خیابان سرخس یکی از خیابانهای قدیمی و هویتی مشهد است. این خیابان مرز منطقه5و6 قرار گرفته و از پنجراه پایین خیابان به صورت اُریب جدا میشود و خودش را تا چهارراه قهوهخانه عرب میرساند. پیرمردهای با تجربهای در این خیابان به چشم میخورند که هر کدام در حُجره زهوار در رفتهای شغلی را سر پا نگه داشتهاند و لقمه نان حلالی را در میآورند. اگر نام این خیابان به گوشتان خورده و اطلاعی از مشاغل این خیابان ندارید؛ این گزارش را از دست ندهید.
بابانظر ۱۰ یا همان خیابان میثم شمالی در ابتدای محله رده واقع شده است. در گذشته قلعهکهنه، قلعه گنابادیها، قلعه نو، قلعه خردو، قلعه منتقی (محمدتقی)، قلعه حاجرمضان و... جزیی از همین محله رده بوده است.
قبرستان خردو تا سال1345 محل دفن اهالی محله نوغان به شمار میرفت، اما در گذر زمان و با شکلگیری قبرستان بهشت رضا(ع)، این قبرستان نیز مانند دیگر قبرستانهای کوچک محلی متروک و تخریب شد، بهطوری که اکنون دیگر اثر و نشانهای از آن وجود ندارد. نکته متفاوتی که در ارتباط با قبرستان خردو وجود دارد، مسجد این قبرستان است که با وجود گذشت بیش از نیمقرن، هنوز هم در محله پابرجاست.
در منطقه ثامن مشهد 40حمام بزرگ و کوچک وجود داشت و دسترسی به حمام آسان بود، اما بستن بار و بنه و اجرای مراسم مخصوص عید، حمامکردن را مثل هفتخان رستم کرده بودند.
مدیران شهری سالهاست به این نتیجه رسیدهاند که فضاهای محلی باید به گونهای باشند که یک اثر هنری جنبه هویتبخشی برای آن محله و منطقه را داشته باشد. اتفاقی که پای هر رهگذری را ناخودآگاه سست کند و آنها را به این فکر بیندازد که این شخصیت چهکسی است و به نظر میرسد اثر هنرمند بنام مشهدی، محمدحسین مأموریان، این اتفاق را رقم زده است.
پس از اجرای طرح احیای بازار سرشور، از ابتدای اسفند امسال جدارهسازی کوچه آیتالله خامنهای نیز در دستور کار شهرداری قرار گرفت و طرح بازآفرینی آن آغاز شد.
از آن زمانی که حسینمیرزا میرالدوله، والی خراسان در سال1320، در کوچهای نزدیک به چهارراه نادری آن روزها آبانباری بنا کرد تا آب شرب مردم محله و چهارحوض واقع در صحن عتیق را تأمین کند، کوچه را به نام او مزین کردند.
در محله نوغان که جز کهنترین محلات مشهد است یک نانوایی با قدمت 120ساله وجود دارد و صاحب کنونی آن، جواد فارسی، متولد سال1338 است. مردی که در همین محله متولد شده، قد کشیده و گذشته آن را بهخوبی به یاد دارد.
وقتی عصارنیای بزرگ کارخانه یخ را راه میاندازد در بولوار توس، نه سه راهی بوده و نه خیابانی. آن وقتها توس تا چشم کار میکرده بیابان بوده و زمین، اما افتتاح کارخانه و آمد و شد مردم و کارگران باعث میشود سه راه دانش رونق بگیرد. با گذشت 45سال هنوز مردم مشهد سه راه دانش را با نام کارخانه یخ میشناسند؛ کارخانهای که امروز نفسهای آخرش را میکشد.
بعد از سروصداهای زیادی که 2سال پیش درباره امن نبودن سرای عزیزا...اف ایجاد شد و این تجارتخانه صدساله مشهدیها از سوی مقامات دادگستری و آتشنشانی پلمب شد، شهرداری مشهد پیشقدم شد و با هماهنگی با سازمان میراثفرهنگی و جمعی از کسبه با قبول بخشی از هزینهها تصمیم به بازسازی و مرمت مشارکتی این سرا گرفت.
زمانی در اطراف حرم مطهر امام رضا(ع) صدای شاگرد عکاسباشیها به گوش میرسید که هر رهگذری را دعوت به عکاسی میکردند: «عکس میگیریم، عکس حرم و بارگاه»؛ اکنون زمان زیادی از آن روزگار گذشته است و عکاسی صنعتی و دیجیتالی و تلفنهای همراه جایگزین این نوع عکسها شدهاند. حالا اگر در حوالی حرم قدم بزنید، کمتر صدای شاگرد عکاسباشی را میشنوید و شاید این حرفه نیز همانند بسیاری دیگر از شغلها به دست فراموشی سپرده شود.
١١4سال پیش درست در کنار همین نهر که به نهر محمدآباد معروف بوده، روبهروی دو درخت توت سر به فلک کشیده، مسجد ابوالفضلیها ساخته میشود.
درباره خیابانی که از سال 66 کسب و کار تجاری در آن شروع شد و اکنون با بیش از 400واحد، بورس خدمات الکتریکی است
شیرمحمد شیرمحمدی جزو اولین ساکنان محدوده میدان عسکریه بوده است. حجره عطاریاش هم درست جایی بوده که الان فلکه است. آن زمان شهر به همین محدوده ختم میشد و بعد از آن دیگر آبادی نبود.
ساخت ایستگاه راهآهن مشهد در ۲۵ شهریور ۱۳۳۴ شروع و در ۴ آبان ۱۳۴۵ به بهرهبرداری رسیده است. این ساختمان با طرحی از معماران ایرانی حیدر غیایی، عبدالعزیز فرمانفرماییان و محسن فروغی و یک معمار فرانسوی به نام فرناند پویون اجرا شده است.
دلیل گذاشتن نام «برق» بر روی تقاطع مفتح و طبرسی وجود دکل برقی در این محدوده است. این دکل که آن زمان تمام برق محله طلاب را تأمین میکرده، شامل دستگاهی است که مقداری از آن روی زمین بوده و دیده میشده و قسمتی نیز در زیر زمین بوده است
راویان قصههای متفاوتی دارند. هرکدام بخشی از تاریخ را خواسته یا ناخواسته به تصویر میکشند. عکسها عهدهدار بخشی از این مسئولیت هستند و با اینکه کمتر گوشه آلبومی ماندهاند، اما روایتشان عینیترین و شیرینترینِ روایتهاست.
قرار است چشم در چشم همین عکسها، گذشته کوچه و خیابانهایی را به تصویر بکشیم که نام خاصی دارد و در مشهد به محله جاروبافها شهره است.
شهید مفتح۴ از کوچههای نامآشنای محله طلاب به شمار میرود. مسجد فقیهسبزواری، یکی از پایگاههای مهم و تأثیرگذار فعالیتهای انقلابی و فرهنگی در دوران انقلاب، نام کوچه را زبانزد کرده است. مرکز و حوزه علمیه صاحبالزمان(عج) دیواربهدیوار مسجد است و در فعالیتهای انقلابی و دینی مؤثر بوده است. داروخانه، کلینیکهای درمانی تخصصی و... هم از دیگر بناهای کوچهای در همسایگی بازار زرگرهاست.
تا 60سال پیش این محدوده که کوچه شهید خاکزاده 5 را هم در بر می گیرد بیشترش زمین کشاورزی بود. میگویند نزدیکترین آبادی سمزقند بوده است. از وقتی سازمان آتشنشانی قطعات 250متری کشاورزی را به کارکنانش داد، به محله آتشنشانی معروف و کمکم آباد شد. حسینیه و مسجد وقفی پنجتن آلعبا از مهمترین پایگاههای مردمی به حساب میآید.
این منطقه شبیه یک میز اردور است که برای ما چیده شده و هرچه باب طبعمان است، در آن مییابیم. برای کوه دوستان دامنهها و برای آبیها زیبایی منحصر به فرد حوضچههای صیقلی فراهم است. برای خانوادهها فضای گشوده رو به کوهستان در آلاچیقها و برای اهل پیاده روی فاصله ۳ کیلومتری تا حوضها مهیاست. راه دسترسی به این خطه گردشگری از انتهای خلج میگذرد. ۳ کیلومتر پس از پایان محله خلج و گذر از جادهای کم عرض که در یک سوی آن فنسها و سازمانهای نظامی حضور دارند و در سوی دیگر تپههای بلند. شاید بد نباشد بدانیم که هفت حوض از چالیدره، شاندیز، جاغرق و دیگر ییلاقات به مرکز شهر نزدیکتر است. اگر ترافیک نباشد از میدان شهدا تا هفت حوض حدود ۴۰ دقیقه فاصله است.