نداشته و با وجود ساخت و سازهایی که انجام شده است هنوز هم صفا و صمیمیت قدیم مردمش را میتوان به چشم دید.
اعضای دفتر تسهیلگری محله آبکوه و سعدآباد با همراهی کارشناسان اداره میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشکری استان و همچنین معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری استان از محله آبکوه بازدید کردند.
یخدان چهاربرج یکی از معدود یخدانهای به جامانده از عهد قجر است که قدمتی ۲۰۰ ساله دارد. این یخدان در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۳ با شماره ثبت ۱۱۰۸۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
ماندگاری نام خواجه عتیقی تنها برای وقفنامهاش نیست، بلکه در کتابهای تاریخی مختلف از او به عنوان اولین متولی دولتی آستان قدس رضوی نیز یاد کردهاند.
در قدیمیترین سندهای موجود آمده است؛ باتوجه به افزایش وقف زمین و مزارع در اوایل دوره صفوی و شکل گرفتن ادارات مختلف و منظم، برای روغنگیری هم ادارهای شکل گرفت. این اداره با نام عصارخانه سال 1011هجریقمری در آستانقدس رضوی شکل گرفت و ریاستش به خواجه درویشعلی عصار سپرده شد.
اعلان فروش خانه تاریخی سالاری بر سردرِ این بنای 100 ساله -و البته ثبتی در پشت باغ نادری مشهد- نصب شده است و سایه تخریب بر سر یکی از خاص ترین بناهای تاریخی مشهد (از نظر نوع معماری سردر) سنگینی می کند و میراث دوستان مشهدی نگران اند که نکند این خانه هم به بلایی که بر سر خانه های حناساب و کوزه کنانی و سایر بناهای تاریخ آمد دچار شود.
مهر 1400 در حالی که موج پنجم همه گیری رو به سرازیری است و شاید موج ششم در حال صعود، همراه با تعدادی از دوستداران میراث فرهنگی، روی بلندای کوهی در ابتدای دره داغستان ایستاده ایم. رو به رویمان خطوط ممتد سفیدی دیده می شود که راهشان را از میان سنگ نگاره ها باز کرده اند؛ خطوطی سفید که خطقرمزهای میراثی را درنوردیده اند و حالا با قطعه بندی زمین های مملو از سنگ نگاره ها، نشانگر آینده ای پر ساخت و ساز هستند.
خواجهربیع از علمای صدر اسلام بوده است و صفویان ارادت زیادی به اسلام داشتند اما اطلاعاتشان درباره خواجهربیع محدود بوده است بنابراین شاه عباس از شیخ بهایی کمک میگیرد. او نیز به درستی خواجهربیع را به شاه عباس معرفی و او را مجاب میکند دستورات لازم برای ساخت گنبد بر آرامگاه وی را صادر کند. شیخ بهایی همچنین به شاه عباس پیشنهاد میدهد گنبد سبز را که متعلق به یکی از عرفای شیعه مذهب ذهبیه است بسازد البته تکمیل این گنبد تا زمان شاه عباس دوم به تعویق میافتد.
«پاچنار» از آن روستاهای قدیمی نزدیک شهر است که امروز فقط اسمی از آن باقی مانده است و دیگر هیچ آثاری از پاچنار قدیم وجود ندارد.
در بهار سال1376 برای اینکه سردر مدرسه در طرح نوسازی و بهسازی اطراف حرم مطهر خراب نشود، در یک جابهجایی بزرگ، کل سردر از نقطه اولیه به نقطه دیگری تغییر مکان داد. این طرح نجاتبخش فقط همان یکبار در بافت قدیمی مشهد انجام شد و با وجود موفقیت، دیگر تکرار نشد تا امروز افسوس بخوریم به آنچه که از خانه و مکانهای تاریخی در نوسازی اطراف حرم مطهر خراب کردیم.
حرم مطهر رضوی نمایشگاهی مصور از فرهنگ و هنر ایرانی و اسلامی است. کاشیهایی زرینفام، معرق، هفترنگی و زیررنگی با نقوش مختلفی از شمسهها و نیمشمسهها تا نقوش هشت، شش و چهارگوش، گلدانی، ستارهای، ناودانی و... جلوه بصری خاصی به حرم بخشیده و معنویت این مکان نورانی را دوچندان کردهاند.